نه به قتل زنان، نه به قوانین زنستیز، نه به ناموسپرستی!
مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
بار دیگر خشونت مردسالارانه جان یکی از زنان زحمتکش جامعه را گرفت. قتل فجیع لطیفه محمدزاده، راننده آژانس در سقز، زنی که برای استقلال اقتصادی و تأمین زندگی خود و فرزندش تلاش میکرد، تنها یک جنایت فردی نیست. این جنایت جلوهای هولناک از خشونتی است که در بستر مناسبات مردسالارانه، فرهنگ ناموسپرستی، قوانین زنستیز و ساختاری که حقوق و آزادی زنان را به رسمیت نمیشناسد، بازتولید میشود.
قتل زنان را نمیتوان صرفاً به خشونت یک فرد یا یک اختلاف خانوادگی تقلیل داد. جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه حاکمیت خود، تبعیض جنسیتی را به بخشی از ساختار قانونی و سیاسی جامعه تبدیل کرده است. قوانین اسلامی و زنستیز، حجاب اجباری، نابرابری حقوقی، محدود کردن حق طلاق و حضانت و دخالت حکومت در خصوصیترین عرصههای زندگی زنان، همگی اجزای نظامی هستند که فرودستی زن را به رسمیت میشناسد و بازتولید میکند.
ناموسپرستی یکی از خشنترین اشکال فرهنگ مردسالارانه و تفکر مالکیت بر زن است. در این نگرش، زن نه انسانی آزاد و مستقل، بلکه تابع اراده مرد، خانواده و سنت تلقی میشود. استقلال اقتصادی، حق جدایی، انتخاب شریک زندگی و تصمیمگیری آزادانه درباره سرنوشت خویش میتواند به عنوان «سرپیچی» یا «بیآبرویی» تعریف شود و کنترل، تهدید و خشونت علیه زنان مشروعیت پیدا کند.
ما از کارگران، زنان و جوانان، فعالان اجتماعی، نیروهای آزادیخواه و برابریطلب و تشکلهای مستقل در کردستان میخواهیم مبارزه و مقاومت خود علیه خشونت علیه زنان، ناموسپرستی و مناسبات زنستیز را هرچه گسترش دهند. زنانی که برای استقلال اقتصادی، خروج از روابط خشونتآمیز و انتخاب آزادانه مسیر زندگی خود تلاش میکنند، نباید در این مبارزه تنها گذاشته شوند.
ایجاد و تقویت تشکلهای مستقل زنان، شبکههای همبستگی، نهادهای مردمی و سازوکارهای جمعی برای حمایت از زنان و کودکان در معرض خشونت ضرورتی فوری است. تجربه مبارزات مردم کردستان نشان داده است که اتکا به نیروی متشکل و آگاه جامعه میتواند در برابر ارتجاع، تبعیض و خشونت سدی واقعی ایجاد کند.
مبارزه علیه قتل زنان از مبارزه علیه مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادیای که نابرابری و فرودستی زنان را بازتولید میکنند، جدا نیست.
زنان در ایران و کردستان بارها نشان دادهاند که نه قربانیان خاموش، بلکه یکی از نیروهای اصلی مبارزه برای آزادی و برابریاند.
قتل لطیفه محمدزاده باید بار دیگر زنگ خطری برای همه ما باشد. پاسخ به چنین جنایاتی نمیتواند به سوگواری و محکومیت محدود بماند. باید در برابر فرهنگی که خشونت علیه زن را توجیه میکند، در برابر قوانینی که نابرابری را رسمیت میبخشند و در برابر نظامی که این مناسبات را حفظ و بازتولید میکند، متشکل، آگاهانه و جمعی ایستاد.
جامعهای آزاد بدون آزادی زنان ممکن نیست و برابری اجتماعی بدون برابری کامل و بیقیدوشرط زنان و مردان معنایی ندارد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان این جنایت را به شدت محکوم میکند و ضمن ابراز همدردی با خانواده و نزدیکان #لطیفه_محمدزاده، خود را در کنار همه زنانی میداند که قربانی خشونت، تهدید، تبعیض و ستم جنسیتی شدهاند.
