شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان Shora Network is the official media outlet of the Council for Cooperation of Left a
Photo
(2-1)
بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ وکمونیست در کردستان درمورد
بن بست جنگ ومذاکره دولتهای تروریست ووظایف ما .
اکنون با شروع و بلندشدن صدای قطع جنگ در جامعه ، بنظر می رسد که عاملیت جنگ جای خود را به دخالت جنبش های اجتماعی در مقابله با و برای قطع جنگ ویرانگر اخیر می دهد .
تاثیرات مخرب جنگ وآثار شوم آن در عمق جامعه و در زندگی وحیات زندگی دهها میلیون انسان ودر سختی معیشت ، امروز دیگر ادامه زندگی کارگران و مردم زحمتکش را به مصاف طلبیده است .
اکنون بعد از چند ماه جنگ و مذاکره ، برهمگان روشن است که هیچکدام از طرفین جنگ موفق به شکست طرف مقابل نشده اند . جنگ و اشتباهات راهبردی طرفین در ادامه خود محدودیتهای عدیده آنها را برملا کرد . از نظر هیئت حاکمه آمریکا فعلا در این جنگ ، فعلا نه تنها عقب نشاندن چین وروسیه و قطب های رقیب در چشم انداز نیست ، بلکه حمله آمریکا واسرائیل منجر به تغییر ریشهای در حاکمیت جمهوری اسلامی هم نشده است . واین شرایط مطلوب قطبهای رقیبی است که خواهان شکست آمریکا بوده و برای تحقق آن به کمک جمهوری اسلامی آمده اند . فشارجهانی بر ترامپ بعلت افزایش قیمت نفت وبحران انرژی ودر نتیجه آن فشار اقتصادی در بخشهایی از جهان بر اثر بسته شدن تنگه هرمز ، نارضایتی در حاکمیت و بخش بزرگی از جامعه آمریکا و اخیرا اخبار مربوط کمبود مهمات وموشکهای تدافعی و بالاخره انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر در آمریکا ، همگی ترامپ را به صرافت یک پیمان صلح آبرومندانه و خارج شدن از این جنگ انداخته است . زد وخوردها گاه وبیگاه و میانجیگریهای مکرر کشورهای منطقه در واقع برای بدست آوردن امتیاز بیشتر در این مذاکرات است .
اما در طرف مقابل جمهوری اسلامی در بحران و نابسامانی بسی عمیق تر دست وپا می زند و علیرغم صف بندیها ورقابت ها در بالای حاکمیت ، بواقع خواهان صلحی است که تمام جناحها ودارودسته های حکومت به آن رضایت بدهند . هزینه جنگ و محاصره دریاییآمریکا و عدم امکان فروش نفت ضربه مهلکی به بنیه مالی و اقتصادی همیشه بیمار جمهوری اسلامی زده است . این وضعیت مستقیما زندگی دهها میلیون انسان جامعه ایران را تحت تاثیر قرا داده است و زندگی فلاکتباری را به آنها تحمیل کرده است که ادامه آن غیر ممکن است .
از سوی دیگر دورنمای تاریک با کشورهای همجوار که به مرور زمان در واقع علیه جمهوری اسلامی وارد پیمانهای نظامی و تدافعی می شوند ، همراه شکاف علنی در بالا و مقاومت در مقابل صلح وفقدان یک رهبری واحد ومنسجم ، شکنندگی جمهوری اسلامی را در مقابل قطب مقابل بیشتر عیان کرده است . از طرف دیگر بستن تنگه هرمز که در اوایل جنگ بعنوان اهرم کارآمدی در مقابل آمریکا بکار گرفته شده بود ، بعد از محاصره دریایی آمریکا و اجماع کشورهای منطقه با آمریکا برای باز کردن آن ، اکنون آن کارآیی اولیه را ندارد و بیشتر موجب اعتراض کشورهای بیشتر وانزوای بیش از پیش جمهوری اسلامی شده است .
علاوه بر موارد فوق اما چالنج اصلی جمهوری اسلامی نه جنگ و صلح با آمریکا و کشورهای منطقه بلکه در داخل جامعه ایران و بیخ گوش اوست ، ترس جمهوری اسلامی از بیدار شدن غول ۴۷ ساله مردم معترض و بجان آمده بیشتر از هرجنگ خارجی است . چون نیک می دانند سرنوشت حاکمیت ننگینشان عاقبت در این نبرد رقم می خورد و شیشه عمر جمهوری اسلامی در دست جامعه ای است که چند نسل تحت حاکمیت ارتجاعی آن تباه شده اند .
اکنون دیگر برای همه مردم روشن شده است که جمهوری اسلامی توهمی در مقابله با برآمد و اعتراض جامعه ندارد و روبه خارج و مصالحه و صلح هر امتیازی بدهد ، در مقابل مردم معترض به سرکوبگریها و فشردن گلوی کارگران و مردم زحمتکش ادامه خواهد داد ، همین روزهای صلح ومذاکره نشان داد که این عرصه ضد مردمی را فراموش نکرده است ، از بازداشت و بگیر وببند هرمخالف تا تشدید اعدامهای جنایتکارانه و تهدید و احضار مخالفان وناراضیان ، اتفاقا از جانب جناحی در جریان است که می خواهد با آمریکا وغرب وارد مصالحه و نزدیکی شده وتغییر شیفت اساسی در سیاستهای تاکنونی را پیش ببرد .
وظایف ما دراین دوره :
علیرغم فضای تهدید جنگ و همچنین چنگ ودندان نشان دادن جمهوری اسلامی علیه هر فضای اعتراضی و نارضایتی ، اما همانطور که پیش بینی می شد جامعه نمی تواند شاهد نابودی خود باشد و دوباره برخواهد خواست . اعتراضات رادیکال جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی در این روزها نشان از این واقعیت اجتناب ناپذیر دارد . این اعتراضات بدون شک گسترش خواهند یافت . خوشبختانه و به درست شعار قطع جنگ می رود که به یکی از مطالبات آن تبدیل شود . واین ناشی از ضربه ای است که این جنگ ویرانگر به زندگی ومبارزه توده های محروم وارد کرده است . باید برای همه گیر کردن این شعار به مطالبات مبارزات جاری تلاش کنیم . وجودت مدنیت لازمه زندگی ومبارزه علیه جمهوری اسلامی است .
بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ وکمونیست در کردستان درمورد
بن بست جنگ ومذاکره دولتهای تروریست ووظایف ما .
اکنون با شروع و بلندشدن صدای قطع جنگ در جامعه ، بنظر می رسد که عاملیت جنگ جای خود را به دخالت جنبش های اجتماعی در مقابله با و برای قطع جنگ ویرانگر اخیر می دهد .
تاثیرات مخرب جنگ وآثار شوم آن در عمق جامعه و در زندگی وحیات زندگی دهها میلیون انسان ودر سختی معیشت ، امروز دیگر ادامه زندگی کارگران و مردم زحمتکش را به مصاف طلبیده است .
اکنون بعد از چند ماه جنگ و مذاکره ، برهمگان روشن است که هیچکدام از طرفین جنگ موفق به شکست طرف مقابل نشده اند . جنگ و اشتباهات راهبردی طرفین در ادامه خود محدودیتهای عدیده آنها را برملا کرد . از نظر هیئت حاکمه آمریکا فعلا در این جنگ ، فعلا نه تنها عقب نشاندن چین وروسیه و قطب های رقیب در چشم انداز نیست ، بلکه حمله آمریکا واسرائیل منجر به تغییر ریشهای در حاکمیت جمهوری اسلامی هم نشده است . واین شرایط مطلوب قطبهای رقیبی است که خواهان شکست آمریکا بوده و برای تحقق آن به کمک جمهوری اسلامی آمده اند . فشارجهانی بر ترامپ بعلت افزایش قیمت نفت وبحران انرژی ودر نتیجه آن فشار اقتصادی در بخشهایی از جهان بر اثر بسته شدن تنگه هرمز ، نارضایتی در حاکمیت و بخش بزرگی از جامعه آمریکا و اخیرا اخبار مربوط کمبود مهمات وموشکهای تدافعی و بالاخره انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر در آمریکا ، همگی ترامپ را به صرافت یک پیمان صلح آبرومندانه و خارج شدن از این جنگ انداخته است . زد وخوردها گاه وبیگاه و میانجیگریهای مکرر کشورهای منطقه در واقع برای بدست آوردن امتیاز بیشتر در این مذاکرات است .
اما در طرف مقابل جمهوری اسلامی در بحران و نابسامانی بسی عمیق تر دست وپا می زند و علیرغم صف بندیها ورقابت ها در بالای حاکمیت ، بواقع خواهان صلحی است که تمام جناحها ودارودسته های حکومت به آن رضایت بدهند . هزینه جنگ و محاصره دریاییآمریکا و عدم امکان فروش نفت ضربه مهلکی به بنیه مالی و اقتصادی همیشه بیمار جمهوری اسلامی زده است . این وضعیت مستقیما زندگی دهها میلیون انسان جامعه ایران را تحت تاثیر قرا داده است و زندگی فلاکتباری را به آنها تحمیل کرده است که ادامه آن غیر ممکن است .
از سوی دیگر دورنمای تاریک با کشورهای همجوار که به مرور زمان در واقع علیه جمهوری اسلامی وارد پیمانهای نظامی و تدافعی می شوند ، همراه شکاف علنی در بالا و مقاومت در مقابل صلح وفقدان یک رهبری واحد ومنسجم ، شکنندگی جمهوری اسلامی را در مقابل قطب مقابل بیشتر عیان کرده است . از طرف دیگر بستن تنگه هرمز که در اوایل جنگ بعنوان اهرم کارآمدی در مقابل آمریکا بکار گرفته شده بود ، بعد از محاصره دریایی آمریکا و اجماع کشورهای منطقه با آمریکا برای باز کردن آن ، اکنون آن کارآیی اولیه را ندارد و بیشتر موجب اعتراض کشورهای بیشتر وانزوای بیش از پیش جمهوری اسلامی شده است .
علاوه بر موارد فوق اما چالنج اصلی جمهوری اسلامی نه جنگ و صلح با آمریکا و کشورهای منطقه بلکه در داخل جامعه ایران و بیخ گوش اوست ، ترس جمهوری اسلامی از بیدار شدن غول ۴۷ ساله مردم معترض و بجان آمده بیشتر از هرجنگ خارجی است . چون نیک می دانند سرنوشت حاکمیت ننگینشان عاقبت در این نبرد رقم می خورد و شیشه عمر جمهوری اسلامی در دست جامعه ای است که چند نسل تحت حاکمیت ارتجاعی آن تباه شده اند .
اکنون دیگر برای همه مردم روشن شده است که جمهوری اسلامی توهمی در مقابله با برآمد و اعتراض جامعه ندارد و روبه خارج و مصالحه و صلح هر امتیازی بدهد ، در مقابل مردم معترض به سرکوبگریها و فشردن گلوی کارگران و مردم زحمتکش ادامه خواهد داد ، همین روزهای صلح ومذاکره نشان داد که این عرصه ضد مردمی را فراموش نکرده است ، از بازداشت و بگیر وببند هرمخالف تا تشدید اعدامهای جنایتکارانه و تهدید و احضار مخالفان وناراضیان ، اتفاقا از جانب جناحی در جریان است که می خواهد با آمریکا وغرب وارد مصالحه و نزدیکی شده وتغییر شیفت اساسی در سیاستهای تاکنونی را پیش ببرد .
وظایف ما دراین دوره :
علیرغم فضای تهدید جنگ و همچنین چنگ ودندان نشان دادن جمهوری اسلامی علیه هر فضای اعتراضی و نارضایتی ، اما همانطور که پیش بینی می شد جامعه نمی تواند شاهد نابودی خود باشد و دوباره برخواهد خواست . اعتراضات رادیکال جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی در این روزها نشان از این واقعیت اجتناب ناپذیر دارد . این اعتراضات بدون شک گسترش خواهند یافت . خوشبختانه و به درست شعار قطع جنگ می رود که به یکی از مطالبات آن تبدیل شود . واین ناشی از ضربه ای است که این جنگ ویرانگر به زندگی ومبارزه توده های محروم وارد کرده است . باید برای همه گیر کردن این شعار به مطالبات مبارزات جاری تلاش کنیم . وجودت مدنیت لازمه زندگی ومبارزه علیه جمهوری اسلامی است .
