راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
143 subscribers
156 photos
17 videos
24 links
کتابخونه‌ی جنگلی یک روباه روایتگر🌳🦊

Unknown: @NianMailboxbot
Download Telegram
ری اکت هم بدین
نظریم داشتین بدین
💘2
ما اینجا داریم زحمت می‌کشیم
💘2
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
می‌خوام بهتون یکسری نکات نویسندگی بگم که از نقد کتاب قیام سرخ متوجه‌شون شدم.
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
  ‌◜  📜 #WritingTips    ݁  

٬٬تا جای ممکن از روایتی نوشتن (یا همون رویکرد توضیحی) پرهیز کنین.
بجای تعریف کردن اینکه چه اتفاقی افتاده، نشونش بدین.
صحنه‌ رو با جزئیات کامل بنویسین و اجازه بدین خواننده، داستان و روند و اتفاقات رو تجربه کنه.
نه اینکه صرفا بفهمه چه اتفاقی افتاده.

مثلا بجای گفتن:
"باران می‌بارید"

بنویسین:
"قطرات باران از آسمان بر زمین می‌چکید و روی خاک لکه می‌انداخت."


‎  ‎ ‎ ‌‎ ‎  ‌‎ ‌ ⋆˙☾﹫Narratori coven ☽ ˙⋆
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
  ‌◜  📜 #WritingTips    ݁  

٬٬ خواننده‌هاتون رو بمباران اطلاعاتی نکنین!
خیلی مهمه که بتونین تعادلی رو در دادن اطلاعات حفظ کنین تا داستان‌تون برای خواننده گیج کننده یا خسته کننده نشه.
به خصوص در داستان‌های فانتزی یا دیسوتوپیایی که جهان‌سازی وسیع و جدیدی داره.

‎  ‎ ‎ ‌‎ ‎  ‌‎ ‌ ⋆˙☾﹫Narratori coven ☽ ˙⋆
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
  ‌◜  📜 #WritingTips    ݁  

٬٬نماد سازی یکی از تکنیک‌های سخت اما فوق‌العاده برای ماندگاری داستان‌هاست.
خصوصا اگه از نماد‌هایی شخصی‌سازی شده برای داستان استفاده بشه.
نماد هم می‌تونه از معنی جامع‌اش بهره ببره، هم از معنی گنجونده شده در داستان شما.
یعنی خودتون بهش معنی و دلیل وجود جدیدی بدین.

که مثلا در کتاب قیام سرخ، زوزه کشیدن، حمله و گرگ‌ها همگی نمادی برای حضور زوزه‌کش‌ها و همچنین قدرت، اتحاد و وفاداری هست.

مثال‌های دیگه
هاگوارتز/ عینک گرد: هری پاتر
حلقه: هابیت
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
Narratori coven||محفل روایتگران
سخت
چرا گفتم سخت؟
چون خیلی راحت میشه بجای جذاب کردن داستان، باعث کلیشه‌ای شدنش شد.
باید یاد بگیرین که چطور درست و بجا ازش استفاده کنین.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
آیا وقتشه از این کتاب بگم؟
واقعا می‌خوام نقدش رو بذارم اما احساس می‌کنم اگه قبلش به اندازه‌ی کافی راجب ژانرهاش تحقیق نکنم، نقدم درست درنمیاد.
نمی‌دونم گفتم این نکته رو یا نه، اما هر ژانر عناصر و مفاهیم مخصوص به خودش رو داره که لازمه در نقد لحاظ بشن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from شعله زاده شورشی (Shoka)
هر روز یسری موقعیت بگم بعد شماها بگین oc یا کرکتر داستانی‌تون در اون وضعیت چه واکنشی می‌دن یا چه حرفی می‌زنن؟
🏷#چالش


یک آدم غریبه خیلی رندوم به شخصیت/ OC شما سیلی می‌زنه.
راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
🏷 • #چالش یک آدم غریبه خیلی رندوم به شخصیت/ OC شما سیلی می‌زنه.
از شخصیت‌های خودساخته اتون بگین‌. نه شخصیت کتاب یا فیلم و سریال و انیمه.
جواب‌هارو فور می‌کنم اینجا
اگه دوست ندارین جوابتون فور شه، می‌تونین بهم بگین.
خیلی جالب شد😂

آیوا شخصیت اصلیم تو lights of ruin:
چند ثانیه شوکه میشه که چرا این شخص زدتش. بعد چشماش بی روح میشه و می‌پرسه: «الان نوبت منه؟»
و اگه لازم‌ بدونه وارد دعوا میشه، چون حس میکنه بهش توهین شده.


