🔸بیان نتیجه با “So + Adjective/Adverb + That”
این ساختار به ما اجازه میدهد تا شدت یک صفت یا قید را بیان کرده و بلافاصله نتیجه یا پیامد آن را با استفاده از “That” مشخص کنیم. این روش، بیان علت و معلول را بسیار قدرتمند و فصیح میسازد.
ساختار کلی:
فاعل + فعل + So + صفت (Adjective) / قید (Adverb) + That + جمله نتیجه
نحوه عملکرد و مثالها:
۱. استفاده با صفات (Adjectives):
این حالت برای توصیف چیزی استفاده میشود که به شدت دارای یک ویژگی خاص است.
مثال: The coffee was so hot that I couldn’t drink it.
(قهوه آنقدر داغ بود که نتوانستم آن را بنوشم.)
توضیح: شدت داغی قهوه (So hot) منجر به نتیجهای شد (نتوانستم بنوشم).
مثال: She is so intelligent that she always gets the highest scores.
(او آنقدر باهوش است که همیشه بالاترین نمرات را میگیرد.)
توضیح: سطح هوش او (So intelligent) نتیجهای را در پی دارد (گرفتن بالاترین نمرات).
۲. استفاده با قیود (Adverbs):
این حالت برای توصیف نحوه انجام یک عمل استفاده میشود که شدت آن، نتیجهای را به همراه دارد.
مثال: He spoke so quietly that no one in the back could hear him.
(او آنقدر آرام صحبت کرد که هیچکس در انتهای سالن صدایش را نشنید.)
توضیح: شدت آرام صحبت کردن (So quietly) منجر به این نتیجه شد که کسی او را نشنید.
مثال: They ran so fast that they arrived before anyone else.
(آنها آنقدر سریع دویدند که زودتر از بقیه رسیدند.)
توضیح: شدت سرعت دویدن (So fast) نتیجهای داشت (رسیدن زودتر از بقیه).
نکات کلیدی:
این ساختار برای بیان شدت و پیامد بسیار مفید است.
“So” قبل از صفت یا قید میآید و “That” جملهی نتیجه را آغاز میکند.
این روش، جایگزین خوب و فصیحتری برای استفاده مکرر از “and” برای بیان علت و معلول است.
این ساختار به ما اجازه میدهد تا شدت یک صفت یا قید را بیان کرده و بلافاصله نتیجه یا پیامد آن را با استفاده از “That” مشخص کنیم. این روش، بیان علت و معلول را بسیار قدرتمند و فصیح میسازد.
ساختار کلی:
فاعل + فعل + So + صفت (Adjective) / قید (Adverb) + That + جمله نتیجه
نحوه عملکرد و مثالها:
۱. استفاده با صفات (Adjectives):
این حالت برای توصیف چیزی استفاده میشود که به شدت دارای یک ویژگی خاص است.
مثال: The coffee was so hot that I couldn’t drink it.
(قهوه آنقدر داغ بود که نتوانستم آن را بنوشم.)
توضیح: شدت داغی قهوه (So hot) منجر به نتیجهای شد (نتوانستم بنوشم).
مثال: She is so intelligent that she always gets the highest scores.
(او آنقدر باهوش است که همیشه بالاترین نمرات را میگیرد.)
توضیح: سطح هوش او (So intelligent) نتیجهای را در پی دارد (گرفتن بالاترین نمرات).
۲. استفاده با قیود (Adverbs):
این حالت برای توصیف نحوه انجام یک عمل استفاده میشود که شدت آن، نتیجهای را به همراه دارد.
مثال: He spoke so quietly that no one in the back could hear him.
(او آنقدر آرام صحبت کرد که هیچکس در انتهای سالن صدایش را نشنید.)
توضیح: شدت آرام صحبت کردن (So quietly) منجر به این نتیجه شد که کسی او را نشنید.
مثال: They ran so fast that they arrived before anyone else.
(آنها آنقدر سریع دویدند که زودتر از بقیه رسیدند.)
توضیح: شدت سرعت دویدن (So fast) نتیجهای داشت (رسیدن زودتر از بقیه).
نکات کلیدی:
این ساختار برای بیان شدت و پیامد بسیار مفید است.
“So” قبل از صفت یا قید میآید و “That” جملهی نتیجه را آغاز میکند.
این روش، جایگزین خوب و فصیحتری برای استفاده مکرر از “and” برای بیان علت و معلول است.
Telegram
اصطلاحات شیرین انگلیسی
ESL podcast
یکی از محبوب ترین و کاملترین پادکست های آمریکایی است حتما ازش برای یادگیری زبان استفاده کنید😍
عضویت در کانال خصوصی ESL podcast فقط 200 تومان
برای ثبت عضویت به آیدی زیر پیام دهید
@kindness9911
یکی از محبوب ترین و کاملترین پادکست های آمریکایی است حتما ازش برای یادگیری زبان استفاده کنید😍
عضویت در کانال خصوصی ESL podcast فقط 200 تومان
برای ثبت عضویت به آیدی زیر پیام دهید
@kindness9911
ساختار زمان حال ساده در انگلیسی
زمان حال ساده برای بیان حقایق کلی، عادتها و کارهای روزمره استفاده میشود. در این ساختار برای فاعلهای جمع و ضمایر من و تو از شکل ساده فعل استفاده میکنیم.
I work every day.
برای فاعلهای سوم شخص مفرد مانند او، به آخر فعل پسوند s یا es اضافه میشود.
She works every day.
منفی کردن زمان حال ساده
برای منفی کردن جملات از افعال کمکی do not و does not قبل از فعل اصلی استفاده میشود. با آمدن does، پسوند s از آخر فعل حذف میشود.
I do not work every day.
She does not work every day.
سوالی کردن زمان حال ساده
برای ساختن جملات سوالی، کافی است افعال کمکی Do و Does را به ابتدای جمله و قبل از فاعل منتقل کنید.
Do you work every day?
Does she work every day?