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان Shora Network is the official media outlet of the Council for Cooperation of Left a
Photo
در اثر جنگ ، بیکاری وگرانی زندگی دهها میلیون را در سراشیبی سقوط قرار داده است . تامین بیمه بیکاری که از خواستهای همیشگی طبقه کارگر بوده است در شرایط امروز حکم حفظ بقا را دارد وباید در هر اعتراض واقدام جمعی برای تحمیل آن به رژیم پیگیرانه کوشید . کولبری و جنایات نیروهای سرکوبگر در کشتن کولبران باید محکوم شود وبا تامین بیمه بیکاری به مقابله با این شرایط غیر انسانی رفت .
همچنین در اثر جنگ آموزش و بهداشت وکمبود آب وبرق ، خدمات بدیهی مردم مورد تعرض قرارگرفته و به لحاظ مالی وجانی از مردم تلفات گرفته است . جنبش اعتراضی باید برای تامین آنها رژیم فاسد اسلامی را تحت فشار بگذارد . علیه سرکوبگری و زندان واعدام باید بتوانیم باقدرت همبسته جمهوری اسلامی را عقب برانیم و جان انسانهای در بند را نجات دهیم .
درکردستان پیشروی در تحقق این مطالبات همانند سراسر ایران درگرو همبستگی وتشکل است . اما اینجا باتوجه به تجارب موجود باید خود را برای شرایط وتحولات احتمالی آماده کرد . ایجاد تشکل های توده ای و شوراهای محل کار وزیست باید از دل همین مبارزات حاصل شود و جنبش اعتراضی برای بدست آوردن این مطالبات را قدرتمندتر کرده وبا افق حاکمیت شورایی ، آلترناتیو سوسیالیستها را در مقابل جامعه قرار دهد .
و بالاخره نباید فراموش کرد احزاب راست چه در سطح سراسری و چه درکردستان ، با ایستادن در کنار جنگ طلبان ، عملا شریک جنایات و خانه خرابی مردم شدند . احزاب ناسیونالیست جمع شده در مرکز همکاری در کردستان حتی کفش وکلاه کرده و آمادگی خود را برای شرکت در این جنگ خانمان سوز اعلام کردند ، اما این بار هم سرشان به سنگ خورد و توهم رژیم چنج وتغیر جمهوری اسلامی از بالا و خواب وخیال سوار شدن بر سرنوشت ومقدرات مردم هیچ شد وبه هوا رفت . این سیاست احزاب ناسیونالیست علاوه بر ضربه زدن به مبارزات مردم وترویج صبر وانتظار درجامعه ، عملا موجب تفرقه و جدا کردن مبارزات مردم کردستان با مبارزات سراسری شد .
اکنون ورق برگشته است ، رژیم چنج مرده است و احزاب ناسیونالیست یا در سرگردانی بسر می برندویا با ماجراجوییهای نظامی منتظر فرصت بعدی برای بند و بست وشاید اینبار دوباره با جمهوری اسلامی هستند . آینده هر طور رقم بخورد جنگ اخیر آمریکا واسرائیل وایران صف دوستان ودشمنان مردم را نزد جامعه کردستان برملا کرد .
کمونیستها وجبهه سوسیالیستی کردستان از این مرحله مهم سربلند بیرون آمدند و با مخالفت وافشای اهداف جنگ طلبان در کنار کارگران ومردم زحمتکش کردستان و دفاع از جان وما ومدنیت آنها ایستادند . با اینحال در این دوره هم وظایف خطیری پیش رو داریم . باید با هوشیاری در مبارزات آزادیخواهانه علیه جمهوری اسلامی شرکت کرده وآلترناتیو روشن از جامعه بعد از جمهوری اسلامی مبتنی بر آزادی وبرابری و اداره شورایی جامعه و تلاش پیگیر برای رفع ستم ملی در کردستان را سرلوحه مبارزات جاری در جامعه کردستان قرار دهیم . شورای همکاری نیروهای چپ وکمونیست دخالت وتاثیر گذاری در این مسیر را از وظایف اصلی خود میداند .
زنده باد حاکمیت شورایی در کردستان
۸ اوت ۲۰۲۶
همچنین در اثر جنگ آموزش و بهداشت وکمبود آب وبرق ، خدمات بدیهی مردم مورد تعرض قرارگرفته و به لحاظ مالی وجانی از مردم تلفات گرفته است . جنبش اعتراضی باید برای تامین آنها رژیم فاسد اسلامی را تحت فشار بگذارد . علیه سرکوبگری و زندان واعدام باید بتوانیم باقدرت همبسته جمهوری اسلامی را عقب برانیم و جان انسانهای در بند را نجات دهیم .
درکردستان پیشروی در تحقق این مطالبات همانند سراسر ایران درگرو همبستگی وتشکل است . اما اینجا باتوجه به تجارب موجود باید خود را برای شرایط وتحولات احتمالی آماده کرد . ایجاد تشکل های توده ای و شوراهای محل کار وزیست باید از دل همین مبارزات حاصل شود و جنبش اعتراضی برای بدست آوردن این مطالبات را قدرتمندتر کرده وبا افق حاکمیت شورایی ، آلترناتیو سوسیالیستها را در مقابل جامعه قرار دهد .
و بالاخره نباید فراموش کرد احزاب راست چه در سطح سراسری و چه درکردستان ، با ایستادن در کنار جنگ طلبان ، عملا شریک جنایات و خانه خرابی مردم شدند . احزاب ناسیونالیست جمع شده در مرکز همکاری در کردستان حتی کفش وکلاه کرده و آمادگی خود را برای شرکت در این جنگ خانمان سوز اعلام کردند ، اما این بار هم سرشان به سنگ خورد و توهم رژیم چنج وتغیر جمهوری اسلامی از بالا و خواب وخیال سوار شدن بر سرنوشت ومقدرات مردم هیچ شد وبه هوا رفت . این سیاست احزاب ناسیونالیست علاوه بر ضربه زدن به مبارزات مردم وترویج صبر وانتظار درجامعه ، عملا موجب تفرقه و جدا کردن مبارزات مردم کردستان با مبارزات سراسری شد .