✊ نه به ناموسپرستی و نه به قتل زنان!
🔴 سرنگون باد رژیم زنستیز جمهوری اسلامی!
📌 شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
📅 مرداد ۱۴۰۵ / اوت ۲۰۲۶
#لطیفه_محمدزاده #زن_زندگی_آزادی #نه_به_قتل_زنان #نه_به_ناموس_پرستی #حقوق_زنان
مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
بار دیگر خشونت مردسالارانه جان یکی از زنان زحمتکش جامعه را گرفت. قتل فجیع لطیفه محمدزاده، راننده آژانس در سقز، زنی که برای استقلال اقتصادی و تأمین زندگی خود و فرزندش تلاش میکرد، تنها یک جنایت فردی نیست. این جنایت جلوهای هولناک از خشونتی است که در بستر مناسبات مردسالارانه، فرهنگ ناموسپرستی، قوانین زنستیز و ساختاری که حقوق و آزادی زنان را به رسمیت نمیشناسد، بازتولید میشود.
قتل زنان را نمیتوان صرفاً به خشونت یک فرد یا یک اختلاف خانوادگی تقلیل داد. جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه حاکمیت خود، تبعیض جنسیتی را به بخشی از ساختار قانونی و سیاسی جامعه تبدیل کرده است. قوانین اسلامی و زنستیز، حجاب اجباری، نابرابری حقوقی، محدود کردن حق طلاق و حضانت و دخالت حکومت در خصوصیترین عرصههای زندگی زنان، همگی اجزای نظامی هستند که فرودستی زن را به رسمیت میشناسد و بازتولید میکند.
ناموسپرستی یکی از خشنترین اشکال فرهنگ مردسالارانه و تفکر مالکیت بر زن است. در این نگرش، زن نه انسانی آزاد و مستقل، بلکه تابع اراده مرد، خانواده و سنت تلقی میشود. استقلال اقتصادی، حق جدایی، انتخاب شریک زندگی و تصمیمگیری آزادانه درباره سرنوشت خویش میتواند به عنوان «سرپیچی» یا «بیآبرویی» تعریف شود و کنترل، تهدید و خشونت علیه زنان مشروعیت پیدا کند.
ما از کارگران، زنان و جوانان، فعالان اجتماعی، نیروهای آزادیخواه و برابریطلب و تشکلهای مستقل در کردستان میخواهیم مبارزه و مقاومت خود علیه خشونت علیه زنان، ناموسپرستی و مناسبات زنستیز را هرچه گسترش دهند. زنانی که برای استقلال اقتصادی، خروج از روابط خشونتآمیز و انتخاب آزادانه مسیر زندگی خود تلاش میکنند، نباید در این مبارزه تنها گذاشته شوند.
ایجاد و تقویت تشکلهای مستقل زنان، شبکههای همبستگی، نهادهای مردمی و سازوکارهای جمعی برای حمایت از زنان و کودکان در معرض خشونت ضرورتی فوری است. تجربه مبارزات مردم کردستان نشان داده است که اتکا به نیروی متشکل و آگاه جامعه میتواند در برابر ارتجاع، تبعیض و خشونت سدی واقعی ایجاد کند.
مبارزه علیه قتل زنان از مبارزه علیه مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادیای که نابرابری و فرودستی زنان را بازتولید میکنند، جدا نیست.
زنان در ایران و کردستان بارها نشان دادهاند که نه قربانیان خاموش، بلکه یکی از نیروهای اصلی مبارزه برای آزادی و برابریاند.
قتل لطیفه محمدزاده باید بار دیگر زنگ خطری برای همه ما باشد. پاسخ به چنین جنایاتی نمیتواند به سوگواری و محکومیت محدود بماند. باید در برابر فرهنگی که خشونت علیه زن را توجیه میکند، در برابر قوانینی که نابرابری را رسمیت میبخشند و در برابر نظامی که این مناسبات را حفظ و بازتولید میکند، متشکل، آگاهانه و جمعی ایستاد.
