دستگاه خودپردازى در فرانسه وجود دارد که داستانهاى کوتاه رايگان به مردم میدهد.
اين ماشين ها داستانهاى کوتاه چند دقيقه اى را با هدف افزايش مطالعه به جاى استفاده از موبايل هديه میدهند.
@kanoonsenfi
اين ماشين ها داستانهاى کوتاه چند دقيقه اى را با هدف افزايش مطالعه به جاى استفاده از موبايل هديه میدهند.
@kanoonsenfi
عزیزم :از " ترین" پرهیز کن ،
یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.
از رانندگی با پراید و ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان ، در حال خود نمایی بود.
از بودن کنار عشقمان لذت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیب او ، کمتر از بسیاری دیگر بود.
همچنین ، از خانه مان ، از شغلمان ، از درآمدمان ، از خانواده و دوستانمان و....
می خواهم بگویم تحت تاثیر آموزه های غلط ، بسیاری از ما فقط به " بهترین ، بیشترین و بالاترین " چسبیدیم ، در نتیجه تبدیل به انسان هایی افسرده و همیشه نالان شدیم.
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم...
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامه اش میدیم...
یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.
از رانندگی با پراید و ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان ، در حال خود نمایی بود.
از بودن کنار عشقمان لذت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیب او ، کمتر از بسیاری دیگر بود.
همچنین ، از خانه مان ، از شغلمان ، از درآمدمان ، از خانواده و دوستانمان و....
می خواهم بگویم تحت تاثیر آموزه های غلط ، بسیاری از ما فقط به " بهترین ، بیشترین و بالاترین " چسبیدیم ، در نتیجه تبدیل به انسان هایی افسرده و همیشه نالان شدیم.
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم...
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامه اش میدیم...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو
Sandra Cretu - In the heat of the night (1985)
Sandra Cretu - In the heat of the night (1985)
سیمای کهن
موزیک ویدیو Sandra Cretu - In the heat of the night (1985)
قسمتی از متن آهنگ این ویدیو
In the heat of the night
You'll lose your heart
And sell your soul
I lose control
In the heat of the night
It's much too late
To leave the trade
But I can't stand it anymore
You'll lose your heart
And your soul
I lose control
In the heat of the night
In the heat of the night
You'll lose your heart
And sell your soul
I lose control
In the heat of the night
It's much too late
To leave the trade
But I can't stand it anymore
You'll lose your heart
And your soul
I lose control
In the heat of the night
اگر به ناچار بخواهم کتابی در مورد اخلاق بنویسم، آن کتاب صدبرگ خواهد داشت.
نود و نه برگ آن را سفید می گذارم و در آخرین برگ خواهم نوشت
"من تنها یک تعهدرا می شناسم و آن تعهدبه دوست داشتن است."
من به هر چه به غیر از این تعهد می گویم "نه"
می گویم "نه" با تمام توانم.
چرا که عشق یگانه احساس واقعی است.
👤 آلبر کامو
نود و نه برگ آن را سفید می گذارم و در آخرین برگ خواهم نوشت
"من تنها یک تعهدرا می شناسم و آن تعهدبه دوست داشتن است."
من به هر چه به غیر از این تعهد می گویم "نه"
می گویم "نه" با تمام توانم.
چرا که عشق یگانه احساس واقعی است.
👤 آلبر کامو
صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران درتلویزیون عراق اعلام کرد به هرجوجه کلاغ ایرانی که بتواند به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق راجایزه خواهم داد
تنها 150 دقیقه پس از مصاحبه ی صدام شهیدعباس دوران وشهیدعلیرضایاسینی وسرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره رابمباران کردند
۳۰ تیر سالروز شهادت عباس دوران
تنها 150 دقیقه پس از مصاحبه ی صدام شهیدعباس دوران وشهیدعلیرضایاسینی وسرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره رابمباران کردند
۳۰ تیر سالروز شهادت عباس دوران
قصه از آنجا شروع شد كه
از "عادت كردن"
فرار كرديم
و
به "فرار كردن"
عادت كرديم…
👤 زویا پیرزاد
از "عادت كردن"
فرار كرديم
و
به "فرار كردن"
عادت كرديم…
👤 زویا پیرزاد
گیل: میتونم ازتون بخوام که بزرگترین لطف دنیا رو بکنین؟
همینگوی: چی هست؟
گیل: امکان داره رمان منو بخونین؟
همینگوی: رمان تو رو؟
گیل: بله. چیز خاصی نیست. حدود 400 صفحه. من فقط دوست دارم نظر شما رو در مورد نوشته م بدونم.
همینگوی: خب من نظرم اینه که ازش متنفرم!
گیل: شما که هنوز نخوندیش!
همینگوی: اگه بد باشه، ازش متنفرم چون از نوشته های بد متنفرم. اگر هم خوب باشه، حسودیم میشه که چرا من ننوشتمش و بیشتر ازش متنفر میشم. قضیه اینه که تو هیچوقت نباید دنبال نظر یه نویسنده دیگه در مورد نوشته ت باشی.
Midnight In Paris
همینگوی: چی هست؟
گیل: امکان داره رمان منو بخونین؟
همینگوی: رمان تو رو؟
گیل: بله. چیز خاصی نیست. حدود 400 صفحه. من فقط دوست دارم نظر شما رو در مورد نوشته م بدونم.
همینگوی: خب من نظرم اینه که ازش متنفرم!
گیل: شما که هنوز نخوندیش!
همینگوی: اگه بد باشه، ازش متنفرم چون از نوشته های بد متنفرم. اگر هم خوب باشه، حسودیم میشه که چرا من ننوشتمش و بیشتر ازش متنفر میشم. قضیه اینه که تو هیچوقت نباید دنبال نظر یه نویسنده دیگه در مورد نوشته ت باشی.
Midnight In Paris
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاثیر نور بر عکس شما