درخواست رسمی ما به سازمان ملل، اتحادیه اروپا و رسانههای بینالمللی ارسال شد.
این کمپین برای جلب توجه جهانی به وضعیت پناهندگان کردستان ایران ساکن در اقلیم کردستان عراق آغاز شده است.
📢 اطلاعرسانی کنی
متن کامل درخواست:
تاریخ: 05.05.2026
به: کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR)
denco@unhcr.org
info@unhcr.org
hq@unhcr.org
InfoDesk@ohchr.org
hrc-sr-iran@un.org
press@amnesty.org
موضوع: درخواست رسیدگی فوری به وضعیت پناهندگان در اقلیم کردستان عراق
با سلام و احترام،
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، با نگرانی عمیق نسبت به وضعیت کنونی پناهندگان در اقلیم کردستان عراق، این نامه را جهت جلب توجه و اقدام فوری این نهاد تقدیم میدارد.
در سالهای اخیر، هزاران نفر از فعالین سیاسی، مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران، و شهروندانی که به دلایل مختلف از سرکوب، تهدید و ناامنی گریختهاند، در اقلیم کردستان سکونت یافتهاند. بخش قابل توجهی از این افراد در شرایطی بسیار دشوار و ناپایدار زندگی میکنند؛ شرایطی که با استانداردهای اولیه انسانی و حقوق پناهندگان فاصله جدی دارد و همین امر تاکنون منجر به جانباختن تعدادی از انسانهایی شده است که تنها “جرم”شان مخالفت با جمهوری اسلامی بوده است.
با توجه به مسئولیتهای بینالمللی این نهاد و با استناد به اصول و اسناد بنیادین حقوق بشر از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر (بهویژه مواد ۳، ۵ و ۱۴) و کنوانسیون ۱۹۵۱ مربوط به وضعیت پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷ ، از شما تقاضا داریم که:
۱- اعمال فشار فوری و مؤثر بر جمهوری اسلامی ایران از طریق سازوکارهای بینالمللی، بهمنظور توقف حملات موشکی و استفاده از پهپاد علیه اردوگاهها و محلهای استقرار پناهندگان در اقلیم کردستان، و تضمین امنیت جانی آنها، در چارچوب حق حیات و امنیت فردی (ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر).
۲- رسیدگی فوری به وضعیت امنیتی پناهندگان و اتخاذ تدابیر لازم برای حفاظت از جان آنان در برابر تهدیدات و حملات احتمالی، در راستای تعهدات بینالمللی در حمایت از غیرنظامیان.
۳- تسریع در روند بررسی پروندههای پناهندگی و همزمان تسهیل و تسریع در اسکان مجدد (Resettlement) پناهجویانی که در معرض خطر جدی قرار دارند، بهگونهای که از بلاتکلیفی طولانیمدت و آسیبهای روانی ناشی از آن جلوگیری شود.
۴- بهبود شرایط زندگی در کمپها و محلهای اسکان و تضمین حقوق انسانی و کرامت پناهندگان، از جمله دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و امکانات اولیه معیشتی، در چارچوب اصول کرامت انسانی و منع رفتارهای غیرانسانی (ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر).
۵- نظارت مؤثر بر وضعیت کمپها و پناهندگان خارج از کمپ و همکاری فعال با نهادهای محلی برای جلوگیری از نقض حقوق آنان، در راستای تضمین اجرای تعهدات بینالمللی مرتبط با حقوق پناهندگان.
ما تأکید میکنیم که بخش عمدهای از این پناهندگان، صرفاً به دلیل عقاید سیاسی یا شرایط اجتماعی ناچار به ترک کشور خود شدهاند. بر اساس ماده ۱۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فردی حق دارد در برابر آزار و تعقیب، در کشورهای دیگر پناهندگی بجوید و از آن بهرهمند شود.
ادامه وضعیت کنونی، این افراد را در معرض خطرات جدی جانی و انسانی قرار داده و مستلزم اقدام فوری و قاطع است.
از کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان انتظار میرود با در نظر گرفتن فوریت این وضعیت، اقدامات عملی، مؤثر و سریع برای حمایت از این افراد اتخاذ نماید.
با احترام
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
جهت اطلاع: بالغ بر ۵۰۰ فعال سیاسی در خارج از کشور، «کمپین نجات جان پناهجویان» را امضا کردهاند.
CC:
• Human Rights Watch
hrwpress@hrw.org
• International Federation for Human Rights
fidh@fidh.org
• Front Line Defenders
info@frontlinedefenders.org
• BBC Persian
persian@bbc.co.uk
• Iran International
news@iranintl.com
• Al Jazeera
press@aljazeera.net
• The Guardian
guardian.readers@theguardian.com
• European External Action Service
📩 eeas@eeas.europa.eu
• European Parliament Subcommittee on Human Rights
📩 droi@europarl.europa.eu
این کمپین برای جلب توجه جهانی به وضعیت پناهندگان کردستان ایران ساکن در اقلیم کردستان عراق آغاز شده است.
📢 اطلاعرسانی کنی
متن کامل درخواست:
تاریخ: 05.05.2026
به: کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR)
denco@unhcr.org
info@unhcr.org
hq@unhcr.org
InfoDesk@ohchr.org
hrc-sr-iran@un.org
press@amnesty.org
موضوع: درخواست رسیدگی فوری به وضعیت پناهندگان در اقلیم کردستان عراق
با سلام و احترام،
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، با نگرانی عمیق نسبت به وضعیت کنونی پناهندگان در اقلیم کردستان عراق، این نامه را جهت جلب توجه و اقدام فوری این نهاد تقدیم میدارد.
در سالهای اخیر، هزاران نفر از فعالین سیاسی، مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران، و شهروندانی که به دلایل مختلف از سرکوب، تهدید و ناامنی گریختهاند، در اقلیم کردستان سکونت یافتهاند. بخش قابل توجهی از این افراد در شرایطی بسیار دشوار و ناپایدار زندگی میکنند؛ شرایطی که با استانداردهای اولیه انسانی و حقوق پناهندگان فاصله جدی دارد و همین امر تاکنون منجر به جانباختن تعدادی از انسانهایی شده است که تنها “جرم”شان مخالفت با جمهوری اسلامی بوده است.
با توجه به مسئولیتهای بینالمللی این نهاد و با استناد به اصول و اسناد بنیادین حقوق بشر از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر (بهویژه مواد ۳، ۵ و ۱۴) و کنوانسیون ۱۹۵۱ مربوط به وضعیت پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷ ، از شما تقاضا داریم که:
۱- اعمال فشار فوری و مؤثر بر جمهوری اسلامی ایران از طریق سازوکارهای بینالمللی، بهمنظور توقف حملات موشکی و استفاده از پهپاد علیه اردوگاهها و محلهای استقرار پناهندگان در اقلیم کردستان، و تضمین امنیت جانی آنها، در چارچوب حق حیات و امنیت فردی (ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر).
