افخونستان
ای زهر سرنوشت به کامت تلخ
ای زادگاه ناموران ای «بلخ»
ای ماه سر به چاه فروبرده
ای «نیمروز» بغض فروخورده
آه ای «هرات»! ارگ و دبستانت،
«کابل» کجاست نعرهی مستانت؟
با سرزمین شرزه پلنگانم،
تهمینهات کجاست «سمنگانم»؟
از چشمِ چشمههای «بدخشان» خون
تا کوچههای خاکی «پروان» خون!
خون است تا، به خاک خراسان آب
آب است تا، به خاک خراسان خون!
بابام زیر آهن و آتش مُرد
تنها برادرم که به ترکش مرد
همشیرهی نجیب دمِ بختم
زیر جهادیانِ تن لش مرد!
چشمم به راه دختری از «قندوز»
سَم سرکشید از غم و خوابش برد..!
بیعاقبت منم که جهانم را،
دستان شوم اهل بهشت آشفت!
دیگر میان این همه بدبختی
از مادرم مپرس، نخواهم گفت
از مادرمم مپرس، نمیگویم
از مادرم مپرس، نخواهم گفت!
شعر: محمدرضا حاج رستمبگلو
#افخونستان
ShnText.t.me
ای زهر سرنوشت به کامت تلخ
ای زادگاه ناموران ای «بلخ»
ای ماه سر به چاه فروبرده
ای «نیمروز» بغض فروخورده
آه ای «هرات»! ارگ و دبستانت،
«کابل» کجاست نعرهی مستانت؟
با سرزمین شرزه پلنگانم،
تهمینهات کجاست «سمنگانم»؟
از چشمِ چشمههای «بدخشان» خون
تا کوچههای خاکی «پروان» خون!
خون است تا، به خاک خراسان آب
آب است تا، به خاک خراسان خون!
بابام زیر آهن و آتش مُرد
تنها برادرم که به ترکش مرد
همشیرهی نجیب دمِ بختم
زیر جهادیانِ تن لش مرد!
چشمم به راه دختری از «قندوز»
سَم سرکشید از غم و خوابش برد..!
بیعاقبت منم که جهانم را،
دستان شوم اهل بهشت آشفت!
دیگر میان این همه بدبختی
از مادرم مپرس، نخواهم گفت
از مادرمم مپرس، نمیگویم
از مادرم مپرس، نخواهم گفت!
شعر: محمدرضا حاج رستمبگلو
#افخونستان
ShnText.t.me
👍5
ناجی
گفت عاشق شدهام بغض مرا باور کن
که در آغوش من اندوهِ قفس نیست ولی
عشق میخواست و نفرت به تنم میانداخت
عاشقی چرخهی انسان و هوس نیست ولی!
تن عریان شدهای بودم و از شرم حیات
نفسم حبسترین حادثهی ممکن بود..!
خفقانی که مرا دور خودش میپیچید
همه مردابِ پر از خشم ولی ساکن بود..!
تَرک میكرد مرا، آنچه به من باور داد
که همه باورِ من سوخت و خاکستر شــد!
مُهر بستن به لب امروز خودش هم دردیست
اعتمادی که فروریخت و هِی بدتر شــد...
همه فریاد شدم، از غم تنهایی خود
که تَعَرض نکند هیچکسی بر بدنم
همه زخم است تنم، زخم تبرهایی که
شده مجموعِ همین آدم سنگی که منم!
شدهام جسم غریبی که ورای بودن
رنجها میکشم و مُهر لبم دوخته است
من همانم که به دنیای شما مشکوکم
و تنم، در قفس رابطهها سوخته است
تَرک میكرد مرا، آنچه به من باور داد
که همه باورِ من سوخت و خاکستر شــد!
مُهر بستن به لب امروز خودش هم دردیست
اعتمادی که فروریخت و هِی بدتر شــد...
شعر: الی سلطانی
#ناجی
ShnText.t.me
گفت عاشق شدهام بغض مرا باور کن
که در آغوش من اندوهِ قفس نیست ولی
عشق میخواست و نفرت به تنم میانداخت
عاشقی چرخهی انسان و هوس نیست ولی!
تن عریان شدهای بودم و از شرم حیات
نفسم حبسترین حادثهی ممکن بود..!
