زمانها در زبان انگلیسی Tenses
شایان ـ مدرسه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزلJanuary 11, 2025
شایان ـ مدرسه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزلJanuary 11, 2025
Telegraph
زمانها در زبان انگلیسی Tenses
برای اطلاعات بیشتر در مورد هر زمان روی کلمه آبی کلیک کنید و این زمان را به زبان انگلیسی بیاموزید حال ساده کلیک کنید Present Simple از زمان حال ساده یا Simple Present در زبان انگلیسی برای نشان دادن عملی که در زمان حال یک بار یا چند بار به صورت تکراری اتفاق…
در مورد Ain't که پرسیده بودی، چند جمله معروف از آهنگها و فیلمها را برایت مینویسم تا کاربردش را بهتر ببینی:
Ain't no sunshine when she's gone.
خورشیدی نمیتابد وقتی او نیست. (در اینجا جایگزین There is no شده است).
I ain't afraid of no ghost.
من از هیچ روحی نمیترسم. (در اینجا جایگزین am not شده است).
It ain't over till it's over.
تا وقتی تمام نشده، تمام نشده است. (یعنی تا آخرین لحظه نباید ناامید شد).
Ain't
جمله اصلی: You are not alone.
با استفاده از Ain't: You ain't alone.
ترجمه: تو تنها نیستی.
جمله اصلی: I have not seen anything yet.
با استفاده از Ain't: I ain't seen nothing yet.
ترجمه: هنوز چیزی ندیدهای.
جمله اصلی: That is not my problem.
با استفاده از Ain't: That ain't my problem.
ترجمه: اون مشکل من نیست.
جمله اصلی: We are not going anywhere.
با استفاده از Ain't: We ain't going nowhere.
ترجمه: ما هیچجا نمیریم.
14198
Ain't no sunshine when she's gone.
خورشیدی نمیتابد وقتی او نیست. (در اینجا جایگزین There is no شده است).
I ain't afraid of no ghost.
من از هیچ روحی نمیترسم. (در اینجا جایگزین am not شده است).
It ain't over till it's over.
تا وقتی تمام نشده، تمام نشده است. (یعنی تا آخرین لحظه نباید ناامید شد).
Ain't
جمله اصلی: You are not alone.
با استفاده از Ain't: You ain't alone.
ترجمه: تو تنها نیستی.
جمله اصلی: I have not seen anything yet.
با استفاده از Ain't: I ain't seen nothing yet.
ترجمه: هنوز چیزی ندیدهای.
جمله اصلی: That is not my problem.
با استفاده از Ain't: That ain't my problem.
ترجمه: اون مشکل من نیست.
جمله اصلی: We are not going anywhere.
با استفاده از Ain't: We ain't going nowhere.
ترجمه: ما هیچجا نمیریم.
14198
Telegram
اصطلاحات شیرین انگلیسی
ESL podcast
یکی از محبوب ترین و کاملترین پادکست های آمریکایی است حتما ازش برای یادگیری زبان استفاده کنید😍
عضویت در کانال خصوصی ESL podcast فقط 200 تومان
برای ثبت عضویت به آیدی زیر پیام دهید
@kindness9911
یکی از محبوب ترین و کاملترین پادکست های آمریکایی است حتما ازش برای یادگیری زبان استفاده کنید😍
عضویت در کانال خصوصی ESL podcast فقط 200 تومان
برای ثبت عضویت به آیدی زیر پیام دهید
@kindness9911
❤1
بریم سراغ یه گرامر باحال و فوقالعاده عامیانه که توی چتها و فیلمها از "Going to" خیلی بیشتر میشنوی:
ساختار Gonna
این همون شکل شکسته و لاتیِ Going to هست که برای حرف زدن درباره «آینده» و «تصمیمات» استفاده میشه.
چطوری تو جمله به کارش ببریم؟
۱. وقتی میخوای بگی کاری رو انجام میدی:
I’m gonna call you later.
(بعداً بهت زنگ میزنم.)
۲. وقتی از یه اتفاق مطمئنی:
It’s gonna be a great day!
(قراره یه روز عالی باشه!)
۳. وقتی میخوای از کسی بپرسی چیکارهست:
What are you gonna do?
(میخوای چیکار کنی؟)
فوت کوزهگری برای تو
یادت باشه "Gonna" فقط واسه حرف زدن و چتهای صمیمی هست. اگه داری یه نامه رسمی مینویسی یا توی امتحان هستی، اصلاً ازش استفاده نکن و همون "Going to" رو بنویس.
یه نکته دیگه هم اینکه وقتی از Gonna استفاده میکنی، دیگه کلمه to رو بعدش نیار. مثلاً نگو "Gonna to go"، بگو:
I'm gonna go.
شایان، حالا تو بگو؛ فردا قراره چیکار کنی؟ (با همین Gonna برام بنویس)
ساختار Gonna
این همون شکل شکسته و لاتیِ Going to هست که برای حرف زدن درباره «آینده» و «تصمیمات» استفاده میشه.
چطوری تو جمله به کارش ببریم؟
۱. وقتی میخوای بگی کاری رو انجام میدی:
I’m gonna call you later.
(بعداً بهت زنگ میزنم.)
۲. وقتی از یه اتفاق مطمئنی:
It’s gonna be a great day!
(قراره یه روز عالی باشه!)
۳. وقتی میخوای از کسی بپرسی چیکارهست:
What are you gonna do?
(میخوای چیکار کنی؟)
فوت کوزهگری برای تو
یادت باشه "Gonna" فقط واسه حرف زدن و چتهای صمیمی هست. اگه داری یه نامه رسمی مینویسی یا توی امتحان هستی، اصلاً ازش استفاده نکن و همون "Going to" رو بنویس.
