This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Yalda Night is one of the oldest surviving traditions from ancient Iran. Its roots go back to astronomy, the solar cycle, and the spiritual beliefs of Iranians before the Achaemenid period. Yalda refers to the longest and darkest night of the year — the night after which the days gradually become longer and light overcomes darkness.
Thousands of years before modern calendars were created, ancient Iranians carefully observed the movement of the sun. They realized that at the end of autumn, there comes a night longer than all others, and after it, the sun seems to regain its strength. For people whose lives depended on agriculture and nature, this change was of great importance.
That is why this night was seen not only as a natural event but also as a symbol of the rebirth of light, warmth, and life.
Thousands of years before modern calendars were created, ancient Iranians carefully observed the movement of the sun. They realized that at the end of autumn, there comes a night longer than all others, and after it, the sun seems to regain its strength. For people whose lives depended on agriculture and nature, this change was of great importance.
That is why this night was seen not only as a natural event but also as a symbol of the rebirth of light, warmth, and life.
گرامر را آسان یاد بگیرید
Yalda Night is one of the oldest surviving traditions from ancient Iran. Its roots go back to astronomy, the solar cycle, and the spiritual beliefs of Iranians before the Achaemenid period. Yalda refers to the longest and darkest night of the year — the night…
Yalda and the Belief in the Birth of Light
In Iranian philosophy, light has always symbolized truth, life, wisdom, and goodness, while darkness stood for cold, stillness, and decay. Yalda Night marked the boundary between these two forces — the night when darkness reached its peak, but from that very moment, its decline began.
ترجمه
Ancient Iranians believed this transformation symbolized the “birth of the sun.”
In Iranian philosophy, light has always symbolized truth, life, wisdom, and goodness, while darkness stood for cold, stillness, and decay. Yalda Night marked the boundary between these two forces — the night when darkness reached its peak, but from that very moment, its decline began.
ترجمه
Ancient Iranians believed this transformation symbolized the “birth of the sun.”
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
👈🔹چه پادکستی و چگونه بشنویم؟ اصلا چرا شنیدن پادکست ضرورت دارد. آخه وقتی خیلی از چیزایی که گفته میشه رو نمیفهمم چرا باید
👈🔆مژده بیش از دویست پادکست BBC با متن و ویدیو به این مجموعه اضافه شد بشنوم📶پادکست آموزشی All Ears English Podcast یکی دیگر از منبع…
👈🔆مژده بیش از دویست پادکست BBC با متن و ویدیو به این مجموعه اضافه شد بشنوم📶پادکست آموزشی All Ears English Podcast یکی دیگر از منبع…
گرامر را آسان یاد بگیرید
دو مورد گرامری با لحنی جالب
Get+Adjective\text{Get} + \text{Adjective}Get+Adjective
(شدن): تغییر حالت درونی و محیطی
ساختار Get\text{Get}Get + صفت (Adjective)
برای بیان رسیدن به یک حالت جدید به کار میرود و معادل فعل «شدن» در فارسی است. این ساختار اغلب برای توصیف تغییراتی است که به صورت طبیعی رخ میدهند یا مربوط به حالت درونی فرد هستند.
به عنوان مثال، وقتی میگوییم
“It gets\text{gets}gets dark”،
منظورمان این است که “تاریکی فرا میرسد یا میشود”. در احساسات،
“I got\text{got}got lonely”
یعنی “من دلتنگ شدم”. این ساختار حس یک تحول غیرارادی را منتقل میکند.
Make+Object+Adjective\text{Make
} + \text{Object} + \text{Adjective}Make+Object+Adjective (کردن)
: تأثیر
فعال بر محیط
ساختار Make\text{Make}Make + مفعول (Object) + صفت برای نشان دادن تأثیرگذاری فعال و عمدی است و معادل فعل «کردن» است. در این حالت، فاعل جمله نیرویی است که مفعول را به یک وضعیت خاص تبدیل میکند.