خفقانی که مرا دور خودش میپیچید
همه مردابِ پر از خشم ولی ساکن بود..!
تَرک میكرد مرا، آنچه به من باور داد
که همه باورِ من سوخت و خاکستر شــد!
مُهر بستن به لب امروز خودش هم دردیست
اعتمادی که فروریخت و هِی بدتر شــد...
همه فریاد شدم، از غم تنهایی خود
که تَعَرض نکند هیچکسی بر بدنم
همه زخم است تنم، زخم تبرهایی که
شده مجموعِ همین آدم سنگی که منم!
شدهام جسم غریبی که ورای بودن
رنجها میکشم و مُهر لبم دوخته است
من همانم که به دنیای شما مشکوکم
و تنم، در قفس رابطهها سوخته است
تَرک میكرد مرا، آنچه به من باور داد
که همه باورِ من سوخت و خاکستر شــد!
مُهر بستن به لب امروز خودش هم دردیست
اعتمادی که فروریخت و هِی بدتر شــد...
شعر: الی سلطانی
#ناجی
ShnText.t.me
✍4
مورفین
رو خون از شاخِ شب
جدول حل شد تو چشمام
وحشت، تنها رفیق
با، آواز رفتگرها
میترسم از بیداری
تا نپری از خوابم
بیزار از روشنایی
تسلیم سایهها
لالایی لالایی..
لالایی لالایی..
مورفین من باش
میخوابم...
مورفین من باش
(در سایهها)
من ظاهرا در مرگ، در تمایل و تداومِ من، فردا پردازم، نمیخواهیم زودتر، خدای بُردید خدای را دیرتر خدا، پیروز دهیم خواهر عزیزم خواندم کارهایم چون کارهایم، چون کارهایم، جای کامل جادوی جاوید، جادوی جاوید، تو قبلا اینطوری شده بود،
پلک پلک پلک پ پ پ پ م م م من مرحوم کارهاها ها ها کارهایم م م م م مریم مریم کا کا کا کارا کارا م مریض
با من بیا، من آرومت میکنم، همهی زندگی رنجه همهش رنجه، همهش دروغه، همهش کثافته، با من بیا آروم میبرمت
هیچ دردی نیست
هیچ رنجی نیست
هیچی، هیچی نیست...
با من بیا
من آروم میبرمت
آروم، بدون درد، بدون رنج
بدون هیچ، هیچ
آروم...
شاهین نجفی
#مورفین
ShnText.t.me
رو خون از شاخِ شب
جدول حل شد تو چشمام
وحشت، تنها رفیق
با، آواز رفتگرها
میترسم از بیداری
تا نپری از خوابم
بیزار از روشنایی
تسلیم سایهها
لالایی لالایی..
لالایی لالایی..
مورفین من باش
میخوابم...
مورفین من باش
(در سایهها)
من ظاهرا در مرگ، در تمایل و تداومِ من، فردا پردازم، نمیخواهیم زودتر، خدای بُردید خدای را دیرتر خدا، پیروز دهیم خواهر عزیزم خواندم کارهایم چون کارهایم، چون کارهایم، جای کامل جادوی جاوید، جادوی جاوید، تو قبلا اینطوری شده بود،
پلک پلک پلک پ پ پ پ م م م من مرحوم کارهاها ها ها کارهایم م م م م مریم مریم کا کا کا کارا کارا م مریض
با من بیا، من آرومت میکنم، همهی زندگی رنجه همهش رنجه، همهش دروغه، همهش کثافته، با من بیا آروم میبرمت
هیچ دردی نیست
هیچ رنجی نیست
هیچی، هیچی نیست...
با من بیا
من آروم میبرمت
آروم، بدون درد، بدون رنج
بدون هیچ، هیچ
آروم...
شاهین نجفی
#مورفین
ShnText.t.me
🫡6
نان استاپ
حاجی یه نمه چربی که چاق نی
هیچ رفیقی بهتر از باجناق نی
داریم باهم میریم دور بعد
خونه خالی و خواهر زنمم تو باغ نی
بذار پشتمون بد بگن
ما که پشت پورشه همه بدرقم
سرم توی موی سینههات گم
یه تیریپ خسته باهم جمکران قم
شب تو تخت دوتایی دمر!