یه نکته دیگه هم اینکه وقتی از Gonna استفاده میکنی، دیگه کلمه to رو بعدش نیار. مثلاً نگو "Gonna to go"، بگو:
I'm gonna go.
شایان، حالا تو بگو؛ فردا قراره چیکار کنی؟ (با همین Gonna برام بنویس)
Telegram
فیلم و داستان انگلیسی
🎬Broke Girls
خلاصه داستان :
این سریال کمدی داستان دو دختر است. مکس بلک که فرزند یک زن سطح اجتماعی پایین و یک پدر نامشخص است و و کرولاین چانینگ که ثروتمند به دنیا آمده اما بعد از یک رسوایی مالی، حالا در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکند. آنها به دنبال درآوردن ۲۵۰هزار…
خلاصه داستان :
این سریال کمدی داستان دو دختر است. مکس بلک که فرزند یک زن سطح اجتماعی پایین و یک پدر نامشخص است و و کرولاین چانینگ که ثروتمند به دنیا آمده اما بعد از یک رسوایی مالی، حالا در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکند. آنها به دنبال درآوردن ۲۵۰هزار…
❤2
🔸 نمونه شعر عاشقانه (از ویلیام شکسپیر)
English:
> Shall I compare thee to a summer’s day?
> Thou art more lovely and more temperate:
> Rough winds do shake the darling buds of May,
> And summer’s lease hath all too short a date:
> Sometime too hot the eye of heaven shines,
> And often is his gold complexion dimm'd;
> And every fair from fair sometime declines,
> By chance or nature’s changing course untrimm'd;
> But thy eternal summer shall not fade,
> Nor lose possession of that fair thou ow’st;
> Nor shall Death brag thou wander’st in his shade,
> When in eternal lines to time thou grow’st:
> So long as men can breathe or eyes can see,
> So long lives this, and this gives life to thee.
فارسی (ترجمه):
> آیا باید تو را به یک روز تابستانی تشبیه کنم؟
> تو زیباتر و معتدلتری:
> بادهای خشن جوانههای عزیز ماه مه را میلرزانند،
> و قرارداد تابستان بسیار زود به پایان میرسد:
> گاهی چشم آسمان (خورشید) بیش از حد داغ میتابد،
> و اغلب رنگ طلاییاش تیره میشود؛
> و هر زیبایی از زیبایی، سرانجام رو به افول میگذارد،
> چه به اتفاق و چه بر اثر گردش دگرگون طبیعت؛
> اما تابستان ابدی تو هرگز رنگ نخواهد باخت،
> و از آن زیبایی که مالک هستی محروم نخواهی شد؛
> و مرگ هرگز به خود نخواهد بالید که تو در سایه او پرسه میزنی،
> آنگاه که تو در این ابیات جاودانه، با زمان در هم آمیزی:
> تا زمانی که انسانها نفس میکشند یا چشمها میتوانند ببینند،
> تا آن زمان، این شعر زنده خواهد ماند، و این شعر به تو زندگی خواهد بخشید.
English:
> Shall I compare thee to a summer’s day?
> Thou art more lovely and more temperate:
> Rough winds do shake the darling buds of May,
> And summer’s lease hath all too short a date:
> Sometime too hot the eye of heaven shines,
> And often is his gold complexion dimm'd;
> And every fair from fair sometime declines,
> By chance or nature’s changing course untrimm'd;
> But thy eternal summer shall not fade,
> Nor lose possession of that fair thou ow’st;
> Nor shall Death brag thou wander’st in his shade,
> When in eternal lines to time thou grow’st:
> So long as men can breathe or eyes can see,
> So long lives this, and this gives life to thee.
فارسی (ترجمه):
> آیا باید تو را به یک روز تابستانی تشبیه کنم؟
> تو زیباتر و معتدلتری:
> بادهای خشن جوانههای عزیز ماه مه را میلرزانند،
> و قرارداد تابستان بسیار زود به پایان میرسد:
> گاهی چشم آسمان (خورشید) بیش از حد داغ میتابد،
> و اغلب رنگ طلاییاش تیره میشود؛
> و هر زیبایی از زیبایی، سرانجام رو به افول میگذارد،
> چه به اتفاق و چه بر اثر گردش دگرگون طبیعت؛
> اما تابستان ابدی تو هرگز رنگ نخواهد باخت،
> و از آن زیبایی که مالک هستی محروم نخواهی شد؛
> و مرگ هرگز به خود نخواهد بالید که تو در سایه او پرسه میزنی،
> آنگاه که تو در این ابیات جاودانه، با زمان در هم آمیزی:
> تا زمانی که انسانها نفس میکشند یا چشمها میتوانند ببینند،
> تا آن زمان، این شعر زنده خواهد ماند، و این شعر به تو زندگی خواهد بخشید.
❤3
تفاوت eating و having وقتی میخواهیم بگوییم او دارد صبحانه میخورد
کدام جمله مناسبتر است
He is eating breakfast
He is having breakfast
هر دو جمله از نظر گرامری صحیح هستند، اما در زبان انگلیسی مدرن و روزمره، تفاوت ظریفی بین آنها وجود دارد که Having را به انتخاب بهتری تبدیل میکند:
۱. He is having breakfast
(مناسبتر و رایجتر)
* معنا: او دارد صبحانه میخورد (در حال صرفِ وعده صبحانه است).
* چرا این بهتر است؟ کلمه Have برای وعدههای غذایی (Breakfast, Lunch, Dinner) به کلِ فرآیند «صرف کردن» اشاره دارد. یعنی هم خوردن و هم نوشیدن را شامل میشود.
