سیگنال آزادی
4.54K subscribers
697 photos
517 videos
30 files
1.2K links
فضیلت انسان به آزادی است، از آزادی کوتاه بیایم که دولت ناراحت نشود؟ خب بشود (دکتر غنی نژاد)


انتشار مقالات و مطالب اقتصادی، علمی و گسترش روش علمی توسط دانشجوایان دانشگاه شریف
Download Telegram
دموکراسی یک مشکل ریاضی دارد!

شاید فکر کنیم طراحی یک انتخابات عادلانه فقط به اراده سیاسی و قوانین خوب بستگی دارد. اما ریاضیات می‌گوید ماجرا کمی پیچیده‌تر است. پژوهشگران دانشگاه‌های کمبریج و کپنهاگ اخیراً یک «قضیه ناممکنی» برای نظام‌های انتخاباتی دو سطحی ارائه کرده‌اند.

مسئله این است که یک نظام انتخاباتی می‌خواهد همزمان سه چیز را حفظ کند:

. نمایندگی محلی: برنده هر حوزه واقعاً به پارلمان راه پیدا کند.
. تناسب ملی: سهم کرسی‌های هر حزب متناسب با سهم آرای آن حزب باشد.
. اندازه ثابت پارلمان: تعداد نمایندگان از یک سقف مشخص فراتر نرود.

مشکل؟ با افزایش تعداد و تنوع احزاب، دیگر نمی‌توان هر سه ویژگی را به‌طور کامل و همزمان تضمین کرد. یعنی هر نظام انتخاباتی، دیر یا زود مجبور می‌شود بین چند «خوب» یکی را قربانی کند. در بریتانیا، نمایندگی حوزه‌ها و تشکیل اکثریت باثبات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ در نتیجه ممکن است یک حزب با درصد نسبتاً کمی از آرا، سهم بزرگی از کرسی‌ها را به دست آورد.

در سیستم‌های تناسبی، مشکل برعکس می‌شود: برای حفظ تناسب آرا و کرسی‌ها ممکن است مجبور شوید تعداد کرسی‌های پارلمان را افزایش دهید یا بخشی از نمایندگی مستقیم حوزه‌ها را کنار بگذارید.

این یعنی مسئله فقط این نیست که «کدام نظام انتخاباتی بهتر است؟» سؤال عمیق‌تر این است: وقتی نمی‌توان همه چیز را همزمان داشت، دقیقاً کدام ارزش را باید قربانی کرد؟ و این دیگر یک سؤال ریاضی نیست؛ یک انتخاب سیاسی است.

منبع: «قضیه ناممکنی برای نظام‌های انتخاباتی دو سطحی» نوشته سباستین تیم هولدوم و فردریک راون کلاوسن
، دانشگاه‌های کمبریج و کپنهاگ.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍7👀1
سیگنال آزادی
مردی که هنوز هیچ‌کس نمی‌داند واقعاً چه کسی بود اگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسم‌هایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را می‌شنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقب‌تر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا…
محمد عبده؛ اصلاح‌گری که راه را برای سیاست دینی هموار کرد

اگر سید جمال‌الدین جرقه بود، محمد عبده یکی از کسانی بود که این جرقه را به یک پروژه فکری تبدیل کرد. عبده در سال ۱۸۴۹ در مصر متولد شد. وقتی سید جمال در سال ۱۸۷۱ وارد مصر شد، عبده تنها حدود ۲۲ سال داشت. او در حلقه نزدیکان سید جمال قرار گرفت و خیلی زود تحت تأثیر اندیشه‌های او قرار گرفت.

عبده معتقد بود اسلام با عقل و علم دشمن نیست و برای نجات جامعه مسلمان، باید امکان اجتهاد و بازاندیشی دینی را زنده کرد. او به جای بازگشت صرف به گذشته، به دنبال نوعی سازگاری میان اسلام و جهان مدرن بود.

در نگاه اول، همه‌چیز مثبت به نظر می‌رسد. اما مشکل تاریخی از جایی شروع می‌شود که یک سؤال ساده مطرح کنیم: اگر دین باید اصلاح شود تا دوباره بتواند جامعه را بسازد، اصلاً قرار است چه نقشی در ساختن جامعه داشته باشد؟ اینجا میراث عبده وارد منطقه‌ای خاکستری می‌شود.

اگر اسلام درباره جامعه حرف می‌زند، چرا درباره حکومت حرف نزند؟ و اگر درباره حکومت حرف می‌زند، چه کسی باید این حکومت را نمایندگی کند؟ تاریخ قرن بیستم پاسخ‌های مختلفی به این سؤال داد. یکی از این پاسخ‌ها را حسن البنّا در مصر داد.

البنّا در سال ۱۹۲۸ اخوان‌المسلمین را تأسیس کرد؛ جنبشی که دیگر صرفاً به اصلاح فکری مسلمانان اکتفا نمی‌کرد و می‌خواست اسلام را به یک نیروی سازمان‌یافته اجتماعی و سیاسی تبدیل کند.

