This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایلان ماسک اولین تریلیونر جهان شد!
با عرضه اولیه SpaceX، برخی برآوردها نشان میدهد ثروت ایلان ماسک به حدود 1.1 تریلیون دلار رسیده و او را به نخستین فردی تبدیل کرده که از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده است. برای درک بهتر این عدد: ثروت ماسک اکنون از تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند عربستان سعودی، سوئیس و ترکیه بیشتر است و این رقم تقریباً با اندازه اقتصاد هلند و اندونزی برابری میکند. به بیان ساده، دارایی یک نفر حالا با ارزش کل کالاها و خدماتی که برخی از بزرگترین اقتصادهای جهان در یک سال تولید میکنند، قابل مقایسه شده است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
با عرضه اولیه SpaceX، برخی برآوردها نشان میدهد ثروت ایلان ماسک به حدود 1.1 تریلیون دلار رسیده و او را به نخستین فردی تبدیل کرده که از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده است. برای درک بهتر این عدد: ثروت ماسک اکنون از تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند عربستان سعودی، سوئیس و ترکیه بیشتر است و این رقم تقریباً با اندازه اقتصاد هلند و اندونزی برابری میکند. به بیان ساده، دارایی یک نفر حالا با ارزش کل کالاها و خدماتی که برخی از بزرگترین اقتصادهای جهان در یک سال تولید میکنند، قابل مقایسه شده است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
❤8👍1🔥1
سیگنال آزادی
ایلان ماسک اولین تریلیونر جهان شد! با عرضه اولیه SpaceX، برخی برآوردها نشان میدهد ثروت ایلان ماسک به حدود 1.1 تریلیون دلار رسیده و او را به نخستین فردی تبدیل کرده که از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده است. برای درک بهتر این عدد: ثروت ماسک اکنون از تولید ناخالص…
به لطف بازار آزاد، امروز میبینیم که ثروتمندترین فرد جهان کسی نیست که یک کشور را فتح کرده باشد، منابع طبیعی را تصاحب کرده باشد یا از طریق قدرت سیاسی به ثروت رسیده باشد. ثروتمندترین فرد جهان کسی است که مردم داوطلبانه محصولات و خدمات شرکتهایش را خریدهاند و سرمایهگذاران داوطلبانه حاضر شدهاند روی آینده کسبوکارهایش سرمایهگذاری کنند.
خیلیها وقتی عدد یک تریلیون دلار را میبینند، اولین سوالی که میپرسند این است که «چطور ممکن است یک نفر اینقدر ثروت داشته باشد؟» اما شاید سوال مهمتر این باشد: چطور ممکن است فردی بتواند آنقدر ارزش خلق کند که میلیونها نفر در سراسر جهان حاضر شوند پولشان را در اختیار شرکتهای او قرار دهند؟
در اقتصادهای مبتنی بر بازار، ثروت معمولاً از مسیر مبادلات داوطلبانه ایجاد میشود، نه اجبار. هیچکس مجبور نیست خودروی تسلا بخرد، از اینترنت استارلینک استفاده کند یا سهام اسپیسایکس را ارزشگذاری کند. این اتفاقها زمانی رخ میدهد که میلیونها نفر به این نتیجه برسند که محصول یا خدمتی که دریافت میکنند، برایشان بیشتر از پولی که پرداخت میکنند ارزش دارد.
ممکن است از ایلان ماسک خوشتان بیاید یا نیاید، اما اینکه یک کارآفرین بتواند به ثروتی در مقیاس اقتصاد برخی کشورها برسد، یکی از عجیبترین و در عین حال قدرتمندترین ویژگیهای بازار آزاد است. سیستمی که در آن، حداقل در تئوری، راه ثروتمند شدن نه از لوله تفنگ میگذرد و نه از صندوق رأی؛ بلکه از توانایی خلق ارزشی میگذرد که دیگران حاضر باشند برایش پول پرداخت کنند.
وقتی میشنویم یک نفر هزار میلیارد دلار ثروت دارد، خیلیها به این نتیجه میرسند که: «هیچ انسانی نباید اینقدر پول داشته باشد.» اما این جمله در ظاهر ساده، یک سؤال مهم را پنهان میکند: چه کسی باید تعیین کند یک فرد «چقدر» ثروت حق دارد داشته باشد؟ بر اساس چه معیار علمی؟
مشکل اینجاست که بسیاری از افراد ثروت را مثل یک کیک ثابت تصور میکنند؛ انگار اگر یک نفر سهم بیشتری بردارد، لزوماً سهم دیگران کمتر میشود. اما در اقتصاد، بخش بزرگی از ثروت از طریق خلق ارزش جدید ایجاد میشود، نه صرفاً توزیع مجدد ثروت موجود.