تا صبح حدیث خوندیم ناناستاپ
آخ نشه که این شب تمومشه
مالی به مالی بره حسش حرومشه
حاجی داره تازه میکنه مزه
سیس لب تو لهو لب مرزِ غزه
همه پای پیک پرشه ودکا
بگاز پورشه رو که این مغز به چخ داد
فردا خبرو داری با فیلمام
بشینی بخندی پای اینترپشمام!
لش تو لش تو کار همن
شب رو هم رو هم همه هولای لجن
اینا صبح پا نشده جیب ننه همو زدن
زیقی ضعیف کشای لات کوچه خلوتن
بگو حکومت تنبونشلاست!
یه مشت مارههار توی کار اختلاس
بپاش پول مفت مال مردمخوراست
یه پاش پاتایا و یه پاش پایگاه سپاهست
دادا مایهداره ستونه پشتش
با یکی رل زده بالا ناجا تو مشتش
داییش داعشی تو سوریه کشته
بخور کتلته حاجی همش گوشته
@shahinnajafi
حاجی یه نمه چربی که چاق نی
هیچ رفیقی بهتر از باجناق نی
داریم باهم میریم دور بعد
خونه خالی و خواهر زنمم تو باغ نی
بذار پشتمون بد بگن
ما که پشت پورشه همه بدرقم
سرم توی موی سینههات گم
یه تیریپ خسته باهم جمکران قم
شب تو تخت دوتایی دمر!
تا صبح حدیث خوندیم ناناستاپ
آخ نشه که این شب تمومشه
مالی به مالی بره حسش حرومشه
حاجی داره تازه میکنه مزه
سیس لب تو لهو لب مرزِ غزه
همه پای پیک پرشه ودکا
بگاز پورشه رو که این مغز به چخ داد
فردا خبرو داری با فیلمام
بشینی بخندی پای اینترپشمام!
لش تو لش تو کار همن
شب رو هم رو هم همه هولای لجن
اینا صبح پا نشده جیب ننه همو زدن
زیقی ضعیف کشای لات کوچه خلوتن
بگو حکومت تنبونشلاست!
یه مشت مارههار توی کار اختلاس
بپاش پول مفت مال مردمخوراست
یه پاش پاتایا و یه پاش پایگاه سپاهست
دادا مایهداره ستونه پشتش
با یکی رل زده بالا ناجا تو مشتش
داییش داعشی تو سوریه کشته
بخور کتلته حاجی همش گوشته
@shahinnajafi
عشخ
زیر نور ماه
خیره شد تو چشام
تیره شد اون نگاه
فاجعه تو صداش
میره اونکه باهام
طی شد لحظههاش
سیر نمیشه چرا
قلبم از این گناه
رفتی
بردی ازم
اونچه دار و نداره تو بود از روز ازل
من یه لاقبایی که سقفش آسمونه
با یه روح پیر که توی بدنی جوونه
اون اون که از صفر تا صد ارتقا داشت
توی اوج ولی ترس از ارتفاع داشت
تو تو بودی که آروم آوردیش پایین
که سرش تو آسمون باشه و پاهاش رو زمین
با تو بودم و بود خودمو شناختم
ویرونههامو با ملات عشق تو ساختم
سر آماده بالا داره بره برات
سیل سهم من از خمار چشات
کوه خواب قله تشنه رو تنت
من غرق تو بودم، تو عرق بدنت
عشخ تلخه شراب نابه
تو مستی گریه کردن عذابه
زخم زخم زخم زخم زخم
درد درد درد درد درد
رفت رفت رفت رفت رفت
من تن من بیمن
صدام کن کوه من
طنین تن
تنانهی من
خوابم هنوز
چاه من
تو خودت خفم کن
بذار جون بکنم
زیر نور ماه
خیره شد تو چشام
تیره شد اون نگاه
فاجعه تو صداش
میره اونکه باهام
طی شد لحظههاش
سیر نمیشه چرا
قلبم از این گناه
@shahinnajafi
زیر نور ماه
خیره شد تو چشام
تیره شد اون نگاه
فاجعه تو صداش
میره اونکه باهام
طی شد لحظههاش
سیر نمیشه چرا
قلبم از این گناه
رفتی
بردی ازم