اینجا دیگر با یک تفاوت مهم روبه‌رو هستیم. در نسل عبده، مسئله این بود چگونه مسلمانان را اصلاح کنیم؟ در نسل البنّا، مسئله به این تبدیل شد چگونه جامعه را بر اساس اسلام سازمان‌دهی کنیم؟ و در نسل سید قطب، سؤال حتی رادیکال‌تر شد اگر جامعه موجود اسلامی نیست، چگونه باید آن را تغییر داد؟

این مسیر را نباید یک خط مستقیم و مکانیکی دانست. عبده را نمی‌توان مسئول اندیشه‌های سید قطب یا عملکرد اخوان‌المسلمین دانست؛ همان‌طور که نمی‌توان سید جمال را مسئول مستقیم جمهوری اسلامی دانست.

اما اگر همان‌طور که در مقاله قبل گفتیم، تاریخ را بر اساس نتایج نیز قضاوت کنیم، نمی‌توانیم فقط به نیت اصلاح‌گران نگاه کنیم. ایده‌ها فقط به خاطر نیت صاحبانشان قضاوت نمی‌شوند؛ به خاطر چیزهایی که امکان تحققشان را فراهم می‌کنند نیز باید مورد قضاوت قرار بگیرند.

این همان چیزی است که باید برای فهم ایران امروز جدی گرفت. مشکل فقط این نیست که یک روحانی یا یک سیاستمدار در سال ۱۳۵۷ چه تصمیمی گرفت. باید یک قدم عقب‌تر برویم و بپرسیم چطور اصلاً به جایی رسیدیم که حکومت بتواند خود را صاحب تفسیر رسمی از دین بداند؟

این پرسش ما را دوباره به همان زنجیره برمی‌گرداند: سید جمال → محمد عبده → حسن البنّا → سید قطب → شریعتی و روشنفکری دینی → خمینی → جمهوری اسلامی

این زنجیره به معنای آن نیست که همه این افراد یک چیز می‌خواستند. اتفاقاً نکته ترسناک‌تر همین است. گاهی یک ایده لازم نیست توسط بنیان‌گذارش به افراطی‌ترین شکل خود اجرا شود.

عبده می‌خواست اسلام را با دنیای جدید آشتی دهد. اما نسل‌های بعدی یک سؤال متفاوت پرسیدند: چرا به جای آشتی دادن اسلام با جهان مدرن، جهان مدرن را اسلامی نکنیم؟

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍9👎32
فریدمن و «اشتغال‌زایی» به سبک چینی‌ها

میلتون فریدمن در بازدید از پروژه احداث یک کانال در چین، متوجه شد که کارگران به‌جای استفاده از ماشین‌آلات خاکبرداری، با بیل و ابزارهای ساده کار می‌کنند.

پرسید: «چرا از ماشین‌آلات استفاده نمی‌کنید؟»

پاسخ دادند: «چون می‌خواهیم اشتغال بیشتری ایجاد کنیم.»

فریدمن گفت: «اگر هدفتان اشتغال‌زایی است، چرا به‌جای بیل به هر کارگر یک قاشق نمی‌دهید؟»

مسئله فقط حفر یک کانال نیست.

اگر معیار موفقیت یک اقتصاد، تعداد شغل‌ها باشد نه مقدار ثروتی که تولید می‌کند، می‌توان ناکارآمدی را با نام «اشتغال‌زایی» توجیه کرد.

کار بیشتر لزوماً به معنای تولید بیشتر نیست. منبع

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
🤣96🔥3👍2😁1
سیگنال آزادی
🎥 داستان رشد و فروپاشی اقتصادها, قسمت دهم: دولت پول می‌سازد 🟢 تا اینجا در مجموعه «داستان رشد و فروپاشی اقتصادها» دیدیم که چطور افراد و گروه‌ها برای به دست گرفتن قدرت وارد رقابت شدند رقابتی که به وعده‌هایی بزرگ‌تر از جیب دولت ختم شد و سرنوشت جزیره را عوض…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 داستان رشد و فروپاشی اقتصادها, قسمت یازدهم: دولت پول می‌سازد

تا اینجا در مجموعه «داستان رشد و فروپاشی اقتصادها» با هم دیدیم که چطور دولت جزیره تصمیم گرفت با کوچکتر کردن ماهی ها از هر ۹ ماهی ده ماهی بسازد و برای همراه کردن بانک جزیره هم رئیس آن را حذف کرد و مردی به نام گرین فین از همفکران خودشان را به جای او نشاندند. حالا همه چیز باب میل دولت بود. نماینده ها باور نمی کردند که حالا هر کاری بخواهند می توانند بکنند و محدودیت مالیات نمی تواند دست و پایشان را ببندد. دولت شروع به تعریف و اجرای پروژه ها بزرگ کرد که منافع افراد زیادی به آنها گره می خورد اما این پروژه‌های برای مردم جزیره خوشبختی به همراه نیاورد.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
5👍2
ایرانی‌ها جزو ۱۰ کشور پرکار جهان