۲- رسیدگی فوری به وضعیت امنیتی پناهندگان و اتخاذ تدابیر لازم برای حفاظت از جان آنان در برابر تهدیدات و حملات احتمالی، در راستای تعهدات بینالمللی در حمایت از غیرنظامیان.
۳- تسریع در روند بررسی پروندههای پناهندگی و همزمان تسهیل و تسریع در اسکان مجدد (Resettlement) پناهجویانی که در معرض خطر جدی قرار دارند، بهگونهای که از بلاتکلیفی طولانیمدت و آسیبهای روانی ناشی از آن جلوگیری شود.
۴- بهبود شرایط زندگی در کمپها و محلهای اسکان و تضمین حقوق انسانی و کرامت پناهندگان، از جمله دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و امکانات اولیه معیشتی، در چارچوب اصول کرامت انسانی و منع رفتارهای غیرانسانی (ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر).
۵- نظارت مؤثر بر وضعیت کمپها و پناهندگان خارج از کمپ و همکاری فعال با نهادهای محلی برای جلوگیری از نقض حقوق آنان، در راستای تضمین اجرای تعهدات بینالمللی مرتبط با حقوق پناهندگان.
ما تأکید میکنیم که بخش عمدهای از این پناهندگان، صرفاً به دلیل عقاید سیاسی یا شرایط اجتماعی ناچار به ترک کشور خود شدهاند. بر اساس ماده ۱۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فردی حق دارد در برابر آزار و تعقیب، در کشورهای دیگر پناهندگی بجوید و از آن بهرهمند شود.
ادامه وضعیت کنونی، این افراد را در معرض خطرات جدی جانی و انسانی قرار داده و مستلزم اقدام فوری و قاطع است.
از کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان انتظار میرود با در نظر گرفتن فوریت این وضعیت، اقدامات عملی، مؤثر و سریع برای حمایت از این افراد اتخاذ نماید.
با احترام
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
جهت اطلاع: بالغ بر ۵۰۰ فعال سیاسی در خارج از کشور، «کمپین نجات جان پناهجویان» را امضا کردهاند.
CC:
• Human Rights Watch
hrwpress@hrw.org
• International Federation for Human Rights
fidh@fidh.org
• Front Line Defenders
info@frontlinedefenders.org
• BBC Persian
persian@bbc.co.uk
• Iran International
news@iranintl.com
• Al Jazeera
press@aljazeera.net
• The Guardian
guardian.readers@theguardian.com
• European External Action Service
📩 eeas@eeas.europa.eu
• European Parliament Subcommittee on Human Rights
📩 droi@europarl.europa.eu
پیام تسلیت شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
بهمناسبت درگذشت رفیق #محمد_آسایش
با کمال تأسف، رفیق محمد آسایش، از چهرههای برجسته، محبوب و مبارز چپ در منطقه مریوان، در سن ۷۴سالگی در شهر وستروس سوئد چشم از جهان فروبست.
رفیق محمد پیشینهای درخشان در ایستادگی در برابر ستم و استبداد داشت. او از دوران پهلوی بهعنوان آزادیخواهی مردمی و ورزشکاری خوشنام، در کنار فرودستان و جنبش دهقانان دارسیران ایستاد. در آستانه انقلاب ۵۷ نیز در قامت معلمی متعهد، نقشی کلیدی در سازماندهی تشکلهای صنفی معلمان مریوان ایفا کرد.
با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، رفیق محمد شجاعانه به صفوف کومهله
پیوست و در برابر هجوم نیروهای رژیم مقاومت کرد. او حتی پس از مهاجرت به سوئد در اواخر دهه ۶۰ خورشیدی، اصالت چپ خود را حفظ نمود و تا پایان عمر به آرمان سوسیالیسم وفادار ماند.
«شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان» درگذشت این رفیق فداکار را به همسر گرامیاش، رفیق زهره حسنپور، فرزندانش ههوار و آران، بستگان، همسنگران و مردم مبارز مریوان تسلیت میگوید.
یاد عزیز و خاطره مبارزات رفیق محمد آسایش همواره در دل جنبش چپ و کارگری زنده و سرمشق خواهد ماند.
گرامی باد یاد و خاطره رفیق محمد آسایش!
زنده باد #سوسیالیسم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۵ مهٔ ۲۰۲۶)
بهمناسبت درگذشت رفیق #محمد_آسایش
با کمال تأسف، رفیق محمد آسایش، از چهرههای برجسته، محبوب و مبارز چپ در منطقه مریوان، در سن ۷۴سالگی در شهر وستروس سوئد چشم از جهان فروبست.
رفیق محمد پیشینهای درخشان در ایستادگی در برابر ستم و استبداد داشت. او از دوران پهلوی بهعنوان آزادیخواهی مردمی و ورزشکاری خوشنام، در کنار فرودستان و جنبش دهقانان دارسیران ایستاد. در آستانه انقلاب ۵۷ نیز در قامت معلمی متعهد، نقشی کلیدی در سازماندهی تشکلهای صنفی معلمان مریوان ایفا کرد.
با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، رفیق محمد شجاعانه به صفوف کومهله
پیوست و در برابر هجوم نیروهای رژیم مقاومت کرد. او حتی پس از مهاجرت به سوئد در اواخر دهه ۶۰ خورشیدی، اصالت چپ خود را حفظ نمود و تا پایان عمر به آرمان سوسیالیسم وفادار ماند.
«شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان» درگذشت این رفیق فداکار را به همسر گرامیاش، رفیق زهره حسنپور، فرزندانش ههوار و آران، بستگان، همسنگران و مردم مبارز مریوان تسلیت میگوید.
یاد عزیز و خاطره مبارزات رفیق محمد آسایش همواره در دل جنبش چپ و کارگری زنده و سرمشق خواهد ماند.
گرامی باد یاد و خاطره رفیق محمد آسایش!
زنده باد #سوسیالیسم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۵ مهٔ ۲۰۲۶)
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان Shora Network is the official media outlet of the Council for Cooperation of Left a
Photo
دعوت به اعتراض و همبستگی طبقاتی در ژنو – ۵ ژوئن ۲۰۲۶، مقابل سازمان جهانی کار
نشست سالانه سازمان جهانی کار در شرایطی برگزار میشود که گسترش جنگ و بیثباتی در منطقه، بار دیگر نشان داده است که هزینههای درگیریهای سیاسی و نظامی، پیش از هر چیز بر دوش کارگران و مزدبگیران تحمیل میشود. از تخریب ظرفیتهای تولیدی تا اختلال در جریان کار و معیشت، آنچه در عمل رخ داده، تشدید ناامنی اقتصادی و اجتماعی برای میلیونها انسان است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵ را بالاتر از ۵۰ درصد اعلام کرده است؛ هرچند منابع مستقل این ارقام را بسیار بالاتر میدانند. در عین حال کشتار روزانه جوانان معترض و فعالین سیاسی، اجتماعی و صدور احکام فلهای اعدام و اجرای آنها توسط جمهوری اسلامی، فضای اجتماعی را بهشدت امنیتی کرده است.
