چین با سرعت در حال افزایش نقدینگی است
حجم نقدینگی (M2) این کشور حالا به حدود ۵۰ تریلیون دلار رسیده؛ یعنی بیش از دو برابر آمریکا، در حالی که اندازه اقتصاد چین هنوز حدود دو سوم اقتصاد آمریکاست.
اما این آمار به تنهایی چیزی را ثابت نمیکند. ساختار نظام مالی چین با آمریکا متفاوت است و نسبت M2 به GDP در چین ذاتاً بالاتر است. با این حال، یک نکته مهم را نمیشود نادیده گرفت:
وقتی رشد نقدینگی از رشد اقتصاد واقعی جلو میزند، آن پول بالاخره باید جایی برود. همه آن وارد کارخانهها و تولید نمیشود. بخشی از آن وارد بازار داراییها میشود؛ از سهام گرفته تا مسکن و طلا.
اتفاقاً همین حالا هم نشانههایش دیده میشود. ETFهای طلای چین یکی از قویترین نیمههای نخست سال تاریخ خود را ثبت کردهاند و بانک مرکزی چین هم با وجود قیمتهای بالای طلا، همچنان به خرید ادامه میدهد.
از نگاه اقتصاد جریان اصلی، این میتواند نتیجه سیاستهای انبساطی برای مقابله با رکود و ضعف تقاضا باشد. اما اگر از زاویه اقتصاددانانی مثل هایک و میزس نگاه کنیم، داستان کمی متفاوت است.
خلق پول، ثروت جدید تولید نمیکند. فقط قدرت خرید جدید ایجاد میکند؛ قدرت خریدی که قبل از اینکه اثرش در قیمتها دیده شود، ابتدا به دست کسانی میرسد که به پول تازه دسترسی دارند. به همین دلیل، پول جدید معمولاً اول وارد بازار داراییها میشود و بعد اثرش به بقیه اقتصاد میرسد.
شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از دورههای تاریخ، طلا فقط از تورم مصرفکننده جلو نمیزند؛ بلکه از تورم داراییها هم جا نمیماند.
برای همین، وقتی یک بانک مرکزی با وجود قیمتهای بالا همچنان خریدار طلاست، شاید بیشتر از اینکه درباره آینده طلا حرف بزند، درباره آینده پولهای کاغذی حرف میزند. The Economist Telegram
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
حجم نقدینگی (M2) این کشور حالا به حدود ۵۰ تریلیون دلار رسیده؛ یعنی بیش از دو برابر آمریکا، در حالی که اندازه اقتصاد چین هنوز حدود دو سوم اقتصاد آمریکاست.
اما این آمار به تنهایی چیزی را ثابت نمیکند. ساختار نظام مالی چین با آمریکا متفاوت است و نسبت M2 به GDP در چین ذاتاً بالاتر است. با این حال، یک نکته مهم را نمیشود نادیده گرفت:
وقتی رشد نقدینگی از رشد اقتصاد واقعی جلو میزند، آن پول بالاخره باید جایی برود. همه آن وارد کارخانهها و تولید نمیشود. بخشی از آن وارد بازار داراییها میشود؛ از سهام گرفته تا مسکن و طلا.
اتفاقاً همین حالا هم نشانههایش دیده میشود. ETFهای طلای چین یکی از قویترین نیمههای نخست سال تاریخ خود را ثبت کردهاند و بانک مرکزی چین هم با وجود قیمتهای بالای طلا، همچنان به خرید ادامه میدهد.
از نگاه اقتصاد جریان اصلی، این میتواند نتیجه سیاستهای انبساطی برای مقابله با رکود و ضعف تقاضا باشد. اما اگر از زاویه اقتصاددانانی مثل هایک و میزس نگاه کنیم، داستان کمی متفاوت است.
خلق پول، ثروت جدید تولید نمیکند. فقط قدرت خرید جدید ایجاد میکند؛ قدرت خریدی که قبل از اینکه اثرش در قیمتها دیده شود، ابتدا به دست کسانی میرسد که به پول تازه دسترسی دارند. به همین دلیل، پول جدید معمولاً اول وارد بازار داراییها میشود و بعد اثرش به بقیه اقتصاد میرسد.
شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از دورههای تاریخ، طلا فقط از تورم مصرفکننده جلو نمیزند؛ بلکه از تورم داراییها هم جا نمیماند.
برای همین، وقتی یک بانک مرکزی با وجود قیمتهای بالا همچنان خریدار طلاست، شاید بیشتر از اینکه درباره آینده طلا حرف بزند، درباره آینده پولهای کاغذی حرف میزند. The Economist Telegram
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
Telegram
The Economist Telegram
China is rapidly expanding its money supply.
Its M2 money supply has now reached nearly $50 trillion—more than twice that of the United States, even though China's economy is only about two-thirds the size of the U.S. economy.
By itself, that statistic…
Its M2 money supply has now reached nearly $50 trillion—more than twice that of the United States, even though China's economy is only about two-thirds the size of the U.S. economy.
By itself, that statistic…
👏6👍2👎1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستی با دیدن این کلیپ گفت: خوبه دیگه! داریم به سمت آزادی میریم.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
آزادی یعنی آزادی اقتصادی و حق مالکیت. بدون آزادی اقتصادی و حق مالکیت، هر نوع آزادیِ دیگری، آزادی نیست؛ بلکه «جوازی» از سوی آقابالاسریهاست.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍34❤3🔥1🎉1
متاسفانه در این کشور، نفهمیدن و احمق بودن همیشه پاداش داشته. هر چقدر صدا بلندتر و حرفای احمقانه بیشتر بود، پاداش بیشتری هم میدن. مثلا نماینده مجلس، وزیر یا حداقل رانتهای اقتصادی و ...
از طرف دیگه، اگه فردی یکم عقل از خودش نشون بده باعث مجازاتش میشه. رسانهها رو هم معمولا دست ابلهترین افراد میدن.
به نظر شما، میشه از شر این خریت نهادینه شده در سیستم راحت بشیم؟ من شک دارم و تقریباً مطمئنم که نمیشه.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
از طرف دیگه، اگه فردی یکم عقل از خودش نشون بده باعث مجازاتش میشه. رسانهها رو هم معمولا دست ابلهترین افراد میدن.
به نظر شما، میشه از شر این خریت نهادینه شده در سیستم راحت بشیم؟ من شک دارم و تقریباً مطمئنم که نمیشه.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍27👎3🤝3💩2😢1
نمودار ویژوال کپیتالیست از قیمت مسکن به متوسط درآمد خانوار. رقم ایران 25.1 است که به معنای این است که 25 سال طول میکشه تا مردم با درآمد متوسط صاحب خانه شوند. ایران رتبه 173 از 181 این رتبه بندی است. میانگین جهانی این نسبت 11.2 است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
😐6
سیگنال آزادی
نمودار ویژوال کپیتالیست از قیمت مسکن به متوسط درآمد خانوار. رقم ایران 25.1 است که به معنای این است که 25 سال طول میکشه تا مردم با درآمد متوسط صاحب خانه شوند. ایران رتبه 173 از 181 این رتبه بندی است. میانگین جهانی این نسبت 11.2 است. کانال سیگنال آزادی @Signal99
چرا خرید مسکن در تهران ۲۵ سال اما در آمریکا ۴.۵ سال زمان میبرد؟
دسترسی به خانهاول، در ایران با قیمتها و درآمدهای ۳ سال پیش، ۲۵ سال زمان میبرد. در آمریکا اما فقط ۴.۵ سال طول میکشد. در چین این مسیر بسیار طولانی و ۳۴ است. طولانیترین مسیر برای خانهدارشدن در جهان نیز به سوریه تعلق دارد؛ ۸۶ سال. این شاخص یعنی شاخص «دسترسی»، قدرت خرید مسکناول براساس «کل درآمد» را سنجش کرده است.
