Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥زیمبابوه؛ داستان مرگ یک اقتصاد
⭕️ زیمبابوه که زمانی از ثروتمندترین کشورهای آفریقا بود، در ابتدای قرن ۲۱ دیگر اقتصاد مدرن کارآمدی نداشت. مدارسی که در گذشته گل سرسبد آموزش در آفریقا بودند، حالا به خرابههایی میمانستند. صادرکننده قدیمی برق حالا دچار خاموشیهای طولانی میشد. کشوری که «سبد نان آفریقا» بود، حالا با گرسنگی شدید دست و پنجه نرم میکرد. و تورم سرسامآور بود. این افول اقتصادی چطور پدید آمد؟
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
⭕️ زیمبابوه که زمانی از ثروتمندترین کشورهای آفریقا بود، در ابتدای قرن ۲۱ دیگر اقتصاد مدرن کارآمدی نداشت. مدارسی که در گذشته گل سرسبد آموزش در آفریقا بودند، حالا به خرابههایی میمانستند. صادرکننده قدیمی برق حالا دچار خاموشیهای طولانی میشد. کشوری که «سبد نان آفریقا» بود، حالا با گرسنگی شدید دست و پنجه نرم میکرد. و تورم سرسامآور بود. این افول اقتصادی چطور پدید آمد؟
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍2
📌 مردم کیست؟
🎯 @Signal99
🌀 دو انقلاب در قرن هجدهم رخ داد که یکی به حداکثر اهداف خود نائل شد و دیگری هرچند توانست ساخت سیاسی مبتنی بر سلطنت را واژگون کند، اما از دل آن حکومتهای استبدادی بیرون آمد و نیاز به بیش از یک قرن تلاش بود تا بتوان به ساختی دموکراتیک و پایدار دست یافت؛ انقلاب آمریکا و فرانسه. تشابهات و تمایزات بسیاری بین این دو وجود دارد؛ اما یکی از ویژگیهای خاصی که نگذاشت انقلاب اروپاییان همانند انقلاب آن سوی اقیانوس آتلانتیک شود، فهم آنان از «مردم» بود.
🌀 هانا آرنت در تعبیر واژه «مردم» از منظر پدران انقلاب آمریکا مینویسد: واژه «مردم» همیشه نزد بنیادگذاران مفهوم بسیارگانگی و تنوع بیپایان جماعتی را که عظمتشان در تکثر و تعدد بود، حفظ کرد. مردان انقلاب آمریکا همه با رای عمومی به معنای وحدت نظر بالقوه همگان مخالف بودند؛ زیرا میدانستند که در حکومت مردم، قلمرو عام از تبادل نظر میان افراد مساوی بهوجود میآید و به محض آنکه این افراد مساوی همگی در امری وحدت نظر پیدا کردند، دیگر جایی برای تبادل عقیده نمیماند و این قلمرو از میان خواهد رفت.
🌀 در آنسو اما روبسپیر و بازیگران انقلاب فرانسه، برای اثبات نظر خود و تحکم در اجرای آن از عقاید «مردم» شاهد میآوردند. به بیان دیگر، آنان منویات خود را از قول «مردم» به پیش میراندند. درحالیکه بنیانگذاران کشور تازه نیز مانند انقلابیون فرانسه، رای حداکثری و قاطع مردم را داشتند؛ اما از آنجا که میدانستند حکومت افکار عمومی نیز حکومتی استبدادی است، از شاهد آوردن از «مردم» برای مباحث خویش احتراز میکردند. اما گروههای انقلابی فرانسه همگی یکصدا با پذیرش «مردمی» که در ذهن داشتند به قلع و قمع مخالفان خویش روی میآوردند.
🌀 مشخص است در جایی که «مردم» به شکل یک کل واحد وجود ندارد و تنها گروهها و دستهجات و افراد بسیار حضور دارند، نیاز به سازمانی است که این همگان بتوانند عقاید خود را ابراز کنند و ساخت سیاسی بتواند تجلی این تنوع باشد. اما آنجا که حرف «مردم» و آمال و آرزو و آرمانشان مشخص و مبرهن است، دیگر چه نیاز به احزاب و دستهجات مختلف؟ از همین روست که انقلاب فرانسه با گذار از لویی شانزدهم به حکومت «وحشت» میرسد. لیک نکته دردآور در مدل فرانسوی آن است که چه بسا در ابتدا نیز پیشوایان سخن «اکثریت» را اقامه کنند، اما با گذر زمان و در فقدان فرآیندهایی که تنوعبخشی جامعه را در ساخت سیاسی تضمین کند، این پیشوایان هرچند هنوز از «مردم» میگویند، اما دیگر این «مردم» حتی نمودی از «اکثریت» نیست.
🌀 نرسیدن به چنین طنز تلخی، تنها با بستری فراهم میشود که بهوجود آورنده تعادل در ساخت سیاسی باشد که از منظر تنوع، همانند جامعه باشد. از سوی دیگر، نرسیدن به این سناریو با برداشتن این نوع فهم یکپارچه از واژه «مردم» تا آنجا که بگوییم که مردم چه تفکری را دوست دارند، چه چیزی را میخواهند بخورند و چه چیزی را نمی خواهند بپوشند، میسر است. مردم تنها اجتماع افراد هستند و هر فرد خواست و آرزوهای مخصوص به خود را دارد. ساختی میتواند راه سعادت را برای این اجتماع فراهم کند که «فرد» و آرزوهای او برایش مقدس باشد و از آنسو باید تاکید کرد، علم اقتصاد بیش از هر علم دیگری «فرد» را تقدیس میکند.
✍️ هانا آرنت، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 دو انقلاب در قرن هجدهم رخ داد که یکی به حداکثر اهداف خود نائل شد و دیگری هرچند توانست ساخت سیاسی مبتنی بر سلطنت را واژگون کند، اما از دل آن حکومتهای استبدادی بیرون آمد و نیاز به بیش از یک قرن تلاش بود تا بتوان به ساختی دموکراتیک و پایدار دست یافت؛ انقلاب آمریکا و فرانسه. تشابهات و تمایزات بسیاری بین این دو وجود دارد؛ اما یکی از ویژگیهای خاصی که نگذاشت انقلاب اروپاییان همانند انقلاب آن سوی اقیانوس آتلانتیک شود، فهم آنان از «مردم» بود.
🌀 هانا آرنت در تعبیر واژه «مردم» از منظر پدران انقلاب آمریکا مینویسد: واژه «مردم» همیشه نزد بنیادگذاران مفهوم بسیارگانگی و تنوع بیپایان جماعتی را که عظمتشان در تکثر و تعدد بود، حفظ کرد. مردان انقلاب آمریکا همه با رای عمومی به معنای وحدت نظر بالقوه همگان مخالف بودند؛ زیرا میدانستند که در حکومت مردم، قلمرو عام از تبادل نظر میان افراد مساوی بهوجود میآید و به محض آنکه این افراد مساوی همگی در امری وحدت نظر پیدا کردند، دیگر جایی برای تبادل عقیده نمیماند و این قلمرو از میان خواهد رفت.
🌀 در آنسو اما روبسپیر و بازیگران انقلاب فرانسه، برای اثبات نظر خود و تحکم در اجرای آن از عقاید «مردم» شاهد میآوردند. به بیان دیگر، آنان منویات خود را از قول «مردم» به پیش میراندند. درحالیکه بنیانگذاران کشور تازه نیز مانند انقلابیون فرانسه، رای حداکثری و قاطع مردم را داشتند؛ اما از آنجا که میدانستند حکومت افکار عمومی نیز حکومتی استبدادی است، از شاهد آوردن از «مردم» برای مباحث خویش احتراز میکردند. اما گروههای انقلابی فرانسه همگی یکصدا با پذیرش «مردمی» که در ذهن داشتند به قلع و قمع مخالفان خویش روی میآوردند.
🌀 مشخص است در جایی که «مردم» به شکل یک کل واحد وجود ندارد و تنها گروهها و دستهجات و افراد بسیار حضور دارند، نیاز به سازمانی است که این همگان بتوانند عقاید خود را ابراز کنند و ساخت سیاسی بتواند تجلی این تنوع باشد. اما آنجا که حرف «مردم» و آمال و آرزو و آرمانشان مشخص و مبرهن است، دیگر چه نیاز به احزاب و دستهجات مختلف؟ از همین روست که انقلاب فرانسه با گذار از لویی شانزدهم به حکومت «وحشت» میرسد. لیک نکته دردآور در مدل فرانسوی آن است که چه بسا در ابتدا نیز پیشوایان سخن «اکثریت» را اقامه کنند، اما با گذر زمان و در فقدان فرآیندهایی که تنوعبخشی جامعه را در ساخت سیاسی تضمین کند، این پیشوایان هرچند هنوز از «مردم» میگویند، اما دیگر این «مردم» حتی نمودی از «اکثریت» نیست.