مقایسه آمارهای سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد ایرانی‌ها به طور متوسط هفته‌ای ۴۶.۳ ساعت کار می‌کنند؛ رقمی که ایران را در میان ۱۷۰ کشور جهان در رتبه دهم قرار داده و افسانه کم‌کاری ایرانی‌ها را رد می‌کند.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
💔15😢3🍌1
سیگنال آزادی
محمد عبده؛ اصلاح‌گری که راه را برای سیاست دینی هموار کرد اگر سید جمال‌الدین جرقه بود، محمد عبده یکی از کسانی بود که این جرقه را به یک پروژه فکری تبدیل کرد. عبده در سال ۱۸۴۹ در مصر متولد شد. وقتی سید جمال در سال ۱۸۷۱ وارد مصر شد، عبده تنها حدود ۲۲ سال داشت.…
مردی که اسلام را به یک جنبش سیاسی تبدیل کرد

اگر سید جمال ایده احیای اسلام را وارد سیاست مدرن کرد و محمد عبده تلاش کرد اسلام را با جهان جدید آشتی دهد، حسن البنّا یک قدم دیگر برداشت: او این ایده را تبدیل به سازمان کرد. حسن البنّا در سال ۱۹۰۶ در مصر متولد شد. البنّا شاگرد مستقیم عبده نبود؛ اما در جامعه‌ای رشد کرد که اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه عبده و میراث سید جمال‌الدین در آن حضور داشت. نسلی که البنّا در آن رشد کرد، دیگر با مسئله‌ای متفاوت روبه‌رو بود. امپراتوری عثمانی فروپاشیده بود. خلافت در سال ۱۹۲۴ رسماً لغو شد. مصر زیر نفوذ بریتانیا بود و جامعه مسلمان با یک بحران بزرگ هویتی روبه‌رو شده بود.

البنّا وقتی فقط ۲۲ سال داشت، اخوان‌المسلمین را تأسیس کرد. برای البنّا، اسلام فقط نماز و روزه و زندگی شخصی نبود. اسلام باید در اقتصاد، آموزش، اخلاق، جامعه و سیاست حضور داشته باشد. اینجا یک تغییر مهم اتفاق افتاد. عبده بیشتر می‌پرسید: چگونه مسلمانان را اصلاح کنیم؟ البنّا پرسید: چگونه جامعه را بر اساس اسلام سازمان‌دهی کنیم؟ و این تفاوت کوچکی نبود.

چون وقتی یک ایده تبدیل به سازمان می‌شود، دیگر فقط درباره کتاب و مدرسه و اصلاح فکری نیست. دیگر درباره قدرت است. اخوان‌المسلمین خیلی سریع از یک حلقه مذهبی کوچک به جنبشی گسترده تبدیل شد. شبکه‌ای از مساجد، مدارس، انجمن‌ها و فعالیت‌های اجتماعی شکل گرفت و در نهایت اخوان وارد سیاست شد. البنّا معتقد بود اسلام باید دوباره در زندگی عمومی حضور داشته باشد و مسلمانان باید برای ساختن جامعه‌ای مطابق با اصول اسلامی سازمان پیدا کنند.

این ایده در ظاهر ساده بود: بازگشت به اسلام. اما یک سؤال بزرگ پشت آن پنهان شده بود: کدام اسلام؟ و چه کسی قرار است تشخیص دهد جامعه دقیقاً چگونه باید «اسلامی» شود؟ این همان جایی است که پروژه البنّا وارد مرحله خطرناک‌تری می‌شود. وقتی یک گروه سیاسی معتقد باشد نسخه درست جامعه را در اختیار دارد، اختلاف سیاسی می‌تواند خیلی راحت به اختلاف اعتقادی تبدیل شود.

هر ایدئولوژی سیاسی که خودش را مالک حقیقت مطلق بداند، مخالفت با آن دیگر به‌سادگی یک اختلاف سیاسی باقی نمی‌ماند. مخالف ممکن است کم‌کم نه دشمن یک حزب، بلکه دشمن یک حقیقت مقدس دیده شود. و وقتی رقیب سیاسی به دشمن حقیقت تبدیل شود، دیگر چه چیزی می‌تواند خشونت علیه او را نامشروع کند؟

وقتی سیاست با حقیقت مطلق گره بخورد، مخالف دیگر فقط رقیب نیست. می‌تواند تبدیل به دشمن خدا شود. نمی‌توان تمام خشونت‌ها و افراط‌گرایی‌های بعدی را به شخص او نسبت داد. اما چیزی را ساخت که بعدها ظرفیت بسیار بزرگی برای رادیکال‌شدن پیدا کرد: یک جنبش سیاسی که مشروعیت خود را از دین می‌گرفت.

یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که مسیر اخوان را تغییر داد، فلسطین بود. در جنگ ۱۹۴۸، اعضای اخوان به‌عنوان داوطلب به فلسطین رفتند و جنگیدند. این تجربه، بخشی از اعضای جنبش را با سلاح، آموزش نظامی و مبارزه مسلحانه آشنا کرد. اما خشونت در فلسطین باقی نماند.

در اواخر دهه ۱۹۴۰، بخشی از اخوان یک تشکیلات مخفی و مسلح ایجاد کرد که بعدها در عملیات خشونت‌آمیز و ترورهای سیاسی داخل مصر نقش داشت. در سال ۱۹۴۸، یکی از اعضای اخوان محمود فهمی النقراشی، نخست‌وزیر مصر، را ترور کرد. بعد از این ترور، حکومت مصر اخوان را منحل و سرکوب کرد. اتفاقی که مسیر این جنبش را برای همیشه تغییر داد. سرکوب اخوان، زندان، شکنجه و اعدام برخی اعضا، یک نسل جدید از اسلام‌گرایان را به وجود آورد.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍81
هزینه تولید در ایران دو برابر شد!

تورم نقطه‌به‌نقطه تولیدکننده بخش صنعت در بهار 1405 برای اولین‌بار از 100٪ عبور کرد و به 109٪ رسید؛ یعنی هزینه تولید نسبت به سال قبل بیش از 2 برابر شده.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍6
حداقل حقوق ترکیه نزدیک ۷۰۰ دلار
حداقل حقوق ایران نزدیک ۷۰ دلار

پیمان مولوی

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍11😢5🥴3❤‍🔥2
آمریکا ۲۰۰ سال زمان برد تا بدهی خود را برای نخستین‌بار به ۱ تریلیون دلار برساند؛ اما اضافه شدن آخرین ۱ تریلیون دلار به بدهی این کشور فقط ۹۵ روز طول کشید.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍9🥴2💔1
اثر جنگ بر بازار کار؛ حدود ۴۵۰ هزار نفر بیکار شدند. براساس داده‌های بهار ۱۴۰۵، نرخ بیکاری نسبت به سال ۱۴۰۴ حدود ۱.۵ واحد درصد افزایش پیدا کرده است.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
💔7🤬1
متا قراره ۱۷ میلیارد دلار بده تا دولت به شما بگه بچه‌تون روزی چند ساعت حق داره اینستاگرام استفاده کنه! اسمش رو گذاشتن «حفاظت از نوجوانان».

اما یه سؤال ساده: اگر متا انگیزه داره نوجوان رو بیشتر روی پلتفرم نگه داره، طبیعیه که باید مراقب این تعارض منافع بود. اما آیا راه‌حلش اینه که همون چیزی رو که از متا می‌گیریم، به دولت بدیم؟ یعنی قدرت تعیین کنه میلیون‌ها نوجوان روزی چند ساعت اجازه استفاده از یک پلتفرم رو دارن؟

اینجا دقیقاً همون مشکلی مطرح می‌شه که هایک درباره‌ش هشدار می‌داد: چه کسی اطلاعات کافی داره که بدونه برای یک نوجوان مشخص، دو ساعت اینستاگرام زیاده یا سه ساعت؟ هیچ مرکز فرماندهی‌ای چنین اطلاعاتی رو نداره.

و میزس و مکتب انتخاب عمومی یک سؤال مهم‌تر جلوی ما می‌ذارن: اگر انسان‌ها وقتی مدیر یک شرکت هستن، انگیزه شخصی دارن، چرا وقتی کت‌وشلوار دولتی می‌پوشن ناگهان تبدیل به موجوداتی بی‌خطا و کاملاً خیرخواه می‌شن؟

مسئله فقط متا نیست. مسئله اینه که برای مقابله با قدرت یک شرکت خصوصی، داریم قدرت بسیار بزرگ‌تری به دولت می‌دیم.

امروز بحث «حفاظت از بچه‌ها»ست. اما سؤال خطرناک‌تر اینه: وقتی اختیار تعیین «رفتار سالم» رو به دولت دادیم، چه کسی تصمیم می‌گیره فردا کدوم رفتار دیگه سالم نیست؟

مشکل قدرت فقط این نیست که چه کسی امروز صاحبشه؛ مشکل اینه که فردا ممکنه دست چه کسی بیفته.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍135👎1
‏روزی که رائفی‌پور گفت امریکا با تحریم دلاری ایران، فرو می‌پاشد قیمت دلار ۱۲ هزار تومان بود و امروز، بیش از ۲۰۰ هزار تومان! توهم این شکلیه دوستان

