👍1
Already as a child Mozart ....... play the piano beautifully.
Anonymous Quiz
65%
could
15%
should
14%
would
6%
may
🗣️ تفاوت Customer و Client
تفاوت اصلی این دو در «نوع رابطه» و «نوع چیزی که خریداری میشود» است.
۱. واژه Customer (مشتری کالا)
این واژه برای کسی به کار میرود که کالا یا محصولی را از یک فروشگاه یا رستوران میخرد. رابطه در اینجا معمولاً کوتاه و گذرا است. شما به مغازه میروید، پول میدهید، کالایی را میخرید و خارج میشوید. تمرکز در اینجا روی فروش محصول است.
مثال: کسی که از سوپرمارکت شیر میخرد یا از یک مغازه لباسفروشی پیراهن تهیه میکند.
جمله نمونه: The shop was full of customers during the sale.
ترجمه: مغازه در طول حراج پر از مشتری بود.
۲. واژه Client (مشتری خدمات و مشاوره)
این واژه برای کسی به کار میرود که از خدمات حرفهای یا مشاورهای یک نفر یا یک شرکت استفاده میکند. رابطه در اینجا معمولاً طولانیمدت و بر پایه اعتماد است. تمرکز در اینجا روی ارائه خدمت یا تخصص است.
مثال: کسی که به وکیل، آرایشگر، حسابدار یا مشاور املاک مراجعه میکند.
جمله نمونه: The lawyer is meeting with a new client this afternoon.
ترجمه: وکیل امروز بعدازظهر با یک موکل (مشتری خدمات) جدید جلسه دارد.
خلاصه کاربردی برای یادگیری
کلمه Customer برای خرید کالاهای فیزیکی و ملموس (مثل نان یا گوشی موبایل) استفاده میشود.
کلمه Client برای خرید خدمات تخصصی و غیرملموس (مثل مشاوره حقوقی یا طراحی سایت) استفاده میشود.
یک مثال برای درک بهتر
فکر کنید به یک هتل میروید. شما در رستوران هتل یک Customer هستید چون غذا میخرید، اما اگر یک آژانس تبلیغاتی برای آن هتل کمپین طراحی کند، آن هتل برای آژانس یک Client محسوب میشود.
تفاوت اصلی این دو در «نوع رابطه» و «نوع چیزی که خریداری میشود» است.
۱. واژه Customer (مشتری کالا)
این واژه برای کسی به کار میرود که کالا یا محصولی را از یک فروشگاه یا رستوران میخرد. رابطه در اینجا معمولاً کوتاه و گذرا است. شما به مغازه میروید، پول میدهید، کالایی را میخرید و خارج میشوید. تمرکز در اینجا روی فروش محصول است.
مثال: کسی که از سوپرمارکت شیر میخرد یا از یک مغازه لباسفروشی پیراهن تهیه میکند.
جمله نمونه: The shop was full of customers during the sale.
ترجمه: مغازه در طول حراج پر از مشتری بود.
۲. واژه Client (مشتری خدمات و مشاوره)
این واژه برای کسی به کار میرود که از خدمات حرفهای یا مشاورهای یک نفر یا یک شرکت استفاده میکند. رابطه در اینجا معمولاً طولانیمدت و بر پایه اعتماد است. تمرکز در اینجا روی ارائه خدمت یا تخصص است.
مثال: کسی که به وکیل، آرایشگر، حسابدار یا مشاور املاک مراجعه میکند.
جمله نمونه: The lawyer is meeting with a new client this afternoon.
ترجمه: وکیل امروز بعدازظهر با یک موکل (مشتری خدمات) جدید جلسه دارد.
خلاصه کاربردی برای یادگیری
کلمه Customer برای خرید کالاهای فیزیکی و ملموس (مثل نان یا گوشی موبایل) استفاده میشود.
کلمه Client برای خرید خدمات تخصصی و غیرملموس (مثل مشاوره حقوقی یا طراحی سایت) استفاده میشود.
یک مثال برای درک بهتر
فکر کنید به یک هتل میروید. شما در رستوران هتل یک Customer هستید چون غذا میخرید، اما اگر یک آژانس تبلیغاتی برای آن هتل کمپین طراحی کند، آن هتل برای آژانس یک Client محسوب میشود.