اونچه دار و نداره تو بود از روز ازل
من یه لاقبایی که سقفش آسمونه
با یه روح پیر که توی بدنی جوونه
اون اون که از صفر تا صد ارتقا داشت
توی اوج ولی ترس از ارتفاع داشت
تو تو بودی که آروم آوردیش پایین
که سرش تو آسمون باشه و پاهاش رو زمین
با تو بودم و بود خودمو شناختم
ویرونههامو با ملات عشق تو ساختم
سر آماده بالا داره بره برات
سیل سهم من از خمار چشات
کوه خواب قله تشنه رو تنت
من غرق تو بودم، تو عرق بدنت
عشخ تلخه شراب نابه
تو مستی گریه کردن عذابه
زخم زخم زخم زخم زخم
درد درد درد درد درد
رفت رفت رفت رفت رفت
من تن من بیمن
صدام کن کوه من
طنین تن
تنانهی من
خوابم هنوز
چاه من
تو خودت خفم کن
بذار جون بکنم
زیر نور ماه
خیره شد تو چشام
تیره شد اون نگاه
فاجعه تو صداش
میره اونکه باهام
طی شد لحظههاش
سیر نمیشه چرا
قلبم از این گناه
@shahinnajafi
✍5
کجایی
کجایی تو که چشم من
نمیخواد دیگه تنهاشه
که با این گریه میترسم
اتاقم شکل دریا شه!
بیا یک عمر با من باش
واسم نقش آفرینی کن
نسیم افتاده توو موهات
هوارو پیشبینی کن
مثه خورشید به تابیدن
یا مثل ماه به تنهایی
منم محکوم دل بستن
تو محکومی به زیبایی
تو که نیستی کنار من
هوای شهر دلگیره
مگه باز بستی پلکاتو
که داره ماه میگیره!
به چشمات خیره میمونم
بفهمی هردو غمگینیم
عجیبه هردومون انگار
داریم یک خوابو میبینیم!
شکستم بارها اما
به این تقدیر خندیدم
تو هرسمتی که چرخیدی
همونو قبله میدیدم
@shahinnajafi
کجایی تو که چشم من
نمیخواد دیگه تنهاشه
که با این گریه میترسم
اتاقم شکل دریا شه!
بیا یک عمر با من باش
واسم نقش آفرینی کن
نسیم افتاده توو موهات
هوارو پیشبینی کن
مثه خورشید به تابیدن
یا مثل ماه به تنهایی
منم محکوم دل بستن
تو محکومی به زیبایی
تو که نیستی کنار من
هوای شهر دلگیره
مگه باز بستی پلکاتو
که داره ماه میگیره!
به چشمات خیره میمونم
بفهمی هردو غمگینیم
عجیبه هردومون انگار
داریم یک خوابو میبینیم!
شکستم بارها اما
به این تقدیر خندیدم
تو هرسمتی که چرخیدی
همونو قبله میدیدم
@shahinnajafi
✍14
Forwarded from Shahin Najafi | شاهین نجفی
کسی مثه تو نیس
نزدیک شم
نزدیک شم
نزدیک شم
.... نزدیک
وقتی تو نباشی به کی میشه اعتماد کرد که چی
هرچی بگم اعترافه اما هیچ کسی مثل تو نی
فکر میکنی که شلوغه دورم
از تو از خودم دورم
یه گرگ تیر خورده که تنهایی زخمامو میجرم
شاهد شبهای تنهایی رنج خاطراته که باهامه
از تو فرار کنم به کجا که زنجیر قلبت به پامه
زخمامو میپوشونم تا با خنده هات شریک شم
غرق شدم توی دوریات داد زدم تا شاید نزدیک شم
نزدیک شم
نزدیک شم
.... نزدیک
زخم تند تیغی با رگام رفیقی
یه درد عمیقی توی سینه
اما کسی مثل تو نیست
دلت بمب انتحاری
که تو سینه ها میکاری
بی رحمانه بی رحمی
اما کسی مثل تو نیست
#ShahinNajafi
نزدیک شم
نزدیک شم
نزدیک شم
.... نزدیک
وقتی تو نباشی به کی میشه اعتماد کرد که چی
هرچی بگم اعترافه اما هیچ کسی مثل تو نی
