کانال رسمی سایت شعر ناب
1.29K subscribers
4.51K photos
213 videos
25 files
4.4K links
سایت ادبی شعرناب گنجینه ی اشعارشاعران معاصرپارسی زبان بهترین ومطمئن ترین مکان برای نشر وحفظ آثارواشعارشما،چاپ کتاب گروهی و فردی ، فروش ترانه ،آموزش و نقد تخصصی و..
Sherenab.com
ارتباط با مدیر @fekri45

کانال اشعار
@sherenabcom
Download Telegram
سکوت و سادگیم را ستوده اید اما
دلم خشابِ سلاحی و تا دهانه پر است
به ساعتِ شنیِ کُنجِ قلبِ من سوگند
همین که حفره فرو ریزد آستانه پراست
دلی شکسته وعاصی درونِ سینه یِ من
نخواست تا بسرایم که از ترانه پراست
خیالِ بُر زده ام بر هجوم خاطره هاست
نوایِ هجرِ بنان*در فضایِ خانه پراست
فریبِ خنده یِ من راچگونه می خوردید
نگاهِ خسته ام از التماسِ شانه پر است
به دادِ حالِ خرابم نمی رسید افسوس
روان و روحِ من از زخمِ تازیانه پر است
رسیده لحظه یِ قتلِ سکوتِ اجباری
برای رد شدن از مرزها بهانه پر است
بدونِ واهمه بی وقفه می زنم فریاد
دلم هوایِ تو دارد و از زمانه پر است

محسن ابراهیمی اصل
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
محکم بغل کن دوستدارت را در آغوشت
آری منم آن یاد از خاطر فراموشت
دیدی گلستان می‌شود این خانه برگردی؟
آتش بپا کن با نگاه مست خاموشت
تا گر بگیرد آتش خاکستر قلبم
دیوانه کن از نو مرا با عطر تنپوشت
نه بوی خاک‌و نه، نم باران... نمی‌چسبد؛
جز بوسه‌های رنگی آرام مغشوشت
#میترا_ملک_محمدی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
زنانِ کُشته شده از اندوه
‏فراوان‌تر از مردان
‏کُشته شده در جنگ‌اند...!
‏⁧
#انيس_منصور

#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب

@sherenabcom
در بین حروف است ولی حرف ندارد
گرمای نگاهش خبر از برف ندارد

میخواهمش این واژه فقط در خور شعر است
فعلی که به فاعل نرسد صرف ندارد

#طیبه_افشاری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایت شعر ناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
چه خبر آینه جان؟
- هیچ خبر! غمگینم!
یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم ...

 #طاهره_خنیا

 #سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
باید اتاقت بهترین جای زمین باشد
حتی اگر سلول زندان اوین باشد

هر جای این دنیا که باشی میرسم تا تو
حتی اگر مابینمان دیوار چین باشد

میخواهمت گرچه بدانم زندگی با تو
مثل دویدن داخل میدان مین باشد

میخواهمت مثل خدایی که نمی بینم
چون حاصل شک های پی درپی یقین باشد

لذت، شبیه غوطه ور بودن درون آب
باتو عزیزم زندگی باید همین باشد!

مهسا تیموری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از زلیخا آبرو را بُرد و
از یعقوب چشم

عشق را بخشنده می‌دیدم،
ولیکن نیست ... نه...!

#محمد_عزیزی

@sherenabcom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد، کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می شه کرد
کاری از ما نمیاد، زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
کاشکی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
قصه گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیشکی مث من غم نداره
مث من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکشو کم میاره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندنمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره، نمی بینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لب بسته، سینه غرق به خون
قصه موندن آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
خواننده: داریوش ترانه سرا: اردلان

#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این محاکمه تفهیم اتهامم کن
سپس به بوسه‌ی کارآمدی تمامم کن

اگرچه تیغ زمانه نکرد آرامم،
تو با سیاست ابروی خویش رامم کن

به اشتیاق تو جمعیتی‌ست در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن 

شهید نیستم اما تو کوچه‌ی خود را
به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن 

شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم
اگر که باب دلت نیستم حرامم کن 

لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم
تو مرحمت کن و با بوسه‌ای تمامم کن 

 #علیرضا_بدیع

#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب

@sherenabcom
قسم به خدای غم و دلهره
من از بی تو بودن جهانم پُره
شبیه زنی پشت سیم سکوت
که از بوق اشغال هم دلخوره

من و لای خط لبت چال کن
بگیر و بچرخون و بالا بیار
بچسبون قلّابتو رو تنم
غریب و زمین خورده تنها نذار

بیا جشن بارون بگیرم برات
بشین پای نم داده ی قصه هام
تو فالت همیشه تماشاییه
توو فنجون لب مُرده ی غصه هام

از اون ساعتی که دلت سیر شد
و انبوه موهای من پیر شد
تَهِ باور صفرِ دلدادگی
پریشون ترین لحظه تعبیر شد

به جز خاطراتی که زخمی شده
کسی پشت این حادثه دق نکرد
من و ‌شعرم و پای سگ ها بریز
به قبل نبودت شده برنگرد

تو از عمق ویرونه ی بی کسی
یکی از همین روزها میرسی
کنار شب و طعم شمدونیا
تموم میشه کابوس دلواپسی

نفس با نگاه تو بُر میخوره
میوون سرانگشت بی حوصله
تو با زخم پیراهنم همدمی
زلیخای افسونگرِ فاصله

هوای تمنای امروزمی
به یادِ هم آغوشی پنجره
صدامو به رویای تو دوختم
که سَر وا کنه تاولِ حنجره

بازم شونه کن خواب نادیدمو
بازم روی لالاییا پا بذار
واسه انتهای غم لحظه ها
دوباره منو توو خودم جا بذار

به سَر می رسه انقلاب جنون
اگه دل بذاری رو پای دعا
تَرَک میخوره هُرم تنهاییا
توو آغوش دیونه ی ماجرا

#سید_هادی_محمدی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
بسم الله الرحمن الرحیم

قید عبارت است از ده حرف ساکنی که بدون فاصله پیش از "روی" جاگزین شود و آن ده حرف اینهاست: ب خ ر ز س ش غ ف ن هـ مثل صبر، تخت، سرد، رزم، دست، دشت، نغز، رفت، تنگ، دهر.