زمان حال ساده برای بیان حقایق کلی، عادتها و کارهای روزمره استفاده میشود. در این ساختار برای فاعلهای جمع و ضمایر من و تو از شکل ساده فعل استفاده میکنیم.
I work every day.
برای فاعلهای سوم شخص مفرد مانند او، به آخر فعل پسوند s یا es اضافه میشود.
She works every day.
منفی کردن زمان حال ساده
برای منفی کردن جملات از افعال کمکی do not و does not قبل از فعل اصلی استفاده میشود. با آمدن does، پسوند s از آخر فعل حذف میشود.
I do not work every day.
She does not work every day.
سوالی کردن زمان حال ساده
برای ساختن جملات سوالی، کافی است افعال کمکی Do و Does را به ابتدای جمله و قبل از فاعل منتقل کنید.
Do you work every day?
Does she work every day?
Telegram
فیلم و داستان انگلیسی
🎬Broke Girls
خلاصه داستان :
این سریال کمدی داستان دو دختر است. مکس بلک که فرزند یک زن سطح اجتماعی پایین و یک پدر نامشخص است و و کرولاین چانینگ که ثروتمند به دنیا آمده اما بعد از یک رسوایی مالی، حالا در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکند. آنها به دنبال درآوردن ۲۵۰هزار…
خلاصه داستان :
این سریال کمدی داستان دو دختر است. مکس بلک که فرزند یک زن سطح اجتماعی پایین و یک پدر نامشخص است و و کرولاین چانینگ که ثروتمند به دنیا آمده اما بعد از یک رسوایی مالی، حالا در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکند. آنها به دنبال درآوردن ۲۵۰هزار…
❤1
ساختار زمان گذشته ساده در انگلیسی
زمان گذشته ساده برای بیان کارهایی استفاده میشود که در یک زمان مشخص در گذشته شروع و به پایان رسیدهاند. برای ساختن این زمان، به آخر افعال باقاعده پسوند ed اضافه میکنیم.
I watched a movie yesterday.
برخی افعال بیقاعده هستند و شکل آنها در زمان گذشته کاملاً تغییر میکند.
She went to the park.
منفی کردن زمان گذشته ساده
برای منفی کردن جملات در زمان گذشته، از فعل کمکی did not قبل از فعل اصلی استفاده میشود. توجه داشته باشید که با آمدن did، فعل اصلی به شکل ساده و اولیه خود بازمیگردد.
I did not watch a movie yesterday.
She did not go to the park.
سوالی کردن زمان گذشته ساده
برای ساختن جملات سوالی، فعل کمکی Did را به ابتدای جمله و قبل از فاعل منتقل میکنیم و فعل اصلی را به صورت ساده مینویسیم.
Did you watch a movie yesterday?
Did she go to the park?
زمان گذشته ساده برای بیان کارهایی استفاده میشود که در یک زمان مشخص در گذشته شروع و به پایان رسیدهاند. برای ساختن این زمان، به آخر افعال باقاعده پسوند ed اضافه میکنیم.
I watched a movie yesterday.
برخی افعال بیقاعده هستند و شکل آنها در زمان گذشته کاملاً تغییر میکند.
She went to the park.
منفی کردن زمان گذشته ساده
برای منفی کردن جملات در زمان گذشته، از فعل کمکی did not قبل از فعل اصلی استفاده میشود. توجه داشته باشید که با آمدن did، فعل اصلی به شکل ساده و اولیه خود بازمیگردد.
I did not watch a movie yesterday.
She did not go to the park.
سوالی کردن زمان گذشته ساده
برای ساختن جملات سوالی، فعل کمکی Did را به ابتدای جمله و قبل از فاعل منتقل میکنیم و فعل اصلی را به صورت ساده مینویسیم.
Did you watch a movie yesterday?
Did she go to the park?
Telegram
فیلم و داستان انگلیسی
مجموعه VIP مکالمه و پادکست تخصصی، برای اطلاع بیشتر وارد این پست شوید.
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوان چون هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوان چون هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
❤1
این پادکست و صدها پادکست تخصصی کوتاهتر و بلندتر با در نظر گرفتن تمام موارد یادگیری زبان انگلیسی در یک مجموعه به همراه سطحها مکالمه با همین سبک و سیاق برای کسانی که میخواهند بدون کتاب بدون کلاس زبان انگلیسی یاد بگیرند.
برای دریافت این مجموعه به من پیام دهید کلیک کن
👇👇👇👇
کلیک کن یک نمونه از صدها نمونه را ببین
Telegram
English quiz
مجموعه VIP مکالمه و پادکست تخصصی، برای اطلاع بیشتر وارد این پست شوید.
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
برای تمرین امروز، بیایید روی یک ساختار کاربردی در مکالمات روزمره تمرکز کنیم: استفاده از عبارت «Would you mind...» برای درخواستهای محترمانه.
---
English Lesson: Polite Requests
"When you want to ask someone for a favor, it is often better to be polite. Instead of saying 'Open the window,' try saying, 'Would you mind opening the window?'
This phrase is very common in English. Remember: after 'Would you mind,' you should always use the -ing form of the verb (gerund). If someone asks you this, and you agree, you should say 'No, not at all' or 'Of course not,' which means you are happy to help."
:
«درخواستهای محترمانه»
«وقتی میخواهید از کسی تقاضایی کنید، بهتر است مؤدب باشید. به جای اینکه بگویید «پنجره را باز کن»، سعی کنید بگویید «ممکن است لطفاً پنجره را باز کنید؟»
این عبارت در زبان انگلیسی بسیار رایج است. به یاد داشته باشید: بعد از عبارت 'Would you mind'، همیشه باید از شکل ingدار فعل استفاده کنید. اگر کسی این را از شما خواست و شما موافق بودید، باید بگویید 'No, not at all' (نه، اصلاً مشکلی نیست) یا 'Of course not' (البته که نه)، که به این معنی است که با کمال میل کمک میکنید.»
