سیمای کهن
230 subscribers
10.3K photos
1.04K videos
8 files
52 links
گروه مستندسازی سیمای کهن
تولید تیزرهای تبلیغاتی و فیلم های مستند داستانی و گزارشی .

لینک کانال آپارات http://www.aparat.com/SimayeKohan
Download Telegram
ﺍﺯ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﺸﻮ...
ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﻧﺴﺖ، ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﺸﻮ
ﭼﻮﻥ ﮔﻨﺠﺸﮏﻫﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ
ﻭ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺗﺸﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺁﻭﺍﺯﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ...

ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ...
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ،
ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ
ﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺬﺍﺏ،
ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ
ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ...
ما یک گاری چی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.

یک روز مرا دید و گفت حاج آقا سلام، ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید؟
گفتم بله.
گفت: فهمیدم چون سلام هایت تغییر کرده!
آقا می گوید من تعجب کردم گفتم: یعنی چه؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی، همۀ اهل محل همین طور هستند.

هرکس خانه اش گازکشی می شود دیگر سلام علیک او تغییر می کند.
این آقا که از بزرگان است فرمود: من فهمیدم سی سال، سلامم بوی نفت می داد. عوض اینکه بوی خدا بدهد.

سی سال او را با اخلاق خوب تحويل گرفتم- خیال می کردم اخلاقم خوب است- ولی حال که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.

یادمان باشد :
سلاممان بوی نیاز ندهد ...
بچه ها اگر شهر سقوط کرد
دوباره فتحش میکنیم
مراقب باشید ، ایمانتان سقوط نکند.

شهید سید محمد جهان آرا
انیمیشن تکامل انسان و فناوری 👇👇
نمونه لوگوی الهام بخش عکاسی
نمونه لوگوی الهام بخش عکاسی
نمونه لوگوی الهام بخش عکاسی
نمونه لوگوی الهام بخش عکاسی
نمونه لوگوی الهام بخش عکاسی
دايانا در سال ٢٠٠٣ شروع به عكاسی مستند از بی خانمان ها كرد...
دايانا عكاسس را از پدرش ياد گرفته بود. پدری كه بعد از جدايی از مادر هرگز ديده نشد...
در سال ٢٠١٢ دايانا پدر خود را در بين بی خانمان هايی كه عكاسی می كرد كاملا اتفاقی ديد...
" از دستم فرار كرد و من هفته ها دنبالش گشتم، نهايتا وقتی زير سايه يك درخت پناه گرفته بود پيداش كردم..."
" پدرم از اسكيزوفرنی شديدی رنج ميبرد... اون معمولا هيچی واكنشی به چيزی نمی داد..."
" بارها پدرم رو ديده بودم كه انگار داره با كسی بحث ميكنه، درحالی هيچ آدمی نبود..."
حمله قلبی تبديل به توفيقی اجباری شد كه پدر تحت درمان كلی قرار بگيرد...
" دوربين عكاسيم رو دادم به پدرم تا شايد سرش باز گرم باشه و بتونه از چيزايی كه دوست داره عكس بگيره، دلم می خواد جای خوب زندگی كنه..."
" بعد از تنها چند ماه پدر حالش واقعا بهتر شده... زمان زيادی رو با هم می گذرونيم و به پدرم كمك ميكنم تا شغل جديدی پيدا كنه..."
آموزش رایگان و با کیفیت حق کودکان ایرانی است.