فکر میکنی که شلوغه دورم
از تو از خودم دورم
یه گرگ تیر خورده که تنهایی زخمامو میجرم
شاهد شبهای تنهایی رنج خاطراته که باهامه
از تو فرار کنم به کجا که زنجیر قلبت به پامه
زخمامو میپوشونم تا با خنده هات شریک شم
غرق شدم توی دوریات داد زدم تا شاید نزدیک شم
نزدیک شم
نزدیک شم
.... نزدیک
زخم تند تیغی با رگام رفیقی
یه درد عمیقی توی سینه
اما کسی مثل تو نیست
دلت بمب انتحاری
که تو سینه ها میکاری
بی رحمانه بی رحمی
اما کسی مثل تو نیست
#ShahinNajafi
✍10
داشی
داشی داش میشد لاوسانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد بام داشتیم فان دلی
یه نفس با هم صدکام زدیم
داس بشی من دستهام برات
بگی ببند چشارو بستم برات
راست کارو خواستم برات
تو مستی پات تا تهش هستم برات
تو خلافیتم حبسم باهات
تو خطا کن خره نشستنم به پات
تو بخونی من دستم به ساز
تو ساز بزن میرقصم باهاش
سیتیزن دل پاکتم من
تو نعرهام بکشی ساکتم من
یه شهرو به آتیش میکشم
فرمون بده سینه چاکتم من
غم رفت تو سرت شونم برات
تو آواره شو من خونم برات
کم داشتی من هستم زیاد
تو اراده کن دادا جونم برات
هرکیو بپیچونی پشتتم
نفس میدم نکن یه لحظه شک
بس که رد شدیم از ترس و حس بد
رسممون شده دس به دس هم
تا اینه
جاییکه
پامیده
کافیمه
تیزی زنجانی ضامنت میشم
چیزی کم نداری، دلت کامله پیشم
رو موجا گم شدی منو رصد کن
مثل ستاره تو شب، راه ساحلت میشم
واسه روحت مقصد میشم
بگی راهت دوره، من نقشَت میشم
اگه تو تاریکیای خودت گم بشی
واست، نورِ دل میشم، مشعل میشم
دود چیه؟ کاکو، با تو نئشم
هر چی رو بخواى بدی بره، باهات تو ترکم
ناخدا، هر وری بری باهات رو عرشم
با باد کج بری، باهات صاف تو صخرم
واسه پایداریت، شررم میشم
شرکنَن واست ته درّه ن، بیشک
تیغو بکشن روت، گردن میدم
خورشید بیاد، پشت شیرپرچم میشن
یینگ باشی، من یَنگَت میشم
به آتیش بکش، بیگبَنگَت میشم
رفیق، دلتو باز کن و بخون
منم، نُتبهنُتِ آهنگت میشم
رفاقت، نه فقط وقت تفریح
تو آسمون صاف که یه لکه ابر نیست
تا ابر از رو ماه بشه رد به تدریج
داشتَم، مثل مولانا و شمس تبریز
بریج:
رفیق، اگه سخت باشه راهت، باشه صد سرِ
راهت
بازم پشتتو داره
بغلت همراهت، باهات توی دغدغههات
کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی در جا، تو جات
باز زرد شدن برگاتو، خشک شده باغت
میرسونه بهت آب، میرسونه آفتاب
میده لاو، کنی رشد تو دوباره
#ShahinNajafi
داشی داش میشد لاوسانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد بام داشتیم فان دلی
یه نفس با هم صدکام زدیم
داس بشی من دستهام برات
بگی ببند چشارو بستم برات
راست کارو خواستم برات
تو مستی پات تا تهش هستم برات
تو خلافیتم حبسم باهات
تو خطا کن خره نشستنم به پات
تو بخونی من دستم به ساز
تو ساز بزن میرقصم باهاش
سیتیزن دل پاکتم من
تو نعرهام بکشی ساکتم من
یه شهرو به آتیش میکشم
فرمون بده سینه چاکتم من
غم رفت تو سرت شونم برات