🌀 نرسیدن به چنین طنز تلخی، تنها با بستری فراهم میشود که بهوجود آورنده تعادل در ساخت سیاسی باشد که از منظر تنوع، همانند جامعه باشد. از سوی دیگر، نرسیدن به این سناریو با برداشتن این نوع فهم یکپارچه از واژه «مردم» تا آنجا که بگوییم که مردم چه تفکری را دوست دارند، چه چیزی را میخواهند بخورند و چه چیزی را نمی خواهند بپوشند، میسر است. مردم تنها اجتماع افراد هستند و هر فرد خواست و آرزوهای مخصوص به خود را دارد. ساختی میتواند راه سعادت را برای این اجتماع فراهم کند که «فرد» و آرزوهای او برایش مقدس باشد و از آنسو باید تاکید کرد، علم اقتصاد بیش از هر علم دیگری «فرد» را تقدیس میکند.
✍️ هانا آرنت، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍4❤2
📌 تورم موضوعی اخلاقی است؟
🎯 @Signal99
🌀 ادوارد پالمر تامپسون، مورخ مارکسیست، آشوبهای گرسنگان انگلیسی در قرن هجدهم را مقاومت در مقابل سرمایهداری میدانست. او هنگام مطالعه ناآرامیهای آن دوره که به دلیل کمبود غذا رخ میداد، اصطلاح «اقتصاد اخلاقی» را ابداع کرد. او معتقد بود انگیزه آشوبگران برای ایجاد اغتشاش تنها شکمهای خالی نبوده است، بلکه اعتقاد آنها به اینکه نانوایان، کشاورزان و آسیابداران به وظایف مرسوم خود، از جمله محدود کردن سود، فروش محلی و عدم احتکار غلات، عمل نکردهاند نیز دخیل بوده است.
🌀 سطح عمومی قیمتها از زمان آغاز به کار دوره اول بایدن ۱۹درصد بالا رفته است. آمریکاییها، این شرایط بسیاری از اقتصاددانان چپ که نرخ بالای اشتغال و افزایش دستمزدهای حقیقی را نوعی موفقیت محسوب میکنند، مایوس کرده است. نتایج یک مقاله کاری جدید از یکی از محققان دانشگاه هاروارد دلیل این «واگرایی» را توضیح میدهد.
🌀 آمریکاییهایی که به سوالات پاسخ دادند، به چند دلیل خشمگین بودند. اکثر آنها بر این باورند تورم به معنای کاهش درآمد واقعی آنهاست. پاسخدهندگان میگویند افزایش قیمتها زندگی را سختتر کرده و آنها را نگران ناتوانی از تامین نیازهای اساسی خود کرده است. شرکتکنندگان در این نظرسنجیها «رابطه تعادلی» میان تورم و بیکاری نمیدیدند، و تصور میکردند هر دو متغیر به صورت موازی رشد میکنند. حدود ۷۰درصد پاسخدهندگان تورم را نشانهای از رونق اقتصادی نمیدانند، و معتقدند افزایش سطح عمومی قیمتها به معنای وضع بد اقتصادی است.
🌀 یکسوم افراد بر این باور بودند که مهار تورم بر ثبات مالی، کاهش بیکاری و افزایش رشد اقتصادی اولویت دارد. به طور خلاصه باید گفت که شرکتکنندگان از افزایش قیمتها متنفر بودند. برخی از این باورها در دوره تورمی کنونی منعکس شده است. پس از همهگیری کرونا، درآمد حقیقی واقعا افت کرد، زیرا قیمتها سریعتر از دستمزدها رشد کرد. البته اصلاح دستمزدها در یکی دو سال گذشته تا حدی این شکاف را پر کرده است. قیمت کالاهای اساسی مانند غذا و سوخت سریعتر از سایر اقلام موجود در سبد تورم بالا رفته است.
🌀 حتی اگر درآمد شما درحال افزایش است، اینکه مشاهده میکنید هر روز بخش بیشتری از آن صرف نیازهای اولیه زندگی میشود، آزاردهنده است. البته تورم همیشه با بهبود وضعیت اشتغال همراه نمیشود. برای مثال طی بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، جهش قیمت کالاهای پایهای شرایطی ایجاد کرد که در آن همزمان با تضعیف اقتصاد جهانی، تورم صعودی شد. همچنین بیکاری گسترده به عنوان شاخصه دوره تورمی دهه هفتاد میلادی در حافظه جمعی مردم ثبت شده است.
✍️ اکونومیست
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 ادوارد پالمر تامپسون، مورخ مارکسیست، آشوبهای گرسنگان انگلیسی در قرن هجدهم را مقاومت در مقابل سرمایهداری میدانست. او هنگام مطالعه ناآرامیهای آن دوره که به دلیل کمبود غذا رخ میداد، اصطلاح «اقتصاد اخلاقی» را ابداع کرد. او معتقد بود انگیزه آشوبگران برای ایجاد اغتشاش تنها شکمهای خالی نبوده است، بلکه اعتقاد آنها به اینکه نانوایان، کشاورزان و آسیابداران به وظایف مرسوم خود، از جمله محدود کردن سود، فروش محلی و عدم احتکار غلات، عمل نکردهاند نیز دخیل بوده است.
🌀 سطح عمومی قیمتها از زمان آغاز به کار دوره اول بایدن ۱۹درصد بالا رفته است. آمریکاییها، این شرایط بسیاری از اقتصاددانان چپ که نرخ بالای اشتغال و افزایش دستمزدهای حقیقی را نوعی موفقیت محسوب میکنند، مایوس کرده است. نتایج یک مقاله کاری جدید از یکی از محققان دانشگاه هاروارد دلیل این «واگرایی» را توضیح میدهد.
🌀 آمریکاییهایی که به سوالات پاسخ دادند، به چند دلیل خشمگین بودند. اکثر آنها بر این باورند تورم به معنای کاهش درآمد واقعی آنهاست. پاسخدهندگان میگویند افزایش قیمتها زندگی را سختتر کرده و آنها را نگران ناتوانی از تامین نیازهای اساسی خود کرده است. شرکتکنندگان در این نظرسنجیها «رابطه تعادلی» میان تورم و بیکاری نمیدیدند، و تصور میکردند هر دو متغیر به صورت موازی رشد میکنند. حدود ۷۰درصد پاسخدهندگان تورم را نشانهای از رونق اقتصادی نمیدانند، و معتقدند افزایش سطح عمومی قیمتها به معنای وضع بد اقتصادی است.
🌀 یکسوم افراد بر این باور بودند که مهار تورم بر ثبات مالی، کاهش بیکاری و افزایش رشد اقتصادی اولویت دارد. به طور خلاصه باید گفت که شرکتکنندگان از افزایش قیمتها متنفر بودند. برخی از این باورها در دوره تورمی کنونی منعکس شده است. پس از همهگیری کرونا، درآمد حقیقی واقعا افت کرد، زیرا قیمتها سریعتر از دستمزدها رشد کرد. البته اصلاح دستمزدها در یکی دو سال گذشته تا حدی این شکاف را پر کرده است. قیمت کالاهای اساسی مانند غذا و سوخت سریعتر از سایر اقلام موجود در سبد تورم بالا رفته است.
🌀 حتی اگر درآمد شما درحال افزایش است، اینکه مشاهده میکنید هر روز بخش بیشتری از آن صرف نیازهای اولیه زندگی میشود، آزاردهنده است. البته تورم همیشه با بهبود وضعیت اشتغال همراه نمیشود. برای مثال طی بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، جهش قیمت کالاهای پایهای شرایطی ایجاد کرد که در آن همزمان با تضعیف اقتصاد جهانی، تورم صعودی شد. همچنین بیکاری گسترده به عنوان شاخصه دوره تورمی دهه هفتاد میلادی در حافظه جمعی مردم ثبت شده است.
✍️ اکونومیست
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
The Economist
Is inflation morally wrong?
Workers think so. Economists disagree
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بخشی از مردم از ازادی فراری هستند.
🌀 وقتی صحبت از آزادی میشود، تصور بر این است که حداقل همه بخش پایین جامعه طرفدار آن هستند. اما موسی غنینژاد اقتصاددان توضیح میهد که این تصور غلط است. از نظر او آزادی با پیامدهایی مانند افزایش مسئولیت تمام افراد جامعه همراه است و این پیامدها برای بخشی از مردم ترسناک است. او مثال میزند که در شوروی کمونیستی بخشی از توده مردم یک نظام توتالیتر را به یک جامعه آزاد ترجیح میدادند.
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🌀 وقتی صحبت از آزادی میشود، تصور بر این است که حداقل همه بخش پایین جامعه طرفدار آن هستند. اما موسی غنینژاد اقتصاددان توضیح میهد که این تصور غلط است. از نظر او آزادی با پیامدهایی مانند افزایش مسئولیت تمام افراد جامعه همراه است و این پیامدها برای بخشی از مردم ترسناک است. او مثال میزند که در شوروی کمونیستی بخشی از توده مردم یک نظام توتالیتر را به یک جامعه آزاد ترجیح میدادند.
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👏10
📌 مالیات بر عایدی سرمایه (حتی با تعدیل تورم) چه می کند؟
🎯 @Signal99
🌀 بگذارید چند حدس بزنیم. هدف از نگهداری ارز و طلا در جاهایی مثل ما را باید به طور عمده پس انداز و حفظ ارزش پول دانست، انتظار داریم مثل هر کالای دیگری وضع مالیات بر یک کالا محاسبات هزینه و فایده اهالی اقتصاد را تغییر دهد. طرف می بیند قبلا کالایی را می خرید (طلا و ارز و امثالهم) که می توانست در صورت نیاز فوری نقدش کند و در جایی دیگر به کار اندازد ولی اکنون ماجرا تغییر کرده است.