به طور مثال، “Your smile makes\text{makes}makes me happy” یعنی “لبخند تو مرا خوشحال میکند.” در اینجا، لبخند (فاعل) عاملی است که خوشحالی (صفت) را در من (مفعول) ایجاد میکند. این ساختار بر قدرت تأثیرگذار فاعل تأکید دارد و برای بیان تأثیر معشوق بسیار مناسب است.
در نتیجه: برای توصیف وضعیتی که جهان به آن دچار میشود از Get\text{Get}Get و برای توصیف تأثیر معشوق که وضعیت جهان را تغییر میدهد از Make\text{Make}Make استفاده میکنیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖🔸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
(شدن): تغییر حالت درونی و محیطی
ساختار Get\text{Get}Get + صفت (Adjective)
برای بیان رسیدن به یک حالت جدید به کار میرود و معادل فعل «شدن» در فارسی است. این ساختار اغلب برای توصیف تغییراتی است که به صورت طبیعی رخ میدهند یا مربوط به حالت درونی فرد هستند.
به عنوان مثال، وقتی میگوییم
“It gets\text{gets}gets dark”،
منظورمان این است که “تاریکی فرا میرسد یا میشود”. در احساسات،
“I got\text{got}got lonely”
یعنی “من دلتنگ شدم”. این ساختار حس یک تحول غیرارادی را منتقل میکند.
Make+Object+Adjective\text{Make
} + \text{Object} + \text{Adjective}Make+Object+Adjective (کردن)
: تأثیر
فعال بر محیط
ساختار Make\text{Make}Make + مفعول (Object) + صفت برای نشان دادن تأثیرگذاری فعال و عمدی است و معادل فعل «کردن» است. در این حالت، فاعل جمله نیرویی است که مفعول را به یک وضعیت خاص تبدیل میکند.
به طور مثال، “Your smile makes\text{makes}makes me happy” یعنی “لبخند تو مرا خوشحال میکند.” در اینجا، لبخند (فاعل) عاملی است که خوشحالی (صفت) را در من (مفعول) ایجاد میکند. این ساختار بر قدرت تأثیرگذار فاعل تأکید دارد و برای بیان تأثیر معشوق بسیار مناسب است.
در نتیجه: برای توصیف وضعیتی که جهان به آن دچار میشود از Get\text{Get}Get و برای توصیف تأثیر معشوق که وضعیت جهان را تغییر میدهد از Make\text{Make}Make استفاده میکنیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖🔸
👈پادکست All Ears و IELTS Energy podcast
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
👈🔹چه پادکستی و چگونه بشنویم؟ اصلا چرا شنیدن پادکست ضرورت دارد. آخه وقتی خیلی از چیزایی که گفته میشه رو نمیفهمم چرا باید
👈🔆مژده بیش از دویست پادکست BBC با متن و ویدیو به این مجموعه اضافه شد بشنوم📶پادکست آموزشی All Ears English Podcast یکی دیگر از منبع…
👈🔆مژده بیش از دویست پادکست BBC با متن و ویدیو به این مجموعه اضافه شد بشنوم📶پادکست آموزشی All Ears English Podcast یکی دیگر از منبع…
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Basic English Grammar Course | Future Perfect Continuous Tense | Learn and Practice
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
English Result
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
English Result
❤3
👍1
Already as a child Mozart ....... play the piano beautifully.
Anonymous Quiz
65%
could
15%
should
14%
would
6%
may
🗣️ تفاوت Customer و Client
تفاوت اصلی این دو در «نوع رابطه» و «نوع چیزی که خریداری میشود» است.
۱. واژه Customer (مشتری کالا)
این واژه برای کسی به کار میرود که کالا یا محصولی را از یک فروشگاه یا رستوران میخرد. رابطه در اینجا معمولاً کوتاه و گذرا است. شما به مغازه میروید، پول میدهید، کالایی را میخرید و خارج میشوید. تمرکز در اینجا روی فروش محصول است.
مثال: کسی که از سوپرمارکت شیر میخرد یا از یک مغازه لباسفروشی پیراهن تهیه میکند.