وقتی یک شرکت محصولی تولید میکند که میلیونها نفر حاضرند داوطلبانه بابت آن پول پرداخت کنند، ارزش اقتصادی جدیدی خلق میشود که قبلاً وجود نداشته است. نکته مهمتر این است که ثروت افراد فوقثروتمند معمولاً به شکل پول نقد در حساب بانکی نیست.
بخش عمده آن از ارزش سهام شرکتهایی تشکیل شده که میلیونها نفر دیگر نیز در مالکیت آن شریک هستند؛ از صندوقهای بازنشستگی گرفته تا سرمایهگذاران خرد. وقتی کسی میگوید «هیچکس نباید اینقدر ثروت داشته باشد»، در واقع دارد از یک اصل بسیار خطرناک دفاع میکند: اینکه نهادی خارج از بازار باید تصمیم بگیرد سقف مجاز موفقیت اقتصادی افراد چقدر است.
تاریخ نشان داده هر جا دولتها یا سیاستمداران اختیار تعیین این سقف را پیدا کردهاند، بحث خیلی سریع از «مبارزه با ثروت زیاد» به «محدود کردن نوآوری، سرمایهگذاری و کارآفرینی» رسیده است. البته این به این معنا نیست که هر ثروتی مشروع است.
اگر ثروت از رانت، فساد، انحصار دولتی یا ارتباطات سیاسی به دست آمده باشد، نقد آن کاملاً موجه است. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین نقدِ نحوه کسب ثروت و نقدِ صرفِ وجود ثروت. در یک جامعه آزاد، سؤال اصلی نباید این باشد که چرا یک نفر اینقدر ثروتمند شده است. سؤال اصلی این است که آیا این ثروت از طریق مبادلات داوطلبانه و خلق ارزش به دست آمده یا از طریق اجبار و رانت. این دو موضوع کاملاً متفاوت هستند.
پشت این ثروت معمولاً هزاران یا حتی میلیونها شغل، سرمایهگذاریهای جدید، افزایش بهرهوری و تولید کالاها و خدماتی قرار دارد که زندگی مردم را بهتر و ارزانتر کردهاند. هنری فورد ثروتمند شد، اما قبل از آن خودرو یک کالای لوکس بود و بعد از آن به محصولی تبدیل شد که طبقه متوسط هم توان خریدش را داشت. در اقتصاد، ثروتآفرینی الزاماً یک بازی جمع صفر نیست.
به همین دلیل است که در دو قرن گذشته، هم تعداد میلیاردرها افزایش یافته و هم فقر جهانی به شکل بیسابقهای کاهش پیدا کرده است. شاید سؤال اصلی این نباشد که چرا بعضی افراد اینقدر ثروتمند شدهاند. شاید سؤال مهمتر این باشد که چه نوع نظام اقتصادی توانسته همزمان ثروت کارآفرینان و رفاه عموم مردم را افزایش دهد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
خیلیها وقتی عدد یک تریلیون دلار را میبینند، اولین سوالی که میپرسند این است که «چطور ممکن است یک نفر اینقدر ثروت داشته باشد؟» اما شاید سوال مهمتر این باشد: چطور ممکن است فردی بتواند آنقدر ارزش خلق کند که میلیونها نفر در سراسر جهان حاضر شوند پولشان را در اختیار شرکتهای او قرار دهند؟
در اقتصادهای مبتنی بر بازار، ثروت معمولاً از مسیر مبادلات داوطلبانه ایجاد میشود، نه اجبار. هیچکس مجبور نیست خودروی تسلا بخرد، از اینترنت استارلینک استفاده کند یا سهام اسپیسایکس را ارزشگذاری کند. این اتفاقها زمانی رخ میدهد که میلیونها نفر به این نتیجه برسند که محصول یا خدمتی که دریافت میکنند، برایشان بیشتر از پولی که پرداخت میکنند ارزش دارد.
ممکن است از ایلان ماسک خوشتان بیاید یا نیاید، اما اینکه یک کارآفرین بتواند به ثروتی در مقیاس اقتصاد برخی کشورها برسد، یکی از عجیبترین و در عین حال قدرتمندترین ویژگیهای بازار آزاد است. سیستمی که در آن، حداقل در تئوری، راه ثروتمند شدن نه از لوله تفنگ میگذرد و نه از صندوق رأی؛ بلکه از توانایی خلق ارزشی میگذرد که دیگران حاضر باشند برایش پول پرداخت کنند.