🌀 طبیعی است که انتظار داشته باشیم تقاضای کلی برای این اقلام مشمول مالیات کاهش یابد. اینجا فرد عاقل برای حفظ ارزش پول خود از همان ابتدا با احتمال بیشتری به سراغ دارایی ها/کالاهای بادوامی می رود که این مالیات برای آنها اعمال نمی شود که همین امر تقاضا و البته قیمت را برای آن دارایی ها/کالاهای جانشین افزایش خواهد داد. از سویی به نظر می رسد انگیزه افراد برای دیرتر فروختن دارایی های مشمول مالیات بیشتر شود که البته نام دیگرش ناکارایی در تخصیص منابع است؛ منبعی که می توانست در جایی دیگر با کارایی بالاتر استفاده شود اکنون «حبس» می شود. طرح های سرمایه گذاری جدیدی که می توانستند اجرا شوند اساسا متولد نخواهند شد!
🌀از تلاش برای دور زدن مالیات و هزینه بوروکراتیک اعمال آن که بگذریم که همه نوعی هزینه اضافه بر اقتصاد تحمیل می کنند، راستش بعید است افراد با اجرای این نوع مالیات به این فکر بیفتند پس حالا که نمی شود ارز و طلا نگهداری کرد برویم سراغ سرمایه گذاری مولد! و ریسک های جدی را برخود هموار کنیم. پس انداز (حفظ قدرت خرید) برای بشر مطلوبیت دارد و همواره در تلاش است راهی برای پس انداز بهتر بیاید. وقتی پول رسمی دائم بی ارزش می شود نمی شود انتظار داشت افراد سرقت پول خود توسط دولت را به نظاره بنشینند!
🌀 منطق کلی این مالیات ها اینست که در هنگام فروش کالا (همان «سرمایه») بر تفاوت قیمت خرید و فروش کالا (عایدی سرمایه) مالیاتی می بندند. در اقتصادهای تورمی اما مسئله مناقشه برانگیز است؛ اخیرا بناست تورم را هم از این اختلاف قیمت خارج کنند تا به اصطلاح مالیات روی عایدی «واقعی» اعمال شود. هرچند روشن نیست «تورم» (در واقع شاخصی کلی و بی معنا که نرخ تغییر قیمت سبدی از کالاهای مصرفی با ضرایب معین را نشان می دهد) دقیقا چه ربطی به تغییر قیمت دارایی هایی نظیر ارز و طلا پیدا می کند که بخواهیم از آن عایدی «واقعی» استخراج کنیم. دولتی ها همواره انگیزه دارند «تورم» را طوری تعریف کنند که اعداد «مطلوبتری» تولید شود (این کاری است که کم و بیش همه جا صورت گرفته و می گیرد).
🌀 گفته می شود به این ترتیب می توان جلوی سفته بازی و تشکیل حباب در بازار دارایی ها را گرفت؛ سفته بازی (خرید و فروش دارایی ها با نیت کسب سود در کوتاه مدت) لزوما چیز بدی نیست و یک سازوکار طبیعی در اقتصاد برای مدیریت نااطمینانی به حساب می آید که نقدشوندگی دارایی ها را بهبود می بخشد؛ افراد در هر اقتصادی به ویژه وقتی نااطمینانی زیاد است به دنبال حداقل کردن پیامدهای منفی نااطمینانی می روند و سفته بازی یکی از این روش هاست. با فرض توفیق در جلوگیری از سفته بازی در یک بازار مثلا مسکن شاهد کاهش جذابیت آن خواهیم بود و طبیعی است که انتظار داشته باشیم عرضه هم در آن به تدریج کاهش یابد. شاید بد نباشد به همان خرد رایج برگردیم که می پرسد: «انتظار داریم اگر روی سیگار مالیات ببندیم مصرف آن کم شود، پس روی سرمایه مالیات ببندیم شاهد کاهش آن نخواهیم بود؟»، والله اعلم.
✍️کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 بگذارید چند حدس بزنیم. هدف از نگهداری ارز و طلا در جاهایی مثل ما را باید به طور عمده پس انداز و حفظ ارزش پول دانست، انتظار داریم مثل هر کالای دیگری وضع مالیات بر یک کالا محاسبات هزینه و فایده اهالی اقتصاد را تغییر دهد. طرف می بیند قبلا کالایی را می خرید (طلا و ارز و امثالهم) که می توانست در صورت نیاز فوری نقدش کند و در جایی دیگر به کار اندازد ولی اکنون ماجرا تغییر کرده است.
🌀 طبیعی است که انتظار داشته باشیم تقاضای کلی برای این اقلام مشمول مالیات کاهش یابد. اینجا فرد عاقل برای حفظ ارزش پول خود از همان ابتدا با احتمال بیشتری به سراغ دارایی ها/کالاهای بادوامی می رود که این مالیات برای آنها اعمال نمی شود که همین امر تقاضا و البته قیمت را برای آن دارایی ها/کالاهای جانشین افزایش خواهد داد. از سویی به نظر می رسد انگیزه افراد برای دیرتر فروختن دارایی های مشمول مالیات بیشتر شود که البته نام دیگرش ناکارایی در تخصیص منابع است؛ منبعی که می توانست در جایی دیگر با کارایی بالاتر استفاده شود اکنون «حبس» می شود. طرح های سرمایه گذاری جدیدی که می توانستند اجرا شوند اساسا متولد نخواهند شد!
🌀از تلاش برای دور زدن مالیات و هزینه بوروکراتیک اعمال آن که بگذریم که همه نوعی هزینه اضافه بر اقتصاد تحمیل می کنند، راستش بعید است افراد با اجرای این نوع مالیات به این فکر بیفتند پس حالا که نمی شود ارز و طلا نگهداری کرد برویم سراغ سرمایه گذاری مولد! و ریسک های جدی را برخود هموار کنیم. پس انداز (حفظ قدرت خرید) برای بشر مطلوبیت دارد و همواره در تلاش است راهی برای پس انداز بهتر بیاید. وقتی پول رسمی دائم بی ارزش می شود نمی شود انتظار داشت افراد سرقت پول خود توسط دولت را به نظاره بنشینند!
🌀 منطق کلی این مالیات ها اینست که در هنگام فروش کالا (همان «سرمایه») بر تفاوت قیمت خرید و فروش کالا (عایدی سرمایه) مالیاتی می بندند. در اقتصادهای تورمی اما مسئله مناقشه برانگیز است؛ اخیرا بناست تورم را هم از این اختلاف قیمت خارج کنند تا به اصطلاح مالیات روی عایدی «واقعی» اعمال شود. هرچند روشن نیست «تورم» (در واقع شاخصی کلی و بی معنا که نرخ تغییر قیمت سبدی از کالاهای مصرفی با ضرایب معین را نشان می دهد) دقیقا چه ربطی به تغییر قیمت دارایی هایی نظیر ارز و طلا پیدا می کند که بخواهیم از آن عایدی «واقعی» استخراج کنیم. دولتی ها همواره انگیزه دارند «تورم» را طوری تعریف کنند که اعداد «مطلوبتری» تولید شود (این کاری است که کم و بیش همه جا صورت گرفته و می گیرد).
🌀 گفته می شود به این ترتیب می توان جلوی سفته بازی و تشکیل حباب در بازار دارایی ها را گرفت؛ سفته بازی (خرید و فروش دارایی ها با نیت کسب سود در کوتاه مدت) لزوما چیز بدی نیست و یک سازوکار طبیعی در اقتصاد برای مدیریت نااطمینانی به حساب می آید که نقدشوندگی دارایی ها را بهبود می بخشد؛ افراد در هر اقتصادی به ویژه وقتی نااطمینانی زیاد است به دنبال حداقل کردن پیامدهای منفی نااطمینانی می روند و سفته بازی یکی از این روش هاست. با فرض توفیق در جلوگیری از سفته بازی در یک بازار مثلا مسکن شاهد کاهش جذابیت آن خواهیم بود و طبیعی است که انتظار داشته باشیم عرضه هم در آن به تدریج کاهش یابد. شاید بد نباشد به همان خرد رایج برگردیم که می پرسد: «انتظار داریم اگر روی سیگار مالیات ببندیم مصرف آن کم شود، پس روی سرمایه مالیات ببندیم شاهد کاهش آن نخواهیم بود؟»، والله اعلم.
✍️کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
Mises Institute
It’s Time to Abolish the Capital Gains Tax
The capital gains tax cuts off start-ups and smaller entrepreneurs from access to flows of capital. The tax makes society more wasteful, less innovative, and less dynamic.
👍5
📌 چرا هر روز فقیرتر میشیم؟
⭕️ نایب رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی: مسوولان اصرار دارند که به جای لباسشویی ۱۵ میلیون تومانی وارداتی که کیفیت بسیار بالایی دارد، در داخل کشور شبیه آن را با ۲۵میلیون تومان به مردم بفروشند و تازه برای صادرات آن هم برنامهریزی کنند!