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
👈🔹مکالمه نصرت خوانش جدید
با متن و کتاب سوالات و روش درست استفاده از آن برای کسانی که قصد مهاجرت و یادگیری مکالمه در کوتاه ترین مدت را دارند .
شامل دو کتاب بصورت پی دی اف و روش یادگیری
180 تومان
با متن و کتاب سوالات و روش درست استفاده از آن برای کسانی که قصد مهاجرت و یادگیری مکالمه در کوتاه ترین مدت را دارند .
شامل دو کتاب بصورت پی دی اف و روش یادگیری
180 تومان
👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از کلمه ی should باید حتما فعل ساده استفاده کنید وقتی که اشاره به حال داره ومیخواین بگین یک کاری رو باید انجام بدم.
🟢should + base form of the verb
مثلا:
I should go.
من باید برم.
💫وقتی که میخواین اشاره به گذشته داشته باشین و بگین یککاری رو باید انجام میدادم، از ساختار should have بعلاوه قسمت سوم فعل استفاده میکنید.
🟢Should have + p.p
مثلا:
I should have gone.
من باید میرفتم.
👈🔹سریال کمدی خانوادگی modern family فامیلی مدرن
🟢should + base form of the verb
مثلا:
I should go.
من باید برم.
💫وقتی که میخواین اشاره به گذشته داشته باشین و بگین یککاری رو باید انجام میدادم، از ساختار should have بعلاوه قسمت سوم فعل استفاده میکنید.
🟢Should have + p.p
مثلا:
I should have gone.
من باید میرفتم.
👈🔹سریال کمدی خانوادگی modern family فامیلی مدرن
❤5
"To be"
در زبان انگلیسی یکی از پرکاربردترین و اساسیترین افعال است که کاربردهای فراوانی دارد. در فارسی میتوان آن را به صورتهای مختلفی ترجمه کرد، اما عمدتاً به معنای "بودن"، "هستن"، یا "شدن" است.
اشکال فعل "To Be"
فعل "to be" یک فعل بیقاعده است و در زمانها و برای فاعلهای مختلف، شکلهای متفاوتی به خود میگیرد:
زمان حال ساده (Simple Present):
I am (من هستم)
You are (تو هستی / شما هستید)
He/She/It is (او هست / آن هست)
We are (ما هستیم)
They are (آنها هستند)
زمان گذشته ساده (Simple Past):
I/He/She/It was (من بودم / او بود)
You/We/They were (تو بودی / ما بودیم / آنها بودند)
زمان آینده ساده (Simple Future):
I/You/He/She/It/We/They will be (خواهم بود / خواهی بود و...)
شکل اسم مفعول (Past Participle):
been (بوده)
شکل اسم فاعل (Present Participle):
being (بودن / در حال بودن)
کاربردهای اصلی "To Be" با مثال
بیان هویت، ملیت، شغل و مشخصات فردی:
I am a student.
(من یک دانشآموز هستم.)
She is Iranian.
(او ایرانی است.)
They are doctors.
(آنها پزشک هستند.)
بیان وضعیت یا حالت:
He is happy.
(او خوشحال است.)
The weather was cold yesterday.
(هوا دیروز سرد بود.)
I am tired.
(من خسته هستم.)
بیان مکان یا موقعیت:
My keys are on the table.
(کلیدهایم روی میز هستند.)
She is at home.
(او در خانه است.)
Where were you?
(کجا بودی؟)
بیان زمان:
It is 3 o'clock.
(ساعت ۳ است.)
The meeting is on Monday.
(جلسه دوشنبه است.)
در ساخت زمانهای استمراری
(Continuous Tenses):
(به معنای "در حالِ" انجام کاری بودن)
I am reading a book.
(من در حال خواندن یک کتاب هستم.)
They were watching TV.
(آنها در حال تماشای تلویزیون بودند.)
در ساخت جملات مجهول (Passive Voice):
(به معنای "شدن")
The car was repaired.
(ماشین تعمیر شد.)
English is spoken here.
(انگلیسی اینجا صحبت میشود.)
قبل از صفات:
The book is interesting.
