راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
143 subscribers
156 photos
17 videos
24 links
کتابخونه‌ی جنگلی یک روباه روایتگر🌳🦊

Unknown: @NianMailboxbot
Download Telegram
💥 نقد و تحلیل کتاب خردم کن

"خردم کن" جلد اول مجموعه‌ی دیسوتوپیایی(نه فانتزی) و عاشقانه به همین اسم هست به قلم طاهره مافی.
ایده‌ی کلی کتاب جالبه(شاید نه خیلی جدید و خلاقانه) و جلد اول بیشتر شبیه یک گذار بود برای شروع یک مجموعه.
(و این یعنی سوالات و جریانات زیادی در جلد اول حل نشده باقی می‌مونن تا به جلدهای بعد برسه.)


نقطه‌ی قوت اصلی جلد اول، ایده‌ای بود که بمرور شروع به نشون دادن خودش کرد.
(البته در اوایل خوانش، فکر می‌کردم با ایده‌ای جدید و خلاقانه رو به رو هستم اما با تموم کردن کتاب، یکمی از شباهت بیش‌ از حدش به کتاب و فیلم‌های دیسوتوپیایی و ابرقهرمانی دیگه، ناامید شدم.)
قلم نویسنده پختگی نداره و باگ‌های زیادی چه در نوشته، چه پلات و چه در پردازش شخصیت‌ها به چشم می‌خوره، اما تونسته صحنه‌های اوج رو به خوبی بنویسه و هیجان لازم رو ایجاد کنه.
(گرچه هیچ کدوم از صحنه‌هاش بی‌ایراد نبودن.)



●ریتم رمان در چپترهای اولیه کند پیش میره اما از اواسط کتاب، ریتم بهتر میشه و این روند تا آخر تعادل خودش رو نگه می‌داره. (اگرچه چپترهای آخر بی دلیل کوتاه بودن، هرچند که حتی صحنه‌هایی جدا از هم نبودن.) راجب صحنه‌های اضافی مطمئن نیستم، اما مسلما صحنه‌ها میتونستن خیلی بهتر و با انسجام بیشتری نوشته باشن.
مثلا وسط یک صحنه‌ی اکشن با هیجان بالا، نیازی به تحلیلات ذهنی و تکرار یه موضوع برای بار دویستم، نبود‌.
پلات تویست‌ها جالب بودن و گاهاً حتی دور از انتظار(غیر منتظره نه، صرفا هیچ سر نخی راجبش نبود و یهویی پیش میومد) که یکمی تو ذوق می‌زنه.

●پایان‌بندی کتاب به طور کلی خوب بود، نویسنده سوالاتی که به زور تکرار مداوم یاد‌آوری می‌کرد رو جواب داد(با توضیحات تمام نشدنی کرکترها.) اما حرکت درستی که طاهره انجام داد این بود که در چند صفحه و چند چپتر و با سرعت نسبتا متعادلی این جواب رو به خواننده داد. هرچند انگار جلد اول صرفا یک گذار و تخته‌ی پرش بود برای جلدهای بعدی‌.

●زاویه دید اول شخص به نظرم مناسب این ایده و کتاب نبود. چون هم کرکتر اصلی ذهنی بهم ریخته داشت(که حتی اگه هم دیوونه بود، درست و حسابی مشکلاتش نشون داده نشد...که این خودش یه باگ بزرگ توی پردازش شخصیته) و همین اینکه از دیدگاه جولیت، چیز زیادی دستگیر خواننده نمیشه‌ از جهان و سیستم جدیدی که درحال خوندنشه. بحث کشش با کنجکاو سازی خواننده با ابهام سازی کاملا متفاوته. (طاهره مافی در این بخش هم ناموفق عمل کرده.)