در ایران، این وضعیت با ساختاری از پیش نابرابر و سرکوبگر پیوند خورده است. کارگران نه امکان سازمانیابی مستقل دارند و نه ابزار مؤثری برای دفاع از منافع خود. هرگونه تلاش برای ایجاد تشکل یا پیگیری مطالبات جمعی، با واکنشهای امنیتی مواجه میشود، خصوصاً در حال حاضر و زیر تبعات ویرانگر جنگ.
در کردستان شرایط همیشه بغرنجتر بوده است. پدیده کولبری به عنوان نماد عریان بیثباتی شغلی، تحمیل فقر ساختاری و بیکاری پنهان بر تودههای کارگر در کردستان، و نیز میلیتاریزه بودن فضا به عنوان فضای شدیداً امنیتی و پادگانی در مناطق حاشیهای، سرکوب مطالبات را مضاعف میکند.
از سوی دیگر، نهادهایی که مدعی تنظیم استانداردهای جهانی کار هستند، در عمل نتوانستهاند یا نخواستهاند نسبت به این شکاف آشکار واکنش مؤثر نشان دهند. به رسمیت شناختن نمایندگان جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار به جای نمایندگان واقعی کارگران، عملاً امکان دادن به رژیمی است که بیش از همیشه جنایتکاریاش نسبت به مردم و کارگران ایران آشکار شده است.
کارگران حق و مطالبات حداقلی خود را طلب میکنند.
این مطالبات روشن هستند: امکان تشکلیابی آزاد، بهرسمیت شناختن حق اعتصاب، تضمین قراردادهای جمعی، تعیین دستمزد بر مبنای هزینه واقعی زندگی، پایان دادن به اشکال بیثبات اشتغال و آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی.
بر این اساس، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان از فعالان کارگری، فعالان سیاسی، نیروهای مترقی و نهادهای مدافع حقوق کارگران میخواهد که در تجمع اعتراضی ۵ ژوئن در ژنو حضور یابند و با تأکید بر همبستگی بینالمللی، مطالبات کارگران کردستان را در سطحی گستردهتر منعکس نمایند و با صدای بلند اعلام کنند که نمایندگان جمهوری اسلامی نه تنها نماینده کارگران ایران نیستند، بلکه سرکوبگران آنانند.
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران در کردستان و ایران
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیزم
٢١ مه ٢٠٢٦
نشست سالانه سازمان جهانی کار در شرایطی برگزار میشود که گسترش جنگ و بیثباتی در منطقه، بار دیگر نشان داده است که هزینههای درگیریهای سیاسی و نظامی، پیش از هر چیز بر دوش کارگران و مزدبگیران تحمیل میشود. از تخریب ظرفیتهای تولیدی تا اختلال در جریان کار و معیشت، آنچه در عمل رخ داده، تشدید ناامنی اقتصادی و اجتماعی برای میلیونها انسان است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵ را بالاتر از ۵۰ درصد اعلام کرده است؛ هرچند منابع مستقل این ارقام را بسیار بالاتر میدانند. در عین حال کشتار روزانه جوانان معترض و فعالین سیاسی، اجتماعی و صدور احکام فلهای اعدام و اجرای آنها توسط جمهوری اسلامی، فضای اجتماعی را بهشدت امنیتی کرده است.
در ایران، این وضعیت با ساختاری از پیش نابرابر و سرکوبگر پیوند خورده است. کارگران نه امکان سازمانیابی مستقل دارند و نه ابزار مؤثری برای دفاع از منافع خود. هرگونه تلاش برای ایجاد تشکل یا پیگیری مطالبات جمعی، با واکنشهای امنیتی مواجه میشود، خصوصاً در حال حاضر و زیر تبعات ویرانگر جنگ.
در کردستان شرایط همیشه بغرنجتر بوده است. پدیده کولبری به عنوان نماد عریان بیثباتی شغلی، تحمیل فقر ساختاری و بیکاری پنهان بر تودههای کارگر در کردستان، و نیز میلیتاریزه بودن فضا به عنوان فضای شدیداً امنیتی و پادگانی در مناطق حاشیهای، سرکوب مطالبات را مضاعف میکند.
از سوی دیگر، نهادهایی که مدعی تنظیم استانداردهای جهانی کار هستند، در عمل نتوانستهاند یا نخواستهاند نسبت به این شکاف آشکار واکنش مؤثر نشان دهند. به رسمیت شناختن نمایندگان جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار به جای نمایندگان واقعی کارگران، عملاً امکان دادن به رژیمی است که بیش از همیشه جنایتکاریاش نسبت به مردم و کارگران ایران آشکار شده است.
کارگران حق و مطالبات حداقلی خود را طلب میکنند.
این مطالبات روشن هستند: امکان تشکلیابی آزاد، بهرسمیت شناختن حق اعتصاب، تضمین قراردادهای جمعی، تعیین دستمزد بر مبنای هزینه واقعی زندگی، پایان دادن به اشکال بیثبات اشتغال و آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی.
بر این اساس، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان از فعالان کارگری، فعالان سیاسی، نیروهای مترقی و نهادهای مدافع حقوق کارگران میخواهد که در تجمع اعتراضی ۵ ژوئن در ژنو حضور یابند و با تأکید بر همبستگی بینالمللی، مطالبات کارگران کردستان را در سطحی گستردهتر منعکس نمایند و با صدای بلند اعلام کنند که نمایندگان جمهوری اسلامی نه تنها نماینده کارگران ایران نیستند، بلکه سرکوبگران آنانند.
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران در کردستان و ایران
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیزم
٢١ مه ٢٠٢٦
📢 اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
در محکومیت جنایت علیه «مهشید» در سنندج
✊ کارگران، زحمتکشان، انسانهای آزادیخواه و برابریطلب!
بار دیگر نفرت و تبعیض، جان انسانی دیگر را گرفت. بنا بر گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، مهشید، شهروند ترنس و از اعضای جامعه الجیبیتیکیوپلاس (LGBTQ+)، در شهر سنندج به قتل رسیده است. این رویداد تلخ تنها یک جنایت فردی نیست؛ بازتاب فضایی است که در آن سرکوب، تبعیض و نفرت علیه انسانهای متفاوت پیوسته بازتولید میشود.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، این جنایت هولناک را به شدت محکوم میکند و صمیمانه با نزدیکان و دوستان مهشید ابراز همدردی مینماید. اندوه از دست دادن عزیزی که تنها به دلیل متفاوت بودن هدف خشونت قرار گرفته است، اندوهی است که نباید بر دوش هیچ خانوادهای گذاشته شود.
در جامعهای که حکومت با قوانین تبعیضآمیز و دامن زدن به نگاههای نفرتآلود، زندگی اقلیتهای جنسی و جنسیتی را با طرد، تحقیر و ناامنی روبهرو میکند، وقوع چنین جنایتهایی اتفاقی نیست. سکوت و عدم شفافیت نهادهای امنیتی و قضایی در قبال این قتل نیز زمینهساز تداوم چنین جنایتهایی و مصونیت عاملان آن است.