(کتاب جالب است.)
He was kind to me.
(او با من مهربان بود.)
قبل از اسامی:
She is my sister.
(او خواهر من است.)
This is a pen.
(این یک خودکار است.)
همانطور که میبینید، "to be" یک فعل چندکاره است و در زبان فارسی معمولاً نیازی به آوردن مستقیم کلماتی مانند "است" یا "هست" نیست و مفهوم آن از ساختار جمله و سیاق کلام برداشت میشود، مگر برای تاکید بیشتر.
👉🔹English Result
مجموعه ای سه سطحی است از انتشارات آکسفورد برای آموزش زبان انگلیسی بصورت اصولی
در زبان انگلیسی یکی از پرکاربردترین و اساسیترین افعال است که کاربردهای فراوانی دارد. در فارسی میتوان آن را به صورتهای مختلفی ترجمه کرد، اما عمدتاً به معنای "بودن"، "هستن"، یا "شدن" است.
اشکال فعل "To Be"
فعل "to be" یک فعل بیقاعده است و در زمانها و برای فاعلهای مختلف، شکلهای متفاوتی به خود میگیرد:
زمان حال ساده (Simple Present):
I am (من هستم)
You are (تو هستی / شما هستید)
He/She/It is (او هست / آن هست)
We are (ما هستیم)
They are (آنها هستند)
زمان گذشته ساده (Simple Past):
I/He/She/It was (من بودم / او بود)
You/We/They were (تو بودی / ما بودیم / آنها بودند)
زمان آینده ساده (Simple Future):
I/You/He/She/It/We/They will be (خواهم بود / خواهی بود و...)
شکل اسم مفعول (Past Participle):
been (بوده)
شکل اسم فاعل (Present Participle):
being (بودن / در حال بودن)
کاربردهای اصلی "To Be" با مثال
بیان هویت، ملیت، شغل و مشخصات فردی:
I am a student.
(من یک دانشآموز هستم.)
She is Iranian.
(او ایرانی است.)
They are doctors.
(آنها پزشک هستند.)
بیان وضعیت یا حالت:
He is happy.
(او خوشحال است.)
The weather was cold yesterday.
(هوا دیروز سرد بود.)
I am tired.
(من خسته هستم.)
بیان مکان یا موقعیت:
My keys are on the table.
(کلیدهایم روی میز هستند.)
She is at home.
(او در خانه است.)
Where were you?
(کجا بودی؟)
بیان زمان:
It is 3 o'clock.
(ساعت ۳ است.)
The meeting is on Monday.
(جلسه دوشنبه است.)
در ساخت زمانهای استمراری
(Continuous Tenses):
(به معنای "در حالِ" انجام کاری بودن)
I am reading a book.
(من در حال خواندن یک کتاب هستم.)
They were watching TV.
(آنها در حال تماشای تلویزیون بودند.)
در ساخت جملات مجهول (Passive Voice):
(به معنای "شدن")
The car was repaired.
(ماشین تعمیر شد.)
English is spoken here.
(انگلیسی اینجا صحبت میشود.)
قبل از صفات:
The book is interesting.
(کتاب جالب است.)
He was kind to me.
(او با من مهربان بود.)
قبل از اسامی:
She is my sister.
(او خواهر من است.)
This is a pen.
(این یک خودکار است.)
همانطور که میبینید، "to be" یک فعل چندکاره است و در زبان فارسی معمولاً نیازی به آوردن مستقیم کلماتی مانند "است" یا "هست" نیست و مفهوم آن از ساختار جمله و سیاق کلام برداشت میشود، مگر برای تاکید بیشتر.
👉🔹English Result
مجموعه ای سه سطحی است از انتشارات آکسفورد برای آموزش زبان انگلیسی بصورت اصولی
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Basic English Grammar Course | Future Perfect Continuous Tense | Learn and Practice
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
English Result
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
English Result
لیست کامل مجموعه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
افرادی که قصد عضویت در چت روم انگلیسی را دارند باید حتماً آیدی و اسم داشته باشند وجود آیدی تلگرام ضرورت تایید ورود به گروه چت هست.
مانند آیدی زیر
@L_e_c
Telegram
مدرسه.