وقتی میشنویم یک نفر هزار میلیارد دلار ثروت دارد، خیلیها به این نتیجه میرسند که: «هیچ انسانی نباید اینقدر پول داشته باشد.» اما این جمله در ظاهر ساده، یک سؤال مهم را پنهان میکند: چه کسی باید تعیین کند یک فرد «چقدر» ثروت حق دارد داشته باشد؟ بر اساس چه معیار علمی؟
مشکل اینجاست که بسیاری از افراد ثروت را مثل یک کیک ثابت تصور میکنند؛ انگار اگر یک نفر سهم بیشتری بردارد، لزوماً سهم دیگران کمتر میشود. اما در اقتصاد، بخش بزرگی از ثروت از طریق خلق ارزش جدید ایجاد میشود، نه صرفاً توزیع مجدد ثروت موجود.
وقتی یک شرکت محصولی تولید میکند که میلیونها نفر حاضرند داوطلبانه بابت آن پول پرداخت کنند، ارزش اقتصادی جدیدی خلق میشود که قبلاً وجود نداشته است. نکته مهمتر این است که ثروت افراد فوقثروتمند معمولاً به شکل پول نقد در حساب بانکی نیست.
بخش عمده آن از ارزش سهام شرکتهایی تشکیل شده که میلیونها نفر دیگر نیز در مالکیت آن شریک هستند؛ از صندوقهای بازنشستگی گرفته تا سرمایهگذاران خرد. وقتی کسی میگوید «هیچکس نباید اینقدر ثروت داشته باشد»، در واقع دارد از یک اصل بسیار خطرناک دفاع میکند: اینکه نهادی خارج از بازار باید تصمیم بگیرد سقف مجاز موفقیت اقتصادی افراد چقدر است.
تاریخ نشان داده هر جا دولتها یا سیاستمداران اختیار تعیین این سقف را پیدا کردهاند، بحث خیلی سریع از «مبارزه با ثروت زیاد» به «محدود کردن نوآوری، سرمایهگذاری و کارآفرینی» رسیده است. البته این به این معنا نیست که هر ثروتی مشروع است.
اگر ثروت از رانت، فساد، انحصار دولتی یا ارتباطات سیاسی به دست آمده باشد، نقد آن کاملاً موجه است. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین نقدِ نحوه کسب ثروت و نقدِ صرفِ وجود ثروت. در یک جامعه آزاد، سؤال اصلی نباید این باشد که چرا یک نفر اینقدر ثروتمند شده است. سؤال اصلی این است که آیا این ثروت از طریق مبادلات داوطلبانه و خلق ارزش به دست آمده یا از طریق اجبار و رانت. این دو موضوع کاملاً متفاوت هستند.
پشت این ثروت معمولاً هزاران یا حتی میلیونها شغل، سرمایهگذاریهای جدید، افزایش بهرهوری و تولید کالاها و خدماتی قرار دارد که زندگی مردم را بهتر و ارزانتر کردهاند. هنری فورد ثروتمند شد، اما قبل از آن خودرو یک کالای لوکس بود و بعد از آن به محصولی تبدیل شد که طبقه متوسط هم توان خریدش را داشت. در اقتصاد، ثروتآفرینی الزاماً یک بازی جمع صفر نیست.
به همین دلیل است که در دو قرن گذشته، هم تعداد میلیاردرها افزایش یافته و هم فقر جهانی به شکل بیسابقهای کاهش پیدا کرده است. شاید سؤال اصلی این نباشد که چرا بعضی افراد اینقدر ثروتمند شدهاند. شاید سؤال مهمتر این باشد که چه نوع نظام اقتصادی توانسته همزمان ثروت کارآفرینان و رفاه عموم مردم را افزایش دهد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
Telegraph
The Dangerous Idea Behind “No One Should Be a Trillionaire
Thanks to free markets, the richest person in the world today is not someone who conquered a nation, seized natural resources, or accumulated wealth through political power. The richest person in the world is someone whose companies have sold products and…
👍15❤1👏1🍾1🖕1
وضعیت نقدینگی کشور
با توجه به گزارش بانک مرکزی، رشد نقطه به نقطه نقدینگی در بهمن 1404 به بیش از 47% رسید که بیشترین رشد ثبت شده در ادوار گذشته است.
همچنین بررسی وضعیت سپردههای سیال (شامل متغیر پول و سپردههای قرضالحسنه و سپردههای کوتاهمدت) که به پول داغ معروف است، نشان میدهد که رشد نقطهبهنقطه آن به حدود 57% رسید و نسبت آن به کل نقدینگی به بالاترین حد خود رسیده است.
به نظر میرسد نقدینگی تا خرداد 1405 به بیش از 18,000 همت رسیده است که به معنی رشد نقطه به نقطه بیش از 63% است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
با توجه به گزارش بانک مرکزی، رشد نقطه به نقطه نقدینگی در بهمن 1404 به بیش از 47% رسید که بیشترین رشد ثبت شده در ادوار گذشته است.