همزمان، گزارشها و نگرانیهایی درباره نقش احتمالی محافل افراطی و سلفی در این جنایت مطرح شده که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. حکومتی که راه هرگونه فعالیت آزادانه تشکلهای کارگری، جنبش زنان، فعالان چپ و آزادیخواهان را میبندد، در عمل میدان را برای رشد نیروهای متعصب و نفرتپراکن باز میگذارد. مسئولیت چنین فضایی و مصونیت عاملان این خشونتها بر عهده جمهوری اسلامی و مجموعه ساختارهای سرکوبگر آن است.
خشونت علیه اقلیتهای جنسی و جنسیتی، پدیدهای جدا از دیگر اشکال ستم و نابرابری نیست. همان نظامی که کارگران را استثمار میکند، زنان را فرودست میخواهد، آزادیهای فردی و اجتماعی را سرکوب میکند و بر شکافها و تبعیضها دامن میزند، بستر رشد چنین جنایتهایی را نیز فراهم میکند. از همین رو، مبارزه علیه تبعیض، نفرتپراکنی و خشونت علیه افراد الجیبیتیکیوپلاس، بخشی از مبارزه گستردهتر برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و مرفه است.
ما از همه نیروهای مترقی، فعالان جنبش کارگری، جنبش زنان، نهادهای مدنی، آزادیخواهان و همه انسانهای آزاده در کردستان و سراسر ایران میخواهیم که در برابر خشونت علیه اقلیتهای جنسی و جنسیتی سکوت نکنند. نام مهشید و نام همه کسانی که قربانی نفرت و تبعیض شدهاند، باید یادآور این حقیقت باشد که سکوت در برابر ستم، راه را برای تکرار آن هموار میکند. باید صدای مهشید و دیگر قربانیان نفرت باشیم و برای برچیدن قوانین، سنتها و ساختارهایی که تبعیض و خشونت را بازتولید میکنند، متحدانه مبارزه کنیم.
🚩 زنده باد آزادی، برابری و حکومت شورایی!
🚩 سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!
👥 شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
📅 دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱ ژوئن ۲۰۲۶
📌 هشتگها:
#مهشید #سنندج #کردستان #حقوق_بشر #ال_جی_بی_تی #ترنس #کوئیر #نه_به_تبعیض #آزادی_و_برابری #حقوق_اقلیتها #جنبش_زنان #جنبش_کارگری #کردستان_سرخ #LGBTQ #ترنسجندر
در محکومیت جنایت علیه «مهشید» در سنندج
✊ کارگران، زحمتکشان، انسانهای آزادیخواه و برابریطلب!
بار دیگر نفرت و تبعیض، جان انسانی دیگر را گرفت. بنا بر گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، مهشید، شهروند ترنس و از اعضای جامعه الجیبیتیکیوپلاس (LGBTQ+)، در شهر سنندج به قتل رسیده است. این رویداد تلخ تنها یک جنایت فردی نیست؛ بازتاب فضایی است که در آن سرکوب، تبعیض و نفرت علیه انسانهای متفاوت پیوسته بازتولید میشود.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، این جنایت هولناک را به شدت محکوم میکند و صمیمانه با نزدیکان و دوستان مهشید ابراز همدردی مینماید. اندوه از دست دادن عزیزی که تنها به دلیل متفاوت بودن هدف خشونت قرار گرفته است، اندوهی است که نباید بر دوش هیچ خانوادهای گذاشته شود.
در جامعهای که حکومت با قوانین تبعیضآمیز و دامن زدن به نگاههای نفرتآلود، زندگی اقلیتهای جنسی و جنسیتی را با طرد، تحقیر و ناامنی روبهرو میکند، وقوع چنین جنایتهایی اتفاقی نیست. سکوت و عدم شفافیت نهادهای امنیتی و قضایی در قبال این قتل نیز زمینهساز تداوم چنین جنایتهایی و مصونیت عاملان آن است.
همزمان، گزارشها و نگرانیهایی درباره نقش احتمالی محافل افراطی و سلفی در این جنایت مطرح شده که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. حکومتی که راه هرگونه فعالیت آزادانه تشکلهای کارگری، جنبش زنان، فعالان چپ و آزادیخواهان را میبندد، در عمل میدان را برای رشد نیروهای متعصب و نفرتپراکن باز میگذارد. مسئولیت چنین فضایی و مصونیت عاملان این خشونتها بر عهده جمهوری اسلامی و مجموعه ساختارهای سرکوبگر آن است.
خشونت علیه اقلیتهای جنسی و جنسیتی، پدیدهای جدا از دیگر اشکال ستم و نابرابری نیست. همان نظامی که کارگران را استثمار میکند، زنان را فرودست میخواهد، آزادیهای فردی و اجتماعی را سرکوب میکند و بر شکافها و تبعیضها دامن میزند، بستر رشد چنین جنایتهایی را نیز فراهم میکند. از همین رو، مبارزه علیه تبعیض، نفرتپراکنی و خشونت علیه افراد الجیبیتیکیوپلاس، بخشی از مبارزه گستردهتر برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و مرفه است.
ما از همه نیروهای مترقی، فعالان جنبش کارگری، جنبش زنان، نهادهای مدنی، آزادیخواهان و همه انسانهای آزاده در کردستان و سراسر ایران میخواهیم که در برابر خشونت علیه اقلیتهای جنسی و جنسیتی سکوت نکنند. نام مهشید و نام همه کسانی که قربانی نفرت و تبعیض شدهاند، باید یادآور این حقیقت باشد که سکوت در برابر ستم، راه را برای تکرار آن هموار میکند. باید صدای مهشید و دیگر قربانیان نفرت باشیم و برای برچیدن قوانین، سنتها و ساختارهایی که تبعیض و خشونت را بازتولید میکنند، متحدانه مبارزه کنیم.
🚩 زنده باد آزادی، برابری و حکومت شورایی!
🚩 سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!
👥 شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
📅 دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱ ژوئن ۲۰۲۶
📌 هشتگها:
#مهشید #سنندج #کردستان #حقوق_بشر #ال_جی_بی_تی #ترنس #کوئیر #نه_به_تبعیض #آزادی_و_برابری #حقوق_اقلیتها #جنبش_زنان #جنبش_کارگری #کردستان_سرخ #LGBTQ #ترنسجندر
لاعیه روشنگری شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
پیرامون تکذیب خبر قتل #مهشید در #سنندج
انسانهای آزادیخواه و برابری طلب!
به اطلاع میرسانیم پیرو اطلاعیه قبلی این شورا در محکومیت قتل شهروند ترنس، مهشید در سنندج، بر اساس گزارشها و بررسیهای تکمیلی از مجاری موثق، خوشبختانه خبر وقوع این جنایت تکذیب شده و مهشید در سلامت به سر میبرد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، ضمن ابراز شادمانی عمیق از حفظ جان این شهروند، تاکید میکند که فضای فوق امنیتی حاکم بر کردستان و پنهانکاری نهادهای رسمی، همواره دسترسی به اخبار دقیق را با دشواری روبه رو میسازد.