* لحن: این عبارت بسیار طبیعیتر (Natural) است و در ۹۰٪ مواقع انگلیسیزبانها از این فعل استفاده میکنند.
۲. He is eating breakfast
* معنا: او در حال جویدن/خوردنِ فیزیکیِ مواد غذایی صبحانه است.
* تفاوت: فعل Eat فقط روی عملِ «خوردن» (بلعیدن غذا) تمرکز دارد. اگر او در حال نوشیدن چای یا قهوه باشد، نظر فنی فعل Eat شامل آن نمیشود.
* لحن: کمی توصیفیتر و مستقیمتر است. انگار دارید دقیقاً به عملِ فیزیکیِ خوردنِ لقمهها اشاره میکنید.
💡 نکته طلایی (یک تفاوت گرامری مهم):
یکی از تفاوتهای جالب اینجاست که شما میتوانید بگویید:
* I am having a coffee.
(درست - به معنای نوشیدن)
* اما نمیتوانید بگویید:I am eating a coffee. (غلط - چون قهوه خوردنی نیست!)
بنابراین، Have چون هم شامل خوردنیها و هم نوشیدنیها میشود، برای «وعدههای غذایی» کلمه جامعتر و هوشمندانهتری است.
خلاصه: برای صحبت کردن، همیشه از Having استفاده کنید تا حرفهایتر به نظر برسید.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖🔸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کدام جمله مناسبتر است
He is eating breakfast
He is having breakfast
هر دو جمله از نظر گرامری صحیح هستند، اما در زبان انگلیسی مدرن و روزمره، تفاوت ظریفی بین آنها وجود دارد که Having را به انتخاب بهتری تبدیل میکند:
۱. He is having breakfast
(مناسبتر و رایجتر)
* معنا: او دارد صبحانه میخورد (در حال صرفِ وعده صبحانه است).
* چرا این بهتر است؟ کلمه Have برای وعدههای غذایی (Breakfast, Lunch, Dinner) به کلِ فرآیند «صرف کردن» اشاره دارد. یعنی هم خوردن و هم نوشیدن را شامل میشود.
* لحن: این عبارت بسیار طبیعیتر (Natural) است و در ۹۰٪ مواقع انگلیسیزبانها از این فعل استفاده میکنند.
۲. He is eating breakfast
* معنا: او در حال جویدن/خوردنِ فیزیکیِ مواد غذایی صبحانه است.
* تفاوت: فعل Eat فقط روی عملِ «خوردن» (بلعیدن غذا) تمرکز دارد. اگر او در حال نوشیدن چای یا قهوه باشد، نظر فنی فعل Eat شامل آن نمیشود.
* لحن: کمی توصیفیتر و مستقیمتر است. انگار دارید دقیقاً به عملِ فیزیکیِ خوردنِ لقمهها اشاره میکنید.
💡 نکته طلایی (یک تفاوت گرامری مهم):
یکی از تفاوتهای جالب اینجاست که شما میتوانید بگویید:
* I am having a coffee.
(درست - به معنای نوشیدن)
* اما نمیتوانید بگویید:
بنابراین، Have چون هم شامل خوردنیها و هم نوشیدنیها میشود، برای «وعدههای غذایی» کلمه جامعتر و هوشمندانهتری است.
خلاصه: برای صحبت کردن، همیشه از Having استفاده کنید تا حرفهایتر به نظر برسید.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖🔸
👈پادکست All Ears و IELTS Energy podcast
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
مجموعه کامل گرامر زبان
چهار هزار واژه
۲۹۳ فیلم سینمایی با دو زیرنویس
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
👈🔹چه پادکستی و چگونه بشنویم؟ اصلا چرا شنیدن پادکست ضرورت دارد. آخه وقتی خیلی از چیزایی که گفته میشه رو نمیفهمم چرا باید
👈🔆مژده بیش از دویست پادکست BBC با متن و ویدیو به این مجموعه اضافه شد بشنوم📶پادکست آموزشی All Ears English Podcast یکی دیگر از منبع…
👈🔆مژده بیش از دویست پادکست BBC با متن و ویدیو به این مجموعه اضافه شد بشنوم📶پادکست آموزشی All Ears English Podcast یکی دیگر از منبع…
❤2👍1
۵۰ قالب جمله سازی
و مکالمه
📍 برای دریافت بزن اینجا بنویس قالبهای مکالمه اگرم دوست داشتی مشورت کن کمکت کنم زبان یاد بگیری یا سرعت یادگیریت رو ببری بالا
و مکالمه
📍 برای دریافت بزن اینجا بنویس قالبهای مکالمه اگرم دوست داشتی مشورت کن کمکت کنم زبان یاد بگیری یا سرعت یادگیریت رو ببری بالا
Telegram
education management
For simple English grammar, you can start with the basics like sentence structure (subject-verb-object), parts of speech (nouns, verbs, adjectives, adverbs), and verb tenses (present, past, future).
Would you like me to explain any of these in more detail, or perhaps provide some examples? We could also focus on a specific area of grammar you're interested in. For example, are you curious about:
* Verb conjugations?
* Articles (a, an, the)?
* Prepositions?
* Forming questions?
Let me know what would be most helpful for you!
🔔🔔🔔🔔🔔
1. ساختار جمله: در انگلیسی سادهترین ساختار جمله به این صورته: فاعل + فعل + مفعول (Subject + Verb + Object).
* مثال: I (فاعل) eat (فعل) an apple (مفعول). (من یک سیب میخورم.)