نکات کلیدی برای یادگیری:
1. ساختار گرامری:
* Would you mind + Verb-ing?
2. پاسخ به این درخواست:
* نکته ظریف اینجاست: وقتی کسی از شما میپرسد *Would you mind...?* (آیا برایت زحمتی نیست...؟)، اگر بگویید Yes، در واقع به این معنی است که «بله، زحمت است!» پس همیشه برای موافقت از No استفاده کنید.
* No, not at all (اصلاً زحمتی نیست).
3. تمرین:
سعی کنید با استفاده از این ساختار، یک درخواست برای یکی از کارهای زیر بنویسید و در پاسخ برایم بفرستید:
* خاموش کردن چراغ (Turn off the light)
* کمی آرامتر صحبت کردن (Speak a bit slower)
---
English Lesson: Polite Requests
"When you want to ask someone for a favor, it is often better to be polite. Instead of saying 'Open the window,' try saying, 'Would you mind opening the window?'
This phrase is very common in English. Remember: after 'Would you mind,' you should always use the -ing form of the verb (gerund). If someone asks you this, and you agree, you should say 'No, not at all' or 'Of course not,' which means you are happy to help."
:
«درخواستهای محترمانه»
«وقتی میخواهید از کسی تقاضایی کنید، بهتر است مؤدب باشید. به جای اینکه بگویید «پنجره را باز کن»، سعی کنید بگویید «ممکن است لطفاً پنجره را باز کنید؟»
این عبارت در زبان انگلیسی بسیار رایج است. به یاد داشته باشید: بعد از عبارت 'Would you mind'، همیشه باید از شکل ingدار فعل استفاده کنید. اگر کسی این را از شما خواست و شما موافق بودید، باید بگویید 'No, not at all' (نه، اصلاً مشکلی نیست) یا 'Of course not' (البته که نه)، که به این معنی است که با کمال میل کمک میکنید.»
نکات کلیدی برای یادگیری:
1. ساختار گرامری:
* Would you mind + Verb-ing?
* مثال: *Would you mind helping me?* (نه: Would you mind to help me?)2. پاسخ به این درخواست:
* نکته ظریف اینجاست: وقتی کسی از شما میپرسد *Would you mind...?* (آیا برایت زحمتی نیست...؟)، اگر بگویید Yes، در واقع به این معنی است که «بله، زحمت است!» پس همیشه برای موافقت از No استفاده کنید.
* No, not at all (اصلاً زحمتی نیست).
3. تمرین:
سعی کنید با استفاده از این ساختار، یک درخواست برای یکی از کارهای زیر بنویسید و در پاسخ برایم بفرستید:
* خاموش کردن چراغ (Turn off the light)
* کمی آرامتر صحبت کردن (Speak a bit slower)
Telegram
گرامر را آسان یاد بگیرید
مجموعه VIP مکالمه و پادکست تخصصی، برای اطلاع بیشتر وارد این پست شوید.
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
چند اصطلاح کاربردی در زبان انگلیسی:
۱. I'm game (من پایهام / من هستم)
وقتی کسی پیشنهادی برای یک فعالیت تفریحی، تفریح یا کار هیجانانگیز میدهد و شما میخواهید موافقت خود را اعلام کنید.
مثال:
"We’re going to cinema tonight, want to come?" — "I'm game!"
(امشب داریم میریم سینما، میای؟ — من پایهام!)
۲. I'm broke (جیبم خالیه / ورشکستم)
این اصطلاح به معنی نداشتن پولِ نقد در همان لحظه یا به طور کلی است. کاملاً عامیانه است اما بیادبانه نیست.
مثال:
I can’t go shopping with you, I’m broke until payday.
(نمیتونم باهات بیام خرید، تا روز حقوق گرفتن آه در بساط ندارم.)
۳. I'm bushed (جنازهام / از پا افتادم)
یک اصطلاح فوقالعاده برای زمانی که خستگی جسمی شما به اوج خودش رسیده است (خیلی قویتر از I'm tired).
مثال
:
I’ve been working for 12 hours. I’m bushed!
(۱۲ ساعته دارم کار میکنم. جنازهام!
)
۴. I'm ticklish (قلقلکیام)
معادل دقیق قلقلکی بودن. معمولاً وقتی کسی میخواهد سربه سرتان بگذارد یا نزدیکتان شود این را میگویید.
مث
ال:
Don't touch my feet, I'm really ticklish!
(به پاهام دست نزن، واقعاً قلقلکیا
م!)
۵. I'm torn (دو دلم / بین دو راهی گیر کردم)
کلمه Tear به معنی پاره کردن است و وقتی میگویید I'm torn، یعنی انگار ذهن یا قلبتان بین دو تصمیم متفاوت تکهپاره شده و نمیتوانید انتخاب کنید.
مثال:
I’m torn between staying at my current job or accepting the new offer.
(بین موندن تو شغل فعلیم یا قبول کردن پیشنهاد جدید، دو
دلم.)
۶. I'm tied up (دستم بنده / سرم شلوغه)
تصور کنید شما را با طناب به صندلی بستهاند و نمیتوانید تکان بخورید! این اصطلاح یعنی آنقدر درگیر کار هستید که وقت آزاد ندارید.
مثال:
I can't talk right now, I'm a bit tied up with a meeting.
(الان نمیتونم صحبت کنم، یه خرده دستم بندِ جلس
هست.)
۷. I'm all set (من آمادم / همهچیز ردیفه)
این عبارت یعنی کاملاً آماده بودن برای شروع کاری، یا نیاز نداشتن به چیز بیشتر (مثلاً وقتی گارسون میپرسد چیز دیگری میخواهید و شما سیر شدهاید
).
مثال:
Grab your coat, I’m all set to go.
(کُتت رو بردار، من کاملاً آماده
رفتنم.)
۸. I'm off (من رفتم / زدم به چاک)
یک خداحافظی سریع و صمیمی. یعنی من دارم این مکان را ترک می
کنم.