ما ضمن تصحیح این خبر، بار دیگر بر موضع اصولی خود پای میفشاریم: مبارزه برای کرامت انسانی، امنیت شخصی و برابری کامل حقوق اقلیتهای جنسی و جنسیتی (LGBTQ+) در برابر هرگونه تبعیض ساختاری و خشونت مرتجعانه، وظیفه ای تخطی ناپذیر برای همه نیروهای رادیکال و مترقی است. صیانت از حیات و آزادی هر انسان متفاوتی، پیروزی جبهه برابری خواهی است.
زنده باد آزادی، برابری و حکومت شورایی!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
ژوئن ۲۰۲۶
پیرامون تکذیب خبر قتل #مهشید در #سنندج
انسانهای آزادیخواه و برابری طلب!
به اطلاع میرسانیم پیرو اطلاعیه قبلی این شورا در محکومیت قتل شهروند ترنس، مهشید در سنندج، بر اساس گزارشها و بررسیهای تکمیلی از مجاری موثق، خوشبختانه خبر وقوع این جنایت تکذیب شده و مهشید در سلامت به سر میبرد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، ضمن ابراز شادمانی عمیق از حفظ جان این شهروند، تاکید میکند که فضای فوق امنیتی حاکم بر کردستان و پنهانکاری نهادهای رسمی، همواره دسترسی به اخبار دقیق را با دشواری روبه رو میسازد.
ما ضمن تصحیح این خبر، بار دیگر بر موضع اصولی خود پای میفشاریم: مبارزه برای کرامت انسانی، امنیت شخصی و برابری کامل حقوق اقلیتهای جنسی و جنسیتی (LGBTQ+) در برابر هرگونه تبعیض ساختاری و خشونت مرتجعانه، وظیفه ای تخطی ناپذیر برای همه نیروهای رادیکال و مترقی است. صیانت از حیات و آزادی هر انسان متفاوتی، پیروزی جبهه برابری خواهی است.
زنده باد آزادی، برابری و حکومت شورایی!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
ژوئن ۲۰۲۶
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
به مناسبت درگذشت رفیق حامد انصاری
با تأسف فراوان اطلاع یافتیم که رفیق علاالدین انصاری ( #حامد_انصاری)، از چهرههای شناختهشده شهر و روستاهای سنندج، پس از مدتی مبارزه با بیماری سرطان، در دوم ژوئن ۲۰۲۶ چشم از جهان فروبست.
رفیق حامد فعالیت سیاسی خود را در فضای پرجنبوجوش شهر سنندج، در دوران انقلاب ۱۳۵۷ و سالهای پس از آن آغاز کرد. او در اوایل دهه شصت به صفوف تشکیلات کومهله پیوست و فعالیتهای خود را در گردان شوان، بهعنوان مسئول دسته سازمانده و نیز در واحد شهر سنندج ادامه داد. رفیق حامد تا اوایل دهه نود میلادی به فعالیت در کومهله ادامه داد و پس از آن نیز، در دوران اقامت خود در خارج از کشور، از مبارزه سیاسی و فعالیت علیه جمهوری اسلامی بازنایستاد.
رفیق حامد انصاری بهواسطه فعالیتهای تبلیغی و حضور مستمر در میان مردم زحمتکش، به چهرهای شناختهشده در میان مردم منطقه سنندج تبدیل شده بود. درگذشت او موجب تأثر و اندوه دوستان، همرزمان و مردمی شد که طی سالهای فعالیتش او را میشناختند. به همین مناسبت، در شهر سنندج، زادگاه رفیق حامد، مراسمی در یادبود وی برگزار شد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، درگذشت رفیق حامد انصاری را به خانواده، بستگان، دوستان و همرزمان او تسلیت میگوید و خود را در غم آنان شریک میداند.
یاد و خاطره رفیق حامد انصاری و سالها تلاش و مبارزه خستگیناپذیر او برای تحقق آزادی و برابری، همواره زنده و گرامی خواهد ماند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۹ ژوئن ۲۰۲۶
به مناسبت درگذشت رفیق حامد انصاری
با تأسف فراوان اطلاع یافتیم که رفیق علاالدین انصاری ( #حامد_انصاری)، از چهرههای شناختهشده شهر و روستاهای سنندج، پس از مدتی مبارزه با بیماری سرطان، در دوم ژوئن ۲۰۲۶ چشم از جهان فروبست.
رفیق حامد فعالیت سیاسی خود را در فضای پرجنبوجوش شهر سنندج، در دوران انقلاب ۱۳۵۷ و سالهای پس از آن آغاز کرد. او در اوایل دهه شصت به صفوف تشکیلات کومهله پیوست و فعالیتهای خود را در گردان شوان، بهعنوان مسئول دسته سازمانده و نیز در واحد شهر سنندج ادامه داد. رفیق حامد تا اوایل دهه نود میلادی به فعالیت در کومهله ادامه داد و پس از آن نیز، در دوران اقامت خود در خارج از کشور، از مبارزه سیاسی و فعالیت علیه جمهوری اسلامی بازنایستاد.
رفیق حامد انصاری بهواسطه فعالیتهای تبلیغی و حضور مستمر در میان مردم زحمتکش، به چهرهای شناختهشده در میان مردم منطقه سنندج تبدیل شده بود. درگذشت او موجب تأثر و اندوه دوستان، همرزمان و مردمی شد که طی سالهای فعالیتش او را میشناختند. به همین مناسبت، در شهر سنندج، زادگاه رفیق حامد، مراسمی در یادبود وی برگزار شد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، درگذشت رفیق حامد انصاری را به خانواده، بستگان، دوستان و همرزمان او تسلیت میگوید و خود را در غم آنان شریک میداند.
یاد و خاطره رفیق حامد انصاری و سالها تلاش و مبارزه خستگیناپذیر او برای تحقق آزادی و برابری، همواره زنده و گرامی خواهد ماند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۹ ژوئن ۲۰۲۶
همه آزاديخواهان و برابرى طلبان را فراميخوانیم
سالكرد ٣٠ خرداد ٢٠؛ عليه احكام شنيع #اعدام و باخواست آزادی زندانيان سياسي
٢٠ روئن ۲۰۲۶ ساعت ۱۷
Breslauer Platz, Köln /
شوراى حمايت از مبارزات مردم در ايران-كلن
هماهنكَى: 017630749272
سالكرد ٣٠ خرداد ٢٠؛ عليه احكام شنيع #اعدام و باخواست آزادی زندانيان سياسي
٢٠ روئن ۲۰۲۶ ساعت ۱۷
Breslauer Platz, Köln /
شوراى حمايت از مبارزات مردم در ايران-كلن
هماهنكَى: 017630749272
بیانیه مشترک (تفاهمنامه دولتهای تروریست و وظایف ما)
بنبست آتشبس ناپایدار بین جمهوری اسلامی و آمریکا در روز ۱۴ ژوئن وارد مرحله جدیدی شد و طرفین بر سر تفاهمنامهای ۱۴ مادهای برای مدت ۶۰ روز به توافق رسیدند.