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
⭕️ نایب رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی: مسوولان اصرار دارند که به جای لباسشویی ۱۵ میلیون تومانی وارداتی که کیفیت بسیار بالایی دارد، در داخل کشور شبیه آن را با ۲۵میلیون تومان به مردم بفروشند و تازه برای صادرات آن هم برنامهریزی کنند!
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🤯16😡5👍3
Forwarded from رضا غنی پور (بازارهای مالی) (Re Za)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت فعلی مردم و به خصوص سهامدارن بازار بورس، در مقابل لشکر دزدان (خاندوزی، جبرائیلی، فرزین، عشقی، روشنفکرای چپول، دولت و ... ).
======================
@Reza_Ghanipur
======================
@Reza_Ghanipur
❤7👍3
Forwarded from اتچ بات
📌سوء تفاهمی در باب اقتصاد آزاد
🎯 @Signal99
🌀یک دسته مخالفان اقتصاد آزاد با دیدن کلمه آزاد تصمیم خود را گرفتهاند. آزادی غربی که همان لیبرالیسم است. لیبرالیسم هم که بیبند و باری و بیحیایی ترویج میدهد. اقتصاد هم که ابزار کسب درآمد است. پس اقتصاد آزاد ایدئولوژی ثروتاندوزی بیحساب و بیاخلاق است که منجر به سودمحوری خودخواهانه و نهایتا کسب نامشروع و رزق حرام میشود. دسته دیگر اما با مبحث شکست بازار آشنا هستند.
🌀نمونه آن مقاله «جهانبینی لیبرالی زمینهساز انحطاط فرهنگ و اقتصاد» است که «الف» در ۲۸ مرداد منتشر کرد و مزین بود به ارجاعات به مقالاتی به قلم چهرههای ذینفوذ اقتصادی چه در حال و چه در سالهای گذشته. آن نوشته بهدرستی بهنحوه شکلگیری و همینطور مضار انحصار اشاره کرد. سپس بهدرستی اشاره کرد که این از مصادیق شکست بازار است؛ ولی در ادامه چنان نمود که تبیین شکست بازار خواستگاهی غیر از علم اقتصاد آزاد دارد. این در حالی است که همین اقتصاددانان نئوکلاسیک معاصر، مشوق قوانین ضد انحصار در کشورهای توسعهیافته بودهاند.
🌀شاید علت سوء برداشت از اقتصاد را بتوانیم در نقطه آغاز این علم بیابیم. گاهی و به اشتباه، آزادی بازار اصل دانسته میشود حال آنکه بازار آزاد فقط یک ابزار است. علم اقتصاد اصالت را به تخصیص بهینه کالا میدهد و این شاید تنها وجه اشتراک اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسیالیستی باشد. آنجا که به افتراق میرسند نحوه دستیابی بدان است.
🌀نظام مبتنی بر تخصیص منابع توسط یک برنامهریز مرکزی هزار مشکل داشت و یکی از آنها رانتخواری بود. حسن استفاده از ابزار بازار آزاد آسیبپذیری کمتر آن نسبت به رانتخواری، تظاهر به نیازمندی و اختلاسهای دولتی بود اما این ابزار مشکلاتی داشت که شکست بازار نام گرفت و بخشی از اقتصاددانان مکتب اقتصاد آزاد تمرکز خود را بر شناسایی و راهحلیابی برای این شکستها قرار دادهاند.
✍دکتر پویا ناظران
🔖کانال بورس
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀یک دسته مخالفان اقتصاد آزاد با دیدن کلمه آزاد تصمیم خود را گرفتهاند. آزادی غربی که همان لیبرالیسم است. لیبرالیسم هم که بیبند و باری و بیحیایی ترویج میدهد. اقتصاد هم که ابزار کسب درآمد است. پس اقتصاد آزاد ایدئولوژی ثروتاندوزی بیحساب و بیاخلاق است که منجر به سودمحوری خودخواهانه و نهایتا کسب نامشروع و رزق حرام میشود. دسته دیگر اما با مبحث شکست بازار آشنا هستند.
🌀نمونه آن مقاله «جهانبینی لیبرالی زمینهساز انحطاط فرهنگ و اقتصاد» است که «الف» در ۲۸ مرداد منتشر کرد و مزین بود به ارجاعات به مقالاتی به قلم چهرههای ذینفوذ اقتصادی چه در حال و چه در سالهای گذشته. آن نوشته بهدرستی بهنحوه شکلگیری و همینطور مضار انحصار اشاره کرد. سپس بهدرستی اشاره کرد که این از مصادیق شکست بازار است؛ ولی در ادامه چنان نمود که تبیین شکست بازار خواستگاهی غیر از علم اقتصاد آزاد دارد. این در حالی است که همین اقتصاددانان نئوکلاسیک معاصر، مشوق قوانین ضد انحصار در کشورهای توسعهیافته بودهاند.
🌀شاید علت سوء برداشت از اقتصاد را بتوانیم در نقطه آغاز این علم بیابیم. گاهی و به اشتباه، آزادی بازار اصل دانسته میشود حال آنکه بازار آزاد فقط یک ابزار است. علم اقتصاد اصالت را به تخصیص بهینه کالا میدهد و این شاید تنها وجه اشتراک اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسیالیستی باشد. آنجا که به افتراق میرسند نحوه دستیابی بدان است.
🌀نظام مبتنی بر تخصیص منابع توسط یک برنامهریز مرکزی هزار مشکل داشت و یکی از آنها رانتخواری بود. حسن استفاده از ابزار بازار آزاد آسیبپذیری کمتر آن نسبت به رانتخواری، تظاهر به نیازمندی و اختلاسهای دولتی بود اما این ابزار مشکلاتی داشت که شکست بازار نام گرفت و بخشی از اقتصاددانان مکتب اقتصاد آزاد تمرکز خود را بر شناسایی و راهحلیابی برای این شکستها قرار دادهاند.
✍دکتر پویا ناظران
🔖کانال بورس
🎯 @Signal99
Telegram
👏7❤2👍2
Forwarded from سیگنال آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا اقتصاد سوئد واقعا سوسیالیستی است؟ اطلاعات و اخبار غلط زیادی در مورد اقتصاد سوئد در جریان است. اما به راستی حقیقت چیست؟
✍ ترجمه و زیر نویس از سایت بورژوا
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
✍ ترجمه و زیر نویس از سایت بورژوا
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍11
📌 رابطه مقداری پول
🎯 @Signal99
🌀 بعضا دیده میشود که در برخی نوشتهها با نمایش رشد نقدینگی و نرخ تورم و عدم تناسب میان آنها در ایران یا سایر کشورها مدعی بیارتباط بودن نقدینگی و تورم و عدهای هم با نمایش تناسب میان آنها، مدعی باارتباط بودن آنها میشوند. چنین استنتاجاتی دانسته یا نادانسته نتیجه بیدقتی و سهلانگاری در استفاده از رابطه مقداری پول بوده و در غالب موارد نیز گمراهکننده است؛ چون این رابطه به دلایلی که در ادامه بیان خواهد شد، آنچنان بیثبات است که با تکیه بر چنین تناسب یا عدم تناسبی چیز زیادی درباره رابطه تورم و نقدینگی نمیتوان گفت.
🌀 بهعنوان مثال اگر بررسی شود که حجم پول و شاخص قیمت نقطه به نقطه مصرفکننده در هر یک از سالهای دوره ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱نسبت به سال۱۳۹۱ هرکدام چندبرابر شدهاند، همانطور که در نمودار مشخص است هر سه حالت رشد نامتناسب به نفع تورم، رشد نامتناسب به نفع حجم پول و رشد متناسب وجود داشته است. رابطه مقداری پول به یک معادله ریاضی اشاره دارد که همیشه و همهجا برقرار است. این رابطه در اصل بیانگر یک پدیده ساده است که در معاملات روزانه مکررا اتفاق میافتد.
🌀 رابطه مقداری پول معمولا یک معادله چهارمتغیره سهمجهولی است. از این رو بسیاری از تحلیلگران در استفاده از رابطه مقداری پول برای بررسی رابطه پول و تورم یا نقدینگی و تورم با هدف نظریهپردازی، درباره هر سه مجهول فروضی را در نظر میگیرند یا اینکه آن را از حالت معادله ریاضی به یک تابع رفتاری تبدیل میکنند و به جای رابطه مقداری پول، نظریه مقداری پول را مطرح میکنند...
✍️ دکتر پرویز خوشکلام خسروشاهی - متن کامل سرمقاله
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 بعضا دیده میشود که در برخی نوشتهها با نمایش رشد نقدینگی و نرخ تورم و عدم تناسب میان آنها در ایران یا سایر کشورها مدعی بیارتباط بودن نقدینگی و تورم و عدهای هم با نمایش تناسب میان آنها، مدعی باارتباط بودن آنها میشوند. چنین استنتاجاتی دانسته یا نادانسته نتیجه بیدقتی و سهلانگاری در استفاده از رابطه مقداری پول بوده و در غالب موارد نیز گمراهکننده است؛ چون این رابطه به دلایلی که در ادامه بیان خواهد شد، آنچنان بیثبات است که با تکیه بر چنین تناسب یا عدم تناسبی چیز زیادی درباره رابطه تورم و نقدینگی نمیتوان گفت.