مثال:
It’s 5 PM, I’m off. See you tomorrow!
(ساعت ۵ شد، من رفتم. فردا
میبینمت!)
۹. I'm easy (برای من فرقی نداره / هر چی شما بگید)
وقتی از شما میخواهند بین چند گزینه انتخاب کنید و شما میخواهید بگویید سختگیر نیستید و با همهچیز مو
افقید.
مثال:
"Should we have pizza or pasta?" — "I'm easy, you choose."
(پیتزا بخوریم یا پاستا؟ — برای من فرقی نداره، تو
انتخاب کن.)
۱۰. I'm afraid (متأسفم / شرمنده ولی...)
این عبارت اصلاً به معنی ترسیدن نیست! بلکه یک فرمول بسیار مؤدبانه برای دادن یک خبر بد، گفتن «نه» یا رد کردن یک درخو
است است.
مثال:
I'm afraid I can't help you with this.
(شرمندهام، اما نمیتونم تو این مور
د کمکتون کنم.)
۱۱. I'm at your service (کوچیک شماییم / در خدمتتام)
عبارت I'm your humble معمولاً به صورت کاملتر یعنی I'm at your service یا I'm your humble servant به کار میرود که برای احترام، ارادت و مخلصم گفتن استفا
ده میشود.
مثال:
Anything you need, I’m at your service.
(هر چیزی که نیاز داری بگو
، من در خدمتتم.)
۱. I'm game (من پایهام / من هستم)
وقتی کسی پیشنهادی برای یک فعالیت تفریحی، تفریح یا کار هیجانانگیز میدهد و شما میخواهید موافقت خود را اعلام کنید.
مثال:
"We’re going to cinema tonight, want to come?" — "I'm game!"
(امشب داریم میریم سینما، میای؟ — من پایهام!)
۲. I'm broke (جیبم خالیه / ورشکستم)
این اصطلاح به معنی نداشتن پولِ نقد در همان لحظه یا به طور کلی است. کاملاً عامیانه است اما بیادبانه نیست.
مثال:
I can’t go shopping with you, I’m broke until payday.
(نمیتونم باهات بیام خرید، تا روز حقوق گرفتن آه در بساط ندارم.)
۳. I'm bushed (جنازهام / از پا افتادم)
یک اصطلاح فوقالعاده برای زمانی که خستگی جسمی شما به اوج خودش رسیده است (خیلی قویتر از I'm tired).
مثال
:
I’ve been working for 12 hours. I’m bushed!
(۱۲ ساعته دارم کار میکنم. جنازهام!
)
۴. I'm ticklish (قلقلکیام)
معادل دقیق قلقلکی بودن. معمولاً وقتی کسی میخواهد سربه سرتان بگذارد یا نزدیکتان شود این را میگویید.
مث
ال:
Don't touch my feet, I'm really ticklish!
(به پاهام دست نزن، واقعاً قلقلکیا
م!)
۵. I'm torn (دو دلم / بین دو راهی گیر کردم)
کلمه Tear به معنی پاره کردن است و وقتی میگویید I'm torn، یعنی انگار ذهن یا قلبتان بین دو تصمیم متفاوت تکهپاره شده و نمیتوانید انتخاب کنید.
مثال:
I’m torn between staying at my current job or accepting the new offer.
(بین موندن تو شغل فعلیم یا قبول کردن پیشنهاد جدید، دو
دلم.)
۶. I'm tied up (دستم بنده / سرم شلوغه)
تصور کنید شما را با طناب به صندلی بستهاند و نمیتوانید تکان بخورید! این اصطلاح یعنی آنقدر درگیر کار هستید که وقت آزاد ندارید.
مثال:
I can't talk right now, I'm a bit tied up with a meeting.
(الان نمیتونم صحبت کنم، یه خرده دستم بندِ جلس
هست.)
۷. I'm all set (من آمادم / همهچیز ردیفه)
این عبارت یعنی کاملاً آماده بودن برای شروع کاری، یا نیاز نداشتن به چیز بیشتر (مثلاً وقتی گارسون میپرسد چیز دیگری میخواهید و شما سیر شدهاید
).
مثال:
Grab your coat, I’m all set to go.
(کُتت رو بردار، من کاملاً آماده
رفتنم.)
۸. I'm off (من رفتم / زدم به چاک)
یک خداحافظی سریع و صمیمی. یعنی من دارم این مکان را ترک می
کنم.
مثال:
It’s 5 PM, I’m off. See you tomorrow!
(ساعت ۵ شد، من رفتم. فردا
میبینمت!)
۹. I'm easy (برای من فرقی نداره / هر چی شما بگید)
وقتی از شما میخواهند بین چند گزینه انتخاب کنید و شما میخواهید بگویید سختگیر نیستید و با همهچیز مو
افقید.
مثال:
"Should we have pizza or pasta?" — "I'm easy, you choose."
(پیتزا بخوریم یا پاستا؟ — برای من فرقی نداره، تو
انتخاب کن.)
۱۰. I'm afraid (متأسفم / شرمنده ولی...)
این عبارت اصلاً به معنی ترسیدن نیست! بلکه یک فرمول بسیار مؤدبانه برای دادن یک خبر بد، گفتن «نه» یا رد کردن یک درخو
است است.
مثال:
I'm afraid I can't help you with this.
(شرمندهام، اما نمیتونم تو این مور
د کمکتون کنم.)
۱۱. I'm at your service (کوچیک شماییم / در خدمتتام)
عبارت I'm your humble معمولاً به صورت کاملتر یعنی I'm at your service یا I'm your humble servant به کار میرود که برای احترام، ارادت و مخلصم گفتن استفا
ده میشود.
مثال:
Anything you need, I’m at your service.
(هر چیزی که نیاز داری بگو
، من در خدمتتم.)