همچنین بررسی وضعیت سپردههای سیال (شامل متغیر پول و سپردههای قرضالحسنه و سپردههای کوتاهمدت) که به پول داغ معروف است، نشان میدهد که رشد نقطهبهنقطه آن به حدود 57% رسید و نسبت آن به کل نقدینگی به بالاترین حد خود رسیده است.
به نظر میرسد نقدینگی تا خرداد 1405 به بیش از 18,000 همت رسیده است که به معنی رشد نقطه به نقطه بیش از 63% است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍6🤬2❤1🤯1
سیگنال آزادی
📌كليد اصلي رشد اقتصاد لهستان 🎯 @Signal99 🌀اقتصاد کشور لهستان پس از 45 سال تحت سلطه کمونیسم تقریبا فروپاشیده بود و تورم آن به 645 درصد رسیده و خیلی از شرکت ها و کارخانجات دولتی بسیار بی بازده و از نظر تکنولوژی روز عقب مانده و زیان ده بودند. طرح موسوم به(Balcerowicz)…
لهستان شاید یکی از مهمترین داستانهای اقتصادی باشد که این روزها کمتر درباره آن صحبت میشود. کشوری که تا سال ۱۹۸۹ یکی از فقیرترین کشورهای اروپا محسوب میشد، امروز به یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد این قاره تبدیل شده است.
لهستان در جنگ جهانی دوم حدود ۲۰ درصد جمعیت خود را از دست داد و سپس چند دهه حکومت کمونیستی، اقتصاد این کشور را در وضعیت نامناسبی قرار داد. اما طی سه دهه گذشته، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.
امروز رشد اقتصادی لهستان از بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا بیشتر است و حتی در برخی دورهها از اقتصادهایی مانند آمریکا، کره جنوبی و سنگاپور نیز سریعتر رشد کرده است.
طی این سالها، شرکتهای بزرگ فناوری سرمایهگذاریهای گستردهای در لهستان انجام دادهاند، این کشور به یکی از مراکز مهم فناوری در اروپا تبدیل شده و همزمان سرمایهگذاری سنگینی نیز روی توان نظامی خود انجام داده است.
اما شاید مهمترین دلیل موفقیت لهستان این باشد که توانست ترکیبی از مزایای شرق و غرب را با هم داشته باشد؛ از یک طرف اقتصاد بازار، کارآفرینی و جذب سرمایهگذاری را پذیرفت و از طرف دیگر بخشی از فرهنگ کاری و ارزشهای سنتی خود را حفظ کرد.
در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی با بوروکراسی سنگین دستوپنجه نرم میکنند، لهستان فضای نسبتا مناسبی برای کسبوکار ایجاد کرده، مالیاتهای رقابتیتری دارد و کارآفرینان در آن نقش مهمی در اقتصاد ایفا میکنند.
نکته جالبتر اینجاست که لهستان برخلاف برخی کشورهای پساکمونیستی، خصوصیسازی را به شکلی انجام نداد که ثروت کشور در اختیار چند الیگارش قرار بگیرد. این کشور بهتدریج شرکتهای دولتی را واگذار کرد، از فساد گسترده جلوگیری کرد و از منابع مالی اتحادیه اروپا برای توسعه زیرساختها استفاده کرد.
نتیجه این سیاستها شکلگیری یک طبقه متوسط قدرتمند بود؛ نه اقتصادی که تنها در اختیار چند میلیاردر باشد. همزمان لهستان بودجه دفاعی خود را به حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسانده که بالاترین رقم در میان اعضای ناتو است. رهبران این کشور معتقدند تجربه حمله آلمان نازی، دههها سلطه شوروی و همچنین جنگ اوکراین نشان داده که آزادی بدون توان دفاعی پایدار نمیماند.
شاید جالبترین تغییر اما در خود جامعه لهستان رخ داده باشد. برای سالها بسیاری از نیروهای متخصص و تحصیلکرده این کشور به اروپای غربی و آمریکا مهاجرت میکردند. اما حالا روند تا حدی معکوس شده و بخشی از این نیروها در حال بازگشت هستند.
داستان لهستان یادآور این نکته است که سرنوشت اقتصادی کشورها لزوماً از پیش تعیینشده نیست. گاهی تنها در عرض چند دهه، ترکیب نهادهای بهتر، آزادی اقتصادی، ثبات سیاسی و سرمایهگذاری میتواند مسیر یک کشور را بهطور کامل تغییر دهد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
لهستان در جنگ جهانی دوم حدود ۲۰ درصد جمعیت خود را از دست داد و سپس چند دهه حکومت کمونیستی، اقتصاد این کشور را در وضعیت نامناسبی قرار داد. اما طی سه دهه گذشته، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.