جمله نمونه: The shop was full of customers during the sale.
ترجمه: مغازه در طول حراج پر از مشتری بود.
۲. واژه Client (مشتری خدمات و مشاوره)
این واژه برای کسی به کار میرود که از خدمات حرفهای یا مشاورهای یک نفر یا یک شرکت استفاده میکند. رابطه در اینجا معمولاً طولانیمدت و بر پایه اعتماد است. تمرکز در اینجا روی ارائه خدمت یا تخصص است.
مثال: کسی که به وکیل، آرایشگر، حسابدار یا مشاور املاک مراجعه میکند.
جمله نمونه: The lawyer is meeting with a new client this afternoon.
ترجمه: وکیل امروز بعدازظهر با یک موکل (مشتری خدمات) جدید جلسه دارد.
خلاصه کاربردی برای یادگیری
کلمه Customer برای خرید کالاهای فیزیکی و ملموس (مثل نان یا گوشی موبایل) استفاده میشود.
کلمه Client برای خرید خدمات تخصصی و غیرملموس (مثل مشاوره حقوقی یا طراحی سایت) استفاده میشود.
یک مثال برای درک بهتر
فکر کنید به یک هتل میروید. شما در رستوران هتل یک Customer هستید چون غذا میخرید، اما اگر یک آژانس تبلیغاتی برای آن هتل کمپین طراحی کند، آن هتل برای آژانس یک Client محسوب میشود.
تفاوت اصلی این دو در «نوع رابطه» و «نوع چیزی که خریداری میشود» است.
۱. واژه Customer (مشتری کالا)
این واژه برای کسی به کار میرود که کالا یا محصولی را از یک فروشگاه یا رستوران میخرد. رابطه در اینجا معمولاً کوتاه و گذرا است. شما به مغازه میروید، پول میدهید، کالایی را میخرید و خارج میشوید. تمرکز در اینجا روی فروش محصول است.
مثال: کسی که از سوپرمارکت شیر میخرد یا از یک مغازه لباسفروشی پیراهن تهیه میکند.
جمله نمونه: The shop was full of customers during the sale.
ترجمه: مغازه در طول حراج پر از مشتری بود.
۲. واژه Client (مشتری خدمات و مشاوره)
این واژه برای کسی به کار میرود که از خدمات حرفهای یا مشاورهای یک نفر یا یک شرکت استفاده میکند. رابطه در اینجا معمولاً طولانیمدت و بر پایه اعتماد است. تمرکز در اینجا روی ارائه خدمت یا تخصص است.
مثال: کسی که به وکیل، آرایشگر، حسابدار یا مشاور املاک مراجعه میکند.
جمله نمونه: The lawyer is meeting with a new client this afternoon.
ترجمه: وکیل امروز بعدازظهر با یک موکل (مشتری خدمات) جدید جلسه دارد.
خلاصه کاربردی برای یادگیری
کلمه Customer برای خرید کالاهای فیزیکی و ملموس (مثل نان یا گوشی موبایل) استفاده میشود.
کلمه Client برای خرید خدمات تخصصی و غیرملموس (مثل مشاوره حقوقی یا طراحی سایت) استفاده میشود.
یک مثال برای درک بهتر
فکر کنید به یک هتل میروید. شما در رستوران هتل یک Customer هستید چون غذا میخرید، اما اگر یک آژانس تبلیغاتی برای آن هتل کمپین طراحی کند، آن هتل برای آژانس یک Client محسوب میشود.
Telegram
خودآموزهای زبان انگلیسی
👈🔹مکالمه نصرت خوانش جدید
با متن و کتاب سوالات و روش درست استفاده از آن برای کسانی که قصد مهاجرت و یادگیری مکالمه در کوتاه ترین مدت را دارند .
شامل دو کتاب بصورت پی دی اف و روش یادگیری
180 تومان
با متن و کتاب سوالات و روش درست استفاده از آن برای کسانی که قصد مهاجرت و یادگیری مکالمه در کوتاه ترین مدت را دارند .