درحالیکه عرف تامینمالی برای خرید مسکن، استفاده از «پسانداز» است که آن را با شاخص «انتظار برای خانهدارشدن» میسنجند. زوجها در جهان بطور متوسط، پساز ۱۱ سال میتوانند با کل درآمدشان صاحبمسکن شوند. کشورهایی که در آنها این مسیر زیر ۵ سال و در بهترین حالت حداکثر ۳ سال است، دولتها در زمینه سیاستگذاری اقتصادی موفق عمل کردهاند.
کشورهایی هم که این دسترسی در آنجا بالای ۱۰ سال است، خانهاولیها به سیاستهای دولتهایشان باختهاند. این موضوع، یعنی اختصاص کلدرآمد برای خرید مسکن به معنای انجام آن نیست بلکه معیاری برای توانایی مالی و اقتصادی خانوارها از یکسو و شرایط قیمتها در بازار مسکن از سوی دیگر است.
بین تورم و طول مسیر دسترسی به مسکناول، رابطه عکس وجود دارد. کشورهایی که «بهشت» خانهاولیها هستند، نرخ تورم در آنجا، میانگین حدود ۳ درصد است. در تورمها بالا، افراد برای حفظ ارزش واقعی دارایی خود، وارد بازار ملک میشوند و این خریدها، رشد بیشتر قیمت و محرومیت بیشتر زوجها از خانهاول را رقم میزند.
رشد اقتصادی بالا عاملی برای تقویت درآمد خانوارها و توانمندشدن زوجها در خرید مسکناولشان است. کشورهای در صدر «بهترین دسترسی به مسکن» همگی با رشدهای اقتصادی پایدار بالای ۳ درصد و درآمد سرانههای چند ده هزار دلاری روبرو هستند.
نیلوفر ادیبنیا
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
دسترسی به خانهاول، در ایران با قیمتها و درآمدهای ۳ سال پیش، ۲۵ سال زمان میبرد. در آمریکا اما فقط ۴.۵ سال طول میکشد. در چین این مسیر بسیار طولانی و ۳۴ است. طولانیترین مسیر برای خانهدارشدن در جهان نیز به سوریه تعلق دارد؛ ۸۶ سال. این شاخص یعنی شاخص «دسترسی»، قدرت خرید مسکناول براساس «کل درآمد» را سنجش کرده است.
درحالیکه عرف تامینمالی برای خرید مسکن، استفاده از «پسانداز» است که آن را با شاخص «انتظار برای خانهدارشدن» میسنجند. زوجها در جهان بطور متوسط، پساز ۱۱ سال میتوانند با کل درآمدشان صاحبمسکن شوند. کشورهایی که در آنها این مسیر زیر ۵ سال و در بهترین حالت حداکثر ۳ سال است، دولتها در زمینه سیاستگذاری اقتصادی موفق عمل کردهاند.
کشورهایی هم که این دسترسی در آنجا بالای ۱۰ سال است، خانهاولیها به سیاستهای دولتهایشان باختهاند. این موضوع، یعنی اختصاص کلدرآمد برای خرید مسکن به معنای انجام آن نیست بلکه معیاری برای توانایی مالی و اقتصادی خانوارها از یکسو و شرایط قیمتها در بازار مسکن از سوی دیگر است.
بین تورم و طول مسیر دسترسی به مسکناول، رابطه عکس وجود دارد. کشورهایی که «بهشت» خانهاولیها هستند، نرخ تورم در آنجا، میانگین حدود ۳ درصد است. در تورمها بالا، افراد برای حفظ ارزش واقعی دارایی خود، وارد بازار ملک میشوند و این خریدها، رشد بیشتر قیمت و محرومیت بیشتر زوجها از خانهاول را رقم میزند.
رشد اقتصادی بالا عاملی برای تقویت درآمد خانوارها و توانمندشدن زوجها در خرید مسکناولشان است. کشورهای در صدر «بهترین دسترسی به مسکن» همگی با رشدهای اقتصادی پایدار بالای ۳ درصد و درآمد سرانههای چند ده هزار دلاری روبرو هستند.