امروز رشد اقتصادی لهستان از بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا بیشتر است و حتی در برخی دورهها از اقتصادهایی مانند آمریکا، کره جنوبی و سنگاپور نیز سریعتر رشد کرده است.
طی این سالها، شرکتهای بزرگ فناوری سرمایهگذاریهای گستردهای در لهستان انجام دادهاند، این کشور به یکی از مراکز مهم فناوری در اروپا تبدیل شده و همزمان سرمایهگذاری سنگینی نیز روی توان نظامی خود انجام داده است.
اما شاید مهمترین دلیل موفقیت لهستان این باشد که توانست ترکیبی از مزایای شرق و غرب را با هم داشته باشد؛ از یک طرف اقتصاد بازار، کارآفرینی و جذب سرمایهگذاری را پذیرفت و از طرف دیگر بخشی از فرهنگ کاری و ارزشهای سنتی خود را حفظ کرد.
در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی با بوروکراسی سنگین دستوپنجه نرم میکنند، لهستان فضای نسبتا مناسبی برای کسبوکار ایجاد کرده، مالیاتهای رقابتیتری دارد و کارآفرینان در آن نقش مهمی در اقتصاد ایفا میکنند.
نکته جالبتر اینجاست که لهستان برخلاف برخی کشورهای پساکمونیستی، خصوصیسازی را به شکلی انجام نداد که ثروت کشور در اختیار چند الیگارش قرار بگیرد. این کشور بهتدریج شرکتهای دولتی را واگذار کرد، از فساد گسترده جلوگیری کرد و از منابع مالی اتحادیه اروپا برای توسعه زیرساختها استفاده کرد.
نتیجه این سیاستها شکلگیری یک طبقه متوسط قدرتمند بود؛ نه اقتصادی که تنها در اختیار چند میلیاردر باشد. همزمان لهستان بودجه دفاعی خود را به حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسانده که بالاترین رقم در میان اعضای ناتو است. رهبران این کشور معتقدند تجربه حمله آلمان نازی، دههها سلطه شوروی و همچنین جنگ اوکراین نشان داده که آزادی بدون توان دفاعی پایدار نمیماند.
شاید جالبترین تغییر اما در خود جامعه لهستان رخ داده باشد. برای سالها بسیاری از نیروهای متخصص و تحصیلکرده این کشور به اروپای غربی و آمریکا مهاجرت میکردند. اما حالا روند تا حدی معکوس شده و بخشی از این نیروها در حال بازگشت هستند.
داستان لهستان یادآور این نکته است که سرنوشت اقتصادی کشورها لزوماً از پیش تعیینشده نیست. گاهی تنها در عرض چند دهه، ترکیب نهادهای بهتر، آزادی اقتصادی، ثبات سیاسی و سرمایهگذاری میتواند مسیر یک کشور را بهطور کامل تغییر دهد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍15❤3
حداقل دستمزد در فرانسه از آمریکا بالاتره، اما درآمد مردم آمریکا از فرانسویها بیشتره. اگر با بالا بردن حداقل دستمزد میشد مردم را ثروتمند کرد، این جمله نباید درست میبود. مشکل اینجاست که خیلیها عددی را که دولت تعیین میکند با ثروتی که اقتصاد تولید میکند اشتباه میگیرند. دولت میتواند حداقل دستمزد را بالا ببرد، اما نمیتواند با یک امضا بهرهوری را بالا ببرد. دستمزدهای بالا نتیجه اقتصادهای ثروتمند هستند، نه علت آنها. ثروت اول خلق میشود، بعد دستمزدها بالا میروند. نه برعکس.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍25
مزدا ۳ در کشورهای همسایه ایران: ۵۵۲ میلیون
مزدا ۳ در شخص شخیص ایران: ۵ میلیارد!
اضافه پرداخت: ۴.۵ میلیارد
مصرف بنزین در هر ۱۰۰ کیلومتر: ۷ لیتر
با فرض بنزین هر لیتر ۱۰۰هزار تومان یعنی شما پول ۴۵۰۰۰ لیتر بنزین را پرداخت کردهاید که معادل ۶۴۲۸۵۷ کیلومتر پیمایش است یعنی با فرض سالیانه ۲۰هزار کیلومتر پیمایش، شما پول ۳۲ سال بنزین ۱۰۰هزار تومانی را پیشاپیش پرداخت کردهاید به این شروط که:
اولا زنده بمانید!
ثانیا تصادف نکنید!
ثالثا دزد نبرد!
رابعا ماشین مشتی ممدلی نشود!
تا از این خودرو بتوانید نهایت استفاده را ببرید...
_احمد جانجان
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
😡13👍4🤣3🤮2😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزادی با دشواریهای زیادی همراه است و دموکراسی بینقص نیست. ولی هرگز مجبور نشدهایم برای نگهداشتن مردممان، دور کشور دیوار بکشیم.