Telegram
اصطلاحات شیرین انگلیسی
ESL podcast
یکی از محبوب ترین و کاملترین پادکست های آمریکایی است حتما ازش برای یادگیری زبان استفاده کنید😍
عضویت در کانال خصوصی ESL podcast فقط 200 تومان
برای ثبت عضویت به آیدی زیر پیام دهید
@kindness9911
یکی از محبوب ترین و کاملترین پادکست های آمریکایی است حتما ازش برای یادگیری زبان استفاده کنید😍
عضویت در کانال خصوصی ESL podcast فقط 200 تومان
برای ثبت عضویت به آیدی زیر پیام دهید
@kindness9911
click here
ساختار ترجیح دادن با Rather و Prefer
وقتی میخواهید بین دو گزینه یکی را انتخاب کنید، نحوه چیدمان فعلها بعد از این دو کلمه متفاوت است. بعد از Rather شکل ساده فعل میآید، اما بعد از Prefer فعل با ing یا حرف اضافه to قرار میگیرد.
با استفاده از Rather:
I would rather stay home than go out tonight.
امشب ترجیح میدهم خانه بمانم تا اینکه بیرون بروم.
با استفاده از Prefer:
I prefer staying home to going out tonight.
امشب خانه ماندن را به بیرون رفتن ترجیح میدهم.
قانون ترتیب صفتها
اگر بخواهید برای یک اسم چند صفت مختلف بیاورید، نمیتوانید آنها را تصادفی بچینید. صفتها در انگلیسی باید به یک ترتیب مشخص بیایند که با صفت نظر و کیفیت شروع میشود، سپس اندازه، سن، شکل، رنگ، اصالت و جنس قرار میگیرد.
مثال:
She bought a beautiful small old black handmade wooden table.
او یک میز چوبی دستساز مشکی قدیمی کوچک زیبای خریداری کرد.
در این جمله ابتدا نظر شخصی آمد، بعد اندازه، سن، رنگ، اصالت و در نهایت جنس میز.
جملات شرطی نوع دوم برای موقعیتهای فرضی
این ساختار برای صحبت درباره آرزوها یا موقعیتهایی است که در حال حاضر واقعی نیستند و احتمال رخ دادنشان خیلی کم است. نکته مهم این است که در این ساختار برای تمام فاعلها از جمله I و He و She به جای was از were استفاده میشود.
ساختار:
قسمت اول با If و گذشته ساده شروع میشود و در قسمت دوم از would به همراه فعل ساده استفاده میکنیم.
مثال:
If I were you, I would accept that job offer.
اگر جای تو بودم، آن پیشنهاد کاری را قبول میکردم.
مثال:
If she had more time, she would travel around the world.
اگر او وقت بیشتری داشت، به دور دنیا سفر میکرد.
افعال وجهی در گذشته برای بیان تاسف و احتمال
وقتی میخواهید درباره اتفاقات گذشته اظهار نظر کنید یا ابراز پشیمانی کنید، از ترکیب افعال وجهی با specify استفاده میشود.
برای ابراز پشیمانی یا سرزنش:
You should have told me the truth.
باید حقیقت را به من میگفتی. یعنی نگفتی و حالا کار از کار گذشته است.
برای حدس قوی در مورد گذشته:
He must have lost his keys.
او حتماً کلیدهایش را گم کرده است. یعنی با توجه به شواهد، مطمئن هستیم این اتفاق افتاده است.
فیلترشکن👉
ساختار ترجیح دادن با Rather و Prefer
وقتی میخواهید بین دو گزینه یکی را انتخاب کنید، نحوه چیدمان فعلها بعد از این دو کلمه متفاوت است. بعد از Rather شکل ساده فعل میآید، اما بعد از Prefer فعل با ing یا حرف اضافه to قرار میگیرد.
با استفاده از Rather:
I would rather stay home than go out tonight.
امشب ترجیح میدهم خانه بمانم تا اینکه بیرون بروم.
با استفاده از Prefer:
I prefer staying home to going out tonight.
امشب خانه ماندن را به بیرون رفتن ترجیح میدهم.
قانون ترتیب صفتها
اگر بخواهید برای یک اسم چند صفت مختلف بیاورید، نمیتوانید آنها را تصادفی بچینید. صفتها در انگلیسی باید به یک ترتیب مشخص بیایند که با صفت نظر و کیفیت شروع میشود، سپس اندازه، سن، شکل، رنگ، اصالت و جنس قرار میگیرد.
مثال:
She bought a beautiful small old black handmade wooden table.
او یک میز چوبی دستساز مشکی قدیمی کوچک زیبای خریداری کرد.
در این جمله ابتدا نظر شخصی آمد، بعد اندازه، سن، رنگ، اصالت و در نهایت جنس میز.
جملات شرطی نوع دوم برای موقعیتهای فرضی
این ساختار برای صحبت درباره آرزوها یا موقعیتهایی است که در حال حاضر واقعی نیستند و احتمال رخ دادنشان خیلی کم است. نکته مهم این است که در این ساختار برای تمام فاعلها از جمله I و He و She به جای was از were استفاده میشود.
ساختار:
قسمت اول با If و گذشته ساده شروع میشود و در قسمت دوم از would به همراه فعل ساده استفاده میکنیم.
مثال:
If I were you, I would accept that job offer.
اگر جای تو بودم، آن پیشنهاد کاری را قبول میکردم.
مثال:
If she had more time, she would travel around the world.
اگر او وقت بیشتری داشت، به دور دنیا سفر میکرد.
افعال وجهی در گذشته برای بیان تاسف و احتمال
وقتی میخواهید درباره اتفاقات گذشته اظهار نظر کنید یا ابراز پشیمانی کنید، از ترکیب افعال وجهی با specify استفاده میشود.
برای ابراز پشیمانی یا سرزنش:
You should have told me the truth.
باید حقیقت را به من میگفتی. یعنی نگفتی و حالا کار از کار گذشته است.
برای حدس قوی در مورد گذشته:
He must have lost his keys.
او حتماً کلیدهایش را گم کرده است. یعنی با توجه به شواهد، مطمئن هستیم این اتفاق افتاده است.