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍18🤣71🎉1
سیگنال آزادی
مردی که اسلام را به یک جنبش سیاسی تبدیل کرد اگر سید جمال ایده احیای اسلام را وارد سیاست مدرن کرد و محمد عبده تلاش کرد اسلام را با جهان جدید آشتی دهد، حسن البنّا یک قدم دیگر برداشت: او این ایده را تبدیل به سازمان کرد. حسن البنّا در سال ۱۹۰۶ در مصر متولد شد.…
مردی که مخالف سیاسی را به دشمن خدا تبدیل کرد

اگر سید جمال‌الدین ایده بازگشت قدرت به جهان اسلام را مطرح کرد، عبده تلاش کرد اسلام را با دنیای جدید آشتی دهد و حسن البنّا این ایده‌ها را به یک جنبش سیاسی تبدیل کرد، سید قطب جایی بود که این مسیر وارد مرحله‌ای بسیار رادیکال‌تر شد. سید قطب در سال ۱۹۰۶ در مصر متولد شد؛ هم‌نسل حسن البنّا. او نویسنده، معلم و منتقد ادبی بود و مدتی هم در وزارت آموزش مصر کار می‌کرد.

قطب در سال ۱۹۴۸ برای تحصیل و بررسی نظام آموزشی آمریکا به این کشور رفت و حدود دو سال آنجا ماند. تجربه آمریکا ظاهراً او را بیشتر به این نتیجه رساند که تمدن غربی نه الگویی برای نجات مسلمانان، بلکه یکی از دلایل انحطاط آنهاست. با کمونیسم دشمن بود، اما یک تناقض جالب وجود داشت: او برخلاف بسیاری از محافظه‌کاران مذهبی، به‌شدت نگران فقر، نابرابری و استثمار بود.

مشکلش با کمونیسم این نبود که از عدالت اجتماعی حرف می‌زد؛ مشکلش این بود که می‌خواست عدالت را بدون خدا و بر اساس ماتریالیسم بنا کند. قطب معتقد بود اسلام می‌تواند همان مسئله را حل کند، اما در چارچوب حاکمیت خدا. قطب در سال ۱۹۵۳ به اخوان‌المسلمین پیوست. در سال ۱۹۵۴، بعد از سوءقصد به جمال عبدالناصر، حکومت مصر جنبش اخوان را سرکوب کرد. قطب دستگیر شد و اینجا شاید مهم‌ترین بخش زندگی او شروع شد.

در این‌باره که چرا قطب از یک اصلاح‌طلب سکولار در دههٔ ۱۹۳۰ به یک اسلام‌گرای تندرو در دههٔ ۱۹۵۰ تبدیل شد، نظریات گوناگونی وجود دارد. قطب سال‌ها در زندان بود و از شکنجه و رفتار خشن حکومت با اعضای اخوان سخن گفت. تجربه زندان نگاه او را تغییر داد. او دیگر فقط با یک حکومت مستبد طرف نبود. به تدریج به این نتیجه رسید که مشکل عمیق‌تر است: مشکل فقط ناصر نیست؛ مشکل جامعه‌ای است که اجازه داده چنین حکومتی شکل بگیرد. و اینجا یکی از مهم‌ترین مفاهیم اندیشه قطب وارد داستان می‌شود: جاهلیت.

در نگاه قطب، جاهلیت فقط مربوط به عربستان قبل از اسلام نبود. یک جامعه مدرن هم می‌توانست جاهلی باشد. حتی اگر مردم آن مسلمان باشند. چرا؟ چون از نظر قطب، معیار اسلامی بودن جامعه فقط این نیست که مردم مسلمان باشند؛ بلکه باید حاکمیت خدا در آن جامعه وجود داشته باشد. اگر انسان‌ها قوانین و نظام‌هایی را بنا کنند که حاکمیت خدا را کنار بزند، آن جامعه از نظر قطب می‌تواند در وضعیت جاهلیت قرار بگیرد. اینجا یک تغییر بسیار مهم اتفاق افتاد.

قطب از «حاکمیت خدا» سخن می‌گفت و معتقد بود برای تغییر جامعه باید گروهی از مؤمنان واقعی شکل بگیرند که بتوانند این تحول را ایجاد کنند. اینجا بود که مفهوم «طلیعه» یا پیشگامان مؤمن اهمیت پیدا کرد؛ گروهی که باید از جامعه جاهلی جدا شوند و برای تغییر آن تلاش کنند. این ایده بعدها اهمیت بسیار زیادی پیدا کرد. چون اگر جامعه به دو دسته تقسیم شود: جامعه اسلامی و جامعه جاهلی. آن وقت مرز میان «مخالف سیاسی» و «دشمن نظم الهی» می‌تواند بسیار باریک شود.

قطب در زندان دو اثر بسیار مهمش را نوشت: تفسیری بر قرآن (فی ظلال القرآن الکریم) و مانیفست اسلام سیاسی‌اش با عنوان «نشانه‌های راه». این آثار اندیشه‌های نهایی قطب را تشکیل می‌دهند، او در این کتاب‌ها بر مبنای تفسیرهایی از قرآن، تاریخ اسلام و مسائل اجتماعی و سیاسی مصر ادعاهایی افراطی و ساختارشکنانه مطرح کرده است.