نیلران شخصیت خاکستر حارس: دستشو رو صورتش میذاره و نمیفهمه چی شده یا چرا باید سیلی بخوره‌. دردش براش جالبه و یادآور اینه که میتونه چیزی رو احساس کنه. در نهایت احتمالا بدون حرف از کنار اون فرد رد میشه.
💘2
هامون رو میگم!

- شترق.
چشم‌های هامون گرد می‌گردند و آمیخته با تعجب، به فردی که لحظه‌ای پیش بی‌هوا سیلی محکمی را بر صورتش خوابانده بود، می‌نگرد.
در همین بین، دست راستش را بر روی صورتش می‌گذارد و با دست چپش کروات سرخ رنگ همیشگی‌ش را صاف می‌کند.
- هوی، چته مردک؟
مرد سیلی‌زننده، سرش را می‌خاراند و پوزخندی که به زور می‌خواهد بر لبش غالب کند می‌گوید:
- آه، ببخشید. دستم خورد!
هامون دستش را به جلوی دهانش می‌آورد و سرفه‌ای از دیار برره را به حلقومش رهسپار می‌سازد.
سپس به سوی او قدم برمی‌دارد. تا جایی که در زاویه چهل و پنج درجه درجه‌ای نسبت به سوی مستقیم او قرار بگیرد.
لحظه‌ای اطرافش را می‌سنجد و بعد، لگدش را محکم بر نشیمن‌گاه سیلی‌زننده غالب می‌کند.
- آخ.
و باز هم غالب می‌کند.
- آخ، دیوونه‌ای؟
و باز هم غالب می‌کند.
در میان لگدهای ممتد هامون، مرد سیلی‌زننده رویش را به سوی سر کوچه برمی‌گرداند و شروع به دویدن می‌کند تا از هجوم پای هامون در امان بماند. اما هامون نیز، به دنبال او شروع به دویدن می‌کند.
- خب منم داره پام می‌خوره، وایسا تا محکم‌تر نخورده!
و هامون است که هم‌چنان به دنبال او می‌دود و هنوز اصرار می‌ورزد تا لگدش را بر نشیمن‌گاه او غالب سازد.
🍓2
می‌خوام درمورد شخصیت اصلی «اثر هاله» بگم این رو:
اگه یه غریبه بهش سیلی بزنه، همه چیز بستگی به اون غریبه داره، جنسیتش، چهره‌اش و همه چیزش روی ری‌اکشن این یارو (شخصیت داستانم) تأثیر داره. اما اگه بخوایم اینارو نادیده بگیریم. وقتی سیلی بخوره، همون‌طور که صورتش کج شده، چشم‌هاش گرد میشه و توی شوک می‌ره و بعد از یکی دو ثانیه شوک جای خودش رو به عصبانیت میده و نگاهش و به سمت اون آدمی که بهش سیلی زده برمیگردونه و با چشم‌های غضبناک درحالیکه نفس‌هاش سنگین و پر از خشمه، زل میزنه. می‌خواد به خاطر همون سیلی کوچیک، گردن طرف مقابل رو بگیره و خفه‌اش کنه تا جایی که بمیره اما اینا فقط توی ذهنش هستند، به دور و بر نگاه می‌کنه و وقتی می‌بینه مردم رد میشن و باید وجهه‌ی خودش رو حفظ کنه، یه لبخند کج میزنه و احتمالا همچین چیزی میگه: «آرزو‌ کن که دیگه هیچوقت به همدیگه برخورد نکنیم.» و بعدش دست‌هاش رو میذاره توی‌جیب پالتوش و یه تنه به اون آدم مقابلش میزنه و راهش و می‌کشه و می‌ره.