🌀 بهعنوان مثال اگر بررسی شود که حجم پول و شاخص قیمت نقطه به نقطه مصرفکننده در هر یک از سالهای دوره ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱نسبت به سال۱۳۹۱ هرکدام چندبرابر شدهاند، همانطور که در نمودار مشخص است هر سه حالت رشد نامتناسب به نفع تورم، رشد نامتناسب به نفع حجم پول و رشد متناسب وجود داشته است. رابطه مقداری پول به یک معادله ریاضی اشاره دارد که همیشه و همهجا برقرار است. این رابطه در اصل بیانگر یک پدیده ساده است که در معاملات روزانه مکررا اتفاق میافتد.
🌀 رابطه مقداری پول معمولا یک معادله چهارمتغیره سهمجهولی است. از این رو بسیاری از تحلیلگران در استفاده از رابطه مقداری پول برای بررسی رابطه پول و تورم یا نقدینگی و تورم با هدف نظریهپردازی، درباره هر سه مجهول فروضی را در نظر میگیرند یا اینکه آن را از حالت معادله ریاضی به یک تابع رفتاری تبدیل میکنند و به جای رابطه مقداری پول، نظریه مقداری پول را مطرح میکنند...
✍️ دکتر پرویز خوشکلام خسروشاهی - متن کامل سرمقاله
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
Telegraph
رابطه مقداری پول
بهعنوان مثال اگر بررسی شود که حجم پول و شاخص قیمت نقطه به نقطه مصرفکننده در هر یک از سالهای دوره ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱نسبت به سال۱۳۹۱ هرکدام چندبرابر شدهاند، همانطور که در نمودار مشخص است هر سه حالت رشد نامتناسب به نفع تورم، رشد نامتناسب به نفع حجم پول و رشد…
👍4
Forwarded from سیگنال آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاید شما هم از افرادی باشید که چهار یا شش سال از وقت و پول خود را در دانشگاه تلف کردهاید به این امید که بعدا شغلی مناسب بیابید. این فقط بُعد فردی ماجراست، حال با ضریب چند میلیون نفر به قضیه نگاه کنید...
✍️ برایان کاپلان_ ترجمه از بورژوا
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
✍️ برایان کاپلان_ ترجمه از بورژوا
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👏11👍4
📌 ریشههای گنوسی نظریه تاریخی مارکس
🎯 @Signal99
🌀 مارکس را معمولا مدافع نظریه ماتریالیسم تاریخی میدانند؛ نظریهای که تحول تاریخی جوامع بشری را با تغییرات در شرایط زندگی مادی انسانها توضیح میدهد. مارکس به لحاظ فلسفی خود را ماتریالیست میداند؛ یعنی به تقدم ماده بر اندیشه اعتقاد دارد. در آغاز ماده بود و اندیشه بعدها زمانی پدید آمد که طی تحولاتی در تاریخ طبیعی زمین، انسان در آن پا به عرصه وجود نهاد. اندیشه ویژگی موجود زنده (حیوان) تکاملیافتهای به نام انسان است. همچنانکه تحولات در تاریخ طبیعی زمین انسان را به وجود آورده، تحولات در شرایط زندگی مادی وی نیز شیوه اندیشیدن او را متعین میسازد.
🌀 از نظر مارکس تحول در شرایط نیروهای مادی یا ابزار تولیدی زیربنا یا شالوده جوامع بشری را تشکیل میدهد و سایر نهادهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روبناهایی وابسته به این زیر بنا هستند. به عقیده وی، از زمانی که جوامع اولیه یا کمونها که زندگی جمعی انسانها در آنها جریان داشت جای خود را به جوامع طبقاتی مبتنی بر مالکیت خصوصی میدهند، بهرهکشی، استثمار و مبارزه طبقاتی جای زندگی صلحآمیز اجتماعی را میگیرد.
🌀 از آن زمان به بعد مبارزه طبقاتی میان استثمارشوندهها و استثمارکنندهها تبدیل میشود به موتور محرکه تاریخ. این مبارزه تا محو جامعه طبقاتی و شکلگیری جامعه کمونیستی ادامه مییابد. مارکس ادعای بسیار بزرگی مطرح میکند که عبارت است از توضیح تاریخ بشریت از آغاز تا انجام، اما هیچ استدلال مبتنی بر قرائن و شواهد تجربی، حداقل در خصوص ضرورت برآمدن جامعه کمونیستی آینده نمیدهد.
🌀 این رویکرد مارکس از این جهت شگفتانگیز است که او هرگونه اندیشهورزی صرف و بریده از واقعیات تجربی را بهعنوان ایدههای متافیزیکی رد میکند و نظریات خود را علمی و فارغ از هرگونه ایدئولوژی میداند. این معما را چگونه میتوان توضیح داد؟ شاید بتوان این رویکرد متناقض مارکس را در وجود نوعی تفکر گنوسی مضمر نزد وی دانست؛ تفکری بسیار کهن که مدعی دانش مطلق است.... متن کامل
✍️ دکتر موسی غنینژاد
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 مارکس را معمولا مدافع نظریه ماتریالیسم تاریخی میدانند؛ نظریهای که تحول تاریخی جوامع بشری را با تغییرات در شرایط زندگی مادی انسانها توضیح میدهد. مارکس به لحاظ فلسفی خود را ماتریالیست میداند؛ یعنی به تقدم ماده بر اندیشه اعتقاد دارد. در آغاز ماده بود و اندیشه بعدها زمانی پدید آمد که طی تحولاتی در تاریخ طبیعی زمین، انسان در آن پا به عرصه وجود نهاد. اندیشه ویژگی موجود زنده (حیوان) تکاملیافتهای به نام انسان است. همچنانکه تحولات در تاریخ طبیعی زمین انسان را به وجود آورده، تحولات در شرایط زندگی مادی وی نیز شیوه اندیشیدن او را متعین میسازد.
🌀 از نظر مارکس تحول در شرایط نیروهای مادی یا ابزار تولیدی زیربنا یا شالوده جوامع بشری را تشکیل میدهد و سایر نهادهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روبناهایی وابسته به این زیر بنا هستند. به عقیده وی، از زمانی که جوامع اولیه یا کمونها که زندگی جمعی انسانها در آنها جریان داشت جای خود را به جوامع طبقاتی مبتنی بر مالکیت خصوصی میدهند، بهرهکشی، استثمار و مبارزه طبقاتی جای زندگی صلحآمیز اجتماعی را میگیرد.
🌀 از آن زمان به بعد مبارزه طبقاتی میان استثمارشوندهها و استثمارکنندهها تبدیل میشود به موتور محرکه تاریخ. این مبارزه تا محو جامعه طبقاتی و شکلگیری جامعه کمونیستی ادامه مییابد. مارکس ادعای بسیار بزرگی مطرح میکند که عبارت است از توضیح تاریخ بشریت از آغاز تا انجام، اما هیچ استدلال مبتنی بر قرائن و شواهد تجربی، حداقل در خصوص ضرورت برآمدن جامعه کمونیستی آینده نمیدهد.
🌀 این رویکرد مارکس از این جهت شگفتانگیز است که او هرگونه اندیشهورزی صرف و بریده از واقعیات تجربی را بهعنوان ایدههای متافیزیکی رد میکند و نظریات خود را علمی و فارغ از هرگونه ایدئولوژی میداند. این معما را چگونه میتوان توضیح داد؟ شاید بتوان این رویکرد متناقض مارکس را در وجود نوعی تفکر گنوسی مضمر نزد وی دانست؛ تفکری بسیار کهن که مدعی دانش مطلق است.... متن کامل
✍️ دکتر موسی غنینژاد
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
Telegraph
ریشههای گنوسی نظریه تاریخی مارکس
از نظر مارکس تحول در شرایط نیروهای مادی یا ابزار تولیدی زیربنا یا شالوده جوامع بشری را تشکیل میدهد و سایر نهادهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روبناهایی وابسته به این زیر بنا هستند. به عقیده وی، از زمانی که جوامع اولیه یا کمونها که زندگی جمعی انسانها در…
❤6👍1
📌 «فاصله صفر» در چین/ شی یاد و خاطره سیستم نظارتی مائو در دهه۱۹۶۰ را زنده کرد
🎯 @Signal99
🌀 حزب کمونیست چین مدتهاست که احتمالا گستردهترین دستگاه نظارتی جهان را علیه فعالان و دیگرانی که احتمالا نارضایتی خود را ابراز میکنند، بهکار گرفته است. در طول همهگیری ویروس کرونا، نظارت در چین به مقیاس بیسابقهای رسید و تقریبا همه ساکنان شهری را به نام پیشگیری از عفونت ردیابی کردند. اکنون، واضح است که شی میخواهد این کنترل گسترده را دائمی کند و آن را حتی بیشتر از این پیش ببرد. هدف دیگر، فقط پرداختن به تهدیدات خاص مانند ویروس یا مخالفان نیست.