در این کتاب قطب آشکارا حکومت سکولاری که مشروعیتش را بر مبنای خواست و رضایت انسان‌ها قرار داده بود، محکوم کرده است. قطب در عوض از حکومت «مطلقهٔ محض» دفاع می‌کند، او ادعا می‌کند که خطاب قرآن در موضوع شورا تنها به حاکم است تا با برخی از حکومت‌شوندگان مشورت کند و ربطی به انتخابات ندارد.

قطب خودش را یک مسلمان پیش‌تاز می‌دید که باید با دو روش با جاهلیت مبارزه کند: تبلیغ کردن و براندازی سازمان‌ها و قدرت‌های سیستم‌های جاهلی از طریق «قدرت فیزیکی و جهاد». در دهه‌های بعد، کسانی مانند ایمن الظواهری و دیگر چهره‌های جریان جهادی از قطب تأثیر پذیرفتند. اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند. اگر قطب تا این اندازه تحت تأثیر سرکوب، زندان و شکست سیاسی قرار گرفت، آیا رادیکالیسم او فقط محصول عقایدش بود؟

قطب ازدواج نکرد و تا پایان عمر مجرد ماند. درباره نقش زندگی شخصی و سرکوب‌های جنسی احتمالی در شکل‌گیری نگاه قطب تحلیل‌های روان‌شناختی مختلفی مطرح شده، اما شواهد کافی برای نسبت دادن رادیکالیسم سیاسی او به مشکلات جنسی وجود ندارد. ادامه متن

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍72👏2
تقریبا همه‌ی کسانی که سایت شرط‌بندی داشتند به ایران برگشتند. پویان مختاری، صدف طاهریان، مینا نامداری، حید خزایی و نفر آخر پیام صادقیان بود. این هماهنگی جالب نیست؟

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍25🤡3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسی غنی نژاد: ۲۸ مرداد کودتا نبود

سیاست‌های دکتر مصدق پوپولیستی بود. مصدق، بر اساس نوشته‌های خودش، اعتقاد روشنی به دموکراسی نداشت یا درک درستی از آن نداشت.

مصدق نقش بسیار مخربی در روند تحولات سیاسی معاصر ایران داشت و باعث شد بخشی از دستاوردهای مشروطیت از بین برود.

مهم‌ترین اقدام او در این زمینه، تضعیف مجلس به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد مشروطه بود.

با وجود مخالفت و هشدار برخی نزدیکانش مانند شایگان، صدیقی، خلیل ملکی و سنجابی، مصدق مجلس را منحل کرد.

نتیجه این اقدامات، تضعیف نهادهای مشروطه و جایگاه قانون در ساختار سیاسی ایران بود.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99
9👍5😢1
برای چین، ایران شریک جدی و راهبردی محسوب نمی‌شود؛ بلکه بیشتر یک اهرم ارزان‌قیمت برای پوشش ریسک در برابر واشنگتن است.

تجارت چین در سال ۲۰۲۵:

آمریکا: ۵۷۵ میلیارد دلار
عربستان سعودی: ۱۰۸ میلیارد دلار
امارات متحده عربی: ۱۰۸ میلیارد دلار
ایران: ۱۰ میلیارد دلار (اگر نفت ایران را که پکن مستقیماً در آمار تجاری خود ثبت نمی‌کند هم حساب کنیم، این رقم به حدود ۴۱ میلیارد دلار می‌رسد.)

از سوی دیگر، ایران به‌شدت به چین وابسته است. حدود ۹۰٪ صادرات نفت ایران به چین می‌رود.بیش از ۵۰٪ واردات ایران نیز به چین وابسته است؛ البته اگر کالاهایی را که از طریق امارات ترانشیپ می‌شوند هم در نظر بگیریم.

اما وابستگی چین به ایران بسیار کمتر است. ایران حدود ۱۲٪ از واردات نفت خام چین را تأمین می‌کند؛ رقمی که اکنون حتی پایین‌تر از این سطح است.
تنها حدود ۰.۲٪ از صادرات چین به ایران اختصاص دارد.

در نتیجه، رابطه دو کشور کاملاً نامتقارن است:ایران به چین وابستگی بسیار بالایی دارد، اما چین برای تأمین انرژی و تجارت خارجی خود به ایران وابستگی چندانی ندارد.


مهدی ملکی
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍115
مصدق از پشت تریبون مجلس خطاب به نخست‌وزیر رزم‌آرا: اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی‌ترم! می‌کشم، همین‌جا شما را می‌کشم.

نخست‌وزیر رزم‌آرا در پاسخ به تهدید به قتل او توسط مصدق: من از آقای مصدق تعجب می‌کنم. مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود چند نفر چاله‌میدانی می‌آمدند اینجا.