- جان اف کندی
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
- جان اف کندی
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
❤11🍾3🫡2
میانگین درآمد واقعی در ایالات متحده (با احتساب تورم) حدود ۴۶ برابر بیشتر از زمان تأسیس کشورمان است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍8😁2😢1🖕1
از سال ۱۹۰۰ تاکنون، تمام ارزهای اصلی دولتی در مقایسه با طلا قدرت خرید خود را از دست دادن.
برای اولین بار در تاریخ، تمام ارزهای امروزی فیات هستند. هیچ یک از ارزهای امروزی توسط هیچ استاندارد کالایی پشتیبانی نمیشوند. هیچ یک از آنها محدود به محدودیت رسمی میزان ورود ارز به گردش نیستند.
اما لازم نیست به یک سیستم ارزی بدون پشتوانه محدود باشید. میتوانید استاندارد طلای خود را راهاندازی کنید.
بانکهای مرکزی جهان از سال ۲۰۱۰ تاکنون، در مجموع بیش از ۷٬۰۰۰ تن طلا بهصورت خالص خریداری کردهاند و سهم طلا در ذخایر ارزی آنها در حال افزایش است.
در مقابل، سهم بدهی دولت آمریکا که در اختیار بانکهای مرکزی خارجی قرار دارد، روندی کاهشی داشته. در سال ۲۰۰۷، دلار نزدیک به دو سوم ذخایر ارزی جهان را تشکیل میداد. امروز این سهم به کمتر از ۵۸٪ رسیده و اگر طلا نیز بهعنوان بخشی از ذخایر ارزی در نظر گرفته شود، سهم واقعی دلار به حدود ۴۵٪ کاهش مییابد.
نکته قابلتوجه این است که همان نهادهایی که سالها طلا را «یادگاری بربریت» و داراییای منسوخ میدانستند، اکنون به بزرگترین خریداران آن تبدیل شدهاند.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
برای اولین بار در تاریخ، تمام ارزهای امروزی فیات هستند. هیچ یک از ارزهای امروزی توسط هیچ استاندارد کالایی پشتیبانی نمیشوند. هیچ یک از آنها محدود به محدودیت رسمی میزان ورود ارز به گردش نیستند.
اما لازم نیست به یک سیستم ارزی بدون پشتوانه محدود باشید. میتوانید استاندارد طلای خود را راهاندازی کنید.
بانکهای مرکزی جهان از سال ۲۰۱۰ تاکنون، در مجموع بیش از ۷٬۰۰۰ تن طلا بهصورت خالص خریداری کردهاند و سهم طلا در ذخایر ارزی آنها در حال افزایش است.
در مقابل، سهم بدهی دولت آمریکا که در اختیار بانکهای مرکزی خارجی قرار دارد، روندی کاهشی داشته. در سال ۲۰۰۷، دلار نزدیک به دو سوم ذخایر ارزی جهان را تشکیل میداد. امروز این سهم به کمتر از ۵۸٪ رسیده و اگر طلا نیز بهعنوان بخشی از ذخایر ارزی در نظر گرفته شود، سهم واقعی دلار به حدود ۴۵٪ کاهش مییابد.
نکته قابلتوجه این است که همان نهادهایی که سالها طلا را «یادگاری بربریت» و داراییای منسوخ میدانستند، اکنون به بزرگترین خریداران آن تبدیل شدهاند.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍12❤2
Forwarded from رضا غنی پور (بازارهای مالی) (Re Za)
چاپ پول خنثی نیست. وقتی اقتصاد رشد واقعی در تولید کالا و خدمات نداشته باشه، خلق پول جدید ثروت ایجاد نمیکنه؛ فقط ثروت موجود رو بازتوزیع میکنه.
کسانی که زودتر به پول تازه خلقشده دسترسی دارن، قبل از افزایش قیمتها خرید میکنن. اما وقتی این پول وارد اقتصاد میشه، قیمتها بالا میره و کسانی که درآمد ثابت دارن یا آخر صف دریافت پول هستن، قدرت خریدشون رو از دست میدن.
یعنی سود گروه اول، به بهای زیان گروه دوم به دست میاد. این همون اثر کانتیلون (Cantillon Effect) هست؛ یکی از مهمترین دلایلی که تورم، بیشترین فشار رو به اقشار کمدرآمد وارد میکنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
کسانی که زودتر به پول تازه خلقشده دسترسی دارن، قبل از افزایش قیمتها خرید میکنن. اما وقتی این پول وارد اقتصاد میشه، قیمتها بالا میره و کسانی که درآمد ثابت دارن یا آخر صف دریافت پول هستن، قدرت خریدشون رو از دست میدن.