You’ve been invited to add the folder “مدرسه.”, which includes 19 chats.
Set the wheels in motion.
Anonymous Quiz
41%
To initiate a chain of events
26%
To end a journey
23%
To drive very fast
10%
To end a discussion
🏃 "Ahead of the Game"
یعنی چه؟
این اصطلاح به معنای "جلوتر بودن از بقیه"، "پیشتاز بودن" یا "در موقعیت برتر قرار داشتن" است.
🎯 مفهوم اصلی
وقتی میگویید کسی یا چیزی "Ahead of the Game" است، یعنی:
* اوضاع برایش خوب پیش میرود و در حال پیشرفت است.
* او از نظر آمادگی، دانش، یا موقعیت در وضعیت بهتری نسبت به رقبا یا وضعیت معمول قرار دارد.
* او برنامه ریزی کرده یا کاری را زودتر انجام داده تا برای اتفاقات آینده آماده باشد و بتواند از دیگران سبقت بگیرد.
💡 مثالها
به مثال داده شده توجه کنید:
> I’m always taking training courses so that I can get ahead of the game.
>
📝 ترجمه و تفسیر
* ترجمه: "من همیشه در دورههای آموزشی شرکت میکنم تا بتوانم از دیگران جلو بیفتم (یا در کارم پیشتاز باشم)."
* تفسیر: یعنی هدف این شخص از شرکت در دورهها، صرفاً همگام شدن با بقیه نیست؛ بلکه میخواهد دانش و مهارت بیشتری کسب کند تا همیشه نسبت به رقبا یا تغییرات محیط کار، یک گام جلوتر باشد و موقعیت بهتری داشته باشد.
به طور خلاصه، این اصطلاح بیانگر داشتن مزیت و آمادگی فعالانه برای موفقیت است.
آیا اصطلاح یا عبارت دیگری مد نظرتان هست که بخواهید در مورد آن توضیح دهم؟
یعنی چه؟
این اصطلاح به معنای "جلوتر بودن از بقیه"، "پیشتاز بودن" یا "در موقعیت برتر قرار داشتن" است.
🎯 مفهوم اصلی
وقتی میگویید کسی یا چیزی "Ahead of the Game" است، یعنی:
* اوضاع برایش خوب پیش میرود و در حال پیشرفت است.
* او از نظر آمادگی، دانش، یا موقعیت در وضعیت بهتری نسبت به رقبا یا وضعیت معمول قرار دارد.
* او برنامه ریزی کرده یا کاری را زودتر انجام داده تا برای اتفاقات آینده آماده باشد و بتواند از دیگران سبقت بگیرد.
💡 مثالها
به مثال داده شده توجه کنید:
> I’m always taking training courses so that I can get ahead of the game.
>
📝 ترجمه و تفسیر
* ترجمه: "من همیشه در دورههای آموزشی شرکت میکنم تا بتوانم از دیگران جلو بیفتم (یا در کارم پیشتاز باشم)."
* تفسیر: یعنی هدف این شخص از شرکت در دورهها، صرفاً همگام شدن با بقیه نیست؛ بلکه میخواهد دانش و مهارت بیشتری کسب کند تا همیشه نسبت به رقبا یا تغییرات محیط کار، یک گام جلوتر باشد و موقعیت بهتری داشته باشد.
به طور خلاصه، این اصطلاح بیانگر داشتن مزیت و آمادگی فعالانه برای موفقیت است.
آیا اصطلاح یا عبارت دیگری مد نظرتان هست که بخواهید در مورد آن توضیح دهم؟
با پادکست، انگلیسی را سریع و قوی بیاموز
Telegram
مدرسه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
شنیدن پادکست انگلیسی با تقویت مهارتهای شنیداری، افزایش دایره واژگان، یادگیری تلفظ صحیح، آشنایی با لهجهها و فرهنگهای مختلف، و همچنین بهبود مهارت مکالمه و درک مطلب همراه است.
پادکستها ابزاری کمهزینه، در دسترس و انعطافپذیر برای یادگیری زبان در هر زمان…
پادکستها ابزاری کمهزینه، در دسترس و انعطافپذیر برای یادگیری زبان در هر زمان…
❤1