فیلترشکن👉
Telegram
English quiz
مجموعه VIP مکالمه و پادکست تخصصی، برای اطلاع بیشتر وارد این پست شوید.
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
👏1
click here
یک ساختار گرامری فوقالعاده کاربردی که مکالمه شما را از سطح مبتدی به پیشرفته میرساند، ساختار Causative یا افعال سببی است.
این ساختار زمانی استفاده میشود که شما کاری را خودتان انجام نمیدهید، بلکه شخص دیگری را مجاب میکنید یا به او پول میدهید تا آن کار را برای شما انجام دهد. دو فعل اصلی برای این کار Get و Have هستند که رفتار گرامری متفاوتی دارند.
ساختار اول با فعل Have
وقتی به کسی مسئولیت کاری را میدهید یا از یک متخصص میخواهید کاری برایتان بکند، بعد از شخص انجامدهنده، فعل را به صورت کاملاً ساده میآورید.
فرمول: فاعل + Have + شخص انجامدهنده + شکل ساده فعل
مثال:
I will have the mechanic fix my car.
من از مکانیک خواهم خواست که ماشینم را تعمیر کند.
ساختار دوم با فعل Get
این ساختار معنایی شبیه به قبلی دارد، اما بیشتر روی راضی کردن، متقاعد کردن یا اصرار کردن به کسی تمرکز دارد. نکته گرامریاش این است که بعد از شخص انجامدهنده باید از to به همراه فعل استفاده کنید.
فرمول: فاعل + Get + شخص انجامدهنده + to + شکل ساده فعل
مثال:
She got her brother to help her with the homework.
او برادرش را راضی کرد تا در انجام تکالیف به او کمک کند.
حالت مجهول (وقتی خود کار مهمتر از شخص انجامدهنده است)
اگر برایتان مهم نباشد چه کسی کار را انجام میدهد و فقط نتیجه کار مهم باشد، هر دو فعل Have و Get مثل هم عمل میکنند و فعل اصلی به شکل قسمت سوم یا همان past participle میآید.
مثال:
I had my hair cut yesterday.
دیروز موهایم را کوتاه کردم. یعنی دادم آرایشگر کوتاه کرد.
مثال:
You need to get your phone fixed.
باید تلفنت را بدهی تعمیر کنند.
یک ساختار گرامری فوقالعاده کاربردی که مکالمه شما را از سطح مبتدی به پیشرفته میرساند، ساختار Causative یا افعال سببی است.
این ساختار زمانی استفاده میشود که شما کاری را خودتان انجام نمیدهید، بلکه شخص دیگری را مجاب میکنید یا به او پول میدهید تا آن کار را برای شما انجام دهد. دو فعل اصلی برای این کار Get و Have هستند که رفتار گرامری متفاوتی دارند.
ساختار اول با فعل Have
وقتی به کسی مسئولیت کاری را میدهید یا از یک متخصص میخواهید کاری برایتان بکند، بعد از شخص انجامدهنده، فعل را به صورت کاملاً ساده میآورید.
فرمول: فاعل + Have + شخص انجامدهنده + شکل ساده فعل
مثال:
I will have the mechanic fix my car.
من از مکانیک خواهم خواست که ماشینم را تعمیر کند.
ساختار دوم با فعل Get
این ساختار معنایی شبیه به قبلی دارد، اما بیشتر روی راضی کردن، متقاعد کردن یا اصرار کردن به کسی تمرکز دارد. نکته گرامریاش این است که بعد از شخص انجامدهنده باید از to به همراه فعل استفاده کنید.
فرمول: فاعل + Get + شخص انجامدهنده + to + شکل ساده فعل
مثال:
She got her brother to help her with the homework.
او برادرش را راضی کرد تا در انجام تکالیف به او کمک کند.
حالت مجهول (وقتی خود کار مهمتر از شخص انجامدهنده است)
اگر برایتان مهم نباشد چه کسی کار را انجام میدهد و فقط نتیجه کار مهم باشد، هر دو فعل Have و Get مثل هم عمل میکنند و فعل اصلی به شکل قسمت سوم یا همان past participle میآید.
مثال:
I had my hair cut yesterday.
دیروز موهایم را کوتاه کردم. یعنی دادم آرایشگر کوتاه کرد.
مثال:
You need to get your phone fixed.
باید تلفنت را بدهی تعمیر کنند.
فیلترشکن V2Ray
Telegram
English quiz
مجموعه VIP مکالمه و پادکست تخصصی، برای اطلاع بیشتر وارد این پست شوید.
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوانید. هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی…
👍2
Is it okay if I...
اشکالی ندارد اگر من...؟
(نکته: فرمولی فوقالعاده مودبانه برای اجازه گرفتن در محیطهای عمومی، هتل یا تاکسی. بعد از آن فعل ساده میآید؛ مثلاً Is it okay if I sit here? یا Is it okay if I leave my luggage here?)
I'm having trouble with...
من با ... به مشکل خوردهام.
(نکته: قالبی نجاتبخش برای اعلام خرابی، کار نکردن دستگاهها یا مشکلات اقامتی به پذیرش هتل یا مامورین؛ مثلاً I'm having trouble with the Wi-Fi / the room key.)
How much does it cost to...
هزینهٔ ... چقدر میشود؟
(نکته: برای پرسیدن قیمت خدمات، بلیطها یا کرایهها پیش از استفاده، تا غافلگیر نشوید. بعد از آن فعل ساده میآید؛ مثلاً How much does it cost to rent a car for a day?)
Do you happen to know...
شما احتمالا میدانید که...؟
(نکته: یک ترفند زبانی نیتیو و بسیار نرم برای پرسیدن اطلاعات از غریبهها در خیابان. لحن آن بسیار محترمانهتر از کجاست و چیست معمولی است؛ مثلاً Do you happen to know when the next bus arrives?)
Can I try...