یعنی سود گروه اول، به بهای زیان گروه دوم به دست میاد. این همون اثر کانتیلون (Cantillon Effect) هست؛ یکی از مهمترین دلایلی که تورم، بیشترین فشار رو به اقشار کمدرآمد وارد میکنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
👍15
ایشون فیدل کاسترو در حال بازدید از مدرسه پسرشه که در نیویورک مشغول تحصیل بوده. پسر کاسترو در حالی در نیویورک تحصیل میکرد که پدرش مشغول رهبری مبارزه با آمریکا بود.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
😁18🖕2🤡1
میدونستید BMW از ساخت هر دستگاه 735i فقط چند هزار دلار سود میکنه؟ اما همین خودرو وقتی وارد ایران میشه، مجموع تعرفهها، مالیاتها و عوارض، میتونه چندین ده برابر سود خودِ کارخانه باشه.
شرکتی که سالها تحقیق کرده، میلیاردها دلار سرمایهگذاری کرده، هزاران مهندس استخدام کرده و یک محصول پیچیده ساخته، سهمش از این معامله چند هزار دلاره. اما کسی که نه خودرو طراحی کرده، نه موتور ساخته، نه خط تولید راه انداخته و نه ریسک تولید رو پذیرفته، از همون خودرو درآمدی چندین برابر تولیدکننده به دست میاره.
بعد بعضیا هنوز با اطمینان میگن: «مشکل اینه که سرمایهدارها زیادی سود میکنن!» انگار اگر از تولیدکننده کمتر بگیریم و از کسی که فقط اجازه ورود کالا رو صادر میکنه بیشتر، ناگهان عدالت برقرار میشه!
اقتصادی که در آن گرفتنِ سهم از تولید، سودآورتر از خودِ تولید باشد، دیر یا زود تولیدکننده را تنبیه میکند و رانت را به سودآورترین کسبوکار تبدیل میکند.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
شرکتی که سالها تحقیق کرده، میلیاردها دلار سرمایهگذاری کرده، هزاران مهندس استخدام کرده و یک محصول پیچیده ساخته، سهمش از این معامله چند هزار دلاره. اما کسی که نه خودرو طراحی کرده، نه موتور ساخته، نه خط تولید راه انداخته و نه ریسک تولید رو پذیرفته، از همون خودرو درآمدی چندین برابر تولیدکننده به دست میاره.
بعد بعضیا هنوز با اطمینان میگن: «مشکل اینه که سرمایهدارها زیادی سود میکنن!» انگار اگر از تولیدکننده کمتر بگیریم و از کسی که فقط اجازه ورود کالا رو صادر میکنه بیشتر، ناگهان عدالت برقرار میشه!
اقتصادی که در آن گرفتنِ سهم از تولید، سودآورتر از خودِ تولید باشد، دیر یا زود تولیدکننده را تنبیه میکند و رانت را به سودآورترین کسبوکار تبدیل میکند.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍14
چین با سرعت در حال افزایش نقدینگی است
حجم نقدینگی (M2) این کشور حالا به حدود ۵۰ تریلیون دلار رسیده؛ یعنی بیش از دو برابر آمریکا، در حالی که اندازه اقتصاد چین هنوز حدود دو سوم اقتصاد آمریکاست.
اما این آمار به تنهایی چیزی را ثابت نمیکند. ساختار نظام مالی چین با آمریکا متفاوت است و نسبت M2 به GDP در چین ذاتاً بالاتر است. با این حال، یک نکته مهم را نمیشود نادیده گرفت:
وقتی رشد نقدینگی از رشد اقتصاد واقعی جلو میزند، آن پول بالاخره باید جایی برود. همه آن وارد کارخانهها و تولید نمیشود. بخشی از آن وارد بازار داراییها میشود؛ از سهام گرفته تا مسکن و طلا.
اتفاقاً همین حالا هم نشانههایش دیده میشود. ETFهای طلای چین یکی از قویترین نیمههای نخست سال تاریخ خود را ثبت کردهاند و بانک مرکزی چین هم با وجود قیمتهای بالای طلا، همچنان به خرید ادامه میدهد.
از نگاه اقتصاد جریان اصلی، این میتواند نتیجه سیاستهای انبساطی برای مقابله با رکود و ضعف تقاضا باشد. اما اگر از زاویه اقتصاددانانی مثل هایک و میزس نگاه کنیم، داستان کمی متفاوت است.
خلق پول، ثروت جدید تولید نمیکند. فقط قدرت خرید جدید ایجاد میکند؛ قدرت خریدی که قبل از اینکه اثرش در قیمتها دیده شود، ابتدا به دست کسانی میرسد که به پول تازه دسترسی دارند. به همین دلیل، پول جدید معمولاً اول وارد بازار داراییها میشود و بعد اثرش به بقیه اقتصاد میرسد.
شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از دورههای تاریخ، طلا فقط از تورم مصرفکننده جلو نمیزند؛ بلکه از تورم داراییها هم جا نمیماند.
برای همین، وقتی یک بانک مرکزی با وجود قیمتهای بالا همچنان خریدار طلاست، شاید بیشتر از اینکه درباره آینده طلا حرف بزند، درباره آینده پولهای کاغذی حرف میزند. The Economist Telegram
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
حجم نقدینگی (M2) این کشور حالا به حدود ۵۰ تریلیون دلار رسیده؛ یعنی بیش از دو برابر آمریکا، در حالی که اندازه اقتصاد چین هنوز حدود دو سوم اقتصاد آمریکاست.
اما این آمار به تنهایی چیزی را ثابت نمیکند. ساختار نظام مالی چین با آمریکا متفاوت است و نسبت M2 به GDP در چین ذاتاً بالاتر است. با این حال، یک نکته مهم را نمیشود نادیده گرفت:
وقتی رشد نقدینگی از رشد اقتصاد واقعی جلو میزند، آن پول بالاخره باید جایی برود. همه آن وارد کارخانهها و تولید نمیشود. بخشی از آن وارد بازار داراییها میشود؛ از سهام گرفته تا مسکن و طلا.
اتفاقاً همین حالا هم نشانههایش دیده میشود. ETFهای طلای چین یکی از قویترین نیمههای نخست سال تاریخ خود را ثبت کردهاند و بانک مرکزی چین هم با وجود قیمتهای بالای طلا، همچنان به خرید ادامه میدهد.
از نگاه اقتصاد جریان اصلی، این میتواند نتیجه سیاستهای انبساطی برای مقابله با رکود و ضعف تقاضا باشد. اما اگر از زاویه اقتصاددانانی مثل هایک و میزس نگاه کنیم، داستان کمی متفاوت است.
خلق پول، ثروت جدید تولید نمیکند. فقط قدرت خرید جدید ایجاد میکند؛ قدرت خریدی که قبل از اینکه اثرش در قیمتها دیده شود، ابتدا به دست کسانی میرسد که به پول تازه دسترسی دارند. به همین دلیل، پول جدید معمولاً اول وارد بازار داراییها میشود و بعد اثرش به بقیه اقتصاد میرسد.
شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از دورههای تاریخ، طلا فقط از تورم مصرفکننده جلو نمیزند؛ بلکه از تورم داراییها هم جا نمیماند.
برای همین، وقتی یک بانک مرکزی با وجود قیمتهای بالا همچنان خریدار طلاست، شاید بیشتر از اینکه درباره آینده طلا حرف بزند، درباره آینده پولهای کاغذی حرف میزند. The Economist Telegram
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
Telegram
The Economist Telegram
China is rapidly expanding its money supply.
Its M2 money supply has now reached nearly $50 trillion—more than twice that of the United States, even though China's economy is only about two-thirds the size of the U.S. economy.
By itself, that statistic…
Its M2 money supply has now reached nearly $50 trillion—more than twice that of the United States, even though China's economy is only about two-thirds the size of the U.S. economy.
By itself, that statistic…
👏6👍1👎1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستی با دیدن این کلیپ گفت: خوبه دیگه! داریم به سمت آزادی میریم.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
آزادی یعنی آزادی اقتصادی و حق مالکیت. بدون آزادی اقتصادی و حق مالکیت، هر نوع آزادیِ دیگری، آزادی نیست؛ بلکه «جوازی» از سوی آقابالاسریهاست.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍30❤2🎉1
متاسفانه در این کشور، نفهمیدن و احمق بودن همیشه پاداش داشته. هر چقدر صدا بلندتر و حرفای احمقانه بیشتر بود، پاداش بیشتری هم میدن. مثلا نماینده مجلس، وزیر یا حداقل رانتهای اقتصادی و ...
از طرف دیگه، اگه فردی یکم عقل از خودش نشون بده باعث مجازاتش میشه. رسانهها رو هم معمولا دست ابلهترین افراد میدن.
به نظر شما، میشه از شر این خریت نهادینه شده در سیستم راحت بشیم؟ من شک دارم و تقریباً مطمئنم که نمیشه.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
از طرف دیگه، اگه فردی یکم عقل از خودش نشون بده باعث مجازاتش میشه. رسانهها رو هم معمولا دست ابلهترین افراد میدن.
به نظر شما، میشه از شر این خریت نهادینه شده در سیستم راحت بشیم؟ من شک دارم و تقریباً مطمئنم که نمیشه.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
👍21👎3🤝2😢1💩1