برای سهولت یادگیری این ده حرف عبارت

(سه شب فرخ نغز) را به یاد داشته باشید.

قبل از حرف قید(صامتِ ساکن) هیچ کدام از
مصوت های بلند ( آ او یی) نمی آید


برزمین افتاد و نالیدش ز درد
عمر او آمد به سر، پس زین نبرد

در این بیت کلمات درد و نبرد قافیه هستند
و حرف د (رویّ) و حرف صامتِ ساکنِ ر حرف قید می باشد.

رعایت همسانی حرف قيد در قافيه لازم است. به ندرت بعضی از شاعران، دو حرفی را که تلفظ آنها نزدیک به هم است، قافیه کرده‌اند. مانند کلمات صدر و صبر در این بیت از مثنوی مولانا
پرس پرسان می‌کشیدش تا به صدر
گفت گنجی یافتم آخر به صبر

بعضی از مواقع حرف قید به حرف قریب المخرج تبدیل می گردد.

مانند "ح" در این بیت:

بنام خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی

سید هادی محمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️تو را با صد هزاران واژه و شعر
تورا تا بی نهایت دوست دارم
تویی که از دلم بیرون نمیری
تو را من تا قیامت دوست دارم
میان ماه و سال و هفته و روز
تورا ساعت به ساعت دوست دارم❤️
#وحید_کاظمی

#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب

@sherenabcom
فکر میکردم فقط میخواهمت یا عاشقم
فکر نمیکردم نفسهای منی بر جان من

#نادر_احدزاده
❤️🌹❤️🌹❤️
sherenab.com
کانال سایت تخصی شعر ناب
@sherenabcom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیش بینی کردن
حال وهوایم
مشکل است

چونکه بی تو
ممکن ست
هرلحظه طوفانی شوم

#حمیدرضا_ایلانلو
❤️🌹❤️

sherenab.com
کانال سایت تخصصی شعر ناب
@sherenabcom
بسم الله الرحمن الرحیم


قسم به خدای غم و دلهره
من از بی تو بودن جهانم پُره
شبیه زنی پشت سیم سکوت
که از بوق اشغال هم دلخوره

من و لای خط لبت چال کن
بگیر و بچرخون و بالا بیار
بچسبون قلّابتو رو تنم
غریب و زمین خورده تنها نذار

بیا جشن بارون بگیرم برات
بشین پای نم داده ی قصه هام
تو فالت همیشه تماشاییه
توو فنجون لب مُرده ی غصه هام

از اون ساعتی که دلت سیر شد
و انبوه موهای من پیر شد
تَهِ باور صفرِ دلدادگی
پریشون ترین لحظه تعبیر شد

به جز خاطراتی که زخمی شده
کسی پشت این حادثه دق نکرد
من و ‌شعرم و پای سگ ها بریز
به قبل نبودت شده برنگرد

تو از عمق ویرونه ی بی کسی
یکی از همین روزها میرسی
کنار شب و طعم شمدونیا
تموم میشه کابوس دلواپسی

نفس با نگاه تو بُر میخوره
میوون سرانگشت بی حوصله
تو با زخم پیراهنم همدمی
زلیخای افسونگرِ فاصله

هوای تمنای امروزمی
به یادِ هم آغوشی پنجره
صدامو به رویای تو دوختم
که سَر وا کنه تاولِ حنجره

بازم شونه کن خواب نادیدمو
بازم روی لالاییا پا بذار
واسه انتهای غم لحظه ها
دوباره منو توو خودم جا بذار

به سَر می رسه انقلاب جنون
اگه دل بذاری رو پای دعا
تَرَک میخوره هُرم تنهاییا
توو آغوش دیونه ی ماجرا
#سید_هادی_محمدی

#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
⚪️ حباب ⚪️
.
بیا که در مُراوده با آفتاب خوش باشم
تنم قوام گیرد و با پیچ و تاب خوش باشم
.
از انگبین اسم تو صمغ از زبان بسته بگیرم
به بغضِ در گلو بزنم، بی خشاب خوش باشم
.
میان زخم های لوندی که با تو گل داده
به بوی خون نپیچم و با اضطراب خوش باشم!
.
بپیچمت به هرم نفس هام و سرفه که آمد
به ضربه های پشت کمر، با شتاب خوش باشم
.
شبیه خنده های دبستانی ام که برگشتی
به یک جرقه سوزم و با التهاب خوش باشم
.
ببین هوای منبسطم را بهانه گرفته
عطش نریز جای نفس، تا بر آب خوش باشم
.
طبیعت آرامِ مرا پس بده که با نفست
در یک حباب ریزم و با این حباب خوش باشم 
.
با تقدیم احترام 
بتول رجائی علیشاهدانی
آفاق
۲۰ آذرماه ۱۴۰۲
يک زن
اگر به جاي دهانش
با چشمانش حرف بزند
هرگز تنها نخواهد ماند...

#ایلهان_برک
@sherenabcom
#سایت_ادبی_تخصصی #شعرناب
🌐 sherenab.com