جامعهای آزاد بدون آزادی زنان ممکن نیست و برابری اجتماعی بدون برابری کامل و بیقیدوشرط زنان و مردان معنایی ندارد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان این جنایت را به شدت محکوم میکند و ضمن ابراز همدردی با خانواده و نزدیکان #لطیفه_محمدزاده، خود را در کنار همه زنانی میداند که قربانی خشونت، تهدید، تبعیض و ستم جنسیتی شدهاند.
✊ نه به ناموسپرستی و نه به قتل زنان!
🔴 سرنگون باد رژیم زنستیز جمهوری اسلامی!
📌 شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
📅 مرداد ۱۴۰۵ / اوت ۲۰۲۶
#لطیفه_محمدزاده #زن_زندگی_آزادی #نه_به_قتل_زنان #نه_به_ناموس_پرستی #حقوق_زنان
🔴 در پشتیبانی از فراخوان «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان از فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برای پیوستن به کارزار «نه به اعدام؛ آری به حق حیات» قاطعانه پشتیبانی میکند.
اعدام، سلب سازمانیافته و قانونی حق حیات انسان به دست حکومت است. هیچ دولت، نظام، دستگاه قضایی یا قدرت سیاسی مالک جان انسانها نیست و هیچ قانونی نمیتواند کشتن انسان را به عملی انسانی و مشروع تبدیل کند. مخالفت با اعدام، دفاع از بنیادیترین حق انسان، یعنی حق حیات، و ایستادگی در برابر سیاست مرگ، انتقام و ارعاب است.
در جمهوری اسلامی، اعدام علاوه بر ماهیت ضدانسانی خود، همواره یکی از ابزارهای سرکوب و ایجاد وحشت در جامعه بوده است. حکومت با توسل به زندان، شکنجه و اعدام کوشیده است اعتراض و مبارزه مردم را مهار کند و در برابر گسترش نارضایتیهای اجتماعی فضای رعب و سکوت ایجاد کند. از همین رو، مبارزه علیه اعدام از مبارزه برای آزادیهای سیاسی و اجتماعی و مقابله با سرکوب حکومتی جدا نیست.
امروز که خطر اعدام همچنان جان زندانیان و محکومان بسیاری را تهدید میکند، گسترش یک جنبش اجتماعی و سراسری علیه اعدام ضرورتی فوری است. اقدام مستقل تشکلهای فرهنگیان در دفاع از حق حیات، گامی ارزشمند در جهت گسترش چنین مبارزهای است.
ما از کارگران، معلمان، زنان، جوانان، دانشجویان، بازنشستگان، تشکلهای مستقل و همه نیروهای آزادیخواه و برابریطلب میخواهیم با پیوستن به این کارزار و با استفاده از تمامی ظرفیتهای اجتماعی و اعتراضی خود، صدای «نه به اعدام» را هرچه گستردهتر کنند و برای توقف احکام اعدام و برچیدن کامل این مجازات ضدانسانی به میدان بیایند.
📌 حق حیات قابل سلب نیست. 📌 اعدام باید بیقیدوشرط لغو شود.
✊ زنده باد زندگی! ✊ نه به اعدام و قتل حکومتی!
🔗 امضای پتیشن: لینک امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات» در بیو پیج قرار گرفت (یا کامنت اول را چک کنید).
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان اوت ۲۰۲۶
متن پیشنهادی برای کامنت اول (جهت انتشار لینک پتیشن و هشتگهای مکمل):
🔗 لینک پتیشن جهت امضا و حمایت: https://fa.petitions.com/533042#a
(لینک فعال و قابل کلیک در بیو پیج نیز قرار داده شده است)
#نه_به_اعدام #آری_به_حق_حیات #لغو_اعدام #حق_حیات #نه_به_قتل_حکومتی #نه_به_اعدام_زندانیان #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان #حقوق_بشر #آزادی #کردستان #زنده_باد_زندگی
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان از فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برای پیوستن به کارزار «نه به اعدام؛ آری به حق حیات» قاطعانه پشتیبانی میکند.