میتوانم ... را امتحان کنم؟
(نکته: در خرید لباس (برای پرو کردن) یا حتی در کافیشاپها و بستنیفروشیها برای تست کردن طعمها پیش از خرید کاربرد دارد؛ مثلاً Can I try this jacket on? یا Can I try this flavor?)
اشکالی ندارد اگر من...؟
(نکته: فرمولی فوقالعاده مودبانه برای اجازه گرفتن در محیطهای عمومی، هتل یا تاکسی. بعد از آن فعل ساده میآید؛ مثلاً Is it okay if I sit here? یا Is it okay if I leave my luggage here?)
I'm having trouble with...
من با ... به مشکل خوردهام.
(نکته: قالبی نجاتبخش برای اعلام خرابی، کار نکردن دستگاهها یا مشکلات اقامتی به پذیرش هتل یا مامورین؛ مثلاً I'm having trouble with the Wi-Fi / the room key.)
How much does it cost to...
هزینهٔ ... چقدر میشود؟
(نکته: برای پرسیدن قیمت خدمات، بلیطها یا کرایهها پیش از استفاده، تا غافلگیر نشوید. بعد از آن فعل ساده میآید؛ مثلاً How much does it cost to rent a car for a day?)
Do you happen to know...
شما احتمالا میدانید که...؟
(نکته: یک ترفند زبانی نیتیو و بسیار نرم برای پرسیدن اطلاعات از غریبهها در خیابان. لحن آن بسیار محترمانهتر از کجاست و چیست معمولی است؛ مثلاً Do you happen to know when the next bus arrives?)
Can I try...
میتوانم ... را امتحان کنم؟
(نکته: در خرید لباس (برای پرو کردن) یا حتی در کافیشاپها و بستنیفروشیها برای تست کردن طعمها پیش از خرید کاربرد دارد؛ مثلاً Can I try this jacket on? یا Can I try this flavor?)
Telegram
گرامر را آسان یاد بگیرید
یادگیری زبان انگلیسی و افزایش سرعت یادگیری با فیلم و سریال انگلیسی
با عضویت در مجموعه Vip فیلم و سریال و یادگیری زبان انگلیسی را با لذت تجربه کنید.
👈 عضویت دایمی در مجموعه 293 فیلم سینمایی با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی همزمان 400 تومان
👈 عضویت دایمی در…
با عضویت در مجموعه Vip فیلم و سریال و یادگیری زبان انگلیسی را با لذت تجربه کنید.
👈 عضویت دایمی در مجموعه 293 فیلم سینمایی با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی همزمان 400 تومان
👈 عضویت دایمی در…
👍1
گروه چت انگلیسی
در این گروه میتوانید با دیگران صحبت کنید و انگلیسی خود را تقویت کنید.
لطفاً ادب را رعایت کنید به پیوی دیگران وارد نشوید و حتماً آیدی و اسم داشته باشید
در این گروه میتوانید با دیگران صحبت کنید و انگلیسی خود را تقویت کنید.
لطفاً ادب را رعایت کنید به پیوی دیگران وارد نشوید و حتماً آیدی و اسم داشته باشید
افرادی که قصد عضویت در چت روم انگلیسی را دارند باید حتماً آیدی و اسم داشته باشند وجود آیدی تلگرام ضرورت تایید ورود به گروه چت هست.
مانند آیدی زیر
@L_e_c
Telegram
English chat room
گروه چت انگلیسی
تقویت مکالمه و مهارت های گفتگو
ارتباط با ما👈 https://t.me/L_e_c
@Online_ConversationSchool
تقویت مکالمه و مهارت های گفتگو
ارتباط با ما👈 https://t.me/L_e_c
@Online_ConversationSchool
📊 VOCABULARY: Which is the usual choice in British written English? 💡
Anonymous Quiz
41%
1) He's got a cold.
23%
2) He has a cold.
36%
Both
📘 گرامر ساده: کلمات اشاره در زبان انگلیسی (Demonstratives)
کلمات یا ضمایر اشاره واژههایی هستند که از آنها برای اشاره به افراد، اشیاء، مکانها یا زمانها استفاده میکنیم. در زبان انگلیسی، انتخاب کلمه اشاره به دو عامل بستگی دارد: تعداد (مفرد یا جمع بودن) و فاصله (نزدیک یا دور بودن).
📌 دستهبندی اصلی کلمات اشاره
کلمات اشاره نزدیک (Here)
This: به معنی «این» ➔ برای اسامی مفرد و نزدیک
These: به معنی «اینها» ➔ برای اسامی جمع و نزدیک
کلمات اشاره دور (Over there)
That: به معنی «آن» ➔ برای اسامی مفرد و دور
Those: به معنی «آنها» ➔ برای اسامی جمع و دور
🎯 کاربردهای کلمات اشاره
۱. مکان (Physical Distance)
This / These: برای اشاره به چیزها یا افرادی که در نزدیکی ما قرار دارند.
That / Those: برای اشاره به چیزها یا افرادی که از ما دور هستند.
💬 مثال در جمله:
Why is this racket so much more expensive than those ones on the wall?
(چرا این راکت اینقدر گرانتر از آنهایی است که روی دیوار هستند؟)
۲. زمان (Time Reference)
کلمات اشاره علاوه بر مکان، برای اشاره به زمان هم به کار میروند:
This / These: برای زمانهای حال، نزدیک یا دورههای زمانی که هنوز تمام نشدهاند (مثل این هفته، این ماه).
That / Those: معمولاً برای اشاره به زمانهایی در گذشته (و گاهی آینده دور) استفاده میشوند.
💬 مثال در جمله:
I have an important match this weekend.
(من این آخر هفته یک مسابقه مهم دارم. -> زمان نزدیک/آینده پیشرو)
That night I dreamt of being a famous tennis player.