اکنون ورق برگشته است ، رژیم چنج مرده است و احزاب ناسیونالیست یا در سرگردانی بسر می برندویا با ماجراجوییهای نظامی منتظر فرصت بعدی برای بند و بست وشاید اینبار دوباره با جمهوری اسلامی هستند . آینده هر طور رقم بخورد جنگ اخیر آمریکا واسرائیل وایران صف دوستان ودشمنان مردم را نزد جامعه کردستان برملا کرد .
کمونیستها وجبهه سوسیالیستی کردستان از این مرحله مهم سربلند بیرون آمدند و با مخالفت وافشای اهداف جنگ طلبان در کنار کارگران ومردم زحمتکش کردستان و دفاع از جان وما ومدنیت آنها ایستادند . با اینحال در این دوره هم وظایف خطیری پیش رو داریم . باید با هوشیاری در مبارزات آزادیخواهانه علیه جمهوری اسلامی شرکت کرده وآلترناتیو روشن از جامعه بعد از جمهوری اسلامی مبتنی بر آزادی وبرابری و اداره شورایی جامعه و تلاش پیگیر برای رفع ستم ملی در کردستان را سرلوحه مبارزات جاری در جامعه کردستان قرار دهیم . شورای همکاری نیروهای چپ وکمونیست دخالت وتاثیر گذاری در این مسیر را از وظایف اصلی خود میداند .
زنده باد حاکمیت شورایی در کردستان
۸ اوت ۲۰۲۶
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان Shora Network is the official media outlet of the Council for Cooperation of Left a
Photo
بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
به مناسبت ۲۸ مرداد؛ یادآور آغاز یورش جمهوری اسلامی به کردستان
بیستوهشتم مرداد ۱۳۵۸ را نمیتوان از تاریخ انقلاب مردم ایران جدا کرد. جمهوری اسلامی در همان نخستین ماههای استقرار خود دریافت که کردستان، با فضای سیاسی باز، حضور گسترده مردم در صحنه و رشد تشکلهای انقلابی، با نظم استبدادی و مذهبی مورد نظر آن حکومت سازگار نیست. از همین رو، حمله به کردستان بخشی از پروژه سراسری جمهوری اسلامی برای پایاندادن به انقلاب و بازگرداندن جامعه به انقیاد سیاسی، طبقاتی و مذهبی بود.
مردم کردستان در برابر حکومت مرکزی، مطالبات روشن و مشخصی داشتند: بهرسمیتشناختن حقوق ملی، تضمین آزادیهای سیاسی، مشارکت مردم در اداره امور و پایاندادن به تبعیض و نابرابری. این خواستها از مسیر گفتوگو و مبارزه سیاسی دنبال شد، اما حکومت اسلامی از پذیرش آنها سر باز زد. فرمان جهاد خمینی، آغاز لشکرکشی به شهرها و روستاهای کردستان و بهکارگیری ارتش، سپاه و نیروهای مسلح حکومتی، نشان داد که جمهوری اسلامی مسئله کردستان را نه بهعنوان فقط یک مسئله سیاسی، بلکه بهعنوان موضوعی امنیتی و نظامی میبیند.
حمله جمهوری اسلامی، اعدامهای فوری، محاصره شهرها، حمله به مناطق مسکونی و ایجاد فضای رعب همراه بود. در پاوه، سقز، مریوان، سنندج و روستاهایی چون قارنا، قلاتان و ایندرقاش، مردم با جنایتهایی روبهرو شدند که هدفشان فقط از میانبرداشتن افراد مبارز نبود؛ حکومت میخواست اراده جمعی مردم را درهم بشکند و به همه نشان دهد که هر شکل مستقل سازمانیابی با خشونت پاسخ خواهد گرفت.
اما جامعه کردستان تسلیم نشد. مقاومت مردم در شهرها، اعتصابها و اعتراضهای خیابانی، فعالیت سازمانهای سیاسی و عملیات پیشمرگان، امکان تثبیت سریع سلطه حکومت را از میان برد. جمهوری اسلامی ناچار شد در مقاطعی آتشبس را بپذیرد و پای مذاکره بنشیند. این عقبنشینی نتیجه لطف یا انعطاف حکومت نبود، بلکه محصول فشار مقاومت سازمانیافته مردم بود.
مبارزه مردم کردستان در آن دوره تنها دفاع از خود در برابر حمله نظامی نبود. در فاصله میان دو یورش، مردم کوشیدند امور جامعه را بر پایه ابتکار و مشارکت مستقیم خود اداره کنند. شوراها، نهادهای محلی، تشکلهای اجتماعی و شکلهای گوناگون همکاری جمعی پدید آمدند. زنان حضور فعالتری در زندگی سیاسی و اجتماعی یافتند، مناسبات سنتی و فئودالی به چالش کشیده شد و زمینههایی برای آموزش پیشرو و مشارکت عمومی فراهم آمد.
این تجربه، هرچند کوتاه و نابرابر و در شرایط جنگی، اهمیت تاریخی داشت. مردم برای نخستین بار در ابعادی گسترده دیدند که اداره جامعه الزاماً نباید در اختیار دولت، ارتش، ملاکان یا نخبگان سیاسی باشد. دفاع بعدی از کردستان، دفاع از امکان آزادی، برابری و دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خویش نیز بود.
حکومت اسلامی در بهار ۱۳۵۹ با سازماندهی تهاجمی گستردهتر، حمله به کردستان را از سر گرفت. شهر سنندج و بسیاری از مناطق دیگر، هفتهها در برابر سلاحهای سنگین و نیروهای نظامی حکومت مقاومت کردند. رژیم سرانجام با تکیه بر برتری نظامی توانست بخشهایی از منطقه را به کنترل خود درآورد، اما این پیروزی نظامی هرگز به معنای پایان جنبش آزادیخواهانه کردستان نبود.