●ایده‌ی جهان سازی جالب بود، هرچند تکراری. اما نویسنده صرفا یا از افکار نامنسجم کرکتر برای نشون دادنش استفاده می‌کرد(مثلا جولیت خیلی رندوم وسط بدبختیاش یاد طبیعتی می‌افتاد که نابود شده.) یا پردازش مستقیم و کوتاه در صحنه. حقیقتا اصلا اجازه خو گرفتن خواننده با فضا و محیط رو نمی‌داد.

تا اواسط کتاب، ابهام زیادی راجب جهان و سیستم حاکم بر اون وجود داره و حتی تا پایان کتاب هم سوالات زیادی باقی می‌مونه.
فکر می‌کنم نویسنده صرفا نتونسته تعادلی بین موضوعات و مسائلی که می‌خواست بهشون بپردازه ایجاد کنه و همین دلیل وجود ابهام و بی‌نظمی در طول روند بوده.

●قلم طاهره مافی(به زبان اصلی کتاب رو خوندم) ناپخته، ساده‌ و سطحیه.
مطمئن نیستم حتی بشه بهش گفت روان. فرق زیادی با رمان‌های آنلاینی که توی واتپد می‌خوندم نداشت(چه بسا خیلی از اون نویسنده‌ها، قلم به مراتب بهتری از خانم مافی داشتن.)

●نکته‌ی مثبتی که درمورد دیالوگ‌ها وجود داره اینه که هر کرکتر لحن خاص خودش رو داره. (خصوصا جیمز و کنجی) اما اکثر اوقات دیالوگ‌ها کلیشه‌ای یا نامربوط به صحنه و اوضاع بودن. از همه بدتر اونجاهاییه که دیالوگ‌ها در قالب توضیحات نوشته شدن(صرفا جولیت تعریف می‌کنه که چه کسی چه چیزی رو گفته)
مونولوگ‌های جولیت هم بیش از اندازه، نامنسجم و متناقض بودن. (اگه قرار بود دیوونه بودن جولیت رو نشون بده، پس چرا از اواسط کتاب، رنگ و روی مونولوگ‌ها تغییر می‌کنه؟ عشق ناگهان درمانش کرده؟)

●باگ بزرگ کتاب، در پردازش شخصیت‌ها معلوم میشه. جایی که کرکترها محدود به یکسری تیپ مشخص و کلیشه‌ای میشن(پسر بد، پسر خوب، پسر باحال و بامزه و...) و تناقضات زیادی هم در رفتار، دیالوگ‌ها و ری‌اکشن‌هاشون به چشم می‌خوره‌.

بیشترین ایراد رو کرکتر جولیت داشت که سر آخر معلوم نشد که دیوونه ست یا نه‌.
فکر کنم نویسنده هیچ چیزی راجب روان انسان و علم روانشناسی، کارکرد جهان و سیاست‌ها و قدرت، دولت‌های دیکتاتوری حتی در قالب فیکشن و دیسوتوپیایی، یا حتی کمک‌های اولیه و در کل هر اطلاعاتی که برای نوشتن داستانش لازم بوده رو نمی‌دونه و واقعا به این قسمت‌ها که می‌رسه، باگ‌ها جیغ می‌زنن.