2. اجزای کلام (Parts of Speech): اینها کلماتی هستند که نقشهای مختلفی در جمله دارند:
* اسم (Noun): نام شخص، مکان، چیز یا ایده (مثل: cat, London, book, happiness).
* فعل (Verb): نشاندهنده عمل یا حالت (مثل: run, is, think, play).
* صفت (Adjective): کلمهای که اسم را توصیف میکند (مثل: big, happy, red, interesting).
* قید (Adverb): کلمهای که فعل، صفت یا قید دیگری را توصیف میکند (مثل: quickly, very, happily, often).
3. زمانهای فعل (Verb Tenses): اینها نشان میدهند که عمل چه زمانی اتفاق افتاده است. زمانهای اصلی و ساده عبارتند از:
* حال ساده (Present Simple): برای کارهای تکراری یا حقایق کلی (مثل: I play football every week. - من هر هفته فوتبال بازی میکنم. The sun rises in the east. - خورشید از شرق طلوع میکند.)
* گذشته ساده (Past Simple): برای کارهایی که در گذشته شروع شده و تمام شدهاند (مثل: I played football yesterday. - من دیروز فوتبال بازی کردم.)
* آینده ساده (Future Simple): برای کارهایی که در آینده انجام خواهند شد (مثل: I will play football tomorrow. - من فردا فوتبال بازی خواهم کرد.)
آیا مایلید در مورد هر کدام از این موارد بیشتر توضیح بدم یا مثالهای بیشتری بزنم؟ یا شاید روی بخش خاصی از گرامر که بهش علاقه دارید تمرکز کنیم؟ مثلاً:
* صرف فعلها؟
* حروف تعریف (a, an, the)؟
* حروف اضافه (prepositions)؟
* ساختن سوال؟
Would you like me to explain any of these in more detail, or perhaps provide some examples? We could also focus on a specific area of grammar you're interested in. For example, are you curious about:
* Verb conjugations?
* Articles (a, an, the)?
* Prepositions?
* Forming questions?
Let me know what would be most helpful for you!
🔔🔔🔔🔔🔔
1. ساختار جمله: در انگلیسی سادهترین ساختار جمله به این صورته: فاعل + فعل + مفعول (Subject + Verb + Object).
* مثال: I (فاعل) eat (فعل) an apple (مفعول). (من یک سیب میخورم.)
2. اجزای کلام (Parts of Speech): اینها کلماتی هستند که نقشهای مختلفی در جمله دارند:
* اسم (Noun): نام شخص، مکان، چیز یا ایده (مثل: cat, London, book, happiness).
* فعل (Verb): نشاندهنده عمل یا حالت (مثل: run, is, think, play).
* صفت (Adjective): کلمهای که اسم را توصیف میکند (مثل: big, happy, red, interesting).
* قید (Adverb): کلمهای که فعل، صفت یا قید دیگری را توصیف میکند (مثل: quickly, very, happily, often).
3. زمانهای فعل (Verb Tenses): اینها نشان میدهند که عمل چه زمانی اتفاق افتاده است. زمانهای اصلی و ساده عبارتند از:
* حال ساده (Present Simple): برای کارهای تکراری یا حقایق کلی (مثل: I play football every week. - من هر هفته فوتبال بازی میکنم. The sun rises in the east. - خورشید از شرق طلوع میکند.)
* گذشته ساده (Past Simple): برای کارهایی که در گذشته شروع شده و تمام شدهاند (مثل: I played football yesterday. - من دیروز فوتبال بازی کردم.)
* آینده ساده (Future Simple): برای کارهایی که در آینده انجام خواهند شد (مثل: I will play football tomorrow. - من فردا فوتبال بازی خواهم کرد.)
آیا مایلید در مورد هر کدام از این موارد بیشتر توضیح بدم یا مثالهای بیشتری بزنم؟ یا شاید روی بخش خاصی از گرامر که بهش علاقه دارید تمرکز کنیم؟ مثلاً:
* صرف فعلها؟
* حروف تعریف (a, an, the)؟
* حروف اضافه (prepositions)؟
* ساختن سوال؟
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
👈🔹یادگیری آسان چهار هزار واژه با تمرکز بر جملات همراه با کتاب ، فیلم و فایل صوتی یکی از کاربری و ارزشمند ترین مجموعه خودآموز زبان انگلیسی است
۲۵۰ هزار تومان
۲۵۰ هزار تومان
❤2👍2
***
جملات عاشقانه برای قدردانی از جزئیات کوچک (Appreciating Small Things)
* I love how you always know how to make me laugh.
* دوست دارم که همیشه میدانی چطور مرا بخندانی.
* Thank you for making even the ordinary moments feel extraordinary.
* ممنونم که حتی لحظات عادی را برایم فوقالعاده میکنی.
* I appreciate your patience and understanding.
* من از صبر و درک تو قدردانی میکنم.
* Little things you do mean the world to me.
* کارهای کوچکی که انجام میدهی، برای من دنیا دنیا ارزش دارد.
* Your kindness is a gift I treasure.
* مهربانی تو هدیهای است که آن را گرامی میدارم.
***
جملات عاشقانه برای بیان حس تعلق (Sense of Belonging)
* With you, I’m home.
* کنار تو، احساس خانه بودن میکنم.
* You are my anchor in this stormy sea.
* تو لنگرگاه من در این دریای طوفانی هستی.
* My heart finds its true north in you.
* قلب من، جهت شمال واقعی خود را در تو مییابد.
* You are the safe harbor I always return to.
* تو بندر امنی هستی که من همیشه به آن بازمیگردم.
* I belong with you, and you belong with me.
* من متعلق به تو هستم و تو متعلق به من.