مردم کردستان در دهههای بعد، مبارزه را در قالبهای مختلف ادامه دادند: از اعتراضهای اجتماعی و اعتصابهای عمومی تا مقاومت در برابر اعدام، سرکوب، تبعیض ملی و کشتار کولبران. جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز نشان داد که خواست آزادی در کردستان از مبارزه سراسری مردم ایران جدا نیست. شعارها و مبارزات مردم کردستان، بار دیگر پیوند میان آزادی زن، برابری اجتماعی، رفع ستم ملی و مبارزه علیه جمهوری اسلامی را به سطح جامعه آورد.
اکنون در سالگرد ۲۸ مرداد، جامعه ایران با بحرانهایی درهمتنیده روبهروست: جنگ، تحریم، فقر، بیکاری، تورم، تخریب محیط زیست، کمبود آب و انرژی و تشدید سرکوب سیاسی. جمهوری اسلامی از فضای جنگی برای امنیتیکردن جامعه، خاموشکردن اعتراضها و توجیه فشار اقتصادی استفاده میکند. در همان حال، دولت آمریکا و دیگر قدرتهای منطقهای نیز منافع مردم را نمایندگی نمیکنند؛ آنها در پی گسترش حوزه نفوذ، تأمین منافع اقتصادی و تحمیل نظم سیاسی مطلوب خود هستند.
پایان جنگ را نباید به تصمیم دولتها، مذاکرات پشت درهای بسته یا معامله میان قدرتهای نظامی واگذار کرد. مردم ایران و کردستان باید خواهان توقف فوری جنگ، پایان حملات نظامی و کنارگذاشتن سیاستهایی باشند که زندگی میلیونها انسان را به میدان رقابت دولتها تبدیل کرده است. مخالفت با جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست؛ همانگونه که مخالفت با جمهوری اسلامی نباید به حمایت از بمباران و دخالت قدرتهای خارجی منجر شود.
به مناسبت ۲۸ مرداد؛ یادآور آغاز یورش جمهوری اسلامی به کردستان
بیستوهشتم مرداد ۱۳۵۸ را نمیتوان از تاریخ انقلاب مردم ایران جدا کرد. جمهوری اسلامی در همان نخستین ماههای استقرار خود دریافت که کردستان، با فضای سیاسی باز، حضور گسترده مردم در صحنه و رشد تشکلهای انقلابی، با نظم استبدادی و مذهبی مورد نظر آن حکومت سازگار نیست. از همین رو، حمله به کردستان بخشی از پروژه سراسری جمهوری اسلامی برای پایاندادن به انقلاب و بازگرداندن جامعه به انقیاد سیاسی، طبقاتی و مذهبی بود.
مردم کردستان در برابر حکومت مرکزی، مطالبات روشن و مشخصی داشتند: بهرسمیتشناختن حقوق ملی، تضمین آزادیهای سیاسی، مشارکت مردم در اداره امور و پایاندادن به تبعیض و نابرابری. این خواستها از مسیر گفتوگو و مبارزه سیاسی دنبال شد، اما حکومت اسلامی از پذیرش آنها سر باز زد. فرمان جهاد خمینی، آغاز لشکرکشی به شهرها و روستاهای کردستان و بهکارگیری ارتش، سپاه و نیروهای مسلح حکومتی، نشان داد که جمهوری اسلامی مسئله کردستان را نه بهعنوان فقط یک مسئله سیاسی، بلکه بهعنوان موضوعی امنیتی و نظامی میبیند.
حمله جمهوری اسلامی، اعدامهای فوری، محاصره شهرها، حمله به مناطق مسکونی و ایجاد فضای رعب همراه بود. در پاوه، سقز، مریوان، سنندج و روستاهایی چون قارنا، قلاتان و ایندرقاش، مردم با جنایتهایی روبهرو شدند که هدفشان فقط از میانبرداشتن افراد مبارز نبود؛ حکومت میخواست اراده جمعی مردم را درهم بشکند و به همه نشان دهد که هر شکل مستقل سازمانیابی با خشونت پاسخ خواهد گرفت.
اما جامعه کردستان تسلیم نشد. مقاومت مردم در شهرها، اعتصابها و اعتراضهای خیابانی، فعالیت سازمانهای سیاسی و عملیات پیشمرگان، امکان تثبیت سریع سلطه حکومت را از میان برد. جمهوری اسلامی ناچار شد در مقاطعی آتشبس را بپذیرد و پای مذاکره بنشیند. این عقبنشینی نتیجه لطف یا انعطاف حکومت نبود، بلکه محصول فشار مقاومت سازمانیافته مردم بود.
مبارزه مردم کردستان در آن دوره تنها دفاع از خود در برابر حمله نظامی نبود. در فاصله میان دو یورش، مردم کوشیدند امور جامعه را بر پایه ابتکار و مشارکت مستقیم خود اداره کنند. شوراها، نهادهای محلی، تشکلهای اجتماعی و شکلهای گوناگون همکاری جمعی پدید آمدند. زنان حضور فعالتری در زندگی سیاسی و اجتماعی یافتند، مناسبات سنتی و فئودالی به چالش کشیده شد و زمینههایی برای آموزش پیشرو و مشارکت عمومی فراهم آمد.
این تجربه، هرچند کوتاه و نابرابر و در شرایط جنگی، اهمیت تاریخی داشت. مردم برای نخستین بار در ابعادی گسترده دیدند که اداره جامعه الزاماً نباید در اختیار دولت، ارتش، ملاکان یا نخبگان سیاسی باشد. دفاع بعدی از کردستان، دفاع از امکان آزادی، برابری و دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خویش نیز بود.
حکومت اسلامی در بهار ۱۳۵۹ با سازماندهی تهاجمی گستردهتر، حمله به کردستان را از سر گرفت. شهر سنندج و بسیاری از مناطق دیگر، هفتهها در برابر سلاحهای سنگین و نیروهای نظامی حکومت مقاومت کردند. رژیم سرانجام با تکیه بر برتری نظامی توانست بخشهایی از منطقه را به کنترل خود درآورد، اما این پیروزی نظامی هرگز به معنای پایان جنبش آزادیخواهانه کردستان نبود.
