سیمای کهن
231 subscribers
10.3K photos
1.04K videos
8 files
52 links
گروه مستندسازی سیمای کهن
تولید تیزرهای تبلیغاتی و فیلم های مستند داستانی و گزارشی .

لینک کانال آپارات http://www.aparat.com/SimayeKohan
Download Telegram
عشق، بزرگترین متخصص زیباییه ...

Amelie- Jean-Pierre Jeunet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیزر اول "جنگی که بود، راهی که هست"

کمیته دانشجویی و اساتید اولین اجلاسیه ملی بزرگداشت 4000 شهید استان گلستان

HD Quality: aparat.com/simayekohan
نمونه های زیبای دستکاری عکس یا photo manipulation با فتوشاپ
نمونه های زیبای دستکاری عکس یا photo manipulation با فتوشاپ
نمونه های زیبای دستکاری عکس یا photo manipulation با فتوشاپ
تصویری که همیشه روی میز کار
"بتهوون" قرار داشت
(تشییع جنازه "موتسارت" نابغه موسیقی،
که فقط سگ وفادارش آنرا همراهی می‌کرد)
تو چرا همیشه این نیشت بازه ؟!
+ یه روز توو خونه نشسته بودم داشتم مطالعه می کردم... بعد بچه ها اومدن گفتن: "بریم گل بزنیم"... اولش فک کردم میخوایم بریم توو زمین گل بزنیم... نگو قراره بریم توو زیرزمین گل بکشیم !... بعدشم دیگه افتادیم به شادی بعدِ گل ...

شوخی کردم
من اونقدر مرد نیستم که یک مادر باشم

پاپای - رابرت آلتمن
🍀تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی درباره‌شان دارم از آن هم کمتر است.
من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم‌.
هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم‌ها، شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.

(غرور و تعصب / نوشته : جین آستین / ترجمه رضا رضایی، نشر نی)
پروازی
از جنس خیال نمی خواهم
خواهانم
از قفس تن رها شوم
پر بگشایم
چون عقاب تیز چنگال
در آسمانها
تا به چنگ آرم
آنچه لایق من است
این زمین حقیر
درخور روح بلند من
نیست.
به یزدان که گر ما خِرد داشتیم

کجا این سرانجام بد داشتیم
🍀در مدتی که در قرنطینه به سر می‌بردم مادر به دیدارم آمد. به طریقی توانسته بود نوانخانه را ترک کند و در صدد برآمده بود سرپناهی برای ما پیدا کند. حضور او در حکم یک دسته گل بود. ظاهرش چنان سرزنده و دوست‌داشتنی بود که راستش من از سر و وضع ژولیده و کله‌ی تراشیده‌ام خجل شدم.
پرستار رو به مادر کرد و گفت: «ببخشید که صورتش کثیف است.»
مادر خندید، چه خوب کلماتِ مهرآمیزش را به یاد می‌آورم که وقتی مرا تنگ در بغل گرفت و بوسید، گفت: «با همه‌ی کثافتت هنوز هم دوستت دارم.»

(سرگذشت من/ نوشته: چارلی چاپلین/ترجمه‌:جمشید نوایی، نشر نی)
چارلز بوکوفسکی
🍀من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی شوم. یا یک چیز دیگر.
ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره.
دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را.

(عامه پسند/ نوشته: چارلز بوکوفسکی/ ترجمه : پیمان خاکسار،نشر چشمه)
"کتابخانه "درمانگاهی برای ذهن آدمیان است./ آلوین تافلر
حالا دیگر وقت فکر کردن به چیزهایی که با خودت نیاورده ای نیست ...
به این فکر باش که با آنچه داری چه میتوانی بکنی ..

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی
🍀حزن ناگهانی حالتی است که گریه می‌آورد و به‌واسطه‌ی حوادثی ایجاد می‌شود که به‌طور ناگهانی امیدها و یا پشتوانه‌ی قدرت آدمیان را از میان برمی‌دارند: و کسانی بیشتر دچار آن می‌گردند که اصولاً به حمایت دیگران متکی باشند، مثل زنان و کودکان.
بنابراین برخی به‌خاطر فقدان دوستان و برخی دیگر به‌خاطر بی‌مهری آنان می‌گریند؛ برخی دیگر به‌واسطه‌ی وقفه‌ی ناگهانی در اندیشه‌های انتقام‌جویانه‌شان در نتیجه‌ی صلح و سازش گریه می‌کنند.
اما در همه‌ی موارد، هم خنده و هم گریه حرکاتی ناگهانی هستند؛ ولی گذشت زمان هر دو را تضعیف می‌کند زیرا هیچ‌کس به شوخی‌های کهنه نمی‌خندد و یا برای مصیبتی قدیمی نمی‌گرید.

(لویاتان/ نوشته: توماس هابز / ترجمه‌:حسین بشیریه، نشر نی)
خنده،
مقاومت است.

| هرتا مولر|