***
جملات عاشقانه برای تبریک و آرزوهای خوب (Wishes & Blessings)
* May our love story be long and beautiful.
* باشد که داستان عشق ما طولانی و زیبا باشد.
* Wishing you all the happiness in the world, my love.
* عشق من، برای تو تمام خوشبختیهای دنیا را آرزو میکنم.
* You deserve all the love and joy.
* تو شایسته تمام عشق و شادی هستی.
* May our bond only grow stronger.
* باشد که پیوند ما تنها قویتر شود.
* Together, we can conquer anything.
* با هم، میتوانیم بر هر چیزی غلبه کنیم.
***
جملات عاشقانه کوتاه و شیرین (Sweet & Short Sayings)
* You’re sweet.
* تو شیرینی.
* You’re amazing.
* تو فوقالعادهای.
* You’re the best.
* تو بهترین هستی.
* I adore you.
* تو را میپرستم.
* My favorite person.
* محبوبترین شخص من.
***
جملات عاشقانه برای قدردانی از جزئیات کوچک (Appreciating Small Things)
* I love how you always know how to make me laugh.
* دوست دارم که همیشه میدانی چطور مرا بخندانی.
* Thank you for making even the ordinary moments feel extraordinary.
* ممنونم که حتی لحظات عادی را برایم فوقالعاده میکنی.
* I appreciate your patience and understanding.
* من از صبر و درک تو قدردانی میکنم.
* Little things you do mean the world to me.
* کارهای کوچکی که انجام میدهی، برای من دنیا دنیا ارزش دارد.
* Your kindness is a gift I treasure.
* مهربانی تو هدیهای است که آن را گرامی میدارم.
***
جملات عاشقانه برای بیان حس تعلق (Sense of Belonging)
* With you, I’m home.
* کنار تو، احساس خانه بودن میکنم.
* You are my anchor in this stormy sea.
* تو لنگرگاه من در این دریای طوفانی هستی.
* My heart finds its true north in you.
* قلب من، جهت شمال واقعی خود را در تو مییابد.
* You are the safe harbor I always return to.
* تو بندر امنی هستی که من همیشه به آن بازمیگردم.
* I belong with you, and you belong with me.
* من متعلق به تو هستم و تو متعلق به من.
***
جملات عاشقانه برای تبریک و آرزوهای خوب (Wishes & Blessings)
* May our love story be long and beautiful.
* باشد که داستان عشق ما طولانی و زیبا باشد.
* Wishing you all the happiness in the world, my love.
* عشق من، برای تو تمام خوشبختیهای دنیا را آرزو میکنم.
* You deserve all the love and joy.
* تو شایسته تمام عشق و شادی هستی.
* May our bond only grow stronger.
* باشد که پیوند ما تنها قویتر شود.
* Together, we can conquer anything.
* با هم، میتوانیم بر هر چیزی غلبه کنیم.
***
جملات عاشقانه کوتاه و شیرین (Sweet & Short Sayings)
* You’re sweet.
* تو شیرینی.
* You’re amazing.
* تو فوقالعادهای.
* You’re the best.
* تو بهترین هستی.
* I adore you.
* تو را میپرستم.
* My favorite person.
* محبوبترین شخص من.
***
👍1
حتماً — عبارت How come یکی از عبارتهای خیلی رایج و طبیعی در انگلیسی محاورهای است و برای زبانآموزها دانستنش خیلی مهم است.
---
# How come یعنی چه؟
How come? یعنی:
- چرا؟
- چطور شد که...؟
- چرا اینطور شد؟
این عبارت معمولاً در گفتوگوی روزمره استفاده میشود و از Why کمی غیررسمیتر است.
---
# تفاوت How come و Why
هر دو برای پرسیدن دلیل استفاده میشوند، اما:
- Why رسمیتر و مستقیمتر است.
- How come طبیعیتر و محاورهایتر است.
### مثال:
- Why are you late?
چرا دیر کردی؟
- How come you’re late?
چطور شد که دیر کردی؟ / چرا دیر کردی؟
---
# ساختار How come
نکته مهم این است که بعد از how come معمولاً فعل به شکل ساده میآید و مثل سؤال با do/does/did ساخته نمیشود.
### درست:
- How come you don’t like it?
- How come she left early?
- How come they are so quiet?
### نادرست:
-How come do you don’t like it?
-How come did she leave early?
---
# نکته گرامری مهم
بعد از How come، جمله مثل سؤال عادی نمیشود.
یعنی:
- نمیگوییم: How come do you go there?
- میگوییم: How come you go there?
---
# مثالهای کاربردی
### 1) برای تعجب یا کنجکاوی
- How come you know her?
چطور او را میشناسی؟
- How come he’s not here?
چرا او اینجا نیست؟
### 2) برای پرسیدن دلیل
- How come you didn’t call me?
چرا به من زنگ نزدی؟
- How come it’s so expensive?
چرا اینقدر گرونه؟
### 3) در جواب دادن هم میآید
- A: I’m tired.
خستهام.
- B: How come?
چرا؟ / چطور شده؟
---
# لحن و کاربرد
How come بیشتر در این موقعیتها استفاده میشود:
- صحبت دوستانه
- مکالمه روزمره
- وقتی میخواهیم کمی صمیمی یا کنجکاوانه بپرسیم
برای نوشتار رسمی یا موقعیتهای خیلی جدی، Why مناسبتر است.