مردم کردستان در دهههای بعد، مبارزه را در قالبهای مختلف ادامه دادند: از اعتراضهای اجتماعی و اعتصابهای عمومی تا مقاومت در برابر اعدام، سرکوب، تبعیض ملی و کشتار کولبران. جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز نشان داد که خواست آزادی در کردستان از مبارزه سراسری مردم ایران جدا نیست. شعارها و مبارزات مردم کردستان، بار دیگر پیوند میان آزادی زن، برابری اجتماعی، رفع ستم ملی و مبارزه علیه جمهوری اسلامی را به سطح جامعه آورد.
اکنون در سالگرد ۲۸ مرداد، جامعه ایران با بحرانهایی درهمتنیده روبهروست: جنگ، تحریم، فقر، بیکاری، تورم، تخریب محیط زیست، کمبود آب و انرژی و تشدید سرکوب سیاسی. جمهوری اسلامی از فضای جنگی برای امنیتیکردن جامعه، خاموشکردن اعتراضها و توجیه فشار اقتصادی استفاده میکند. در همان حال، دولت آمریکا و دیگر قدرتهای منطقهای نیز منافع مردم را نمایندگی نمیکنند؛ آنها در پی گسترش حوزه نفوذ، تأمین منافع اقتصادی و تحمیل نظم سیاسی مطلوب خود هستند.
پایان جنگ را نباید به تصمیم دولتها، مذاکرات پشت درهای بسته یا معامله میان قدرتهای نظامی واگذار کرد. مردم ایران و کردستان باید خواهان توقف فوری جنگ، پایان حملات نظامی و کنارگذاشتن سیاستهایی باشند که زندگی میلیونها انسان را به میدان رقابت دولتها تبدیل کرده است. مخالفت با جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست؛ همانگونه که مخالفت با جمهوری اسلامی نباید به حمایت از بمباران و دخالت قدرتهای خارجی منجر شود.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان Shora Network is the official media outlet of the Council for Cooperation of Left a
Photo
موضع مستقل و طبقاتی مردم، نفی هر دو قطب ارتجاعی این جنگ است: نفی جمهوری اسلامی و نفی مداخله امپریالیستی. راه رهایی جامعه از مسیر مبارزه مستقل کارگران، زنان، جوانان و همه ستمدیدگان میگذرد، نه از موشکهای دولتها و نه از وعدههای قدرتهای خارجی.
شرایط کنونی، بیش از هر چیز، ضرورت گسترش تشکلهای مستقل و پیوندزدن مبارزات پراکنده را برجسته میکند. اعتراض کارگران و بازنشستگان، مبارزه زنان، مقاومت دانشجویان، کارزار علیه اعدام، مبارزات دادخواهانه و جنبش آزادیخواهانه مردم کردستان، اجزای جدا از هم نیستند. هر یک از این مبارزات بخشی از نبرد عمومی جامعه علیه استثمار، تبعیض و استبداد است.
برای نیروهای چپ و کمونیست، مسئله اصلی آن است که این اعتراضها به نیرویی سازمانیافته و پایدار تبدیل شوند. ایجاد مجامع عمومی، شوراهای کارگری، تشکلهای مستقل زنان، کمیتههای محلات، نهادهای دانشجویی و شبکههای همبستگی در شهرها و روستاها، شرط آن است که مردم از حالت اعتراضهای پراکنده فراتر روند و در تعیین مسیر مبارزه نقش مستقیم داشته باشند.
در کردستان باید علیه گرانی، بیکاری، بیآبی، قطع برق، سرکوب کولبران، اعدام و تبعیض ملی، تبعیض علیه زنان مبارزه کرد. این مطالبات باید به مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر ایران پیوند بخورد. نیروی تغییر نه در انتظار مداخله خارجی، بلکه در سازمانیابی مردم و در اتحاد مبارزاتی آنان نهفته است.
ما حاکمیت شورایی را بدیلی برای دولتهای استبدادی، مذهبی، سرمایهدار و وابسته میدانیم. در چنین نظامی، تصمیمگیری درباره زندگی سیاسی و اجتماعی از انحصار دولت و احزاب حاکم خارج میشود و به نهادهایی سپرده میشود که خود مردم در محل کار و زندگیشان تشکیل میدهند. حل مسئله ملی در کردستان، جدا از مبارزه طبقاتی و مبارزه برای آزادیهای عمومی نیست. مردم کردستان باید خود درباره آینده سیاسی و اجتماعیشان تصمیم بگیرند؛ اما این تصمیم باید بر پایه مشارکت همه مردم، برابری زنان و مردان، منافع کارگران و زحمتکشان و همبستگی با جنبش سراسری مردم ایران شکل گیرد، نه بر پایه رقابت احزاب مسلح یا اتکا به دولتهای خارجی.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، ضمن گرامیداشت یاد جانباختگان و مبارزان مقاومت مردم کردستان، خود را متعهد میداند که در کنار کارگران، زنان، جوانان و همه مردم آزادیخواه برای گسترش مبارزه علیه جمهوری اسلامی، مخالفت با جنگ و مداخله خارجی، تقویت تشکلهای تودهای و پیوند مبارزات کردستان با جنبشهای سراسری تلاش کند.
۲۸ مرداد برای ما فقط یادآوری یک جنایت تاریخی نیست؛ نشانه این حقیقت نیز هست که آزادی را نمیتوان از بالا هدیه گرفت و نمیتوان آن را از بیرون وارد کرد. آزادی زمانی پایدار میشود که مردم خود سازمان یابند، تصمیم بگیرند و اداره جامعه را به دست گیرند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد حاکمیت شورایی مردم
زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۲۶ مرداد ۱۴۰۵ ــ ۱۷ اوت ۲۰۲۶
شرایط کنونی، بیش از هر چیز، ضرورت گسترش تشکلهای مستقل و پیوندزدن مبارزات پراکنده را برجسته میکند. اعتراض کارگران و بازنشستگان، مبارزه زنان، مقاومت دانشجویان، کارزار علیه اعدام، مبارزات دادخواهانه و جنبش آزادیخواهانه مردم کردستان، اجزای جدا از هم نیستند. هر یک از این مبارزات بخشی از نبرد عمومی جامعه علیه استثمار، تبعیض و استبداد است.