(آن شب خواب دیدم یک تنیسباز معروف شدهام. -> اشاره به گذشته)
💡 دو نکته طلایی و کاربردی
نکته اول: استفاده از کلمات اشاره بدون تکرار اسم
برای جلوگیری از تکرار اسم، میتوان بعد از کلمات اشاره از واژههای one (برای مفرد) یا ones (برای جمع) استفاده کرد یا حتی اسم را کلاً حذف کرد:
this/that racket ➔ this/that one
these/those rackets ➔ these/those ones
نکته دوم: معرفی خود و دیگران (Introductions)
در زبان انگلیسی، برای معرفی افراد (چه حضوری و چه پشت تلفن) از کلمه اشاره This استفاده میشود:
💬 مثال در جمله:
This is Janet.
(این جنت است. -> معرفی یک دوست به فرد دیگر)
Hello, this is Shayan speaking.
(سلام، این شایان است که صحبت میکند. -> مکالمه تلفنی)
کلمات یا ضمایر اشاره واژههایی هستند که از آنها برای اشاره به افراد، اشیاء، مکانها یا زمانها استفاده میکنیم. در زبان انگلیسی، انتخاب کلمه اشاره به دو عامل بستگی دارد: تعداد (مفرد یا جمع بودن) و فاصله (نزدیک یا دور بودن).
📌 دستهبندی اصلی کلمات اشاره
کلمات اشاره نزدیک (Here)
This: به معنی «این» ➔ برای اسامی مفرد و نزدیک
These: به معنی «اینها» ➔ برای اسامی جمع و نزدیک
کلمات اشاره دور (Over there)
That: به معنی «آن» ➔ برای اسامی مفرد و دور
Those: به معنی «آنها» ➔ برای اسامی جمع و دور
🎯 کاربردهای کلمات اشاره
۱. مکان (Physical Distance)
This / These: برای اشاره به چیزها یا افرادی که در نزدیکی ما قرار دارند.
That / Those: برای اشاره به چیزها یا افرادی که از ما دور هستند.
🔸 This tennis racket here
👈 این راکت تنیسِ اینجا (مفرد و نزدیک)
🔸 That tennis racket over there
👈 آن راکت تنیسِ آنجا (مفرد و دور)
🔸 These tennis rackets here
👈 این راکتهای تنیسِ اینجا (جمع و نزدیک)
🔸 Those tennis rackets over there
👈 آن راکتهای تنیسِ آنجا (جمع و دور)
💬 مثال در جمله:
Why is this racket so much more expensive than those ones on the wall?
(چرا این راکت اینقدر گرانتر از آنهایی است که روی دیوار هستند؟)
۲. زمان (Time Reference)
کلمات اشاره علاوه بر مکان، برای اشاره به زمان هم به کار میروند:
This / These: برای زمانهای حال، نزدیک یا دورههای زمانی که هنوز تمام نشدهاند (مثل این هفته، این ماه).
That / Those: معمولاً برای اشاره به زمانهایی در گذشته (و گاهی آینده دور) استفاده میشوند.
💬 مثال در جمله:
I have an important match this weekend.
(من این آخر هفته یک مسابقه مهم دارم. -> زمان نزدیک/آینده پیشرو)
That night I dreamt of being a famous tennis player.
(آن شب خواب دیدم یک تنیسباز معروف شدهام. -> اشاره به گذشته)
💡 دو نکته طلایی و کاربردی
نکته اول: استفاده از کلمات اشاره بدون تکرار اسم
برای جلوگیری از تکرار اسم، میتوان بعد از کلمات اشاره از واژههای one (برای مفرد) یا ones (برای جمع) استفاده کرد یا حتی اسم را کلاً حذف کرد:
this/that racket ➔ this/that one
these/those rackets ➔ these/those ones
نکته دوم: معرفی خود و دیگران (Introductions)
در زبان انگلیسی، برای معرفی افراد (چه حضوری و چه پشت تلفن) از کلمه اشاره This استفاده میشود:
💬 مثال در جمله:
This is Janet.
(این جنت است. -> معرفی یک دوست به فرد دیگر)
Hello, this is Shayan speaking.
(سلام، این شایان است که صحبت میکند. -> مکالمه تلفنی)
Telegram
گرامر را آسان یاد بگیرید
یادگیری زبان انگلیسی و افزایش سرعت یادگیری با فیلم و سریال انگلیسی
با عضویت در مجموعه Vip فیلم و سریال و یادگیری زبان انگلیسی را با لذت تجربه کنید.
👈 عضویت دایمی در مجموعه 293 فیلم سینمایی با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی همزمان 400 تومان
👈 عضویت دایمی در…
با عضویت در مجموعه Vip فیلم و سریال و یادگیری زبان انگلیسی را با لذت تجربه کنید.
👈 عضویت دایمی در مجموعه 293 فیلم سینمایی با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی همزمان 400 تومان
👈 عضویت دایمی در…
👍2❤1
The boat ___ at 8 o'clock in the morning.
Anonymous Quiz
14%
leave
2%
to leave
23%
is leaving
61%
leaves
My brother ___ drive yet. He is too young.
Anonymous Quiz
14%
can
59%
can't
20%
couldn't
6%
is able to
I'm going shopping with Pauline. Do __ want to go with __ ?
Anonymous Quiz
13%
you / our
3%
I / us
74%
you / us
10%
your / me
Choose the correct word form 🧩 These shoes are very ____ for long walks. 👟 #a2
Anonymous Quiz
8%
comforted
75%
comfortable
12%
comfort
5%
comfortably
گروه چت انگلیسی
در این گروه میتوانید با دیگران صحبت کنید و مهارت های گفتگو و مکالمه خود را تقویت کنید.
در این گروه میتوانید با دیگران صحبت کنید و مهارت های گفتگو و مکالمه خود را تقویت کنید.
Telegram
English chat room
گروه چت انگلیسی
تقویت مکالمه و مهارت های گفتگو
ارتباط با ما👈 https://t.me/L_e_c
@Online_ConversationSchool
تقویت مکالمه و مهارت های گفتگو
ارتباط با ما👈 https://t.me/L_e_c
@Online_ConversationSchool