اعدام، سلب سازمانیافته و قانونی حق حیات انسان به دست حکومت است. هیچ دولت، نظام، دستگاه قضایی یا قدرت سیاسی مالک جان انسانها نیست و هیچ قانونی نمیتواند کشتن انسان را به عملی انسانی و مشروع تبدیل کند. مخالفت با اعدام، دفاع از بنیادیترین حق انسان، یعنی حق حیات، و ایستادگی در برابر سیاست مرگ، انتقام و ارعاب است.
در جمهوری اسلامی، اعدام علاوه بر ماهیت ضدانسانی خود، همواره یکی از ابزارهای سرکوب و ایجاد وحشت در جامعه بوده است. حکومت با توسل به زندان، شکنجه و اعدام کوشیده است اعتراض و مبارزه مردم را مهار کند و در برابر گسترش نارضایتیهای اجتماعی فضای رعب و سکوت ایجاد کند. از همین رو، مبارزه علیه اعدام از مبارزه برای آزادیهای سیاسی و اجتماعی و مقابله با سرکوب حکومتی جدا نیست.
امروز که خطر اعدام همچنان جان زندانیان و محکومان بسیاری را تهدید میکند، گسترش یک جنبش اجتماعی و سراسری علیه اعدام ضرورتی فوری است. اقدام مستقل تشکلهای فرهنگیان در دفاع از حق حیات، گامی ارزشمند در جهت گسترش چنین مبارزهای است.
ما از کارگران، معلمان، زنان، جوانان، دانشجویان، بازنشستگان، تشکلهای مستقل و همه نیروهای آزادیخواه و برابریطلب میخواهیم با پیوستن به این کارزار و با استفاده از تمامی ظرفیتهای اجتماعی و اعتراضی خود، صدای «نه به اعدام» را هرچه گستردهتر کنند و برای توقف احکام اعدام و برچیدن کامل این مجازات ضدانسانی به میدان بیایند.
📌 حق حیات قابل سلب نیست. 📌 اعدام باید بیقیدوشرط لغو شود.
✊ زنده باد زندگی! ✊ نه به اعدام و قتل حکومتی!
🔗 امضای پتیشن: لینک امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات» در بیو پیج قرار گرفت (یا کامنت اول را چک کنید).
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان اوت ۲۰۲۶
متن پیشنهادی برای کامنت اول (جهت انتشار لینک پتیشن و هشتگهای مکمل):
🔗 لینک پتیشن جهت امضا و حمایت: https://fa.petitions.com/533042#a
(لینک فعال و قابل کلیک در بیو پیج نیز قرار داده شده است)
#نه_به_اعدام #آری_به_حق_حیات #لغو_اعدام #حق_حیات #نه_به_قتل_حکومتی #نه_به_اعدام_زندانیان #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان #حقوق_بشر #آزادی #کردستان #زنده_باد_زندگی
با تأثر فراوان مطلع شدیم که «#سونیا_عزیز»، فرزند گرامی رفقایمان اختر تال و علی عبداللهپور، پس از مبارزهای سخت با بیماری سرطان سینه، در سن ۳۲ سالگی در کشور سوئد چشم از جهان فروبست.
درگذشت نابهنگام سونیای عزیز را صمیمانه به رفقا اختر و علی، خانوادهی گرامی آنان و همهی بستگان و دوستان تسلیت میگوییم و خود را در غم و اندوه بزرگ آنان شریک میدانیم.
یاد و خاطرهی سونیای عزیز گرامی و همواره زنده باد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۲۷ آگوست ۲۰۲۶ / ۶ شهریور ۱۴۰۵
درگذشت نابهنگام سونیای عزیز را صمیمانه به رفقا اختر و علی، خانوادهی گرامی آنان و همهی بستگان و دوستان تسلیت میگوییم و خود را در غم و اندوه بزرگ آنان شریک میدانیم.
یاد و خاطرهی سونیای عزیز گرامی و همواره زنده باد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۲۷ آگوست ۲۰۲۶ / ۶ شهریور ۱۴۰۵
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان Shora Network is the official media outlet of the Council for Cooperation of Left a
Photo
به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی و خیزش انقلابی ١٤٠١
مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
کارگران، زنان، جوانان و مردم ستمدیده ایران!