🌀هدف، قرار دادن حزب، چنان عمیق در زندگی روزمره است که هیچ مشکلی- مهم نیست که به ظاهر جزئی یا غیرسیاسی باشد- حتی نمیتواند ایجاد شود. شی این تلاش را «تجربه فنگکیائو برای یک دوره جدید» نامیده است. «ژانگجیاوان» در حومه پکن، اخیرا در ویدئوی تبلیغاتی در رسانههای دولتی بهعنوان نمونه ملی این رویکرد شناخته شده است.
🌀«فنگکیائو» به شهری اطلاق میشود که در آن، در دوران مائو، حزب ساکنان آن را تشویق میکرد تا دشمنان سیاسی ادعایی خود را «بازآموزی» کنند، از طریق جلسات به اصطلاح مبارزه که در آن مردم علنا مورد توهین و تحقیر قرار میگرفتند، مورد بازجویی قرار میگرفتند تا زمانی که به جرائمی مانند نوشتن مطالب ضد کمونیستی اعتراف کنند. متن کامل
✍️ دنیای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 حزب کمونیست چین مدتهاست که احتمالا گستردهترین دستگاه نظارتی جهان را علیه فعالان و دیگرانی که احتمالا نارضایتی خود را ابراز میکنند، بهکار گرفته است. در طول همهگیری ویروس کرونا، نظارت در چین به مقیاس بیسابقهای رسید و تقریبا همه ساکنان شهری را به نام پیشگیری از عفونت ردیابی کردند. اکنون، واضح است که شی میخواهد این کنترل گسترده را دائمی کند و آن را حتی بیشتر از این پیش ببرد. هدف دیگر، فقط پرداختن به تهدیدات خاص مانند ویروس یا مخالفان نیست.
🌀هدف، قرار دادن حزب، چنان عمیق در زندگی روزمره است که هیچ مشکلی- مهم نیست که به ظاهر جزئی یا غیرسیاسی باشد- حتی نمیتواند ایجاد شود. شی این تلاش را «تجربه فنگکیائو برای یک دوره جدید» نامیده است. «ژانگجیاوان» در حومه پکن، اخیرا در ویدئوی تبلیغاتی در رسانههای دولتی بهعنوان نمونه ملی این رویکرد شناخته شده است.
🌀«فنگکیائو» به شهری اطلاق میشود که در آن، در دوران مائو، حزب ساکنان آن را تشویق میکرد تا دشمنان سیاسی ادعایی خود را «بازآموزی» کنند، از طریق جلسات به اصطلاح مبارزه که در آن مردم علنا مورد توهین و تحقیر قرار میگرفتند، مورد بازجویی قرار میگرفتند تا زمانی که به جرائمی مانند نوشتن مطالب ضد کمونیستی اعتراف کنند. متن کامل
✍️ دنیای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
Telegraph
«فاصله صفر» در چین
یک افسر پلیس دیوار را بازرسی کرد. سپس به جلو خم شد تا آپارتمانی در طبقه سوم را با رنگ زرد مشخص کند. در یادداشت او آمده است که ساکنان آن واحد اغلب تغییر میکنند و بنابراین «خطر بالایی» دارند. بعدا آنها را باید پیگیری کرد. این افسر در ویدئویی که دولت محلی کار…
🤯3
هزینههای آزادی در اقتصاد
🎙 هزینههای آزادی در اقتصاد
🌀نتایج یک نظرسنجی ملی نشان میدهد که مردم چه تصوری از مفاهیم اقتصادی دارند و در کدام نقاط، انتظارات شکل گرفته در جامعه با واقعیتهای اقتصادی فاصله دارد. به نظر می رسد کمبود میانجیهایی که بتوانند مفاهیم اقتصادی را به زبان ساده برای عموم بیان کنند، موجب شده است که درک دقیقی از سازوکارهای نظام اقتصادی و اثر آن بر زندگی شخصی شکل نگیرد.
🌀این نظرسنجی که به درخواست گروه رسانهای دنیای اقتصاد و حمایت مجمع سازندگان کیش انجام شده، با در نظر گرفتن این چالش، تلاش کرده است تا با پرسشهای واضح، تصویر کمی از ادارک شهروندان ایرانی از مفاهیم اقتصادی برای نخبگان و دغدغه مندان فراهم آورد .در این برنامه «حسین میرزایی» و «مهدی تدینی» نتایج این نظرسنجی را تحلیل میکنند.
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🌀نتایج یک نظرسنجی ملی نشان میدهد که مردم چه تصوری از مفاهیم اقتصادی دارند و در کدام نقاط، انتظارات شکل گرفته در جامعه با واقعیتهای اقتصادی فاصله دارد. به نظر می رسد کمبود میانجیهایی که بتوانند مفاهیم اقتصادی را به زبان ساده برای عموم بیان کنند، موجب شده است که درک دقیقی از سازوکارهای نظام اقتصادی و اثر آن بر زندگی شخصی شکل نگیرد.
🌀این نظرسنجی که به درخواست گروه رسانهای دنیای اقتصاد و حمایت مجمع سازندگان کیش انجام شده، با در نظر گرفتن این چالش، تلاش کرده است تا با پرسشهای واضح، تصویر کمی از ادارک شهروندان ایرانی از مفاهیم اقتصادی برای نخبگان و دغدغه مندان فراهم آورد .در این برنامه «حسین میرزایی» و «مهدی تدینی» نتایج این نظرسنجی را تحلیل میکنند.
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍3
📌 ایران، جامعه بی دفاع!
🎯 @Signal99
🌀 رعیت ایرانی مجبور است برای خرید مایحتاج روزمره خود 10 درصد اضافه تر مالیات ارزش افزوده بپردازد؛ قبل از پرداخت حقوقش هم که پول زور دولت (همان مالیات و تامین اجتماعی!) را کسر کرده اند؛ اگر هم برای فرار از تورم بخواهد باقیمانده درآمدش را به چیزی باارزش تبدیل کند باز مالیات چی به سراغش می آید تا جلوی سفته بازی! او را بگیرد. خودرو و ماشین و ملک هم در امان نیست. اینها را بگذاریم کنار عوارض مختلف که اگر از خدمات مشخصی استفاده کرد باید بپردازد. مالیات های بیشتر هم در راهند که حسب مورد دولتی ها رعایا را تیغ بزنند. معمولا پروپاگاندا خالی کردن جیب مردم با گیر دادن به پزشک و طلا فروش و ... شروع می شود و دولت فخیمه نقش منجی فقرا را بازی می کند!
🌀 در مورد مالیات توجیهات زیاد تراشیده اند ولی گفته می شود عمده کاربرد آن تامین هزینه های عمومی است، اما سوال اصلی بی پاسخ می ماند، حد معقول این هزینه ها چقدر است؟ علی الاصول وقتی مردم پولی می دهند باید بتواند بر هزینه کرد آن نظارت کنند، چیزی که با این اوضاع صلح مسلح میان مردم و دولت شوخی است! طبیعی است که آدم عاقل بگوید پولم در جیب خودم باشد بهتر است تا آن را در جیب های گشاد دولتی ها بریزم تا برای خوشایند بالادستی هایشان آن را حرام کنند. چرا باید خرج دولتی را بدهیم که هر سال حداقل 40 50 درصد از جیب رعایا با تورم بر می دارد و البته عایدات نفت را هم به فنا می دهد؟ امیدی هم که به آینده نیست و فقط دنبال پول زور است.
🌀 سرقت سرقت است و فرقی نمی کند سارقان مردان نقاب پوش باشند یا کت و شلوارپوش های یقه بسته دولت، حاصل کاری یکی است! سوال اینجاست مگر دولت باید بتواند از همه چیز با هر نرخی مالیات بگیرد؟ شاید بشود برای مالیات حداقلی برای انجام وظایف «ذاتی» دولت نظیر امنیت و قضا توجیهی داشت ولی مثلا چرا باید مردم را برای حفظ ارزش مالشان تنبیه کرد؟ وقتی دولتی با سیاست خارجی فشل و مداخله گری حداکثری فضای نااطمینانی را دامن زده چرا باید بتواند مردم را برای این ناکارآمدی تنبیه کند؟
🌀 متاسفانه جامعه ایرانی در مقابل موج غارت دولت بی دفاع مانده است؛ دوست گرامی آقای الیاسی در نوشته زیر پیشنهاد کرده اند که جامعه باید بتواند به غارتگری دولت واکنش نشان دهد و از تجربه تی پارتی در امریکا یاد کرده اند؛ نگارنده هر چند به اصلاح امور امیدی ندارد ولی اطلاع از تجارب جهانی می تواند به ارتقای معلومات ایرانی جماعت کمک کند. اگر بناست اصلاحی در قانون اساسی رخ دهد شاید مهمترینش این باشد که دولت نتواند از همه چیز و به هرشکلی مالیات بگیرد؛ الله اعلم.
✍️امیرحسین خالقی
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 رعیت ایرانی مجبور است برای خرید مایحتاج روزمره خود 10 درصد اضافه تر مالیات ارزش افزوده بپردازد؛ قبل از پرداخت حقوقش هم که پول زور دولت (همان مالیات و تامین اجتماعی!) را کسر کرده اند؛ اگر هم برای فرار از تورم بخواهد باقیمانده درآمدش را به چیزی باارزش تبدیل کند باز مالیات چی به سراغش می آید تا جلوی سفته بازی! او را بگیرد. خودرو و ماشین و ملک هم در امان نیست. اینها را بگذاریم کنار عوارض مختلف که اگر از خدمات مشخصی استفاده کرد باید بپردازد. مالیات های بیشتر هم در راهند که حسب مورد دولتی ها رعایا را تیغ بزنند. معمولا پروپاگاندا خالی کردن جیب مردم با گیر دادن به پزشک و طلا فروش و ... شروع می شود و دولت فخیمه نقش منجی فقرا را بازی می کند!