---
# یک راه ساده برای یادگیری
اگر بخواهی خیلی ساده به خاطر بسپاری:
- Why = چرا؟
- How come = چطور شد که؟ / چرا اینطوری شد؟
---
# مقایسه کوتاه
| عبارت | معنی | لحن |
|---|---|---|
| Why are you sad? |
چرا ناراحتی؟ | عادی / رسمیتر |
| How come you’re sad?
| چرا ناراحتی؟ / چطور شد ناراحتی؟ | محاورهای |
---
اگر دوست داشته باشی، میتوانم در ادامه:
1. فرق how come با why را با مثالهای بیشتر توضیح بدهم
2. تمرین و تست کوتاه برایت بسازم
3. ترجمه و کاربرد how come در فیلمها و مکالمه واقعی را هم نشان بدهم
کلیک کن
---
# How come یعنی چه؟
How come? یعنی:
- چرا؟
- چطور شد که...؟
- چرا اینطور شد؟
این عبارت معمولاً در گفتوگوی روزمره استفاده میشود و از Why کمی غیررسمیتر است.
---
# تفاوت How come و Why
هر دو برای پرسیدن دلیل استفاده میشوند، اما:
- Why رسمیتر و مستقیمتر است.
- How come طبیعیتر و محاورهایتر است.
### مثال:
- Why are you late?
چرا دیر کردی؟
- How come you’re late?
چطور شد که دیر کردی؟ / چرا دیر کردی؟
---
# ساختار How come
نکته مهم این است که بعد از how come معمولاً فعل به شکل ساده میآید و مثل سؤال با do/does/did ساخته نمیشود.
### درست:
- How come you don’t like it?
- How come she left early?
- How come they are so quiet?
### نادرست:
-
-
---
# نکته گرامری مهم
بعد از How come، جمله مثل سؤال عادی نمیشود.
یعنی:
- نمیگوییم: How come do you go there?
- میگوییم: How come you go there?
---
# مثالهای کاربردی
### 1) برای تعجب یا کنجکاوی
- How come you know her?
چطور او را میشناسی؟
- How come he’s not here?
چرا او اینجا نیست؟
### 2) برای پرسیدن دلیل
- How come you didn’t call me?
چرا به من زنگ نزدی؟
- How come it’s so expensive?
چرا اینقدر گرونه؟
### 3) در جواب دادن هم میآید
- A: I’m tired.
خستهام.
- B: How come?
چرا؟ / چطور شده؟
---
# لحن و کاربرد
How come بیشتر در این موقعیتها استفاده میشود:
- صحبت دوستانه
- مکالمه روزمره
- وقتی میخواهیم کمی صمیمی یا کنجکاوانه بپرسیم
برای نوشتار رسمی یا موقعیتهای خیلی جدی، Why مناسبتر است.
---
# یک راه ساده برای یادگیری
اگر بخواهی خیلی ساده به خاطر بسپاری:
- Why = چرا؟
- How come = چطور شد که؟ / چرا اینطوری شد؟
---
# مقایسه کوتاه
| عبارت | معنی | لحن |
|---|---|---|
| Why are you sad? |
چرا ناراحتی؟ | عادی / رسمیتر |
| How come you’re sad?
| چرا ناراحتی؟ / چطور شد ناراحتی؟ | محاورهای |
---
اگر دوست داشته باشی، میتوانم در ادامه:
1. فرق how come با why را با مثالهای بیشتر توضیح بدهم
2. تمرین و تست کوتاه برایت بسازم
3. ترجمه و کاربرد how come در فیلمها و مکالمه واقعی را هم نشان بدهم
کلیک کن
❤6👍1
📞 A: Sorry, you’re breaking up. Can you say that again? B: ___ #b1
Anonymous Quiz
69%
No problem—I’ll repeat it.
15%
Never. I already told you.
7%
Repeat me.
8%
Yes, I can hear you.
Choose the best collocation ✅: “The new rules will ____ effect on 1 July.” 📅⚖️ #b1
Anonymous Quiz
23%
do
35%
make
24%
put
18%
take
❤1
💲برای ورود به چت روم انگلیسی کلیک کنید.
برای ورود باید پروفایلتون نام متعارف داشته باشه.
آیدی هم داشته باشید
مثل آیدی زیر
@L_e_c
برای ورود باید پروفایلتون نام متعارف داشته باشه.
آیدی هم داشته باشید
مثل آیدی زیر
@L_e_c
Forwarded from رادیو زبان و پادکست (education management)
💎فروش فیلترشکن های وی تو ری و وایرگارد
به صورت عمده و تکی
جهت همکاری یا خرید و اطلاعات بیشتر
به پیوی مراجعه کنید ⬅️
@kindness9911
به صورت عمده و تکی
جهت همکاری یا خرید و اطلاعات بیشتر
به پیوی مراجعه کنید ⬅️
@kindness9911
📌 Short Grammar Tip: Used to + Verb
امروز میخواهیم یک ساختار عالی برای صحبت درباره «گذشته» یاد بگیریم. وقتی میخواهید بگویید در گذشته کار یا عادتی داشتید که الان دیگر آن را انجام نمیدهید، از این ساختار استفاده کنید:
👉 Subject + Used to + Simple Verb (فعل ساده)
💬 Examples (مثالها):
🏃♂️ I used to run every morning. (من قبلاً هر روز صبح میدویدم. — یعنی الان دیگه این کار رو نمیکنم.)
🚬 He used to smoke, but he quit last year. (او قبلاً سیگار میکشید، اما سال گذشته ترک کرد.)
🏙️ We used to live in a small apartment. (ما قبلاً در یک آپارتمان کوچک زندگی میکردیم.)