چهار سال از قتل حکومتی ژینا امینی میگذرد؛ جنایتی که خشم فروخوردهٔ میلیونها انسان را شعلهور ساخت و آغازگر یکی از گستردهترین و رادیکالترین خیزشهای تاریخ معاصر ایران شد.
ژینا، زن جوانی که تنها به دلیل قوانین ارتجاعی حجاب اجباری بازداشت شده بود، جان خود را در بازداشتگاه گشت ارشاد جمهوری اسلامی از دست داد. اما حکومت نتوانست این جنایت را در سکوت دفن کند. با انتشار گزارشها و تصاویر جانسوز ژینا، اعتراضات ابتدا از همان شب در مقابل بیمارستان کسری تهران آغاز شد و سپس با مراسم خاکسپاری تاریخی او در آرامستان آیچی سقز، فریاد «زن، زندگی، آزادی» از کردستان برخاست و بهسرعت سراسر کشور را فراگرفت.
قتل ژینا جرقه بود، اما زمینههای این خیزش طی دههها شکل گرفته بود. فقر و نابرابری، استثمار شدید نیروی کار، تبعیض جنسیتی، سرکوب سیاسی، ستم ملی، زندان و اعدام، خشمی عمیق در جامعه انباشته بود. خیزش شهریور ۱۴۰۱ انفجار این خشم انباشته بود؛ جامعهای که دیگر نمیخواست نظم موجود را تحمل کند. این خیزش بار دیگر گفتمان انقلاب و سوژهٔ انقلابی را در مرکز معادلات سیاسی ایران قرار داد و جریانهایی را که سالها علیه مفهوم انقلاب تبلیغ میکردند، ناچار به تمکین در برابر خواست انقلاب کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای خیزش ژینا، قرار گرفتن مسئلهٔ آزادی و رهایی زنان در مرکز مبارزهٔ سیاسی و اجتماعی بود. زنان و دختران جوان با کنار زدن حجاب اجباری، حضور شجاعانه در خیابانها و به چالش کشیدن قوانین و ارزشهای زنستیز، نه فقط علیه یک پوشش اجباری، بلکه علیه نظامی ایستادند که فرودستی زنان را به بخشی از ساختار قانونی، سیاسی و فرهنگی خود تبدیل کرده است. این خیزش نشان داد که آزادی زنان از آزادی کل جامعه جدا نیست. چهار سال پس از قتل ژینا، جمهوری اسلامی همچنان میکوشد با قوانین زنستیز، تهدید، بازداشت و فشار امنیتی مقاومت زنان را عقب براند؛ اما جامعه را نمیتوان به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگرداند. میلیونها زن و مرد در عمل، مشروعیت قوانین و ارزشهای تحمیلی حکومت را باطل کردهاند.
خیزش ژینا اگرچه از کردستان برخاست، اما در کردستان نماند. از سقز، سنندج، مهاباد و بوکان تا تهران، رشت، شیراز، اصفهان، مشهد، زاهدان و دهها شهر دیگر، مردم به میدان آمدند. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است مبارزات مردم کردستان و دیگر مناطق تحت ستم را تحت عنوانهای کاذب «تجزیهطلبی» از مبارزات سراسری جدا کند تا زمینهٔ سرکوب خونین را فراهم سازد؛ اما همبستگی بینظیر مردم در سراسر ایران، بهویژه فریادهای همبستگی از سیستان و بلوچستان با کردستان و پیوند اعتراضات کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و بازنشستگان، این سیاست تفرقه افکنانه را در هم شکست. خیزش ژینا بار دیگر نشان داد که مبارزه علیه ستم ملی، تبعیض جنسیتی، فقر، استثمار و استبداد سیاسی، در یک مبارزهٔ مشترک برای رهایی کل جامعه به هم پیوند میخورند.
