راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
Photo
"هیچ جوونی توی این پادشاهی آیندهای نداشت. تنها چیزی که ذهنمون رو درگیر میکرد این بود که اصلا زنده میمونیم تا فردا رو ببینیم یا نه."
‧․📖៹ ࣪ ุ๋➛ A Crane Among Wolves
❤🔥3
راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
‧․📖៹ ࣪ ุ๋➛ A Crane Among Wolves • Author: June Hur • Genres: Historical fiction, romance, Mystery, • Pages: 390 • Originally published: 2024 ⭐️⭐️☆☆☆ #Booktalk
‧․🦢 نظر شخصیم و تحلیلاتم از کتاب A crane among wolves
این رمان تاریخی نوشتهی جون هُر که آخرین سال حکومت پادشاه یونسانگون، دهمین پادشاه چوسان روایت میشه به شدت نظرم رو جلب کرده.
این کتاب که در دو زاویه دید مختلف و با محوریت دو کرکتر تخیلی در یک تایم لاین تاریخی نوشته شده، تونسته به خوبی تاریخی رو به تصویر بکشه که به عنوان خونینترین دوره در چوسان قدیم ازش یاد میشه.
هر چند خوندن این کتاب که حال و هوای سریالهای تاریخی کرهای رو داشت، برای من جذاب و لذت بخش بود، اما با این حال نمیتونم فقط از نکات مثبتش بگم و از نقد جزئیش ساده رد بشم.
با تمام اینها، از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم و دوسش داشتم.
اگه شماهم دوستدار تاریخ، به خصوص تاریخ کره هستین، خوندن این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.
این رمان تاریخی نوشتهی جون هُر که آخرین سال حکومت پادشاه یونسانگون، دهمین پادشاه چوسان روایت میشه به شدت نظرم رو جلب کرده.
این کتاب که در دو زاویه دید مختلف و با محوریت دو کرکتر تخیلی در یک تایم لاین تاریخی نوشته شده، تونسته به خوبی تاریخی رو به تصویر بکشه که به عنوان خونینترین دوره در چوسان قدیم ازش یاد میشه.
هر چند خوندن این کتاب که حال و هوای سریالهای تاریخی کرهای رو داشت، برای من جذاب و لذت بخش بود، اما با این حال نمیتونم فقط از نکات مثبتش بگم و از نقد جزئیش ساده رد بشم.
●چون ترجمهی این کتاب رو خوندم، نمیتونم به راحتی از قلم نویسنده ایراد بگیرم. البته که توصیفاتی که از طبیعت ارائه میشد، من رو به یاد اشعاری میانداخت که در سریالهای کرهای میشنیدم. برای همین اون قسمتهارو بر فرض این میذارم که متعلق به سبک نوشتار ادبیات کره هست.
●پردازش فضا محدود اما قابل تصور بود. هرچند اگه کمی بیشتر بهش پرداخته و ملموستر نشون داده میشد، میتونست تاثیر گذاری صحنه رو بالا ببره. به علاوه، توصیفات از فضا خیلی مستقیم بیان میشد و خیلی کم پیش میومد که نویستده ارتباطی بین فضا و کرکتر ایجاد کنه.
●دیالوگها خیلی جاها حالت کلیشهای به خودش میگرفت، خصوصا دیالوگهای کرکترهای اصلی. هیچکدوم حرف جدیدی برای گفتن نداشتن. همه چیز هم مستقیم به خواننده گفته و گاهی دیکته میشد و پیچیدگی و رمز و رازی در حرفها نبود. اما نکتهی مثبت این بود که هر شخصیتی صدای خودش رو داشت و لحنها تا حدودی قابل تشخیص بود.
●روند داستان احتمالا از نقاط قوت این کتاب به حساب بیاد، چون دقیقا چیزی بود که من رو مجاب کردن تا خوندن این کتاب رو ادامه بدم. در واقع میشه گفت که روند کنجکاو کنندهای داشته (هم درمورد نتیجهی کودتا و وضعیت حکومت و هم درمورد قسمت جنایی داستان) هرچند مشخصه که برخی جاها نویسنده صرفاً اتفاقاتی رو گنجونده تا فاصلهی بین جریان های اصلی رو پر کنه. در صحنههای مهم سرعت خیلی بالا می رفت یا کُند میشد، به خصوص در اواخر داستان که حتی باعث مبهم بودن بعضی از صحنهها میشد.
●شخصیت پردازیها مستقیم بودن. مستقیم به دردها و مشکلات اشاره میشد، توصیف ظاهر به یکباره و در یک صحنه ارائه شد و حتی پیچیدهترین کرکترها هم خیلی ساده و از نوع شخصیتهای تیپی به نظر میومدن. در ول چیزی برای خواننده باقی نمیمونه تا کشف کنه.
شخصیت اصلی که همون شخصیت کلیشهای دختر لجباز و سرتق بود که البته در اوایل کتاب این طور به نظر نمیومد اما رفته رفته بیشتر حالت کلیشهای به خودش گرفت. همینطور mmc کتاب که شخصیت سرد و جدی داشت(هرچند قابل درک بود، اما از کلیشه خارج نبود.)
●بخش تاریخی کتاب تا جایی که من تحقیق کردم، پایبند که اتفاقات تاریخی بوده و خود نویسنده هم راجب تغییراتی که داده در پایان کتاب صحبت کرده.
با اینکه داستان عاشقانهی کتاب سرشار از کلیشه و تکرار بود، اما بخش تاریخی و سیاسی کتاب حساب شده و دقیق پیش رفته و تونسته هم به اصل تاریخ وفادار بمونه و جدیت جریان رو نشون بده و هم کشس لازم رو برای خواننده ایجاد کنه که از خوندن تاریخ در قالب یک رمان لذت ببره.
● چپترها یکی در میون از دیدگاه ایسول (زاویه دید اول شخص) و دِهیون (زاویه دید سوم شخص) روایت میشن. انتخاب هر دو کرکتردبه نظر مناسب میاد، چون هم ایسول کمک میکنه که خواننده وضعیت قشر پایین دست جامعه در اون زمان رو ببینه و هم دِهیون به ما تصویری از وضعیت قصر، پادشاه، سیاستمداران و بازی قدرت رو تشون میده.
و تعادل خوبی بین دو زاویه دید برقراره. اما در اوج ماجرا و در جریان کودتا، لازم بود که ما دیدگاه دِهیون رو داشته باشیم چون کلیت کتاب بر همین ماجرا بوده و زاویه دید ایسول صرفاً نمای بیرونی این تغییرات و درگیری رو به خواننده نشون میده.
●شروع داستان هر چند کُند و با محورت احساس غم و سرگشتی بوده، اما به نظرم برای کتاب مناسب بوده. به مرور نویسنده تونست کشش لازم رو با ورود شخصیتهای جدید و نشون دادن اتفاقات جریان اصلی، ایجاد کنه. اما راستش از پایان داستان اصلا راضی نبودم.
چون سرعت صحنهها یا خیلی تند یا خیلی کند میشد، اتفاقی که برای کرکترها رخ داد کاملا با کلیشهی سریالهای کره ای همخوانی داشت و تکراری بود و حتی چپترهای بعدیش اصلا لزومی نداشت که ادامه پیدا کنه و کش بیاد(چون جریان اصلی تموم شده بود و حتی اتفاقی که برای کرکترهای اصلی افتاد روی چپتر پایانی تاثیر خاصی نذاشت.)
با تمام اینها، از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم و دوسش داشتم.
اگه شماهم دوستدار تاریخ، به خصوص تاریخ کره هستین، خوندن این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.
❤🔥3🍓1