牵丝戏
银临, Aki阿杰
گـرم شدم اما حالا تـنـهــام...
با این نمایشهای گستاخانه که با زیبایی جان گرفتند، چه کسی را مسخره میکنی؟
من که قلبی ندارم، چگونه میتوانم با تو جفت شوم؟
صدای زنگِ پان لینگ(ابزار موسیقی برای نمایشهای عروسکی) واضح و دلنشین است؛ نور پشتِ پرده، بیرمق میدرخشد و ما برای هم ساخته شده بودیم.
گناه است که تو را از دست بدهم،
دقیقا به خاطر نداشتن قلب است که برای تو جفت خوبی هستم.
تو، ژنده پوش و من با رنگهای درخشان، نقاشی شده، با هم از کوهها و رودها گذشتیم.
تو پیر و خسته به نظر میرسی و من بجای تو میدرخشم.
تو بودی که قلمت را بوسیدی و قطرهی اشک گوشه چشمم را رنگ زدی.
برای چه کسی، این نمایش جدایی و دیدار، غم و شادی را اجرا کنیم؟
آنها اشتباه خواهند فهمید، اما من همیشه در دستان تو باقی میمانم،
در کجای عالم، چیزی کاملتر از این پیدا خواهد شد؟
با حالتِ دستِ اپرا (ژستی که در اپرای چینی میگیرن)، این دنیای فانی را مثل آب بین انگشتها میچرخانیم،
روی صحنهی سرخِ یک متری، همه داستانها را با آواز میخوانیم.
آنقدر آواز جدایی خواندم که "غم"، دیگر "غم" به نظر نمیرسد. از جایی که روزی سرخ و زیبا بود، حالا تنها خاکستر باقی مانده.
آرزو میکنم، بهترین سالهای با هم بودنمان را به خاطر سپاریم.
هر بار که نخ را میکشی، من در هوا میرقصم،
هر بار که راه را نشانم میدهی، میدانم باید به جلو یا عقب بروم.
در سختی و آسانی دنبالت میکنم، چه دستهایم و چه پاهایم را حرکت دهی، نافرمانی نخواهم کرد.
تواضع و نرمی را کامل یاد گرفتم.
اگر تو اشتباه کنی، قبول نمیکنم درست باشم؛ اگر تو گیج باشی، من هم احمقم.
چگونه آتشِ قلبم از خاموشی، خوشحال شود؟
اگر تو خم شوی، من هرگز خم نمیشم و اگر تو خسته باشی، من جرئت ندارم خسته شوم.
از چه استفاده کنم تا هزار سال برای گرم کردن تو کافی باشد؟
برف، شبیه انتهای موهای سفیدت به نظر میرسد،
نورهای درخشان، چین و چروک بین ابروهایت رو نوازش میکند.
اگر حاضر باشی فقط یک قطره اشک بریزی
و اگر بتوانم تا هنگام پیری کنارت باشم،
حتی اگر در میان دودها به خاکستر تبدیل شوم، با خوشحالی کامل میروم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
☃37❤🔥12😭3🍓2
˳·˖✶ آهنگِ 牵丝戏 (نمایش عروسکی با نخ) بر اساس یه داستان کوتاه غمگین نوشته شده:
از بچگی میتونستم چیزایی رو ببینم که بقیه نمیدیدن. یه شب برفی خیلی سرد، تو یه معبد قدیمی و خرابه پناه گرفتم و با یه پیرمرد عروسکگردان روبهرو شدم. موهاش سفید بود مثل پرِ قو، لباسهاش پارهپاره بود و فقط یه عروسک چوبی همراه داشت. عروسک خیلی قشنگ و ظریف ساخته شده بود. انگار یه دختر واقعی بود. کنار چشمهاش، قطره اشک نقاشیشده بود که دلِ آدم رو به درد میآورد.
برف شدید میبارید، کنار هم نشستیم و یه آتش کوچک روشن کردیم. پیرمرد شروع به حرف زدن کرد و اشک ریخت. گفت از بچگی عاشق نمایش عروسکی بوده، هر وقت صدای زنگولهها رو میشنیده نمیتونسته خودش رو نگه داره. بزرگ که شد این علاقه بیشتر شد و عروسک گردانی تبدیل به شغلش شد. همه عمرش رو صرف ساختن و جون دادن به عروسکها کرده بود ولی حالا هیچی براش نمونده بود؛ نه خونه، نه همراه، نه هیچی. فقط همین عروسک که همه عمر کنارش بود.
گریهش که شدید شد، سعی کردم آرومش کنم و گفتم یه نمایش برام اجرا کنه. پیرمرد اشکهاش رو پاک کرد و شروع کرد به نواختن. روی صحنه کوچیک با پرده قرمز، عروسک رو با نخها حرکت داد. آوازش غمگین بود، اما عروسک انگار زنده شده بود؛ حتی با چهره غمگین نقاشیشده، به زیبایی و دلربا میرقصید.