شامل دو کتاب بصورت پی دی اف و روش یادگیری
180 تومان
👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از کلمه ی should باید حتما فعل ساده استفاده کنید وقتی که اشاره به حال داره ومیخواین بگین یک کاری رو باید انجام بدم.
🟢should + base form of the verb
مثلا:
I should go.
من باید برم.
💫وقتی که میخواین اشاره به گذشته داشته باشین و بگین یککاری رو باید انجام میدادم، از ساختار should have بعلاوه قسمت سوم فعل استفاده میکنید.
🟢Should have + p.p
مثلا:
I should have gone.
من باید میرفتم.
👈🔹سریال کمدی خانوادگی modern family فامیلی مدرن
🟢should + base form of the verb
مثلا:
I should go.
من باید برم.
💫وقتی که میخواین اشاره به گذشته داشته باشین و بگین یککاری رو باید انجام میدادم، از ساختار should have بعلاوه قسمت سوم فعل استفاده میکنید.
🟢Should have + p.p
مثلا:
I should have gone.
من باید میرفتم.
👈🔹سریال کمدی خانوادگی modern family فامیلی مدرن
❤5
"To be"
در زبان انگلیسی یکی از پرکاربردترین و اساسیترین افعال است که کاربردهای فراوانی دارد. در فارسی میتوان آن را به صورتهای مختلفی ترجمه کرد، اما عمدتاً به معنای "بودن"، "هستن"، یا "شدن" است.
اشکال فعل "To Be"
فعل "to be" یک فعل بیقاعده است و در زمانها و برای فاعلهای مختلف، شکلهای متفاوتی به خود میگیرد:
زمان حال ساده (Simple Present):
I am (من هستم)
You are (تو هستی / شما هستید)
He/She/It is (او هست / آن هست)
We are (ما هستیم)
They are (آنها هستند)
زمان گذشته ساده (Simple Past):
I/He/She/It was (من بودم / او بود)
You/We/They were (تو بودی / ما بودیم / آنها بودند)
زمان آینده ساده (Simple Future):
I/You/He/She/It/We/They will be (خواهم بود / خواهی بود و...)
شکل اسم مفعول (Past Participle):
been (بوده)
شکل اسم فاعل (Present Participle):
being (بودن / در حال بودن)
کاربردهای اصلی "To Be" با مثال
بیان هویت، ملیت، شغل و مشخصات فردی:
I am a student.
(من یک دانشآموز هستم.)
She is Iranian.
(او ایرانی است.)
They are doctors.
(آنها پزشک هستند.)
بیان وضعیت یا حالت:
He is happy.
(او خوشحال است.)
The weather was cold yesterday.
(هوا دیروز سرد بود.)
I am tired.
(من خسته هستم.)
بیان مکان یا موقعیت:
My keys are on the table.
(کلیدهایم روی میز هستند.)
She is at home.
(او در خانه است.)
Where were you?
(کجا بودی؟)
بیان زمان:
It is 3 o'clock.
(ساعت ۳ است.)
The meeting is on Monday.
(جلسه دوشنبه است.)
در ساخت زمانهای استمراری
(Continuous Tenses):
(به معنای "در حالِ" انجام کاری بودن)
I am reading a book.
(من در حال خواندن یک کتاب هستم.)
They were watching TV.
(آنها در حال تماشای تلویزیون بودند.)
در ساخت جملات مجهول (Passive Voice):
(به معنای "شدن")
The car was repaired.
(ماشین تعمیر شد.)
English is spoken here.
(انگلیسی اینجا صحبت میشود.)
قبل از صفات:
The book is interesting.
(کتاب جالب است.)
He was kind to me.
(او با من مهربان بود.)
قبل از اسامی:
She is my sister.
(او خواهر من است.)
This is a pen.
(این یک خودکار است.)
همانطور که میبینید، "to be" یک فعل چندکاره است و در زبان فارسی معمولاً نیازی به آوردن مستقیم کلماتی مانند "است" یا "هست" نیست و مفهوم آن از ساختار جمله و سیاق کلام برداشت میشود، مگر برای تاکید بیشتر.
