دست از این بدویت تاریخی کپک زده ت بردار بدبخت ...
ببین کره داره کجا میره...
اندونزی کجا میره...
فیلیپین کجا میره...
تایوان داره کجا میره ...
+ کجا داره میره ؟!...
آخه به چی رسیده ؟!...
عین یه مشت سوسک و مورچه دارن دست و پا میزنن توو مرداب تکنیک...
همش م بخاطر این شکم صاب مرده س...
"معنویت" چی شد بدبخت ؟!... به سر عشق چی اومد ؟!...
📽هامون
ببین کره داره کجا میره...
اندونزی کجا میره...
فیلیپین کجا میره...
تایوان داره کجا میره ...
+ کجا داره میره ؟!...
آخه به چی رسیده ؟!...
عین یه مشت سوسک و مورچه دارن دست و پا میزنن توو مرداب تکنیک...
همش م بخاطر این شکم صاب مرده س...
"معنویت" چی شد بدبخت ؟!... به سر عشق چی اومد ؟!...
📽هامون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرغم همه چیز باز هم انسانیت ...
بعضی ها این قدر حلال و حرام به رخ ما نکشند، چون که ما خوب میدانیم که خودشان این دارایی ها را با عرق جبین سر هم نکرده اند. ما که میدانیم این دارایی ها از راه حلال سرشان یک جا جمع نمیشود.
چرا فقط نوبت به ما که میرسد دعوای حلال و حرام پیش می آید؟!
لابد مال حرام، وقتی که یک خوشه یک خوشه باشد، حرام است، اما وقتی که خرمن خرمن باشد حرام حساب نمیشود؟
👤محمود دولت آبادی
چرا فقط نوبت به ما که میرسد دعوای حلال و حرام پیش می آید؟!
لابد مال حرام، وقتی که یک خوشه یک خوشه باشد، حرام است، اما وقتی که خرمن خرمن باشد حرام حساب نمیشود؟
👤محمود دولت آبادی
ﻣﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﻋﻘﺐ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮﻱ
ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰﻱ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻣﻲﻛﺮﺩ، ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
« ﻫﺮﭼﻲ ﻣﻲﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﻋﻘﺒﻴﻢ . »
ﻛﺴﻲ ﺟﻮﺍﺑﻲ ﻧﺪﺍﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ : «ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻲﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﻫﻴﭽﻲ . »
ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺟﻠﻮﻱ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ: « ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ . » ﻣﺮﺩ
ﭘﺮﺳﻴﺪ: « ﭼﺮﺍ؟ » ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : « ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻪ
ﺑﺪﻭﻭﻩ ... ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻪ . » ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻳﻢ .
ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰﻱ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻣﻲﻛﺮﺩ، ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
« ﻫﺮﭼﻲ ﻣﻲﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﻋﻘﺒﻴﻢ . »
ﻛﺴﻲ ﺟﻮﺍﺑﻲ ﻧﺪﺍﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ : «ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻲﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﻫﻴﭽﻲ . »
ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺟﻠﻮﻱ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ: « ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ . » ﻣﺮﺩ
ﭘﺮﺳﻴﺪ: « ﭼﺮﺍ؟ » ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : « ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻪ
ﺑﺪﻭﻭﻩ ... ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻪ . » ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻳﻢ .
وقتی من بازیگر سینما شدم پدرم کور بود و مادرم کر
آن دو با هم به دیدن فیلم های من می رفتند و
پدرم می پرسید:
پسرمان چطوری به نظر می رسد؟
مادرم می گفت: پسرمان چه می گوید ؟
غم انگیز است ، اما جالب
اگر این موضوع را فیلم کنند همه به چشم یک سوژه ی کمدی به آن نگاه می کنند ...
مارچلو ماسترویانی
آن دو با هم به دیدن فیلم های من می رفتند و
پدرم می پرسید:
پسرمان چطوری به نظر می رسد؟
مادرم می گفت: پسرمان چه می گوید ؟
غم انگیز است ، اما جالب
اگر این موضوع را فیلم کنند همه به چشم یک سوژه ی کمدی به آن نگاه می کنند ...
مارچلو ماسترویانی
موفقیت از آن کسانی است که علاقمند به موفقیت باشند و شکست از آن کسانی است که از روی بی اعتنایی خود را به سمت علاقمندی به شکست میکشانند...
اشتباه زندگی نکن
ﺁﺩمهای ﺯﻧﺪﻩ،
ﺑﻪ ﮔﻞ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭند
ﻭ اموات ﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ...
ﻭﻟﯽ ﻣﺎ همیشه ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩﻫﺎ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﻭ ﮔﻞ بارانشان میکنیم،
ﻭﻟﯽ گاهی چه ﺭﺍﺣﺖ
ﻓﺎﺗﺤﻪ حضور اطرافیانمان را ﻣﯿﺨﻮاﻧﯿﻢ.
قدر فرصتها را بدانیم.🌷
ﺁﺩمهای ﺯﻧﺪﻩ،
ﺑﻪ ﮔﻞ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭند
ﻭ اموات ﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ...
ﻭﻟﯽ ﻣﺎ همیشه ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩﻫﺎ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﻭ ﮔﻞ بارانشان میکنیم،
ﻭﻟﯽ گاهی چه ﺭﺍﺣﺖ
ﻓﺎﺗﺤﻪ حضور اطرافیانمان را ﻣﯿﺨﻮاﻧﯿﻢ.
قدر فرصتها را بدانیم.🌷