بنبست جنگ به علت محدودیتهای متعدد، دو طرف را به وارد شدن به چنین پروسهای مجبور کرد. از یک طرف آمریکا و لشکرکشی نظامی آن طی ۳۹ روز جنگ نتوانست به اهداف از پیش تعیینشده خود، یعنی به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی، برسد. نه تأسیسات هستهای رژیم نابود شد و نه اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی از ایران خارج شد و نه توان موشکی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی، علیرغم ضرباتی که متحمل شدند، از بین رفتند.
بهعلاوه، بستن تنگه هرمز از جانب ایران که مزید بر علت شده بود، بحرانی گستردهای در بخش بزرگی از اقتصاد جهانی پدید آورد. فشار این وضعیت مستقیماً روی دولت آمریکا منعکس شد. بهعلاوه، شکاف در هیئت حاکمه آمریکا و همپیمانان اروپایی، از جمله فشارهایی بودند که دونالد ترامپ را به چرخش به طرف سازش و بدهوبستان و عاقبت قبول چنین تفاهمنامهای انداخت.
واضح است آمریکا و بزرگترین ارتش جهان در حلوفصل این بحران، هم در رویارویی با جمهوری اسلامی و هم مقابله با قطبهای رقیب جهانی، حداقل تا این مقطع موفقیتی بهدست نیاوردهاند. آنچه در تفاهمنامه آمده است، همان شرایط منطقه و خلیج فارس قبل از شروع جنگ ۳۹ روزه است.
از طرف دیگر، ضربات سیاسی، نظامی و اقتصادی و شکاف در بالای حاکمیت، جمهوری اسلامی را هم وادار ساخت تا از شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» و خونخواهی خامنهای کوتاه بیاید و بالاخره با «شیطان بزرگ» تفاهمنامهای را امضا کند که در صورت عملی شدن، حاوی امتیازات امنیتی و اقتصادی قابلتوجهی برای جمهوری اسلامی است.
اما تفاهمنامه شصت روزه شکننده است، زیرا خود حاصل شرایط و تعادل قوایی است که پس از ۳۹ روز جنگ بهدست آمده است و در آن طرفین نتوانستند برتری قاطعی در مقابل هم پیدا کنند. در نتیجه، در این سطح هم ماهیتی ناپایدار دارد. مضافاً دست به ریشه بحرانهای مزمن خاورمیانه نبرده است. تفاسیری که از برخی از بندهای آن حاصل میشود، میتواند موجب اختلاف و بههم خوردن کلیت آن بشود.
به این اعتبار، نقطه تعادل پایداری بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل ایجاد نمیکند. در خوشبینانهترین حالت، ایستگاهی است در مسیر چرخه جنگ و مذاکره بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل. این نکته را هم باید در نظر داشت که جمهوری اسلامی، که هویت ضدآمریکایی و ضداسرائیلی از ستونهای ماندگاری آن است، بهآسانی نمیتواند در یک عقبنشینی بزرگ با سیاستهای آمریکا و غرب سرراست همراهی کند.
در صورت نهایی شدن این تفاهم در مدت ۶۰ روز آینده و کسب پول و امتیازات مالی برای جمهوری اسلامی، روشن است رژیمی که ماندن در قدرت به هر قیمتی اولویت اول و آخرش است، از آن برای ترمیم معیشت و رفاه عمومی استفاده نمیکند؛ همچنان به تجهیز و بازسازی نیروهای سرکوبگر و نهادهای خرافی خواهد پرداخت و امکانات مالی را خرج آنها خواهد کرد.
اما عاقبت این تفاهم هر مسیری را طی کند، نفس ختم جنگ برای جامعه ایران و زندگی و معیشت پرمشقت دهها میلیون مردم زحمتکش مطلوب است و فرصتی برای احیای شرایط عادی جامعه و مهمتر، فرصتی برای احیای دوباره جنبشهای اعتراضی فراهم میکند.
جنگ ۱۲ روزه خرداد سال ۱۴۰۴ و بهخصوص جنگ ۳۹ روزه اخیر بار دیگر صف دوستان و دشمنان را از هم جدا ساخت. نشان داد که جامعه ایران در مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی چه مخاطرات و موانعی را در سر راه خود دارد. آتشبیاران معرکه و طرفداران بیشرم بمباران و موشکباران شهر، کارخانه، مدرسه و محل زندگی مردم، ننگی پاکنشدنی به سابقه همیشهسیاه خود افزودند.
هارترین بخش آنها، جریان سوپرشوینیست سلطنتطلب، برای ویرانی جامعه و خون ریختهشده کودکان مدرسه میناب و بمباران دانشگاهها، بیمارستانها و مناطق مسکونی، در شهرهای بزرگ غربی بساط رقص خیابانی و نوشیدن شامپاین بهراه انداختند و به انسانیت و دفاع از کرامت جهانشمول عصر حاضر تف انداختند. البته آنها تنها نبودند.
صف در انتظار بورژوازی پروغرب و بخش وسیعی از احزاب ناسیونالیست کرد، در رأس آنها همپیمانی شش جریان ناسیونالیست در کردستان، به امید به ثمر رسیدن جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل و تغییر رژیم از بالا، سر از پا نشناختند، گستاخانه آماده همپیمانی نظامی با ارتش دولتهای آمریکا و اسرائیل شدند و وقیحانه از رسانههای ضد جامعه و جنگطلب، با تبلیغ محسنات جنگ، بیربطی خود را به امنیت و حفظ جان و مال دهها میلیون انسان به نمایش گذاشتند.
تفاهمنامه اخیر آخرین میخ بر تابوت «رژیم چنج» و مرخص کردن جنگطلبان تا اطلاع ثانوی از سوی ترامپ و هیئت حاکمه آمریکاست.
بنبست آتشبس ناپایدار بین جمهوری اسلامی و آمریکا در روز ۱۴ ژوئن وارد مرحله جدیدی شد و طرفین بر سر تفاهمنامهای ۱۴ مادهای برای مدت ۶۰ روز به توافق رسیدند.
بنبست جنگ به علت محدودیتهای متعدد، دو طرف را به وارد شدن به چنین پروسهای مجبور کرد. از یک طرف آمریکا و لشکرکشی نظامی آن طی ۳۹ روز جنگ نتوانست به اهداف از پیش تعیینشده خود، یعنی به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی، برسد. نه تأسیسات هستهای رژیم نابود شد و نه اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی از ایران خارج شد و نه توان موشکی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی، علیرغم ضرباتی که متحمل شدند، از بین رفتند.
بهعلاوه، بستن تنگه هرمز از جانب ایران که مزید بر علت شده بود، بحرانی گستردهای در بخش بزرگی از اقتصاد جهانی پدید آورد. فشار این وضعیت مستقیماً روی دولت آمریکا منعکس شد. بهعلاوه، شکاف در هیئت حاکمه آمریکا و همپیمانان اروپایی، از جمله فشارهایی بودند که دونالد ترامپ را به چرخش به طرف سازش و بدهوبستان و عاقبت قبول چنین تفاهمنامهای انداخت.