🌀 در مورد مالیات توجیهات زیاد تراشیده اند ولی گفته می شود عمده کاربرد آن تامین هزینه های عمومی است، اما سوال اصلی بی پاسخ می ماند، حد معقول این هزینه ها چقدر است؟ علی الاصول وقتی مردم پولی می دهند باید بتواند بر هزینه کرد آن نظارت کنند، چیزی که با این اوضاع صلح مسلح میان مردم و دولت شوخی است! طبیعی است که آدم عاقل بگوید پولم در جیب خودم باشد بهتر است تا آن را در جیب های گشاد دولتی ها بریزم تا برای خوشایند بالادستی هایشان آن را حرام کنند. چرا باید خرج دولتی را بدهیم که هر سال حداقل 40 50 درصد از جیب رعایا با تورم بر می دارد و البته عایدات نفت را هم به فنا می دهد؟ امیدی هم که به آینده نیست و فقط دنبال پول زور است.
🌀 سرقت سرقت است و فرقی نمی کند سارقان مردان نقاب پوش باشند یا کت و شلوارپوش های یقه بسته دولت، حاصل کاری یکی است! سوال اینجاست مگر دولت باید بتواند از همه چیز با هر نرخی مالیات بگیرد؟ شاید بشود برای مالیات حداقلی برای انجام وظایف «ذاتی» دولت نظیر امنیت و قضا توجیهی داشت ولی مثلا چرا باید مردم را برای حفظ ارزش مالشان تنبیه کرد؟ وقتی دولتی با سیاست خارجی فشل و مداخله گری حداکثری فضای نااطمینانی را دامن زده چرا باید بتواند مردم را برای این ناکارآمدی تنبیه کند؟
🌀 متاسفانه جامعه ایرانی در مقابل موج غارت دولت بی دفاع مانده است؛ دوست گرامی آقای الیاسی در نوشته زیر پیشنهاد کرده اند که جامعه باید بتواند به غارتگری دولت واکنش نشان دهد و از تجربه تی پارتی در امریکا یاد کرده اند؛ نگارنده هر چند به اصلاح امور امیدی ندارد ولی اطلاع از تجارب جهانی می تواند به ارتقای معلومات ایرانی جماعت کمک کند. اگر بناست اصلاحی در قانون اساسی رخ دهد شاید مهمترینش این باشد که دولت نتواند از همه چیز و به هرشکلی مالیات بگیرد؛ الله اعلم.
✍️امیرحسین خالقی
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍20👏3
📌 ارزش nvidia داره نزدیک میشه به اقتصاد هند 3.9 تریلیون دلار. هند با جمعیت 1.5 میلیارد نفر
⭕️ تصور کنید یک سال 1,500,000,000 نفر بکوب کار کنند زیر آفتاب داغ هند دانشمندان و شرکت ها مهندسین و سرمایه داران همه و همه همه و همه در کنار هم ارزشی که تولید میکنن میشود یک شرکت آمریکایی!
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
⭕️ تصور کنید یک سال 1,500,000,000 نفر بکوب کار کنند زیر آفتاب داغ هند دانشمندان و شرکت ها مهندسین و سرمایه داران همه و همه همه و همه در کنار هم ارزشی که تولید میکنن میشود یک شرکت آمریکایی!
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🤯14👍6
📌 دولت شکست می خورد ولی بازار خیر!
🎯 @Signal99
🌀 در هر کتاب مقدماتی اقتصاد که بگردید بلافاصله با واژه شکست بازار روبه رو می شوید؛ حرف هم اینست که در بسیاری موارد بازار نمی تواند از پس توزیع «بهینه» منابع بربیاید و بهبود اوضاع برخی به بهای بدتر شدن اوضاع برخی دیگر تمام می شود. مواردی مثل کالاهای عمومی، برونریزها، کژمنشی و کژگزینی را مصداق آن ذکر می کنند و البته یک ایده کلی دیگر اینست که اگر شروط رقابت کامل (همگنی کالا، تعداد زیاد مصرف کننده و تولیدکننده و ...) برقرار نباشد پس کار عیب می کند.
🌀 اهل دل برای بهبود شکست بازار تجویزهای مختلفی کرده و می کنند ولی حرف کلی اینست که اگر چنین شد دستی از غیب (دولت!) باید کاری کند؛ در واقع چشم ها به دست مرئی دولت است. اما کمتر از «شکست دولت» می شنویم؛ تصور می شود آدم ها وقتی به دولت می روند تمام کاستی ها و ضعف هایشان یکشبه دود می شود و فقط به منافع عمومی فکر می کنند. اما از قضا «شکست دولت» مضمونی جدی در اقتصاد سیاسی است که چنانکه باید قدر ندیده و به آن پرداخته نشده است.
🌀دولت ها به طور ذاتی دچار بحران دانش و انگیزش هستند یعنی نه خیلی می دانند و نه خیلی می خواهند! بحث های هواداران آنارشیسم (بی دولتی) البته خواندنی است ولی به نظرم دولت می تواند جاهایی نقش مثبت ایفا کند و البته باید محدودیت های آن را در ذهن داشت. چند علت اصلی شکست دولت را اینجا می آورم تا هر از چندی نگاهی به آن بینداریم و تصویری واقعیتر از ماجرا داشته باشیم:
1. اطلاعات ناقص: اهالی دولت نمی توانند همه چیز را بدانند و در موارد خاص اطلاعات کافی ندارند؛ چه مقدار با چه کیفیتی و به چه قیمتی باید فلان کالا را تولید کرد چیزی است که باید در بازار با آزمون و خطا و طی زمان فهم شود نه در پستوهای ظلمانی ادارات دولتی!
2. سیاست زدگی: هیچ دولتی بی طرف نیست؛ گروه های ذینفع عرصه سیاسی منافع خودشان را پی می گیرند و هرکدام به فراخور قدرت چانه زنی خود روی سیاست های دولت اعمال نفوذ می کنند.
3. بوروکرات های اهل دل: حزبی، گروهی یا باندی به قدرت می رسد و آدم های خودش را می آورد؛ این آدم ها هم یونیفرم دولتی تن می کنند ولی زیر آن دنبال منافع شخصی خودشان هستند تا سهم خودشان و گروهشان از قدرت و ثروت را بیشتر کنند. نظریه انتخاب عمومی بیوکان را ببینید.
4. نزدیک بینی: حتی در دموکراسی ها، اهالی دولت نزدیک بین می شوند، برای آنها مهم نیست کاری ریشه ای حل شود بلکه زمان و فوریت «اصلاحات» مهمتر است. اهالی دولت می خواهند توفیقات خود را به افکار عمومی بفروشند و دنبال راه حل های اساسی و البته بلندبرد نمی روند.
5. هزینه های بالا: تجربه بسیاری از ما می گوید که دولت ها کارها را با هزینه بیشتر، کیفیت کمتر و پاسخگویی پایینتر انجام می دهند؛ عجیب هم نیست؛ وقتی رقابتی نباشد نمی شود انتظاری داشت. دولت گران کار می کنند و این ربطی به حوالی ما ندارد کم و بیش همه جا شاهدش هستیم. هر قانون اضافی به معنای اضافه شدن به هزینه های دولت است!
6. تصاحب تنظیم گری: استیگلر نظریه مشهوری دارد که بسیاری از نهادهای تنظیمگر که برای نظارت بر فلان صنعت یا گروه به وجود می آیند به مرور زمان توسط افراد ذینفع در آن صنعت یا گروه تصاحب می شوند؛ تنظیم گری آن به مرور به جای به اصطلاح منافع عمومی به سمت تامین منافع آن صنعت یا گروه می رود حتی اگر به زیان دیگران باشد. این هم فقط به دلیل ذات خراب دولتی ها نیست درواقع پیامد طبیعی این تنظیم گری هاست.
7. پیامدهای ناخواسته: آدم ها در مقابل اجبار واکنش نشان می دهند و هر اجبار دولتی (اگر به نفع افراد تلقی نشود) یعنی آنها به سراغ راه هایی برای دور زدن محدودیت می روند و البته که دراین راه بسیار خلاق هستند! یک نمونه خوب آن کنترل قیمت هاست که به قولی چهل قرن است حاکمان در اجرای آن شکست خورده اند. به همه اینها شرایط خاص وطنی را هم اضافه کنید؛ هر وقت به نظرتان دولت باید کاری کند بد نیست این فهرست را مرور کنید، الله اعلم.