👉🔹English Result
مجموعه ای سه سطحی است از انتشارات آکسفورد برای آموزش زبان انگلیسی بصورت اصولی
در زبان انگلیسی یکی از پرکاربردترین و اساسیترین افعال است که کاربردهای فراوانی دارد. در فارسی میتوان آن را به صورتهای مختلفی ترجمه کرد، اما عمدتاً به معنای "بودن"، "هستن"، یا "شدن" است.
اشکال فعل "To Be"
فعل "to be" یک فعل بیقاعده است و در زمانها و برای فاعلهای مختلف، شکلهای متفاوتی به خود میگیرد:
زمان حال ساده (Simple Present):
I am (من هستم)
You are (تو هستی / شما هستید)
He/She/It is (او هست / آن هست)
We are (ما هستیم)
They are (آنها هستند)
زمان گذشته ساده (Simple Past):
I/He/She/It was (من بودم / او بود)
You/We/They were (تو بودی / ما بودیم / آنها بودند)
زمان آینده ساده (Simple Future):
I/You/He/She/It/We/They will be (خواهم بود / خواهی بود و...)
شکل اسم مفعول (Past Participle):
been (بوده)
شکل اسم فاعل (Present Participle):
being (بودن / در حال بودن)
کاربردهای اصلی "To Be" با مثال
بیان هویت، ملیت، شغل و مشخصات فردی:
I am a student.
(من یک دانشآموز هستم.)
She is Iranian.
(او ایرانی است.)
They are doctors.
(آنها پزشک هستند.)
بیان وضعیت یا حالت:
He is happy.
(او خوشحال است.)
The weather was cold yesterday.
(هوا دیروز سرد بود.)
I am tired.
(من خسته هستم.)
بیان مکان یا موقعیت:
My keys are on the table.
(کلیدهایم روی میز هستند.)
She is at home.
(او در خانه است.)
Where were you?
(کجا بودی؟)
بیان زمان:
It is 3 o'clock.
(ساعت ۳ است.)
The meeting is on Monday.
(جلسه دوشنبه است.)
در ساخت زمانهای استمراری
(Continuous Tenses):
(به معنای "در حالِ" انجام کاری بودن)
I am reading a book.
(من در حال خواندن یک کتاب هستم.)
They were watching TV.
(آنها در حال تماشای تلویزیون بودند.)
در ساخت جملات مجهول (Passive Voice):
(به معنای "شدن")
The car was repaired.
(ماشین تعمیر شد.)
English is spoken here.
(انگلیسی اینجا صحبت میشود.)
قبل از صفات:
The book is interesting.
(کتاب جالب است.)
He was kind to me.
(او با من مهربان بود.)
قبل از اسامی:
She is my sister.
(او خواهر من است.)
This is a pen.
(این یک خودکار است.)
همانطور که میبینید، "to be" یک فعل چندکاره است و در زبان فارسی معمولاً نیازی به آوردن مستقیم کلماتی مانند "است" یا "هست" نیست و مفهوم آن از ساختار جمله و سیاق کلام برداشت میشود، مگر برای تاکید بیشتر.
👉🔹English Result
مجموعه ای سه سطحی است از انتشارات آکسفورد برای آموزش زبان انگلیسی بصورت اصولی
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Basic English Grammar Course | Future Perfect Continuous Tense | Learn and Practice
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
English Result
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
English Result
لیست کامل مجموعه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
افرادی که قصد عضویت در چت روم انگلیسی را دارند باید حتماً آیدی و اسم داشته باشند وجود آیدی تلگرام ضرورت تایید ورود به گروه چت هست.
مانند آیدی زیر
@L_e_c
Telegram
مدرسه.
You’ve been invited to add the folder “مدرسه.”, which includes 19 chats.
Set the wheels in motion.