برای نیروهای چپ و کمونیست، مسئله اصلی آن است که این اعتراضها به نیرویی سازمانیافته و پایدار تبدیل شوند. ایجاد مجامع عمومی، شوراهای کارگری، تشکلهای مستقل زنان، کمیتههای محلات، نهادهای دانشجویی و شبکههای همبستگی در شهرها و روستاها، شرط آن است که مردم از حالت اعتراضهای پراکنده فراتر روند و در تعیین مسیر مبارزه نقش مستقیم داشته باشند.
در کردستان باید علیه گرانی، بیکاری، بیآبی، قطع برق، سرکوب کولبران، اعدام و تبعیض ملی، تبعیض علیه زنان مبارزه کرد. این مطالبات باید به مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر ایران پیوند بخورد. نیروی تغییر نه در انتظار مداخله خارجی، بلکه در سازمانیابی مردم و در اتحاد مبارزاتی آنان نهفته است.
ما حاکمیت شورایی را بدیلی برای دولتهای استبدادی، مذهبی، سرمایهدار و وابسته میدانیم. در چنین نظامی، تصمیمگیری درباره زندگی سیاسی و اجتماعی از انحصار دولت و احزاب حاکم خارج میشود و به نهادهایی سپرده میشود که خود مردم در محل کار و زندگیشان تشکیل میدهند. حل مسئله ملی در کردستان، جدا از مبارزه طبقاتی و مبارزه برای آزادیهای عمومی نیست. مردم کردستان باید خود درباره آینده سیاسی و اجتماعیشان تصمیم بگیرند؛ اما این تصمیم باید بر پایه مشارکت همه مردم، برابری زنان و مردان، منافع کارگران و زحمتکشان و همبستگی با جنبش سراسری مردم ایران شکل گیرد، نه بر پایه رقابت احزاب مسلح یا اتکا به دولتهای خارجی.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، ضمن گرامیداشت یاد جانباختگان و مبارزان مقاومت مردم کردستان، خود را متعهد میداند که در کنار کارگران، زنان، جوانان و همه مردم آزادیخواه برای گسترش مبارزه علیه جمهوری اسلامی، مخالفت با جنگ و مداخله خارجی، تقویت تشکلهای تودهای و پیوند مبارزات کردستان با جنبشهای سراسری تلاش کند.
۲۸ مرداد برای ما فقط یادآوری یک جنایت تاریخی نیست؛ نشانه این حقیقت نیز هست که آزادی را نمیتوان از بالا هدیه گرفت و نمیتوان آن را از بیرون وارد کرد. آزادی زمانی پایدار میشود که مردم خود سازمان یابند، تصمیم بگیرند و اداره جامعه را به دست گیرند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد حاکمیت شورایی مردم
زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۲۶ مرداد ۱۴۰۵ ــ ۱۷ اوت ۲۰۲۶
نه به قتل زنان، نه به قوانین زنستیز، نه به ناموسپرستی!
مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
بار دیگر خشونت مردسالارانه جان یکی از زنان زحمتکش جامعه را گرفت. قتل فجیع لطیفه محمدزاده، راننده آژانس در سقز، زنی که برای استقلال اقتصادی و تأمین زندگی خود و فرزندش تلاش میکرد، تنها یک جنایت فردی نیست. این جنایت جلوهای هولناک از خشونتی است که در بستر مناسبات مردسالارانه، فرهنگ ناموسپرستی، قوانین زنستیز و ساختاری که حقوق و آزادی زنان را به رسمیت نمیشناسد، بازتولید میشود.
قتل زنان را نمیتوان صرفاً به خشونت یک فرد یا یک اختلاف خانوادگی تقلیل داد. جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه حاکمیت خود، تبعیض جنسیتی را به بخشی از ساختار قانونی و سیاسی جامعه تبدیل کرده است. قوانین اسلامی و زنستیز، حجاب اجباری، نابرابری حقوقی، محدود کردن حق طلاق و حضانت و دخالت حکومت در خصوصیترین عرصههای زندگی زنان، همگی اجزای نظامی هستند که فرودستی زن را به رسمیت میشناسد و بازتولید میکند.
ناموسپرستی یکی از خشنترین اشکال فرهنگ مردسالارانه و تفکر مالکیت بر زن است. در این نگرش، زن نه انسانی آزاد و مستقل، بلکه تابع اراده مرد، خانواده و سنت تلقی میشود. استقلال اقتصادی، حق جدایی، انتخاب شریک زندگی و تصمیمگیری آزادانه درباره سرنوشت خویش میتواند به عنوان «سرپیچی» یا «بیآبرویی» تعریف شود و کنترل، تهدید و خشونت علیه زنان مشروعیت پیدا کند.
ما از کارگران، زنان و جوانان، فعالان اجتماعی، نیروهای آزادیخواه و برابریطلب و تشکلهای مستقل در کردستان میخواهیم مبارزه و مقاومت خود علیه خشونت علیه زنان، ناموسپرستی و مناسبات زنستیز را هرچه گسترش دهند. زنانی که برای استقلال اقتصادی، خروج از روابط خشونتآمیز و انتخاب آزادانه مسیر زندگی خود تلاش میکنند، نباید در این مبارزه تنها گذاشته شوند.
ایجاد و تقویت تشکلهای مستقل زنان، شبکههای همبستگی، نهادهای مردمی و سازوکارهای جمعی برای حمایت از زنان و کودکان در معرض خشونت ضرورتی فوری است. تجربه مبارزات مردم کردستان نشان داده است که اتکا به نیروی متشکل و آگاه جامعه میتواند در برابر ارتجاع، تبعیض و خشونت سدی واقعی ایجاد کند.
