This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Our Story in 1 Minute
داستان ما در یک دقیقه
داستان ما در یک دقیقه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اراده ی قوی هرچیزی رو ممکن میکنه
ازدواج جرياني است بسيار پيچيده و حساس و اندكاند كساني كه ميتوانند بر دشواري آن غلبه و بيزيان از آن گذر كنند.
امروزه مطالعات نشان ميدهند كه ما يك نوع ازدواج نداريم
و ازدواج انواع مختلف دارد:
ازدواج اقتصادي،
ازدواج احساسي،
ازدواج اجباري،
ازدواج انتقامي،
ازدواج سنتي،
ازدواج هيجاني- هوسي و غيره.
ازدواجهايي سراسر اشتباه كه ناشي از حسابهاي ناقص ما هستند؛
دختري كه حساب كرده به وسيله ازدواج با آن پسر، از خانواده جهنمي خود ميگريزم و خود را از شر غمهاي بزرگ خلاص ميكنم،
پسري كه حساب كرده به وسيله ازدواج با اين دختر، پولدار ميشوم
و از اين به بعد بدون دردسر زندگي ميكنم،
دختري كه حساب كرده به وسيله عمل به رسم و رسوم ديرين در اين زمينه حتماً خوشبخت ميشوم
و يا پسري كه به احساساتي كه نسبت به يك دختر در اولين برخورد، پيدا كرده اعتماد ورزيده و اينگونه حساب كرده است كه احساس من هرگز به من دروغ نميگويد.
اما پس از ازدواج، وقتي همگي آنها متوجه ميشوند اشتباه انتخاب كردهاند تازه ميفهمند كه خيلي چيزها را در محاسبات خود لحاظ نكردهاند
امروز در دنيايي زندگي ميكنيم كه كلاسهاي آموزشي جديد و متنوعي برگزار ميگردد تا كيفيت زندگي ما را ارتقا دهد و دست عادتها و سنتهاي اشتباه را از آن كوتاه كند؛
كلاس مديريت بحران،
كلاس مديريت خشم،
كلاس ارتباط مؤثر،
كلاس سخنراني،
كلاس تصميمگيري و ...
امروز پدر شدن آموزش ميخواهد،
مادر شدن آموزش ميخواهد،
درست ازدواج كردن آموزش ميخواهد
اما متأسفانه هيچگونه دوره آموزشي علمي به صورت آكادميك در زمينه انتخاب همسر براي جوانان برگزار نميگردد
و گمان ميشود ميتوان با اعطاي چند وام اندك و برگزاري يك درس دو واحدي در دانشگاهها كه در آن فقط مسائل جنسي آموزش داده ميشود،
مشكل ازدواج جوانان را حل كرد.
جوانان ما ازدواجهاي ناموفق را ميبينند اما بدون اينكه آنها را تحليل كنند و از آنها درسي بگيرند از كنارشان ساده ميگذرند
و گمان ميكنند ازدواج خودشان حتماً چيز فوقالعادهاي خواهد شد.
لباسها و آرايشهاي آنان مطابق با آخرين مدهاي روز است
اما عقايد بسياري از آنها هنوز ريشه در سالهاي دور و تاريك تاريخ دارد.
ايشان به مشاوره قبل از ازدواج به عنوان يك عامل فانتزي نگاه ميكنند
و در باطن خود يك نوع احساس تمسخر و اكراه نسبت به راهنماييهاي روانشناسان دارند.
بدون مشورت تصميم ميگيرند و يا با اشخاص كمدان و غيرمتخصص مشورت ميكنند.
(اشخاصي كه هيچ دانشگاهي حاضر نيست آنها را دعوت كند تا حتي 5 دقيقه در مورد انتخاب همسر و مسائل روانشناسي مربوط به آن سخنراني كنند)
عدهاي ديگر نيز كه وانمود ميكنند زندگي را جدي گرفتهاند ميگويند:
"پيش از ازدواج پنج شيش جلسه با هم صحبت كرديم" و بدون داشتن شناختي عميق از خود و از ديگري و به اعتبار همين چند جلسه كه سرحد دانش آنهاست،
كار را تمام شده ميدانند و ازدواج ميكنند و شايد درست به همين خاطر است كه نيچه ميگويد:
"بشر بيرحمترينِ درندگان نسبت به خود است".