Anonymous Quiz
37%
To initiate a chain of events
26%
To end a journey
26%
To drive very fast
11%
To end a discussion
🏃 "Ahead of the Game"
یعنی چه؟
این اصطلاح به معنای "جلوتر بودن از بقیه"، "پیشتاز بودن" یا "در موقعیت برتر قرار داشتن" است.
🎯 مفهوم اصلی
وقتی میگویید کسی یا چیزی "Ahead of the Game" است، یعنی:
* اوضاع برایش خوب پیش میرود و در حال پیشرفت است.
* او از نظر آمادگی، دانش، یا موقعیت در وضعیت بهتری نسبت به رقبا یا وضعیت معمول قرار دارد.
* او برنامه ریزی کرده یا کاری را زودتر انجام داده تا برای اتفاقات آینده آماده باشد و بتواند از دیگران سبقت بگیرد.
💡 مثالها
به مثال داده شده توجه کنید:
> I’m always taking training courses so that I can get ahead of the game.
>
📝 ترجمه و تفسیر
* ترجمه: "من همیشه در دورههای آموزشی شرکت میکنم تا بتوانم از دیگران جلو بیفتم (یا در کارم پیشتاز باشم)."
* تفسیر: یعنی هدف این شخص از شرکت در دورهها، صرفاً همگام شدن با بقیه نیست؛ بلکه میخواهد دانش و مهارت بیشتری کسب کند تا همیشه نسبت به رقبا یا تغییرات محیط کار، یک گام جلوتر باشد و موقعیت بهتری داشته باشد.
به طور خلاصه، این اصطلاح بیانگر داشتن مزیت و آمادگی فعالانه برای موفقیت است.
آیا اصطلاح یا عبارت دیگری مد نظرتان هست که بخواهید در مورد آن توضیح دهم؟
یعنی چه؟
این اصطلاح به معنای "جلوتر بودن از بقیه"، "پیشتاز بودن" یا "در موقعیت برتر قرار داشتن" است.
🎯 مفهوم اصلی
وقتی میگویید کسی یا چیزی "Ahead of the Game" است، یعنی:
* اوضاع برایش خوب پیش میرود و در حال پیشرفت است.
* او از نظر آمادگی، دانش، یا موقعیت در وضعیت بهتری نسبت به رقبا یا وضعیت معمول قرار دارد.
* او برنامه ریزی کرده یا کاری را زودتر انجام داده تا برای اتفاقات آینده آماده باشد و بتواند از دیگران سبقت بگیرد.
💡 مثالها
به مثال داده شده توجه کنید:
> I’m always taking training courses so that I can get ahead of the game.
>
📝 ترجمه و تفسیر
* ترجمه: "من همیشه در دورههای آموزشی شرکت میکنم تا بتوانم از دیگران جلو بیفتم (یا در کارم پیشتاز باشم)."
* تفسیر: یعنی هدف این شخص از شرکت در دورهها، صرفاً همگام شدن با بقیه نیست؛ بلکه میخواهد دانش و مهارت بیشتری کسب کند تا همیشه نسبت به رقبا یا تغییرات محیط کار، یک گام جلوتر باشد و موقعیت بهتری داشته باشد.
به طور خلاصه، این اصطلاح بیانگر داشتن مزیت و آمادگی فعالانه برای موفقیت است.
آیا اصطلاح یا عبارت دیگری مد نظرتان هست که بخواهید در مورد آن توضیح دهم؟
با پادکست، انگلیسی را سریع و قوی بیاموز
Telegram
مدرسه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
شنیدن پادکست انگلیسی با تقویت مهارتهای شنیداری، افزایش دایره واژگان، یادگیری تلفظ صحیح، آشنایی با لهجهها و فرهنگهای مختلف، و همچنین بهبود مهارت مکالمه و درک مطلب همراه است.
پادکستها ابزاری کمهزینه، در دسترس و انعطافپذیر برای یادگیری زبان در هر زمان…
پادکستها ابزاری کمهزینه، در دسترس و انعطافپذیر برای یادگیری زبان در هر زمان…
❤1