رزم‌آرا نظامی بود و پیش از نخست‌وزیری، در ارتش به مقام‌های بالایی رسیده بود. با ملی‌شدن نفت مخالف بود و معتقد بود ایران از نظر فنی و مدیریتی توان اداره مستقل صنعت نفت را ندارد. از فرماندهان اصلی عملیات بازپس‌گیری آذربایجان بود.

در دوره نخست‌وزیری‌اش توانست موافقت اولیه شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) برای مذاکره/قراردادی بر مبنای تقسیم ۵۰-۵۰ سود را به دست بیاورد، اما این توافق پیش از ترور او رسماً اعلام و نهایی نشد.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍16🖕2🤯1😢1
پیش‌درآمدی بر لیبرالیسم قسمت اول

پرونده لیبرالیسم یک سفرنامه فکری و تاریخی است که  چگونگی شکل‌گیری دنیای مدرن و ریشه‌های«لیبرالیسم» و «آزادی اقتصادی» را روایت می‌کند.  در این سلسله اپیزودها، ابتدا به کاوش ریشه‌های فکری این مکتب فکری، فلسفی و اقتصادی می‌پردازیم. این ریشه‌ها در بستر یونان باستان شکل گرفتند و سپس در دوران رنسانس و روشنگری تکوین پیدا کردند.

سپس به سراغ اندیشه پیامبران لیبرالیسم مانند جان لاک خواهیم رفت و این روند را تا پایان قرن بیستم ادامه خواهیم داد. از شکل‌گیری دموکراسی‌های غربی، که بر پایه حاکمیت قانون و حقوق شهروندی استوارند تا بازارهای آزاد جهانی که رشد اقتصادی و نوآوری را تسهیل کرده‌اند. این پرونده نه تنها تاریخ را بازخوانی می‌کند، بلکه به تامل درباره مخالفت‌های اندیشه‌ای با لیبرالیسم نیز می‌پردازد. 

در اپیزود بعدی به بررسی مگناکارتا می‌پردازیم؛ سندی که در سال ۱۲۱۵ میلادی، برای نخستین بار قدرت الهی پادشاهان را به چالش کشید و آن را به زمین آورد. علاوه بر این به سراغ دانشمندانی خواهیم رفت که منجر به تغییر نگاه انسان به جهان اطراف خود شدند.

کوپرنیک و کپلر انسان را از مرکز کیهان پایین آوردند، گالیله با تاکید بر مشاهده فردی آزادی فکری را تقویت کرد و بیکن روش استقرایی را بنیان گذاشت تا هر فرد بتواند دانش را بر پایه تجربه شخصی بسازد. مجموعه‌ این تحولات زمینه‌های فردگرایی و لیبرالیسم را فراهم کردند.

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍3🔥1🤮1
سیگنال آزادی
مصدق از پشت تریبون مجلس خطاب به نخست‌وزیر رزم‌آرا: اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی‌ترم! می‌کشم، همین‌جا شما را می‌کشم. نخست‌وزیر رزم‌آرا در پاسخ به تهدید به قتل او توسط مصدق: من از آقای مصدق تعجب می‌کنم. مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره…
مصدق دموکرات

غالباً دیکتاتورها، آن زمانی که دیکتاتوری‌تر از همیشه رفتار می‌کنند، هرچه بیشتر ادای پروسه‌های دموکراتیک را در می‌آورند. مثلاً، رای‌های بالای ۹۹درصدی را در کره شمالی یا در سوریه اسد در نظر بگیرید! البته انصاف دهیم، ندیده‌ام کسی از طرفداران پهلوی رضاشاه را دموکرات بداند! اما مصدق را بسیاری دموکرات می‌دانند...

در میان انواع اقدامات او یک مورد به عنوان اقدامی با بزک دموکراتیک، ولی کاملاً مستبدانه خوش می‌درخشد: رفراندوم برای انحلال مجلس هفدهم. رفراندومی که هیچ وجه قانونی در قانون اساسی نداشت و هیچ سابقه‌ای در نظام سیاسی ایران. بسیار عجولانه، و بدون رای‌گیری در مجلس و‌ مشخص بود که هدف از رفراندوم فقط تامین عذر برای انحلال غیرقانونی مجلس بود. نحوه اجرای آن از هر گونه موازین دموکراتیک دور بود (از جدا بودن مکانِ صندوق‌های آری و نه، ترساندن و هجمه به کسانی که می‌خواستند پای صندوق رای منفی بروند، در تفاوت روز همه‌پرسی در تهران با بقیه شهرها و ...)