نمایش که تموم شد، پیرمرد عروسک رو بغل کرد و لحظهای لبخند زد، ولی یکدفعه عصبانی شد و گفت: "تمام بدبختی و فلاکت زندگیم تقصیر این عروسکه؛ تو این سرما حتی لباس گرم ندارم. بهتره بسوزونمش تا حداقل گرم بشم." با یه حرکت عروسک رو انداخت تو آتیش! نتونستم جلوش رو بگیرم و فقط با حسرت ایستادم. در همون لحظه، توی دل آتش، عروسک حرکت کرد!آروم بلند شد، با ادب تعظیم کرد و انگار خداحافظی کرد. لبخند زد، اشکهای نقاشیشدهش ریخت و با همون لبخند تو شعلهها محو شد.
آتش تا صبح سوخت و بعد خاموش شد.
صبح که پیرمرد بیدار شد، انگار تازه متوجه کارش شد. صورتش رو با دستهاش پوشوند و با صدای بلند گریه کرد و گفت: "گرم شدم... ولی حالا تنهام."
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔51💘5❤🔥3☃2
𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩
银临, Aki阿杰 – 牵丝戏
— تلخترین لحظه آهنگ میتونه اینجا باشه:
وقتی جدایی و دوری اینقدر طولانی و تکراری بشه، آدم دیگه نمیتونه غم رو "غم" حس کنه، غم عادی میشه، بیحس میشه، مثل مریضی کهنهای که دیگه دردش حس نمیشه. در کنار این غمِ ته نشین شده، از جایی که همهچیز (عشق، زیبایی، زندگی) سرخ و پرشور و کامل بود، حالا فقط خاکستر مونده. در واقع دیگه هیچ چیزی باقی نمونده، حتی غــم.
😭47❤🔥7🤝2💘2
🔤 ove on strings, Ends in🔤 shes
牵丝戏 live performance
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥44🍓5😍4💔2
احتمالاً این آهنگ رو با ادیتهای چینی شنیده باشید و به گوشتون آشنا باشه. بین چینیها بسیار محبوب و مشهوره و اکثر سریالا با این اهنگ ادیت دارن🤍
❤🔥50🍓6💋4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
but instead it’s building something stronger inside.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭65💔8💘1
光亮
周深 (Zhou Shen)
از سمت دریا بادی میوزد،
ابرهای سفید به سمت خشکی حرکت میکنند،
بادهای موسمی شنها را جابهجا میکنند،
و فصلها بین سرما و گرما تغییر میکنند.
زندگی چه زنده و پرشور است،
با سایههای پژمردگی که هرگز از آن جدا نمیشود.
گاهی هنگام دویدن، طوفان به پا میشود
و گاهی در تاریکی، نورِ کبریتی میدرخشد
شاید نتوانی این سرنوشت ناشناخته را درک کنی،
مثلِ شهاب سنگی که بی خبر از مقصد حرکت میکند.
اما من...
درسته... خودِ من، میخواهم باور کنم!
به کوچکترین، ضعیفترین، مهربانترین و شجاعترینِ تو باور دارم.
با تمام وجودت تلاش میکنی و با تمام توان (به زندگی) پاسخ میدهی.
هر قدر دور و دست نیافتی، همیشه یک خط نور میدرخشد؛
نورِ خودت باش.
به صدای زوزهی باد که از بین برگها بلند شده، گوش نده،
تنها با یک کت بارونی اجازه بده این زندگی در باران بگذرد.
در نهایت، باز همدیگر را در عمارت چانگیین میبینیم.
ششصد سال زندگی مثلِ یک دانه ارزن است و دریای بیکران مثلِ یک خوابِ کوتاه.
اما من...
درسته... خودِ من، میخواهم باور کنم!
به کوچکترین، ضعیفترین، مهربانترین و شجاعترینِ تو باور دارم.
با تمام وجودت تلاش میکنی و با تمام توان (به زندگی) پاسخ میدهی.
هر قدر دور و دست نیافتی، همیشه یک خط نور میدرخشد؛
نورِ خودت باش.
به صدای زوزهی باد که از بین برگها بلند شده، گوش نده،
تنها با یک کت بارونی اجازه بده این زندگی در باران بگذرد.
در نهایت، باز همدیگر را در عمارت چانگیین میبینیم.
ششصد سال زندگی مثلِ یک دانه ارزن است و دریای بیکران مثلِ یک خوابِ کوتاه.
مهم نیست مقصد چه باشد، تو شجاعترینی
به این سرنوشت کاری ندارم، تو شجاعترینی!
❤🔥43💘7
در مجموعه قصرهای شهر ممنوعه، عمارت باشکوهِ چانگیین قرار داره، این عمارت محلی بوده که امپراتور و خاندان سلطنتی برای شنیدن بهترین و زیباترین آوازها و نمایشها جمع میشدن و به نوعی تمثیلی از از زیبایی، آرامش و شکوهـه. جو شن میگه یه روزی، بعد از تموم شدن جداییها و دردها، باز همدیگه رو میبینیم، جایی که همه چیز به آواز و زیبایی تبدیل شده، تا اون روز به پاس عشق و احترامی که برای عزیزانی که از پیشمون رفتن دارید، قوی باشید🙏
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘59😭8🤝8
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥49
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥50💔5💘5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💋52❤🔥8💘5💅4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘46💋5😍4❤🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😍35❤🔥10🔥3💘2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥50💋7💘5💅3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓33💘8😍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥰36💘11💋5😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥30🍓5💘2😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥31😍4💘2