واضح است آمریکا و بزرگترین ارتش جهان در حلوفصل این بحران، هم در رویارویی با جمهوری اسلامی و هم مقابله با قطبهای رقیب جهانی، حداقل تا این مقطع موفقیتی بهدست نیاوردهاند. آنچه در تفاهمنامه آمده است، همان شرایط منطقه و خلیج فارس قبل از شروع جنگ ۳۹ روزه است.
از طرف دیگر، ضربات سیاسی، نظامی و اقتصادی و شکاف در بالای حاکمیت، جمهوری اسلامی را هم وادار ساخت تا از شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» و خونخواهی خامنهای کوتاه بیاید و بالاخره با «شیطان بزرگ» تفاهمنامهای را امضا کند که در صورت عملی شدن، حاوی امتیازات امنیتی و اقتصادی قابلتوجهی برای جمهوری اسلامی است.
اما تفاهمنامه شصت روزه شکننده است، زیرا خود حاصل شرایط و تعادل قوایی است که پس از ۳۹ روز جنگ بهدست آمده است و در آن طرفین نتوانستند برتری قاطعی در مقابل هم پیدا کنند. در نتیجه، در این سطح هم ماهیتی ناپایدار دارد. مضافاً دست به ریشه بحرانهای مزمن خاورمیانه نبرده است. تفاسیری که از برخی از بندهای آن حاصل میشود، میتواند موجب اختلاف و بههم خوردن کلیت آن بشود.
به این اعتبار، نقطه تعادل پایداری بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل ایجاد نمیکند. در خوشبینانهترین حالت، ایستگاهی است در مسیر چرخه جنگ و مذاکره بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل. این نکته را هم باید در نظر داشت که جمهوری اسلامی، که هویت ضدآمریکایی و ضداسرائیلی از ستونهای ماندگاری آن است، بهآسانی نمیتواند در یک عقبنشینی بزرگ با سیاستهای آمریکا و غرب سرراست همراهی کند.
در صورت نهایی شدن این تفاهم در مدت ۶۰ روز آینده و کسب پول و امتیازات مالی برای جمهوری اسلامی، روشن است رژیمی که ماندن در قدرت به هر قیمتی اولویت اول و آخرش است، از آن برای ترمیم معیشت و رفاه عمومی استفاده نمیکند؛ همچنان به تجهیز و بازسازی نیروهای سرکوبگر و نهادهای خرافی خواهد پرداخت و امکانات مالی را خرج آنها خواهد کرد.
اما عاقبت این تفاهم هر مسیری را طی کند، نفس ختم جنگ برای جامعه ایران و زندگی و معیشت پرمشقت دهها میلیون مردم زحمتکش مطلوب است و فرصتی برای احیای شرایط عادی جامعه و مهمتر، فرصتی برای احیای دوباره جنبشهای اعتراضی فراهم میکند.
جنگ ۱۲ روزه خرداد سال ۱۴۰۴ و بهخصوص جنگ ۳۹ روزه اخیر بار دیگر صف دوستان و دشمنان را از هم جدا ساخت. نشان داد که جامعه ایران در مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی چه مخاطرات و موانعی را در سر راه خود دارد. آتشبیاران معرکه و طرفداران بیشرم بمباران و موشکباران شهر، کارخانه، مدرسه و محل زندگی مردم، ننگی پاکنشدنی به سابقه همیشهسیاه خود افزودند.
هارترین بخش آنها، جریان سوپرشوینیست سلطنتطلب، برای ویرانی جامعه و خون ریختهشده کودکان مدرسه میناب و بمباران دانشگاهها، بیمارستانها و مناطق مسکونی، در شهرهای بزرگ غربی بساط رقص خیابانی و نوشیدن شامپاین بهراه انداختند و به انسانیت و دفاع از کرامت جهانشمول عصر حاضر تف انداختند. البته آنها تنها نبودند.
صف در انتظار بورژوازی پروغرب و بخش وسیعی از احزاب ناسیونالیست کرد، در رأس آنها همپیمانی شش جریان ناسیونالیست در کردستان، به امید به ثمر رسیدن جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل و تغییر رژیم از بالا، سر از پا نشناختند، گستاخانه آماده همپیمانی نظامی با ارتش دولتهای آمریکا و اسرائیل شدند و وقیحانه از رسانههای ضد جامعه و جنگطلب، با تبلیغ محسنات جنگ، بیربطی خود را به امنیت و حفظ جان و مال دهها میلیون انسان به نمایش گذاشتند.
تفاهمنامه اخیر آخرین میخ بر تابوت «رژیم چنج» و مرخص کردن جنگطلبان تا اطلاع ثانوی از سوی ترامپ و هیئت حاکمه آمریکاست.
کمک ترامپ برای جمهوری اسلامی «در راه» بود و نه برای کس دیگری! یکی از بندهای تفاهمنامه، در صورت نهایی شدن، عدم دخالت خارجی در مناسبات داخلی ایران است.
جناح جنگطلب از راست سلطنتطلب تا طیف ملیون پروغرب و ناسیونالیستها باید، بعد از سپری کردن استرس و ناامیدی و خمودی این روزها، در آینده در مقابل مردم ایران و وجدانهای بیدار و انساندوست پاسخگوی سیاستهای ضدمردمی خود در این دوره در برابر جامعهای ۹۰ میلیونی باشند.
جامعه و جنبش حقطلبی دوباره به پا خواهد خاست و تحرکات اخیر جنگطلبان بیشرم را در کنار نیروهای ضدمردمی که در این دوره برای از هم پاشیدن شیرازه جامعه کفش و کلاه کرده بودند، رسوا خواهد کرد.
جمهوری اسلامی از اینکه دستگاه حاکمیت جنایتکارانهاش هنوز سرپاست و سرنگون نشده است، خود را پیروز جنگ به حساب میآورد.
اما وقوع جنگ و شرایط جنگی و به این بهانه تشدید سرکوب و اعدام و زندانی کردن نمیتواند مدتی طولانی جبهه واقعی جنگ کارگران و مردم زحمتکش علیه جمهوری اسلامی را به حاشیه براند. جنگ واقعی دوباره از همانجا ادامه پیدا میکند که قبل از جنگ وجود داشت. رویارویی کارگران و مردم متنفر از جمهوری اسلامی قدیمیتر و ریشهایتر از هر جنگی است. علیه بلای بیکاری و فقر و تحمل معیشت مشقتبار در کنار ناامنی و سرکوب هر صدای اعتراضی، دوباره احیا میشود.
دوباره جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی به میدان خواهند آمد. در اثنای همین جنگ ویرانگر هم صدای کارگر و دانشجو و زن برابریطلب خاموش نشد. سابقه و پرونده رژیم ضددموکراتیک جمهوری اسلامی در مقابل میلیونها مردم مبارز و خواهان سرنگونی، با جنگ اخیر سفیدشویی نمیشود.