نیلوفر ادیبنیا
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
😢5❤1👍1👎1
مردی که هنوز هیچکس نمیداند واقعاً چه کسی بود
اگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسمهایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را میشنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقبتر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا رفت؛ اما ایدههایش هنوز زندهاند. سید جمالالدین اسدآبادی.
چون یک ایده را وارد سیاست مدرن خاورمیانه کرد؛ ایدهای که هنوز هم بسیاری از کشورهای منطقه با پیامدهایش زندگی میکنند. سید جمال معتقد بود مشکل جهان اسلام فقط عقبماندگی اقتصادی یا نظامی نیست. مشکل اصلی، از دست رفتن قدرت سیاسی است.
از نگاه او، اسلام فقط مجموعهای از عبادات نبود؛ باید دوباره به نیروی سازماندهنده سیاست و جامعه تبدیل میشد. اینجا بود که یک تغییر بزرگ آغاز شد. از آن پس، برای بسیاری از فعالان سیاسی، دین دیگر فقط موضوع مسجد نبود؛ موضوع حکومت هم شد.
شاگردان مستقیم و غیرمستقیم او، هر کدام این ایده را به شکلی ادامه دادند. در مصر، در هند، در عثمانی و بعدها در ایران. مسیرها متفاوت بود، اما یک نقطه مشترک داشتند: سیاست را نمیتوان از دین جدا کرد. این اندیشه، دههها بعد بر جریانهای مختلف اسلامگرا اثر گذاشت؛ از اخوانالمسلمین گرفته تا بخشی از ادبیات سیاسی که در انقلاب ۱۳۵۷ ایران نیز دیده میشود.
وی همچنین بهدلیل نقش خود در همراهی با پیروش، میرزا رضا کرمانی، در طرح موفق ترور ناصرالدینشاهِ ایران شناخته میشود؛ ایدههای او، بیش از هر گلولهای، بیش از هر کودتایی و بیش از هر جنگی، سرنوشت خاورمیانه را تغییر داد. بیش از یک قرن از آن روزها گذشته است. شاید به همین دلیل، برای فهم ایران امروز، فقط خواندن اخبار کافی نیست. باید فهمید که بعضی ایدهها، حتی بعد از مرگ صاحبانشان، هنوز حکومت میکنند.
شاید عجیبترین بخش زندگی سید جمال، نه سخنرانیهایش باشد و نه فعالیتهای سیاسیاش. بلکه ابهامهایی است که هنوز بعد از بیش از یک قرن درباره او وجود دارد. او واقعاً ایرانی بود یا افغان؟ واقعاً یک روحانی متعهد بود یا بیشتر یک فعال سیاسی؟ چرا عضو لژ فراماسونری شد؟ آیا عضویتش صرفاً برای شبکهسازی سیاسی بود یا معنای دیگری داشت؟
چرا برخی اسناد او را دشمن سرسخت بریتانیا معرفی میکنند، اما نویسندگانی مانند رابرت دریفوس با استناد به اسناد آرشیوی، از پیشنهاد همکاری او با دولت بریتانیا سخن میگویند؟ چرا بعضی منابع او را حتی نزدیک به روسیه میدانند؟
درباره زندگی شخصی او نیز روایتهای متناقضی وجود دارد؛ از پایبندی نداشتن به برخی مناسک دینی گرفته تا گزارشهایی درباره سبک زندگی متفاوتش. در مقابل، منابع دیگری تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهند. شاید هیچگاه پاسخ قطعی همه این پرسشها روشن نشود.
اما همین ابهام، خود یک واقعیت تاریخی است. وقتی درباره شخصیتی که اینهمه بر تاریخ ایران و خاورمیانه اثر گذاشته، پس از بیش از صد سال هنوز بر سر ملیت، باورهای شخصی، روابط سیاسی و حتی انگیزههایش توافق وجود ندارد، یعنی با یکی از مرموزترین چهرههای تاریخ معاصر روبهرو هستیم.