⚠️ یک اشتباه رایج (Common Mistake):
خیلیها فکر میکنند چون درباره گذشته است، بعد از used to باید فعل را هم به صورت گذشته (دارای ed یا به شکل گذشته) بیاورند. اما این غلط است! فعل بعد از آن همیشه کاملاً ساده میآید:
❌ Don't say: I used to played football.
✅ Say: I used to play football.
امروز میخواهیم یک ساختار عالی برای صحبت درباره «گذشته» یاد بگیریم. وقتی میخواهید بگویید در گذشته کار یا عادتی داشتید که الان دیگر آن را انجام نمیدهید، از این ساختار استفاده کنید:
👉 Subject + Used to + Simple Verb (فعل ساده)
💬 Examples (مثالها):
🏃♂️ I used to run every morning. (من قبلاً هر روز صبح میدویدم. — یعنی الان دیگه این کار رو نمیکنم.)
🚬 He used to smoke, but he quit last year. (او قبلاً سیگار میکشید، اما سال گذشته ترک کرد.)
🏙️ We used to live in a small apartment. (ما قبلاً در یک آپارتمان کوچک زندگی میکردیم.)
⚠️ یک اشتباه رایج (Common Mistake):
خیلیها فکر میکنند چون درباره گذشته است، بعد از used to باید فعل را هم به صورت گذشته (دارای ed یا به شکل گذشته) بیاورند. اما این غلط است! فعل بعد از آن همیشه کاملاً ساده میآید:
❌ Don't say: I used to played football.
✅ Say: I used to play football.
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
🔸 ▬🔸 ▬مدرسه مکالمه ▬🔸 ▬🔸
👈🔹 یادگیری انگلیسی با سریال How I Met Your Mother زیر نویس فارسی و انگلیسی ویدیوهای جداگانه
این سریال سرعت یادگیری انگلیسی را چند برابر افزایش میدهد
این مجموعه بهترین منبع افزایش سرعت یادگیری زبان انگلیسی است چون
💢برای یادگیری زبان…
👈🔹 یادگیری انگلیسی با سریال How I Met Your Mother زیر نویس فارسی و انگلیسی ویدیوهای جداگانه
این سریال سرعت یادگیری انگلیسی را چند برابر افزایش میدهد
این مجموعه بهترین منبع افزایش سرعت یادگیری زبان انگلیسی است چون
💢برای یادگیری زبان…
👍1
به جای قواعد خیلی تکراری مثل حال ساده یا گذشته ساده، سراغ ساختارهایی رفتهام که بسیار کاربردی، جذاب و کمی پیشرفتهتر هستند؛ ساختارهایی که زبان انگلیسی شما را از حالت کلیشهای درمیآورند و برای
مکالمه و نوشتن عالی هستند:
### ۱. ساختار شرطی معکوس (Inverted Conditionals)
به جای استفاده از فرمولهای تکراری جملات شرطی با If، میتوانید در موقعیتهای رسمی یا برای تاکید بیشتر، If را حذف کنید و ساختار را کمی تغییر دهید.
* فرمول: Should / Had + فاعل + فعل ...
* مثال به جای حالت تکراری:
* *تکراری:* If you need any help, call me.
* *جذاب و خاص:* Should you need any help, call me.
(اگر به کمکی نیاز داشتی، با من تماس بگیر.)
* مثال دوم (برای گذشته):
* *تکراری:* If I had known, I would have come.
* *جذاب و خاص:* Had I known, I would have come.
(اگر میدانستم، میآمدم.)
### ۲. ساختار "Causative" با Get و Have
وقتی خودتان کاری را انجام نمیدهید، بلکه کسی را متقاعد میکنید یا به کسی پول میدهید تا آن کار را برایتان انجام دهد، از این ساختار بسیار کاربردی استفاده میشود.
* فرمول: Subject + get/have + object + past participle (p.p)
* مثال:
* I need to get my car fixed.
(باید بدم ماشینم رو تعمیر کنن / خودم تعمیرش نمیکنم.)
* She had her hair cut yesterday. (او دیروز داد موهاش رو کوتاه کنن.)
### ۳. ساختار تاکید با It is / It was ... that (Cleft Sentences)
وقتی میخواهید روی یک بخش خاص از جمله (مثل فاعل، مفعول یا زمان) تاکید ویژهای بگذارید، از این ساختار استفاده میکنید تا لحنتان قویتر شود.
* مثال:
* *جمله معمولی:* Ali broke the window. (علی پنجره را شکست.)
* *جمله با تاکید خاص:* It was Ali that broke the window.
(این *علی* بود که پنجره را شکست [نه کس دیگری].)
* It is your smile that makes me happy.
(این *لبخند توئه* که منو خوشحال میکنه.)
### ۴. اصطلاح گرامری: The more..., the more...
(هر چه...، همانقدر...)
این ساختار برای نشان دادن رابطه مستقیم بین دو موضوع استفاده میشود و به شدت جملات شما را شیک و نیتیو (Native) میکند.
* فرمول: The + صفت تفضیلی (more/er)
..., the + صفت تفضیلی ...
* مثال:
* The more you practice, the easier it becomes.
(هر چه بیشتر تمرین کنی، همانقدر آسانتر میشود.)
* The sooner, the better.
(هر چه زودتر، بهتر.)
انیمیشن
مکالمه و نوشتن عالی هستند:
### ۱. ساختار شرطی معکوس (Inverted Conditionals)
به جای استفاده از فرمولهای تکراری جملات شرطی با If، میتوانید در موقعیتهای رسمی یا برای تاکید بیشتر، If را حذف کنید و ساختار را کمی تغییر دهید.
* فرمول: Should / Had + فاعل + فعل ...
* مثال به جای حالت تکراری:
* *تکراری:* If you need any help, call me.