مبارزه علیه قتل زنان از مبارزه علیه مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادیای که نابرابری و فرودستی زنان را بازتولید میکنند، جدا نیست.
زنان در ایران و کردستان بارها نشان دادهاند که نه قربانیان خاموش، بلکه یکی از نیروهای اصلی مبارزه برای آزادی و برابریاند.
قتل لطیفه محمدزاده باید بار دیگر زنگ خطری برای همه ما باشد. پاسخ به چنین جنایاتی نمیتواند به سوگواری و محکومیت محدود بماند. باید در برابر فرهنگی که خشونت علیه زن را توجیه میکند، در برابر قوانینی که نابرابری را رسمیت میبخشند و در برابر نظامی که این مناسبات را حفظ و بازتولید میکند، متشکل، آگاهانه و جمعی ایستاد.
جامعهای آزاد بدون آزادی زنان ممکن نیست و برابری اجتماعی بدون برابری کامل و بیقیدوشرط زنان و مردان معنایی ندارد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان این جنایت را به شدت محکوم میکند و ضمن ابراز همدردی با خانواده و نزدیکان #لطیفه_محمدزاده، خود را در کنار همه زنانی میداند که قربانی خشونت، تهدید، تبعیض و ستم جنسیتی شدهاند.
✊ نه به ناموسپرستی و نه به قتل زنان!
🔴 سرنگون باد رژیم زنستیز جمهوری اسلامی!
📌 شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
📅 مرداد ۱۴۰۵ / اوت ۲۰۲۶
#لطیفه_محمدزاده #زن_زندگی_آزادی #نه_به_قتل_زنان #نه_به_ناموس_پرستی #حقوق_زنان
مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
بار دیگر خشونت مردسالارانه جان یکی از زنان زحمتکش جامعه را گرفت. قتل فجیع لطیفه محمدزاده، راننده آژانس در سقز، زنی که برای استقلال اقتصادی و تأمین زندگی خود و فرزندش تلاش میکرد، تنها یک جنایت فردی نیست. این جنایت جلوهای هولناک از خشونتی است که در بستر مناسبات مردسالارانه، فرهنگ ناموسپرستی، قوانین زنستیز و ساختاری که حقوق و آزادی زنان را به رسمیت نمیشناسد، بازتولید میشود.
قتل زنان را نمیتوان صرفاً به خشونت یک فرد یا یک اختلاف خانوادگی تقلیل داد. جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه حاکمیت خود، تبعیض جنسیتی را به بخشی از ساختار قانونی و سیاسی جامعه تبدیل کرده است. قوانین اسلامی و زنستیز، حجاب اجباری، نابرابری حقوقی، محدود کردن حق طلاق و حضانت و دخالت حکومت در خصوصیترین عرصههای زندگی زنان، همگی اجزای نظامی هستند که فرودستی زن را به رسمیت میشناسد و بازتولید میکند.
ناموسپرستی یکی از خشنترین اشکال فرهنگ مردسالارانه و تفکر مالکیت بر زن است. در این نگرش، زن نه انسانی آزاد و مستقل، بلکه تابع اراده مرد، خانواده و سنت تلقی میشود. استقلال اقتصادی، حق جدایی، انتخاب شریک زندگی و تصمیمگیری آزادانه درباره سرنوشت خویش میتواند به عنوان «سرپیچی» یا «بیآبرویی» تعریف شود و کنترل، تهدید و خشونت علیه زنان مشروعیت پیدا کند.
ما از کارگران، زنان و جوانان، فعالان اجتماعی، نیروهای آزادیخواه و برابریطلب و تشکلهای مستقل در کردستان میخواهیم مبارزه و مقاومت خود علیه خشونت علیه زنان، ناموسپرستی و مناسبات زنستیز را هرچه گسترش دهند. زنانی که برای استقلال اقتصادی، خروج از روابط خشونتآمیز و انتخاب آزادانه مسیر زندگی خود تلاش میکنند، نباید در این مبارزه تنها گذاشته شوند.
ایجاد و تقویت تشکلهای مستقل زنان، شبکههای همبستگی، نهادهای مردمی و سازوکارهای جمعی برای حمایت از زنان و کودکان در معرض خشونت ضرورتی فوری است. تجربه مبارزات مردم کردستان نشان داده است که اتکا به نیروی متشکل و آگاه جامعه میتواند در برابر ارتجاع، تبعیض و خشونت سدی واقعی ایجاد کند.
مبارزه علیه قتل زنان از مبارزه علیه مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادیای که نابرابری و فرودستی زنان را بازتولید میکنند، جدا نیست.
زنان در ایران و کردستان بارها نشان دادهاند که نه قربانیان خاموش، بلکه یکی از نیروهای اصلی مبارزه برای آزادی و برابریاند.
قتل لطیفه محمدزاده باید بار دیگر زنگ خطری برای همه ما باشد. پاسخ به چنین جنایاتی نمیتواند به سوگواری و محکومیت محدود بماند. باید در برابر فرهنگی که خشونت علیه زن را توجیه میکند، در برابر قوانینی که نابرابری را رسمیت میبخشند و در برابر نظامی که این مناسبات را حفظ و بازتولید میکند، متشکل، آگاهانه و جمعی ایستاد.
جامعهای آزاد بدون آزادی زنان ممکن نیست و برابری اجتماعی بدون برابری کامل و بیقیدوشرط زنان و مردان معنایی ندارد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان این جنایت را به شدت محکوم میکند و ضمن ابراز همدردی با خانواده و نزدیکان #لطیفه_محمدزاده، خود را در کنار همه زنانی میداند که قربانی خشونت، تهدید، تبعیض و ستم جنسیتی شدهاند.
✊ نه به ناموسپرستی و نه به قتل زنان!
🔴 سرنگون باد رژیم زنستیز جمهوری اسلامی!
📌 شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
📅 مرداد ۱۴۰۵ / اوت ۲۰۲۶
#لطیفه_محمدزاده #زن_زندگی_آزادی #نه_به_قتل_زنان #نه_به_ناموس_پرستی #حقوق_زنان