و شاید مهمترین سؤال این نباشد که «سید جمال واقعاً چه کسی بود؟» بلکه این باشد که چرا اندیشههای مردی با این حجم از ابهام، به یکی از پایههای فکری سیاست معاصر ایران و بخشی از جهان اسلام تبدیل شد؟
شاید قبل از آنکه از مردم بخواهیم از یک اندیشه پیروی کنند، بهتر باشد ابتدا خودِ بنیانگذار آن اندیشه را با همه پیچیدگیها، تناقضها و پرسشهای بیپاسخش بشناسیم.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
اگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسمهایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را میشنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقبتر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا رفت؛ اما ایدههایش هنوز زندهاند. سید جمالالدین اسدآبادی.
چون یک ایده را وارد سیاست مدرن خاورمیانه کرد؛ ایدهای که هنوز هم بسیاری از کشورهای منطقه با پیامدهایش زندگی میکنند. سید جمال معتقد بود مشکل جهان اسلام فقط عقبماندگی اقتصادی یا نظامی نیست. مشکل اصلی، از دست رفتن قدرت سیاسی است.
از نگاه او، اسلام فقط مجموعهای از عبادات نبود؛ باید دوباره به نیروی سازماندهنده سیاست و جامعه تبدیل میشد. اینجا بود که یک تغییر بزرگ آغاز شد. از آن پس، برای بسیاری از فعالان سیاسی، دین دیگر فقط موضوع مسجد نبود؛ موضوع حکومت هم شد.
شاگردان مستقیم و غیرمستقیم او، هر کدام این ایده را به شکلی ادامه دادند. در مصر، در هند، در عثمانی و بعدها در ایران. مسیرها متفاوت بود، اما یک نقطه مشترک داشتند: سیاست را نمیتوان از دین جدا کرد. این اندیشه، دههها بعد بر جریانهای مختلف اسلامگرا اثر گذاشت؛ از اخوانالمسلمین گرفته تا بخشی از ادبیات سیاسی که در انقلاب ۱۳۵۷ ایران نیز دیده میشود.
وی همچنین بهدلیل نقش خود در همراهی با پیروش، میرزا رضا کرمانی، در طرح موفق ترور ناصرالدینشاهِ ایران شناخته میشود؛ ایدههای او، بیش از هر گلولهای، بیش از هر کودتایی و بیش از هر جنگی، سرنوشت خاورمیانه را تغییر داد. بیش از یک قرن از آن روزها گذشته است. شاید به همین دلیل، برای فهم ایران امروز، فقط خواندن اخبار کافی نیست. باید فهمید که بعضی ایدهها، حتی بعد از مرگ صاحبانشان، هنوز حکومت میکنند.
شاید عجیبترین بخش زندگی سید جمال، نه سخنرانیهایش باشد و نه فعالیتهای سیاسیاش. بلکه ابهامهایی است که هنوز بعد از بیش از یک قرن درباره او وجود دارد. او واقعاً ایرانی بود یا افغان؟ واقعاً یک روحانی متعهد بود یا بیشتر یک فعال سیاسی؟ چرا عضو لژ فراماسونری شد؟ آیا عضویتش صرفاً برای شبکهسازی سیاسی بود یا معنای دیگری داشت؟
چرا برخی اسناد او را دشمن سرسخت بریتانیا معرفی میکنند، اما نویسندگانی مانند رابرت دریفوس با استناد به اسناد آرشیوی، از پیشنهاد همکاری او با دولت بریتانیا سخن میگویند؟ چرا بعضی منابع او را حتی نزدیک به روسیه میدانند؟
درباره زندگی شخصی او نیز روایتهای متناقضی وجود دارد؛ از پایبندی نداشتن به برخی مناسک دینی گرفته تا گزارشهایی درباره سبک زندگی متفاوتش. در مقابل، منابع دیگری تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهند. شاید هیچگاه پاسخ قطعی همه این پرسشها روشن نشود.