امروزه مطالعات نشان ميدهند كه ما يك نوع ازدواج نداريم
و ازدواج انواع مختلف دارد:
ازدواج اقتصادي،
ازدواج احساسي،
ازدواج اجباري،
ازدواج انتقامي،
ازدواج سنتي،
ازدواج هيجاني- هوسي و غيره.
ازدواجهايي سراسر اشتباه كه ناشي از حسابهاي ناقص ما هستند؛
دختري كه حساب كرده به وسيله ازدواج با آن پسر، از خانواده جهنمي خود ميگريزم و خود را از شر غمهاي بزرگ خلاص ميكنم،
پسري كه حساب كرده به وسيله ازدواج با اين دختر، پولدار ميشوم
و از اين به بعد بدون دردسر زندگي ميكنم،
دختري كه حساب كرده به وسيله عمل به رسم و رسوم ديرين در اين زمينه حتماً خوشبخت ميشوم
و يا پسري كه به احساساتي كه نسبت به يك دختر در اولين برخورد، پيدا كرده اعتماد ورزيده و اينگونه حساب كرده است كه احساس من هرگز به من دروغ نميگويد.
اما پس از ازدواج، وقتي همگي آنها متوجه ميشوند اشتباه انتخاب كردهاند تازه ميفهمند كه خيلي چيزها را در محاسبات خود لحاظ نكردهاند
امروز در دنيايي زندگي ميكنيم كه كلاسهاي آموزشي جديد و متنوعي برگزار ميگردد تا كيفيت زندگي ما را ارتقا دهد و دست عادتها و سنتهاي اشتباه را از آن كوتاه كند؛
كلاس مديريت بحران،
كلاس مديريت خشم،
كلاس ارتباط مؤثر،
كلاس سخنراني،
كلاس تصميمگيري و ...
امروز پدر شدن آموزش ميخواهد،
مادر شدن آموزش ميخواهد،
درست ازدواج كردن آموزش ميخواهد
اما متأسفانه هيچگونه دوره آموزشي علمي به صورت آكادميك در زمينه انتخاب همسر براي جوانان برگزار نميگردد
و گمان ميشود ميتوان با اعطاي چند وام اندك و برگزاري يك درس دو واحدي در دانشگاهها كه در آن فقط مسائل جنسي آموزش داده ميشود،
مشكل ازدواج جوانان را حل كرد.
جوانان ما ازدواجهاي ناموفق را ميبينند اما بدون اينكه آنها را تحليل كنند و از آنها درسي بگيرند از كنارشان ساده ميگذرند
و گمان ميكنند ازدواج خودشان حتماً چيز فوقالعادهاي خواهد شد.
لباسها و آرايشهاي آنان مطابق با آخرين مدهاي روز است
اما عقايد بسياري از آنها هنوز ريشه در سالهاي دور و تاريك تاريخ دارد.
ايشان به مشاوره قبل از ازدواج به عنوان يك عامل فانتزي نگاه ميكنند
و در باطن خود يك نوع احساس تمسخر و اكراه نسبت به راهنماييهاي روانشناسان دارند.
بدون مشورت تصميم ميگيرند و يا با اشخاص كمدان و غيرمتخصص مشورت ميكنند.
(اشخاصي كه هيچ دانشگاهي حاضر نيست آنها را دعوت كند تا حتي 5 دقيقه در مورد انتخاب همسر و مسائل روانشناسي مربوط به آن سخنراني كنند)
عدهاي ديگر نيز كه وانمود ميكنند زندگي را جدي گرفتهاند ميگويند:
"پيش از ازدواج پنج شيش جلسه با هم صحبت كرديم" و بدون داشتن شناختي عميق از خود و از ديگري و به اعتبار همين چند جلسه كه سرحد دانش آنهاست،
كار را تمام شده ميدانند و ازدواج ميكنند و شايد درست به همين خاطر است كه نيچه ميگويد:
"بشر بيرحمترينِ درندگان نسبت به خود است".