در کل یه بی‌منطق بودن عجیبی در پلات، صحنه‌ها و کرکترپردازی به چشم می‌خورد که اصلا نمیشد پای "رمان نوجوان" بودن گذاشتش.
❤‍🔥3
●به نظرم درست نیست که بگم این کتاب اصلا خوب نبود، صرفا نویسنده کم کاری داشته و شاید اگه وقت بیشتری برای رفع باگ‌های کتاب و پرورش قلم و اطلاعاتش می‌ذاشت، کتابش به مراتب قوی‌تر میشد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه نکته‌ای که حس می‌کنم باید بگم اینه که...
اگه یه کتاب یا مجموعه‌ای هست که واقعا مورد علاقتونه و احساس می‌کنین که ممکنه خوندن نقدش، ناراحتتون کنه؛ پیشنهاد می‌کنم که نقدش رو نخونین و گوش ندین.
🍓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من تا جای ممکن سعی می‌کنم نظر شخصیمو توی نقد و تحلیل‌هام نیارم و درستش هم همینه که نظر شخصی رو توی نقد دخیل نکنیم.
ولی خب من هنوز دارم تمرین می‌کنم.
اگه جایی دیدین که تند رفتم، خوشحال میشم بهم گوش زد کنین.
🍓2
آری خلاصه
امیدوارم دلخوری پیش نیاد.
🍓2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Narratori coven||محفل روایتگران
ادبیات هم انقلابی می‌شود؟
بعد عمری پست گذاشتیم
برید بخوانید و لذت ببرید
💘2
ری اکت هم بدین
نظریم داشتین بدین
💘2
ما اینجا داریم زحمت می‌کشیم
💘2
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
می‌خوام بهتون یکسری نکات نویسندگی بگم که از نقد کتاب قیام سرخ متوجه‌شون شدم.
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
  ‌◜  📜 #WritingTips    ݁  

٬٬تا جای ممکن از روایتی نوشتن (یا همون رویکرد توضیحی) پرهیز کنین.
بجای تعریف کردن اینکه چه اتفاقی افتاده، نشونش بدین.
صحنه‌ رو با جزئیات کامل بنویسین و اجازه بدین خواننده، داستان و روند و اتفاقات رو تجربه کنه.
نه اینکه صرفا بفهمه چه اتفاقی افتاده.

مثلا بجای گفتن:
"باران می‌بارید"

بنویسین:
"قطرات باران از آسمان بر زمین می‌چکید و روی خاک لکه می‌انداخت."


‎  ‎ ‎ ‌‎ ‎  ‌‎ ‌ ⋆˙☾﹫Narratori coven ☽ ˙⋆
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
  ‌◜  📜 #WritingTips    ݁  

٬٬ خواننده‌هاتون رو بمباران اطلاعاتی نکنین!
خیلی مهمه که بتونین تعادلی رو در دادن اطلاعات حفظ کنین تا داستان‌تون برای خواننده گیج کننده یا خسته کننده نشه.
به خصوص در داستان‌های فانتزی یا دیسوتوپیایی که جهان‌سازی وسیع و جدیدی داره.

‎  ‎ ‎ ‌‎ ‎  ‌‎ ‌ ⋆˙☾﹫Narratori coven ☽ ˙⋆
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
  ‌◜  📜 #WritingTips    ݁  

٬٬نماد سازی یکی از تکنیک‌های سخت اما فوق‌العاده برای ماندگاری داستان‌هاست.
خصوصا اگه از نماد‌هایی شخصی‌سازی شده برای داستان استفاده بشه.
نماد هم می‌تونه از معنی جامع‌اش بهره ببره، هم از معنی گنجونده شده در داستان شما.
یعنی خودتون بهش معنی و دلیل وجود جدیدی بدین.

که مثلا در کتاب قیام سرخ، زوزه کشیدن، حمله و گرگ‌ها همگی نمادی برای حضور زوزه‌کش‌ها و همچنین قدرت، اتحاد و وفاداری هست.

مثال‌های دیگه
هاگوارتز/ عینک گرد: هری پاتر
حلقه: هابیت
Forwarded from Narratori coven||محفل روایتگران (Nian the wise)
Narratori coven||محفل روایتگران
سخت
چرا گفتم سخت؟
چون خیلی راحت میشه بجای جذاب کردن داستان، باعث کلیشه‌ای شدنش شد.
باید یاد بگیرین که چطور درست و بجا ازش استفاده کنین.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راوی سـرزمینـ𖤓خورشـید٫٫
آیا وقتشه از این کتاب بگم؟
واقعا می‌خوام نقدش رو بذارم اما احساس می‌کنم اگه قبلش به اندازه‌ی کافی راجب ژانرهاش تحقیق نکنم، نقدم درست درنمیاد.