اما همین ابهام، خود یک واقعیت تاریخی است. وقتی درباره شخصیتی که اینهمه بر تاریخ ایران و خاورمیانه اثر گذاشته، پس از بیش از صد سال هنوز بر سر ملیت، باورهای شخصی، روابط سیاسی و حتی انگیزههایش توافق وجود ندارد، یعنی با یکی از مرموزترین چهرههای تاریخ معاصر روبهرو هستیم.
و شاید مهمترین سؤال این نباشد که «سید جمال واقعاً چه کسی بود؟» بلکه این باشد که چرا اندیشههای مردی با این حجم از ابهام، به یکی از پایههای فکری سیاست معاصر ایران و بخشی از جهان اسلام تبدیل شد؟
شاید قبل از آنکه از مردم بخواهیم از یک اندیشه پیروی کنند، بهتر باشد ابتدا خودِ بنیانگذار آن اندیشه را با همه پیچیدگیها، تناقضها و پرسشهای بیپاسخش بشناسیم.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
Telegram
Signal
👍8❤3🤣2🤬1💩1
سیگنال آزادی
مردی که هنوز هیچکس نمیداند واقعاً چه کسی بود اگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسمهایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را میشنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقبتر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا…
در بعضی منابع سید جمالالدین مأمور دولت انگلیس و فراماسون و در خدمت منافع انگلیس معرفی شده است. در نقطه مقابل مراجع دیگری او را حامی منافع یا مأمور دولت روسیه و ضد منافع بریتانیا معرفی کردهاند. نیکی کدی در دانشنامه ایرانیکا مینویسد که سید جمال در زمانی که به افغانستان میرود خود را سید رومی یا استانبولی و اهل استانبول معرفی میکرده است. جمالالدین در کابل با احترام توسط امیر کابل پذیرفته میشود و به سمت مشاور امیر برگزیده میشود. بهگفتهٔ نیکی کدی این احتمالاً به سبب نامه محرمانهای بوده که او به امیر نشان داده است.
این مسئله سبب شدهبود که نمایندگان بریتانیا در افغانستان او را مأمور دولت روسیه بپندارند. او در آنجا سعی کرد که امیر را به اتحاد با روسیه و مخالفت با بریتانیاییها وادارد. گزارشهای دولت استعماری هند و مجموعه منابع چنین مینمایاند که سید در افغانستان به مانند غریبهای بوده است و فارسی را با لهجه ایرانی صحبت میکرده است. شیخ ابوالهدی به او لقب «متأفغن» (به معنی کسی که ادعا میکند افغان است) داد و تلاش کرد هویت شیعی او را آشکار سازد.
بهگفتهٔ آسانته، استاد آفریقاشناسی دانشگاه تمپل، در سال ۱۸۵۸ یک جاسوس بریتانیایی در گزارشی سید جمال را مشکوک به بودن مأمور روسیه گزارش میکند. این مأمور بریتانیا نوشته است که جمالالدین به شیوه ترکان نوغایی در آسیای میانه لباس میپوشیده است. گزارشهای دولت افغانستان مینویسند که سید جمال بیشتر شیوه زندگی یک غربی را داشته است تا یک شرقی، او شخصی لیبرال بوده و مقید به اجرای فرایض دینی نبوده است؛ مثلاً فرایض ماه رمضان را به جا نمیآورده است. به گفته آسانته، سید جمال در قاهره از نوشیدن کنیاک لذت میبرده است. او یکبار در سال ۱۸۷۹ از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداختهشد زیرا در ملاعام وجود خدا را انکار کرده بود.
در نقطه مقابل منابع دیگری سید جمالالدین اسدآبادی را فراماسون و حامی غیر مستقیم منافع انگلستان دانستهاند. روبرت دریفوس در کتاب «بازی شیطانی» در مورد سید جمالالدین اسدآبادی مینویسد: «مردی که در ۱۸۸۵ متشکل ساختن جنبشی پان اسلامیستی با هدایت بریتانیا را پیشنهاد داد کسی نبود جز «سید جمال الدین اسدآبادی». از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۸۹۰ سید جمال الدین از سوی بریتانیا حمایت شد. دستکم یکجا در اسناد رسمی و پروندههای محرمانه سرویس جاسوسی دولت هند، پیشنهاد سید جمالالدین اسدآبادی در ۱۸۸۲ در هند مبنی بر اینکه به عنوان جاسوس بریتانیا در هند به خدمت درآید، آمده است.»