کافی است فقط نگاهی به نتیجه این رفراندوم بیندازیم: تقریباً صددرصد شرکت‌کنندگان (بالای ۹۹ درصد!) رای مثبت دادند. اینگونه نتایج فقط از صندوق‌های رای دیکتاتورها در می‌آید! مثلا در سوییس که مرتباً رفراندوم اجرا می‌شود، حتی یک رفراندوم نمی‌توانید بیابید که نتیجه‌اش به چنین عددی نزدیک شود.

مجلس هفدهم، از اول تا انجامش، عجایب خلقتی بود! از ابتدایش که دولت مصدق، یعنی مجری انتخابات، این انتخابات را نیمه‌تمام گذاشت، چون فهمیدند که اگر انتخابات تکمیل شود بسیاری از نمایندگان مخالف مصدق وارد مجلس می‌شوند. عذرشان: «دخالت دربار و ثروتمندان محلی در انتخابات»! حاصلش شد مجلسی فقط با ۸۰ نماینده، و بدون حضور نماینده از بسیاری از شهرهای کشور.

در همان ابتدا، بر خلاف قانون اساسی که شاه را فرمانده کل نیروهای نظامی دانسته بود، مصدق اختیار کامل وزارت جنگ را درخواست کرد. وقتی شاه مخالفت کرد، استعفا داد، و همان مجلس به احمد قوام رای اعتماد داد. طرفداران مصدق اعلام قیام کردند و مردم را به خیابان آوردند (و در این داستان حزب توده که آن زمان متشکل‌ترین ساختار را داشت بسیار موثر عمل کرد). یعنی دموکراسی را خیابانی و توده‌ای کردند! شاه مجبور شد به خواسته مصدق تن در دهد.

بعد از آن، ماه عسل مصدق و‌ مجلس شروع شد، و در انجام هیچ کاری که مخالف روح دموکراسی و مشروطه بود، تردیدی به خود نمی‌دادند: به دولت مصدق اختیارات قانونگذاری که بنابر قانون اساسی در انحصار مجلس بود را تفویض کردند. قانون مصادره اموال احمد قوام (آن دولتمرد خادم) را تصویب کردند. قانون بخشش و آزادی قاتل نخست‌وزیر پیشین، یعنی رزم‌آرا، را تصویب کردند و قاتلش را قهرمان نامیدند. در اقدامی عجیب، با یک رای ساده رای به انحلال همتای قانونی خود یعنی مجلس سنا دادند.

ولی وقتی با سیاست‌های مصدق اوضاع اقتصادی بسیار سریع رو به تباهی نهاد و نمایندگان فهمیدند که همراهی با مصدق احتمالا به ناکجاآباد خواهد انجامید، سر ناسازگاری گذاستند. با همه کنار آمدن‌ها و اختیارات بی‌سابقه‌ای که مجلس به مصدق داده بود، به یکباره همان مجلس شد «عامل انگلیس»! بنابر قانون اساسی، فقط شاه می‌توانست مجلس را منحل کند. پس مصدق، مثل همیشه، در عوض تمکین به قانون یک شعبده دیگر از آستین درآورد: رفراندم! و شد آنچه شد!

گروه‌های چپ، طرفداران مصدق و نظام جمهوری اسلامی در تاریخ‌نگاری ۲۸ مرداد بسیار یکطرفه و جانبدارانه عمل کرده‌اند. مثلاً، صحبت از فرمان عزل نخست‌وزیر که می‌شود، نمی‌توانند آن را خلاف قانون اساسی مشروطه بدانند (که در آن، به وضوح و بلاشرط، عزل هر وزیری از اختیارات شاه شمرده شده)، پس فوری سخن از «روح مشروطه» و «سنت مشروطه» می‌کنند. انگار که اقدامات مصدق، جبهه ملی و مجلس هفدهم با روح یا سنت مشروطه می‌خواند.

یا به سبب آنکه آمریکا در بازگرداندن شاه به قدرت نقش داشت، او را عامل و نوکر آمریکا می‌خوانند، ولی همین منطق در مورد کمک حزب توده (که تقریباً به تمامی در خدمت شوروی بودند) در قدرت یافتن مصدق فراموش می‌شود. مانند همین الان که کوچکترین تلاش برای رابطه خوب با آمریکا انواع انگ‌های «غربزدگی»، «اجنبی‌پرستی» و مانند آن را دریافت می‌کند، ولی برای هرگونه کرنش و خشوع و نوکری در مقابل چین و‌ روسیه مشکلی نمی‌بینند.

در واقع، تصویری که تاریخ‌نگاری غالب از مخالفین مصدق در آن هفته آخر مرداد در ذهن‌ها ساخته، عبارت است از جمعی لات عربده‌کش، زنان شهرنویی خریداری شده با پول آمریکا و تعدادی نظامی. در حالیکه چه طرفداران و‌ چه مخالفان مصدق از همه جور مردمی بودند. حالا بگذریم از این نکته که فاحشه‌های شهر نو بسیار شریف‌تر از فداییان اسلام بودند.

منبع: کانال قجرنامه
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍133😢1💯1🤝1