مردم خلق شده اند تا دوست داشته شوند . اشیا خلق شده اند تا استفاده شوند. دلیل اینکه دنیا در هرج و مرج است این است که اشیاء دوست داشته می شوند و مردم استفاده می شوند.
@Simayekohan
@Simayekohan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ميگه چشمت به توپ باشه.
@Simayekohan
@Simayekohan
بنیاد سرطان سینه با تغییر لوگوی فیسبوک، از زنان خواسته که همان زمانی که در صفحات اجتماعی هستند، با مطالعه سایت این بنیاد و آموختن درباره این بیماری، خود را به سادگی معاینه کنند.
@Simayekohan
@Simayekohan
بنیاد سرطان سینه با تغییر لوگوی توییتر، از زنان خواسته که همان زمانی که در صفحات اجتماعی هستند، با مطالعه سایت این بنیاد و آموختن درباره این بیماری، خود را به سادگی معاینه کنند.
@Simayekohan
@Simayekohan
تبلیغ خلاقانه یونیسف
غذایی که ما به عنوان آشغال و زباله دور میریزیم، گرسنگان بسیاری را سیر خواهد کرد.
@Simayekohan
غذایی که ما به عنوان آشغال و زباله دور میریزیم، گرسنگان بسیاری را سیر خواهد کرد.
@Simayekohan
تبلیغ شرکت بیمه معروف آل استیت با آویزان کردن خودرو از یکی از طبقات یک پارکینگ عمومی در شهر شیکاگو!
آیا کسی مراقبتون هست.
@Simayekohan
آیا کسی مراقبتون هست.
@Simayekohan
تمرین زیاد وسخت
ممکنه همیشه نتیجه ش
موفقیت نباشه
اما هیچوقت نتیجه ش
حسرت نیست.
📽 Money ball 2011
@Simayekohan
ممکنه همیشه نتیجه ش
موفقیت نباشه
اما هیچوقت نتیجه ش
حسرت نیست.
📽 Money ball 2011
@Simayekohan
ما به آدم هایی محتاج هستیم،
که به آینده ی فرزندانشان فکر کنند،
نه به گذشته ی پدرهایشان.
🕴 محمود دولت آبادی
📚 کلیدر
@Simayekohan
که به آینده ی فرزندانشان فکر کنند،
نه به گذشته ی پدرهایشان.
🕴 محمود دولت آبادی
📚 کلیدر
@Simayekohan
بهش گفتم:
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ، ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﻣﯿﺴﺎﺯﯾﻢ.
ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺩﺵ میرﺳﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺣﺎﻻ ﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﻟﻮ ﻧﻤﯿﺪﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻫﻢ کاﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﻮﺭ ﺑﺸﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻡ، ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻤﻮﻧﻢ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ.
ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ، ﺧﺪﺍ ﺭﺯّﺍﻗﻪ ، ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ دﯾﮕﻪ.
ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺗﻮﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺴﺖ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﯾﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﮐﻤﮏ ﺧﺮﺟﻢ ﺑﺎﺷﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﻫﺎﻥ، ﻧﺎﻗﻼ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ. ﺣﺎﻻ ﺷﺪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ. ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻧﻤﯿﮕﯽ؟
ﮔﻔﺖ : ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﻮنه ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﯼ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ تاجر ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭﮐﺮﺩﯼ.
ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ تاجر ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟
ﻫﯽ ﺳﺠﺪﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿم ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯﺧﻮﺏ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﻣﺎﺳﺖ.
تا اﯾﻦ ﺷﮏ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻧﺮﺳﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺪﺍﺕ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻻ خدا.
@Simayekohan
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ، ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﻣﯿﺴﺎﺯﯾﻢ.
ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺩﺵ میرﺳﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺣﺎﻻ ﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﻟﻮ ﻧﻤﯿﺪﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻫﻢ کاﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﻮﺭ ﺑﺸﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻡ، ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻤﻮﻧﻢ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ.
ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ، ﺧﺪﺍ ﺭﺯّﺍﻗﻪ ، ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ دﯾﮕﻪ.
ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺗﻮﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺴﺖ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﯾﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﮐﻤﮏ ﺧﺮﺟﻢ ﺑﺎﺷﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﻫﺎﻥ، ﻧﺎﻗﻼ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ. ﺣﺎﻻ ﺷﺪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ. ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻧﻤﯿﮕﯽ؟
ﮔﻔﺖ : ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﻮنه ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﯼ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ تاجر ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭﮐﺮﺩﯼ.
ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ تاجر ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟
ﻫﯽ ﺳﺠﺪﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿم ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯﺧﻮﺏ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﻣﺎﺳﺖ.
تا اﯾﻦ ﺷﮏ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻧﺮﺳﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺪﺍﺕ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻻ خدا.
@Simayekohan
ما با بیتوجهی خودمان را
در افکار منفی غرق میکنیم
و نمیدانیم دائم فکر کردن
به این که «من مفت نمیارزم»
احتمالا به اندازهی کشیدن
روزی یک کارتن سیگار
سرطانزاست.
📚 A Fraction of the Whole
🕴 Steve Toltz
@Simayekohan
در افکار منفی غرق میکنیم
و نمیدانیم دائم فکر کردن
به این که «من مفت نمیارزم»
احتمالا به اندازهی کشیدن
روزی یک کارتن سیگار
سرطانزاست.
📚 A Fraction of the Whole
🕴 Steve Toltz
@Simayekohan
نام فیلم: گشت ارشاد 1390
دیالوگ: حمید فرخ نژاد
یه زمانی که قد شما بودم یه روزی معلمه اومد تو کلاس گفت آقا میخوایم یه تئاتر راه بندازیم.کی میخواد نقش گوسفندو بازی کنه؟
آقا به حضرت عباس...به حضرت عباس کل کلاس اینجوری دستشونو گرفتن بالا...همه جز حاجیت!
بعد گفت کی میخواد نقش گرگو بازی کنه؟
ما گفتیم آقا نقش جک و جونور دیگه ای...کلاغی، فیلی،شیری، پلنگی چیزی نداری بدی به ما؟
گفت نه.یا باید گوسفند باشی یا گرگ؛ بعد از اون بود که ما تو زندگیمون فهمیدیم آقا یا باید گرگ باشی یا گوسفند،یا بایست بزنی یا میزننت، یا بایست بخوری یا میخورنت.
حالا ما اشتباه کردیم ولی از یه گرگ بارون دیده به شما نصیحت،ینی گرگم شدین جهنم، ولی این تن بمیره، جون هرچی مرده گوسفند نباشین تو زندگیتون.
دیالوگ: حمید فرخ نژاد
یه زمانی که قد شما بودم یه روزی معلمه اومد تو کلاس گفت آقا میخوایم یه تئاتر راه بندازیم.کی میخواد نقش گوسفندو بازی کنه؟
آقا به حضرت عباس...به حضرت عباس کل کلاس اینجوری دستشونو گرفتن بالا...همه جز حاجیت!
بعد گفت کی میخواد نقش گرگو بازی کنه؟
ما گفتیم آقا نقش جک و جونور دیگه ای...کلاغی، فیلی،شیری، پلنگی چیزی نداری بدی به ما؟
گفت نه.یا باید گوسفند باشی یا گرگ؛ بعد از اون بود که ما تو زندگیمون فهمیدیم آقا یا باید گرگ باشی یا گوسفند،یا بایست بزنی یا میزننت، یا بایست بخوری یا میخورنت.
حالا ما اشتباه کردیم ولی از یه گرگ بارون دیده به شما نصیحت،ینی گرگم شدین جهنم، ولی این تن بمیره، جون هرچی مرده گوسفند نباشین تو زندگیتون.