همچنین اسماعیل رائین در کتاب مشهور خود فراموشخانه و فراماسونری در ایران مینویسد: «سید جمالالدین اسدآبادی معروف به افغانی، یکی از فراماسونهای اولیه ایران است که در ۹ لژ ماسونی عضویت داشت. او در لژ فراموشخانه ملکم رئیس لژ و ویزیتور بوده است…»
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
این مسئله سبب شدهبود که نمایندگان بریتانیا در افغانستان او را مأمور دولت روسیه بپندارند. او در آنجا سعی کرد که امیر را به اتحاد با روسیه و مخالفت با بریتانیاییها وادارد. گزارشهای دولت استعماری هند و مجموعه منابع چنین مینمایاند که سید در افغانستان به مانند غریبهای بوده است و فارسی را با لهجه ایرانی صحبت میکرده است. شیخ ابوالهدی به او لقب «متأفغن» (به معنی کسی که ادعا میکند افغان است) داد و تلاش کرد هویت شیعی او را آشکار سازد.
بهگفتهٔ آسانته، استاد آفریقاشناسی دانشگاه تمپل، در سال ۱۸۵۸ یک جاسوس بریتانیایی در گزارشی سید جمال را مشکوک به بودن مأمور روسیه گزارش میکند. این مأمور بریتانیا نوشته است که جمالالدین به شیوه ترکان نوغایی در آسیای میانه لباس میپوشیده است. گزارشهای دولت افغانستان مینویسند که سید جمال بیشتر شیوه زندگی یک غربی را داشته است تا یک شرقی، او شخصی لیبرال بوده و مقید به اجرای فرایض دینی نبوده است؛ مثلاً فرایض ماه رمضان را به جا نمیآورده است. به گفته آسانته، سید جمال در قاهره از نوشیدن کنیاک لذت میبرده است. او یکبار در سال ۱۸۷۹ از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداختهشد زیرا در ملاعام وجود خدا را انکار کرده بود.
در نقطه مقابل منابع دیگری سید جمالالدین اسدآبادی را فراماسون و حامی غیر مستقیم منافع انگلستان دانستهاند. روبرت دریفوس در کتاب «بازی شیطانی» در مورد سید جمالالدین اسدآبادی مینویسد: «مردی که در ۱۸۸۵ متشکل ساختن جنبشی پان اسلامیستی با هدایت بریتانیا را پیشنهاد داد کسی نبود جز «سید جمال الدین اسدآبادی». از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۸۹۰ سید جمال الدین از سوی بریتانیا حمایت شد. دستکم یکجا در اسناد رسمی و پروندههای محرمانه سرویس جاسوسی دولت هند، پیشنهاد سید جمالالدین اسدآبادی در ۱۸۸۲ در هند مبنی بر اینکه به عنوان جاسوس بریتانیا در هند به خدمت درآید، آمده است.»
همچنین اسماعیل رائین در کتاب مشهور خود فراموشخانه و فراماسونری در ایران مینویسد: «سید جمالالدین اسدآبادی معروف به افغانی، یکی از فراماسونهای اولیه ایران است که در ۹ لژ ماسونی عضویت داشت. او در لژ فراموشخانه ملکم رئیس لژ و ویزیتور بوده است…»
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍8🤣3🤬1
علی شریعتی کمدین و متفکرنمایی که پس از سفر به مصر در وصف کارگرانی که در ساخت اهرام مصر شرکت داشتند مرثیه سرایید و هنگام مرگ وصیت کرد تا مانند فراعنه مصر پیکرش را مومیایی کنند.
علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت.
علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت.
علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.
عباس سوری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت.
علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت.
علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.
عباس سوری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍26🤣5👎3😢1🤡1