🍀در مدتی که در قرنطینه به سر میبردم مادر به دیدارم آمد. به طریقی توانسته بود نوانخانه را ترک کند و در صدد برآمده بود سرپناهی برای ما پیدا کند. حضور او در حکم یک دسته گل بود. ظاهرش چنان سرزنده و دوستداشتنی بود که راستش من از سر و وضع ژولیده و کلهی تراشیدهام خجل شدم.
پرستار رو به مادر کرد و گفت: «ببخشید که صورتش کثیف است.»
مادر خندید، چه خوب کلماتِ مهرآمیزش را به یاد میآورم که وقتی مرا تنگ در بغل گرفت و بوسید، گفت: «با همهی کثافتت هنوز هم دوستت دارم.»
(سرگذشت من/ نوشته: چارلی چاپلین/ترجمه:جمشید نوایی، نشر نی)
پرستار رو به مادر کرد و گفت: «ببخشید که صورتش کثیف است.»
مادر خندید، چه خوب کلماتِ مهرآمیزش را به یاد میآورم که وقتی مرا تنگ در بغل گرفت و بوسید، گفت: «با همهی کثافتت هنوز هم دوستت دارم.»
(سرگذشت من/ نوشته: چارلی چاپلین/ترجمه:جمشید نوایی، نشر نی)
🍀من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتها به دستهام نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی شوم. یا یک چیز دیگر.
ولی دستهام چهکار کردهاند؟ یک جایم را خاراندهاند، چک نوشتهاند، بند کفش بستهاند، سیفون کشیدهاند و غیره.
دستهایم را حرام کردهام. همینطور ذهنم را.
(عامه پسند/ نوشته: چارلز بوکوفسکی/ ترجمه : پیمان خاکسار،نشر چشمه)
ولی دستهام چهکار کردهاند؟ یک جایم را خاراندهاند، چک نوشتهاند، بند کفش بستهاند، سیفون کشیدهاند و غیره.
دستهایم را حرام کردهام. همینطور ذهنم را.
(عامه پسند/ نوشته: چارلز بوکوفسکی/ ترجمه : پیمان خاکسار،نشر چشمه)
🍀حزن ناگهانی حالتی است که گریه میآورد و بهواسطهی حوادثی ایجاد میشود که بهطور ناگهانی امیدها و یا پشتوانهی قدرت آدمیان را از میان برمیدارند: و کسانی بیشتر دچار آن میگردند که اصولاً به حمایت دیگران متکی باشند، مثل زنان و کودکان.
بنابراین برخی بهخاطر فقدان دوستان و برخی دیگر بهخاطر بیمهری آنان میگریند؛ برخی دیگر بهواسطهی وقفهی ناگهانی در اندیشههای انتقامجویانهشان در نتیجهی صلح و سازش گریه میکنند.
اما در همهی موارد، هم خنده و هم گریه حرکاتی ناگهانی هستند؛ ولی گذشت زمان هر دو را تضعیف میکند زیرا هیچکس به شوخیهای کهنه نمیخندد و یا برای مصیبتی قدیمی نمیگرید.
(لویاتان/ نوشته: توماس هابز / ترجمه:حسین بشیریه، نشر نی)
بنابراین برخی بهخاطر فقدان دوستان و برخی دیگر بهخاطر بیمهری آنان میگریند؛ برخی دیگر بهواسطهی وقفهی ناگهانی در اندیشههای انتقامجویانهشان در نتیجهی صلح و سازش گریه میکنند.
اما در همهی موارد، هم خنده و هم گریه حرکاتی ناگهانی هستند؛ ولی گذشت زمان هر دو را تضعیف میکند زیرا هیچکس به شوخیهای کهنه نمیخندد و یا برای مصیبتی قدیمی نمیگرید.
(لویاتان/ نوشته: توماس هابز / ترجمه:حسین بشیریه، نشر نی)