تو آواره شو من خونم برات
کم داشتی من هستم زیاد
تو اراده کن دادا جونم برات
هرکیو بپیچونی پشتتم
نفس میدم نکن یه لحظه شک
بس که رد شدیم از ترس و حس بد
رسممون شده دس به دس هم
تا اینه
جاییکه
پامیده
کافیمه
تیزی زنجانی ضامنت میشم
چیزی کم نداری، دلت کامله پیشم
رو موجا گم شدی منو رصد کن
مثل ستاره تو شب، راه ساحلت میشم
واسه روحت مقصد میشم
بگی راهت دوره، من نقشَت میشم
اگه تو تاریکیای خودت گم بشی
واست، نورِ دل میشم، مشعل میشم
دود چیه؟ کاکو، با تو نئشم
هر چی رو بخواى بدی بره، باهات تو ترکم
ناخدا، هر وری بری باهات رو عرشم
با باد کج بری، باهات صاف تو صخرم
واسه پایداریت، شررم میشم
شرکنَن واست ته درّه ن، بیشک
تیغو بکشن روت، گردن میدم
خورشید بیاد، پشت شیرپرچم میشن
یینگ باشی، من یَنگَت میشم
به آتیش بکش، بیگبَنگَت میشم
رفیق، دلتو باز کن و بخون
منم، نُتبهنُتِ آهنگت میشم
رفاقت، نه فقط وقت تفریح
تو آسمون صاف که یه لکه ابر نیست
تا ابر از رو ماه بشه رد به تدریج
داشتَم، مثل مولانا و شمس تبریز
بریج:
رفیق، اگه سخت باشه راهت، باشه صد سرِ
راهت
بازم پشتتو داره
بغلت همراهت، باهات توی دغدغههات
کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی در جا، تو جات
باز زرد شدن برگاتو، خشک شده باغت
میرسونه بهت آب، میرسونه آفتاب
میده لاو، کنی رشد تو دوباره
#ShahinNajafi
✍6
گور
کشتن، پشت هم
کشتههامون همه با سن کم
مطمئن که مشتامون وا میشن
ماشهها رو چکوندن تو دهن
توی گوش کوچهها زمزمهاس
رستاخیز مردهها پا میشن
این رقص مرگ، قبر ارواحه
که خاکستر زیر آتیشن
خواهرا هلهله کشون،
داغ داداشا رو حجلهها
این خاک زبون بسته مقدسه
خاکستر روی قبله هاش
بچهها خشابا پر
کف خیابون از خون شون سُره
خوشگل بابا رو ببین
صف اول تیر میخوره
جشن دامادیتو بگیرم بابا، بیداری
لالا، بخوابه تو خون، جان بابا
مادر نبینه بدنتو
یه دریا گریه توی سرمه
واسه ساحل سرد تنتو
مرگ، مرثیه، خط پایان
من که تسلیت گفته بابام
جون نقد و آزادی نسیه
کفشای کشتهها جفت پاهام
نمیبخشم قاتلامو
قول بده بگیری انتقامو
قسمت کن زخم صدامو
بگو شادی باشه وقت عزامون
#ShahinNajafi
کشتن، پشت هم
کشتههامون همه با سن کم
مطمئن که مشتامون وا میشن
ماشهها رو چکوندن تو دهن
توی گوش کوچهها زمزمهاس
رستاخیز مردهها پا میشن
این رقص مرگ، قبر ارواحه
که خاکستر زیر آتیشن
خواهرا هلهله کشون،
داغ داداشا رو حجلهها
این خاک زبون بسته مقدسه
خاکستر روی قبله هاش
بچهها خشابا پر
کف خیابون از خون شون سُره
خوشگل بابا رو ببین
صف اول تیر میخوره
جشن دامادیتو بگیرم بابا، بیداری
لالا، بخوابه تو خون، جان بابا
مادر نبینه بدنتو
یه دریا گریه توی سرمه
واسه ساحل سرد تنتو
مرگ، مرثیه، خط پایان
من که تسلیت گفته بابام
جون نقد و آزادی نسیه
کفشای کشتهها جفت پاهام
نمیبخشم قاتلامو
قول بده بگیری انتقامو
قسمت کن زخم صدامو
بگو شادی باشه وقت عزامون
#ShahinNajafi
✍3