جمهوری اسلامی در برابر خیزش مردم به کشتار، زندان، شکنجه، اعدام و ایجاد فضای شدید امنیتی متوسل شد. صدها نفر جان باختند و هزاران نفر بازداشت شدند. اما فروکش کردن یک موج خیابانی به معنای پایان مبارزه نیست. مقاومت زنان، اعتراضات مداوم کارگری، ایستادگی بازنشستگان و معلمان و پایداری خانوادههای دادخواه نشان میدهد که زمینههای اجتماعی و سیاسی اعتراض همچنان پابرجاست. فقر و نابرابری عمیقتر شده، امنیت شغلی میلیونها کارگر نابود شده و سرکوب و اعدام به ابزارهای روزمره حکومت برای بقا تبدیل شدهاند.
برای نیروهای چپ و کمونیست، مبارزه علیه زنستیزی به لغو حجاب اجباری محدود نمیشود؛ لغو همهٔ قوانین تبعیضآمیز، برابری کامل و بیقیدوشرط زن و مرد در همهٔ عرصهها، استقلال اقتصادی زنان و مقابله با فرهنگ مردسالارانه از مطالبات اساسی یک جامعهٔ آزاد است. رهایی زنان از مبارزه علیه فقر و استثمار طبقاتی جدا نیست. آزادی واقعی زمانی معنا مییابد که جامعه از کلیهٔ مناسبات بهرهکشانه و سرکوبگر رها شود.
تجربهٔ سالهای گذشته و بهویژه خیزش ۱۴۰۱ نشان داد که مردم ایران نمیتوانند آزادی خود را از دولتهای خارجی یا جریانهای ارتجاعی انتظار داشته باشند. اپوزیسیون راست با راه انداختن نمایشهایی چون جرجتاون و بندوبستهای دیپلماتیک نتوانست بر امواج اعتراض مردم سوار شود و خفتبار شکست خورد. ما در همان حال که برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه میکنیم، هرگونه آلترناتیوسازی از بالا، بازگرداندن اشکال دیگری از استبداد و تلاش قدرتهای خارجی برای تعیین سرنوشت مردم را قاطعانه مردود میدانیم. آزادی نه از بالا اعطا میشود و نه از بیرون وارد میشود؛ آزادی محصول مبارزهٔ آگاهانه، متشکل و مستقل خود مردم است.
مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
کارگران، زنان، جوانان و مردم ستمدیده ایران!
چهار سال از قتل حکومتی ژینا امینی میگذرد؛ جنایتی که خشم فروخوردهٔ میلیونها انسان را شعلهور ساخت و آغازگر یکی از گستردهترین و رادیکالترین خیزشهای تاریخ معاصر ایران شد.
ژینا، زن جوانی که تنها به دلیل قوانین ارتجاعی حجاب اجباری بازداشت شده بود، جان خود را در بازداشتگاه گشت ارشاد جمهوری اسلامی از دست داد. اما حکومت نتوانست این جنایت را در سکوت دفن کند. با انتشار گزارشها و تصاویر جانسوز ژینا، اعتراضات ابتدا از همان شب در مقابل بیمارستان کسری تهران آغاز شد و سپس با مراسم خاکسپاری تاریخی او در آرامستان آیچی سقز، فریاد «زن، زندگی، آزادی» از کردستان برخاست و بهسرعت سراسر کشور را فراگرفت.
قتل ژینا جرقه بود، اما زمینههای این خیزش طی دههها شکل گرفته بود. فقر و نابرابری، استثمار شدید نیروی کار، تبعیض جنسیتی، سرکوب سیاسی، ستم ملی، زندان و اعدام، خشمی عمیق در جامعه انباشته بود. خیزش شهریور ۱۴۰۱ انفجار این خشم انباشته بود؛ جامعهای که دیگر نمیخواست نظم موجود را تحمل کند. این خیزش بار دیگر گفتمان انقلاب و سوژهٔ انقلابی را در مرکز معادلات سیاسی ایران قرار داد و جریانهایی را که سالها علیه مفهوم انقلاب تبلیغ میکردند، ناچار به تمکین در برابر خواست انقلاب کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای خیزش ژینا، قرار گرفتن مسئلهٔ آزادی و رهایی زنان در مرکز مبارزهٔ سیاسی و اجتماعی بود. زنان و دختران جوان با کنار زدن حجاب اجباری، حضور شجاعانه در خیابانها و به چالش کشیدن قوانین و ارزشهای زنستیز، نه فقط علیه یک پوشش اجباری، بلکه علیه نظامی ایستادند که فرودستی زنان را به بخشی از ساختار قانونی، سیاسی و فرهنگی خود تبدیل کرده است. این خیزش نشان داد که آزادی زنان از آزادی کل جامعه جدا نیست. چهار سال پس از قتل ژینا، جمهوری اسلامی همچنان میکوشد با قوانین زنستیز، تهدید، بازداشت و فشار امنیتی مقاومت زنان را عقب براند؛ اما جامعه را نمیتوان به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگرداند. میلیونها زن و مرد در عمل، مشروعیت قوانین و ارزشهای تحمیلی حکومت را باطل کردهاند.