* *جذاب و خاص:* Should you need any help, call me.
(اگر به کمکی نیاز داشتی، با من تماس بگیر.)
* مثال دوم (برای گذشته):
* *تکراری:* If I had known, I would have come.
* *جذاب و خاص:* Had I known, I would have come.
(اگر میدانستم، میآمدم.)
### ۲. ساختار "Causative" با Get و Have
وقتی خودتان کاری را انجام نمیدهید، بلکه کسی را متقاعد میکنید یا به کسی پول میدهید تا آن کار را برایتان انجام دهد، از این ساختار بسیار کاربردی استفاده میشود.
* فرمول: Subject + get/have + object + past participle (p.p)
* مثال:
* I need to get my car fixed.
(باید بدم ماشینم رو تعمیر کنن / خودم تعمیرش نمیکنم.)
* She had her hair cut yesterday. (او دیروز داد موهاش رو کوتاه کنن.)
### ۳. ساختار تاکید با It is / It was ... that (Cleft Sentences)
وقتی میخواهید روی یک بخش خاص از جمله (مثل فاعل، مفعول یا زمان) تاکید ویژهای بگذارید، از این ساختار استفاده میکنید تا لحنتان قویتر شود.
* مثال:
* *جمله معمولی:* Ali broke the window. (علی پنجره را شکست.)
* *جمله با تاکید خاص:* It was Ali that broke the window.
(این *علی* بود که پنجره را شکست [نه کس دیگری].)
* It is your smile that makes me happy.
(این *لبخند توئه* که منو خوشحال میکنه.)
### ۴. اصطلاح گرامری: The more..., the more...
(هر چه...، همانقدر...)
این ساختار برای نشان دادن رابطه مستقیم بین دو موضوع استفاده میشود و به شدت جملات شما را شیک و نیتیو (Native) میکند.
* فرمول: The + صفت تفضیلی (more/er)
..., the + صفت تفضیلی ...
* مثال:
* The more you practice, the easier it becomes.
(هر چه بیشتر تمرین کنی، همانقدر آسانتر میشود.)
* The sooner, the better.
(هر چه زودتر، بهتر.)
انیمیشن
❤2👍1
🚨🚨بخونید حتما🚨🚨🚨
⚠️ جهت اجرا زیرنویس های چسبیده فارسی
اندرویدی ها از برنامه MX Player یا xplayer و km player و آیفونی ها از برنامه oplayer lite استفاده کنن.
⚠️ جهت اجرا زیرنویس های چسبیده فارسی
اندرویدی ها از برنامه MX Player یا xplayer و km player و آیفونی ها از برنامه oplayer lite استفاده کنن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
To be happy remove toxic people from your life.
برای خوشبخت بودن، افراد سمی را از زندگیات حذف کن.
کلمه "Toxic" در انگلیسی یک صفت است و بسته به این که برای چه موضوعی استفاده شود، دو ترجمه متفاوت واقعی و اصطلاحی دارد:
۱. معنی واقعی و پزشکی (Literal)
سمی، مسمومکننده، مرگبار
این معنی برای مواد شیمیایی، گازها یا گیاهان خطرناک به کار میرود.
مثال: Toxic waste (پسماندهای سمی) / Toxic chemicals (مواد شیمیایی سمی)
۲. معنی اصطلاحی و روانشناسی (Metaphorical)
آزاردهنده، مخرب، آسیبرسان، روانیکننده (سمّی)
> این روزها این کلمه بیشتر برای آدمها، روابط یا محیطهای کاری که انرژی منفی دارند و به سلامت روان شما آسیب میزنند، استفاده میشود.
مثال: A toxic relationship (یک رابطه سمی و مخرب) / A toxic person (یک آدم سمی)
اصطلاحات رایج در شبکههای اجتماعی:
* Toxic masculinity: مردانگی سمی (رفتارهای کلیشهای و مخربی که به نام مرد بودن انجام میشود).
* Toxic positivity:
مثبتاندیشی سمی (وقتی کسی به زور و در اوج مشکلات میگوید "همه چیز عالیه و باید خوشحال باشی" و احساسات واقعی شما را نادیده میگیرد).
فیلم
برای خوشبخت بودن، افراد سمی را از زندگیات حذف کن.
کلمه "Toxic" در انگلیسی یک صفت است و بسته به این که برای چه موضوعی استفاده شود، دو ترجمه متفاوت واقعی و اصطلاحی دارد:
۱. معنی واقعی و پزشکی (Literal)
سمی، مسمومکننده، مرگبار
این معنی برای مواد شیمیایی، گازها یا گیاهان خطرناک به کار میرود.
مثال: Toxic waste (پسماندهای سمی) / Toxic chemicals (مواد شیمیایی سمی)
۲. معنی اصطلاحی و روانشناسی (Metaphorical)
آزاردهنده، مخرب، آسیبرسان، روانیکننده (سمّی)
> این روزها این کلمه بیشتر برای آدمها، روابط یا محیطهای کاری که انرژی منفی دارند و به سلامت روان شما آسیب میزنند، استفاده میشود.
مثال: A toxic relationship (یک رابطه سمی و مخرب) / A toxic person (یک آدم سمی)
اصطلاحات رایج در شبکههای اجتماعی:
* Toxic masculinity: مردانگی سمی (رفتارهای کلیشهای و مخربی که به نام مرد بودن انجام میشود).
* Toxic positivity:
مثبتاندیشی سمی (وقتی کسی به زور و در اوج مشکلات میگوید "همه چیز عالیه و باید خوشحال باشی" و احساسات واقعی شما را نادیده میگیرد).
فیلم
👍1