جوی خون بین مردم جگرسوخته و جامعه داغدار را با توجیهات حمله خارجی و جاسوسسازی از مخالفین سیاسی نمیتوان پر کرد. تصفیهحساب قطعی جامعه ایران در جنگ واقعی علیه جمهوری اسلامی و آماده کردن جامعه برای بازگرداندن کرامت و انسانیت به جامعه، تنها از مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی میگذرد. و این دستور کار طبقه کارگر و صف آزادیخواهی جامعه و ما کمونیستها است.
امروزه علاوه بر موج میلیونی بیکاری و فقر، گرانی و تورم و سختی معیشت، تبعیض و سرکوب و اعدام و دهها حقوق پایمالشده دیگر، پایان جنگ از خود ویرانههایی بهجا گذاشته است که تاوان آن بر دوش مردم بیگناهی افتاده است که هیچ نقشی در شکل دادن به این جنگ ارتجاعی نداشتهاند.
در قبال مصائب جنگ علیه مردم، باید رژیم اسلامی را وادار به پرداخت خسارت و جبران این خرابیها کرد. زندگی و مداوای زخمیها و خانوادههای بیگناه و بیسرپرستی که قربانی جنگ شدند، باید تأمین شود.
و بالاخره برای ادامه جنگ علیه رژیم کهنهپرست اسلامی، ما از صفر شروع نمیکنیم. تحرکات اجتماعی عظیم سالهای اخیر که جمهوری اسلامی را تا لبه سرنگونی عقب نشاند، تجارب عظیمی به ما آموخته است که باید چراغ راه پیشرویهای آتی باشد. همچنین همبستگی، سازماندهی و تشکل، که میتواند نقطه عطفی برای جهش و رهبری مبارزات برحق طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی باشد.
اینها حلقههای کلیدی توفیق مبارزات جامعه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامیاند.
امروز دیگر سیاست ضدمردمی و انتظار رژیم چنج، ماندن با کمک دولتهای آمریکا و اسرائیل برای نجات از رژیم ضدانسانی جمهوری اسلامی، در سطح وسیعی فرو ریخته و مشوقین و مبلغین آن در حالت سرگردانی سیاسی بهسر میبرند.
باید این تجربه را به نیروی اعتمادبهنفس و باور به خود و توان توده مردم بهپاخاسته تبدیل کرد.
آینده جامعه ایران و تعیین تکلیف نهایی با رژیم سرکوبگر اسلامی، امر طبقه کارگر سازمانیافته و مردم زحمتکش است.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
برقرار باد حاکمیت شورایی
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
تشکیلات کردستان اتحاد سوسیالیستی کارگری
کومهله ـ سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست
۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ـ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶
جناح جنگطلب از راست سلطنتطلب تا طیف ملیون پروغرب و ناسیونالیستها باید، بعد از سپری کردن استرس و ناامیدی و خمودی این روزها، در آینده در مقابل مردم ایران و وجدانهای بیدار و انساندوست پاسخگوی سیاستهای ضدمردمی خود در این دوره در برابر جامعهای ۹۰ میلیونی باشند.
جامعه و جنبش حقطلبی دوباره به پا خواهد خاست و تحرکات اخیر جنگطلبان بیشرم را در کنار نیروهای ضدمردمی که در این دوره برای از هم پاشیدن شیرازه جامعه کفش و کلاه کرده بودند، رسوا خواهد کرد.
جمهوری اسلامی از اینکه دستگاه حاکمیت جنایتکارانهاش هنوز سرپاست و سرنگون نشده است، خود را پیروز جنگ به حساب میآورد.
اما وقوع جنگ و شرایط جنگی و به این بهانه تشدید سرکوب و اعدام و زندانی کردن نمیتواند مدتی طولانی جبهه واقعی جنگ کارگران و مردم زحمتکش علیه جمهوری اسلامی را به حاشیه براند. جنگ واقعی دوباره از همانجا ادامه پیدا میکند که قبل از جنگ وجود داشت. رویارویی کارگران و مردم متنفر از جمهوری اسلامی قدیمیتر و ریشهایتر از هر جنگی است. علیه بلای بیکاری و فقر و تحمل معیشت مشقتبار در کنار ناامنی و سرکوب هر صدای اعتراضی، دوباره احیا میشود.
دوباره جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی به میدان خواهند آمد. در اثنای همین جنگ ویرانگر هم صدای کارگر و دانشجو و زن برابریطلب خاموش نشد. سابقه و پرونده رژیم ضددموکراتیک جمهوری اسلامی در مقابل میلیونها مردم مبارز و خواهان سرنگونی، با جنگ اخیر سفیدشویی نمیشود.
جوی خون بین مردم جگرسوخته و جامعه داغدار را با توجیهات حمله خارجی و جاسوسسازی از مخالفین سیاسی نمیتوان پر کرد. تصفیهحساب قطعی جامعه ایران در جنگ واقعی علیه جمهوری اسلامی و آماده کردن جامعه برای بازگرداندن کرامت و انسانیت به جامعه، تنها از مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی میگذرد. و این دستور کار طبقه کارگر و صف آزادیخواهی جامعه و ما کمونیستها است.
امروزه علاوه بر موج میلیونی بیکاری و فقر، گرانی و تورم و سختی معیشت، تبعیض و سرکوب و اعدام و دهها حقوق پایمالشده دیگر، پایان جنگ از خود ویرانههایی بهجا گذاشته است که تاوان آن بر دوش مردم بیگناهی افتاده است که هیچ نقشی در شکل دادن به این جنگ ارتجاعی نداشتهاند.
در قبال مصائب جنگ علیه مردم، باید رژیم اسلامی را وادار به پرداخت خسارت و جبران این خرابیها کرد. زندگی و مداوای زخمیها و خانوادههای بیگناه و بیسرپرستی که قربانی جنگ شدند، باید تأمین شود.
و بالاخره برای ادامه جنگ علیه رژیم کهنهپرست اسلامی، ما از صفر شروع نمیکنیم. تحرکات اجتماعی عظیم سالهای اخیر که جمهوری اسلامی را تا لبه سرنگونی عقب نشاند، تجارب عظیمی به ما آموخته است که باید چراغ راه پیشرویهای آتی باشد. همچنین همبستگی، سازماندهی و تشکل، که میتواند نقطه عطفی برای جهش و رهبری مبارزات برحق طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی باشد.
اینها حلقههای کلیدی توفیق مبارزات جامعه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامیاند.
امروز دیگر سیاست ضدمردمی و انتظار رژیم چنج، ماندن با کمک دولتهای آمریکا و اسرائیل برای نجات از رژیم ضدانسانی جمهوری اسلامی، در سطح وسیعی فرو ریخته و مشوقین و مبلغین آن در حالت سرگردانی سیاسی بهسر میبرند.
باید این تجربه را به نیروی اعتمادبهنفس و باور به خود و توان توده مردم بهپاخاسته تبدیل کرد.
آینده جامعه ایران و تعیین تکلیف نهایی با رژیم سرکوبگر اسلامی، امر طبقه کارگر سازمانیافته و مردم زحمتکش است.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
برقرار باد حاکمیت شورایی
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
تشکیلات کردستان اتحاد سوسیالیستی کارگری
کومهله ـ سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست
۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ـ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