✍️امیرحسین خالقی
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
🎯 @Signal99
🌀 در هر کتاب مقدماتی اقتصاد که بگردید بلافاصله با واژه شکست بازار روبه رو می شوید؛ حرف هم اینست که در بسیاری موارد بازار نمی تواند از پس توزیع «بهینه» منابع بربیاید و بهبود اوضاع برخی به بهای بدتر شدن اوضاع برخی دیگر تمام می شود. مواردی مثل کالاهای عمومی، برونریزها، کژمنشی و کژگزینی را مصداق آن ذکر می کنند و البته یک ایده کلی دیگر اینست که اگر شروط رقابت کامل (همگنی کالا، تعداد زیاد مصرف کننده و تولیدکننده و ...) برقرار نباشد پس کار عیب می کند.
🌀 اهل دل برای بهبود شکست بازار تجویزهای مختلفی کرده و می کنند ولی حرف کلی اینست که اگر چنین شد دستی از غیب (دولت!) باید کاری کند؛ در واقع چشم ها به دست مرئی دولت است. اما کمتر از «شکست دولت» می شنویم؛ تصور می شود آدم ها وقتی به دولت می روند تمام کاستی ها و ضعف هایشان یکشبه دود می شود و فقط به منافع عمومی فکر می کنند. اما از قضا «شکست دولت» مضمونی جدی در اقتصاد سیاسی است که چنانکه باید قدر ندیده و به آن پرداخته نشده است.
🌀دولت ها به طور ذاتی دچار بحران دانش و انگیزش هستند یعنی نه خیلی می دانند و نه خیلی می خواهند! بحث های هواداران آنارشیسم (بی دولتی) البته خواندنی است ولی به نظرم دولت می تواند جاهایی نقش مثبت ایفا کند و البته باید محدودیت های آن را در ذهن داشت. چند علت اصلی شکست دولت را اینجا می آورم تا هر از چندی نگاهی به آن بینداریم و تصویری واقعیتر از ماجرا داشته باشیم:
1. اطلاعات ناقص: اهالی دولت نمی توانند همه چیز را بدانند و در موارد خاص اطلاعات کافی ندارند؛ چه مقدار با چه کیفیتی و به چه قیمتی باید فلان کالا را تولید کرد چیزی است که باید در بازار با آزمون و خطا و طی زمان فهم شود نه در پستوهای ظلمانی ادارات دولتی!
2. سیاست زدگی: هیچ دولتی بی طرف نیست؛ گروه های ذینفع عرصه سیاسی منافع خودشان را پی می گیرند و هرکدام به فراخور قدرت چانه زنی خود روی سیاست های دولت اعمال نفوذ می کنند.
3. بوروکرات های اهل دل: حزبی، گروهی یا باندی به قدرت می رسد و آدم های خودش را می آورد؛ این آدم ها هم یونیفرم دولتی تن می کنند ولی زیر آن دنبال منافع شخصی خودشان هستند تا سهم خودشان و گروهشان از قدرت و ثروت را بیشتر کنند. نظریه انتخاب عمومی بیوکان را ببینید.
4. نزدیک بینی: حتی در دموکراسی ها، اهالی دولت نزدیک بین می شوند، برای آنها مهم نیست کاری ریشه ای حل شود بلکه زمان و فوریت «اصلاحات» مهمتر است. اهالی دولت می خواهند توفیقات خود را به افکار عمومی بفروشند و دنبال راه حل های اساسی و البته بلندبرد نمی روند.
5. هزینه های بالا: تجربه بسیاری از ما می گوید که دولت ها کارها را با هزینه بیشتر، کیفیت کمتر و پاسخگویی پایینتر انجام می دهند؛ عجیب هم نیست؛ وقتی رقابتی نباشد نمی شود انتظاری داشت. دولت گران کار می کنند و این ربطی به حوالی ما ندارد کم و بیش همه جا شاهدش هستیم. هر قانون اضافی به معنای اضافه شدن به هزینه های دولت است!
6. تصاحب تنظیم گری: استیگلر نظریه مشهوری دارد که بسیاری از نهادهای تنظیمگر که برای نظارت بر فلان صنعت یا گروه به وجود می آیند به مرور زمان توسط افراد ذینفع در آن صنعت یا گروه تصاحب می شوند؛ تنظیم گری آن به مرور به جای به اصطلاح منافع عمومی به سمت تامین منافع آن صنعت یا گروه می رود حتی اگر به زیان دیگران باشد. این هم فقط به دلیل ذات خراب دولتی ها نیست درواقع پیامد طبیعی این تنظیم گری هاست.
7. پیامدهای ناخواسته: آدم ها در مقابل اجبار واکنش نشان می دهند و هر اجبار دولتی (اگر به نفع افراد تلقی نشود) یعنی آنها به سراغ راه هایی برای دور زدن محدودیت می روند و البته که دراین راه بسیار خلاق هستند! یک نمونه خوب آن کنترل قیمت هاست که به قولی چهل قرن است حاکمان در اجرای آن شکست خورده اند. به همه اینها شرایط خاص وطنی را هم اضافه کنید؛ هر وقت به نظرتان دولت باید کاری کند بد نیست این فهرست را مرور کنید، الله اعلم.
✍️امیرحسین خالقی
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍11❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اخلاق و آزادی از نگاه اسپینوزا
زندگی بزرگان اقتصاد
⭕️ اسپینوزا از جامعه و خانواده خود طرد شد. بسیاری از کتابهایش را با نام مستعار نوشت و کلیسا کتابهای او را ممنوع میکرد. با این وجود، صدها سال پس از مرگ او، امروز ما در مورد ایدههای او صحبت میکنیم. دلیل این موضوع چیست؟
⭕️ ابتکار، خلاقیت و شهامت او در فکر کردن دلیل این موضوع است. اندیشههای او درباره آزادی فردی، اخلاق و دموکراسی سرآغازی بود که اندیشمندان پس از او این اندیشهها را پرورش دادند.
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
زندگی بزرگان اقتصاد
⭕️ اسپینوزا از جامعه و خانواده خود طرد شد. بسیاری از کتابهایش را با نام مستعار نوشت و کلیسا کتابهای او را ممنوع میکرد. با این وجود، صدها سال پس از مرگ او، امروز ما در مورد ایدههای او صحبت میکنیم. دلیل این موضوع چیست؟
⭕️ ابتکار، خلاقیت و شهامت او در فکر کردن دلیل این موضوع است. اندیشههای او درباره آزادی فردی، اخلاق و دموکراسی سرآغازی بود که اندیشمندان پس از او این اندیشهها را پرورش دادند.
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
👍4❤1
Forwarded from رضا غنی پور (بازارهای مالی) (Re Za)
در انتخابات به کدوم گزینه رای میدین؟
Anonymous Poll
48%
رای نمیدم
9%
تصميم نگرفتم
4%
جلیلی
32%
پزشکیان
1%
زاکانی
4%
قالیباف
2%
پورمحمدی
1%
قاضی زاده هاشمی
👍3👎2🤯1
مناظره قرن قسمت ۲۳
🎙از نقد سوسیالیسم تا بریدن از نئوکلاسیکها
⭕️هایک در سال ۱۹۳۵ تصمیم گرفت با طرح دوبارۀ بحث «محاسبات سوسیالیستی» به موج روزافزون گرایش به سوسیالیسم در انگلستان واکنش نشان دهد. این اقدام او با پاسخ اسکار لانگه مواجه شد که معتقد بود اقتصاددانان میتوانند کنترل و مدیریت بهینه تولید را در یک جامعه سوسیالیستی بر عهده بگیرند.
⭕️ حمایت اقتصاددانان دانشگاهی از ایدۀ اسکار لانگه، هایک را به سمت نقد اساسی مبانی اقتصاد نئوکلاسیک سوق داد. او با ارائۀ تعریفی غیرریاضیاتی از مفهوم «تعادل» و مطرح کردن ایدۀ «تقسیم دانش»، نقش حیاتی دانش و اطلاعات جزئی تک تک افراد را در کارکرد سالم نظام اقتصادی مورد تأکید قرار داد. هایک در پرتو این مباحث برنامهریزی موفق دولت برای اقتصاد را غیرممکن اعلام کرد، و آزادی فردی را در کانون اندیشه اقتصادی قرار داد.
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
⭕️هایک در سال ۱۹۳۵ تصمیم گرفت با طرح دوبارۀ بحث «محاسبات سوسیالیستی» به موج روزافزون گرایش به سوسیالیسم در انگلستان واکنش نشان دهد. این اقدام او با پاسخ اسکار لانگه مواجه شد که معتقد بود اقتصاددانان میتوانند کنترل و مدیریت بهینه تولید را در یک جامعه سوسیالیستی بر عهده بگیرند.
⭕️ حمایت اقتصاددانان دانشگاهی از ایدۀ اسکار لانگه، هایک را به سمت نقد اساسی مبانی اقتصاد نئوکلاسیک سوق داد. او با ارائۀ تعریفی غیرریاضیاتی از مفهوم «تعادل» و مطرح کردن ایدۀ «تقسیم دانش»، نقش حیاتی دانش و اطلاعات جزئی تک تک افراد را در کارکرد سالم نظام اقتصادی مورد تأکید قرار داد. هایک در پرتو این مباحث برنامهریزی موفق دولت برای اقتصاد را غیرممکن اعلام کرد، و آزادی فردی را در کانون اندیشه اقتصادی قرار داد.
✍️ فردای اقتصاد
🔖 کانال سیگنال
🎯 @Signal99
❤3