خیزش ژینا اگرچه از کردستان برخاست، اما در کردستان نماند. از سقز، سنندج، مهاباد و بوکان تا تهران، رشت، شیراز، اصفهان، مشهد، زاهدان و دهها شهر دیگر، مردم به میدان آمدند. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است مبارزات مردم کردستان و دیگر مناطق تحت ستم را تحت عنوانهای کاذب «تجزیهطلبی» از مبارزات سراسری جدا کند تا زمینهٔ سرکوب خونین را فراهم سازد؛ اما همبستگی بینظیر مردم در سراسر ایران، بهویژه فریادهای همبستگی از سیستان و بلوچستان با کردستان و پیوند اعتراضات کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و بازنشستگان، این سیاست تفرقه افکنانه را در هم شکست. خیزش ژینا بار دیگر نشان داد که مبارزه علیه ستم ملی، تبعیض جنسیتی، فقر، استثمار و استبداد سیاسی، در یک مبارزهٔ مشترک برای رهایی کل جامعه به هم پیوند میخورند.
جمهوری اسلامی در برابر خیزش مردم به کشتار، زندان، شکنجه، اعدام و ایجاد فضای شدید امنیتی متوسل شد. صدها نفر جان باختند و هزاران نفر بازداشت شدند. اما فروکش کردن یک موج خیابانی به معنای پایان مبارزه نیست. مقاومت زنان، اعتراضات مداوم کارگری، ایستادگی بازنشستگان و معلمان و پایداری خانوادههای دادخواه نشان میدهد که زمینههای اجتماعی و سیاسی اعتراض همچنان پابرجاست. فقر و نابرابری عمیقتر شده، امنیت شغلی میلیونها کارگر نابود شده و سرکوب و اعدام به ابزارهای روزمره حکومت برای بقا تبدیل شدهاند.
برای نیروهای چپ و کمونیست، مبارزه علیه زنستیزی به لغو حجاب اجباری محدود نمیشود؛ لغو همهٔ قوانین تبعیضآمیز، برابری کامل و بیقیدوشرط زن و مرد در همهٔ عرصهها، استقلال اقتصادی زنان و مقابله با فرهنگ مردسالارانه از مطالبات اساسی یک جامعهٔ آزاد است. رهایی زنان از مبارزه علیه فقر و استثمار طبقاتی جدا نیست. آزادی واقعی زمانی معنا مییابد که جامعه از کلیهٔ مناسبات بهرهکشانه و سرکوبگر رها شود.
تجربهٔ سالهای گذشته و بهویژه خیزش ۱۴۰۱ نشان داد که مردم ایران نمیتوانند آزادی خود را از دولتهای خارجی یا جریانهای ارتجاعی انتظار داشته باشند. اپوزیسیون راست با راه انداختن نمایشهایی چون جرجتاون و بندوبستهای دیپلماتیک نتوانست بر امواج اعتراض مردم سوار شود و خفتبار شکست خورد. ما در همان حال که برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه میکنیم، هرگونه آلترناتیوسازی از بالا، بازگرداندن اشکال دیگری از استبداد و تلاش قدرتهای خارجی برای تعیین سرنوشت مردم را قاطعانه مردود میدانیم. آزادی نه از بالا اعطا میشود و نه از بیرون وارد میشود؛ آزادی محصول مبارزهٔ آگاهانه، متشکل و مستقل خود مردم است.