This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شام آخر
.....
امشب خدایی تازه انگاری که میمیره
امشب سکوتی با صدایی روزه میگیره
ای وای امشب طالعم را نحس آوردن
شاید که نفرینی در این بیغوله در گیره.
امشب تمامم یک شروع تازه میبینه
امشب نگاهی بر نگاهم خشت میچینه
چون نقطه چین داستان خلقتم امشب
آبی ترین چشم جهان ما را نمی بینه.
ما را رها کردی در این جشنی که دلگیره
فنجان فال باورم ، لبریز شمشیره
شاهی که در سر ارزویش فتح بابل بود
امشب اسیر جوخه و فرمان یک تیره
هر خط ز تاریخم چنان یک دشنه در سینه
ما خاک بودیم ابتدا در انتها ، کینه
چونان مچاله کرده ما را عقده ات دنیا
کز چهره ی تقدیر ما می ریزه آیینه
امشب که چشمم از گناه زندگی سیره
حتی برای مردنم هم قرن ها دیره
من اخرین شب نامه ی آواز تاریخم
گر چه که این سازم برای خواندنت پیره.
............
یه بار چشمم و بستم که خستگی در کنم یکی بهم چشمک زد .
خیلی وقت بود به روح اعتقاد نداشتم.
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
.....
امشب خدایی تازه انگاری که میمیره
امشب سکوتی با صدایی روزه میگیره
ای وای امشب طالعم را نحس آوردن
شاید که نفرینی در این بیغوله در گیره.
امشب تمامم یک شروع تازه میبینه
امشب نگاهی بر نگاهم خشت میچینه
چون نقطه چین داستان خلقتم امشب
آبی ترین چشم جهان ما را نمی بینه.
ما را رها کردی در این جشنی که دلگیره
فنجان فال باورم ، لبریز شمشیره
شاهی که در سر ارزویش فتح بابل بود
امشب اسیر جوخه و فرمان یک تیره
هر خط ز تاریخم چنان یک دشنه در سینه
ما خاک بودیم ابتدا در انتها ، کینه
چونان مچاله کرده ما را عقده ات دنیا
کز چهره ی تقدیر ما می ریزه آیینه
امشب که چشمم از گناه زندگی سیره
حتی برای مردنم هم قرن ها دیره
من اخرین شب نامه ی آواز تاریخم
گر چه که این سازم برای خواندنت پیره.
............
یه بار چشمم و بستم که خستگی در کنم یکی بهم چشمک زد .
خیلی وقت بود به روح اعتقاد نداشتم.
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زن بدون مرد،
عروسکی ست بدون هم بازی
مرد بدون زن
آتشی ست بدون هیزم
ما با هم کودکانی هستیم
که هرگز پیر نمی شویم.
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقاشی در فکر
قطره اشکی
برگونه کودکی بود
که به شکل لبخندی
ترسیمش کند.
اما
خشکی قلمش
دائم او را منع می کرد!!
2010 لندن
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
قطره اشکی
برگونه کودکی بود
که به شکل لبخندی
ترسیمش کند.
اما
خشکی قلمش
دائم او را منع می کرد!!
2010 لندن
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
«رو به آلزایمر»
خواب تو را میبینم!
انگار که
نصف عمرم را «پارکینسون» گرفته باشم
سلانه سلانه پیش میآیی
آنقدر که روزهام
برای دیدنت کش میآیند!...
راستی
یادم رفت بگویم
تازگیها
هر بار که به دیدنم نمیآیی
صدای «اللهم اشف کل مریض» مادرم
گوشهای کوچه را کر میکند
و من
از نگاه همسایهها میخوانم
که آب از سر دنیام گذشته است و...
صبح که میشود
تازه یادم میافتد
سالها پیش
در آبی که پشت سرت ریختم
غرق شدهام!...
♣️𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═┅─
«آنقدر از حادثه پُرم»
که هر سپیده
روزنامهها
روی پیشخوان آهنی
برای خواندنم جنجال به پا میکنند!
«آنقدر از تو پُرم»
که دلتنگیام گوشهای ترش کرده
بوی صدسال تنهایی
روی دست سرکههای هفت ساله میزند!
دست تو / دست تو
رویِ / رویِ
دستهام / دستهام
آنقدر نیستی
که انعکاس بیحضورت
آمیزهای از قهقهههای گلو و
هقهق دل
توی پردههای گوشم میپیچد...
میبینی
زیر تاریکی این صحنه
عمق فاجعه
آنقدر بغض است
که تنها سایهی درد
در نقش گلهگرازی
دیوار به دیوار
از ورقهای رنگارنگ تقویم میگذرد!
آرزو عباسی(پاییزه)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
خواب تو را میبینم!
انگار که
نصف عمرم را «پارکینسون» گرفته باشم
سلانه سلانه پیش میآیی
آنقدر که روزهام
برای دیدنت کش میآیند!...
راستی
یادم رفت بگویم
تازگیها
هر بار که به دیدنم نمیآیی
صدای «اللهم اشف کل مریض» مادرم
گوشهای کوچه را کر میکند
و من
از نگاه همسایهها میخوانم
که آب از سر دنیام گذشته است و...
صبح که میشود
تازه یادم میافتد
سالها پیش
در آبی که پشت سرت ریختم
غرق شدهام!...
♣️𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═┅─
«آنقدر از حادثه پُرم»
که هر سپیده
روزنامهها
روی پیشخوان آهنی
برای خواندنم جنجال به پا میکنند!
«آنقدر از تو پُرم»
که دلتنگیام گوشهای ترش کرده
بوی صدسال تنهایی
روی دست سرکههای هفت ساله میزند!
دست تو / دست تو
رویِ / رویِ
دستهام / دستهام
آنقدر نیستی
که انعکاس بیحضورت
آمیزهای از قهقهههای گلو و
هقهق دل
توی پردههای گوشم میپیچد...
میبینی
زیر تاریکی این صحنه
عمق فاجعه
آنقدر بغض است
که تنها سایهی درد
در نقش گلهگرازی
دیوار به دیوار
از ورقهای رنگارنگ تقویم میگذرد!
آرزو عباسی(پاییزه)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
چون دهان باز کنم یکسره فریاد ِ غمم
تا نفس هست نظر کردهی بیداد ِ غمم
دیدمت، با خود و بیشانهی من شادی شُکر
من که در شورترین نقطهی دل شاد غمم
مهر، بارانِ جدایی به جهان زد اما
سوختم در خودم انگار که مرداد غمم
خشت خشتم نگرانیست ملاتم اندوه
وای بر من منِ ویرانه که آباد غمم
نه به تشبیه نیاز است و نه تشخیص ببین
احتیاجی به سخن نیست که همزاد غمم
گویی از این همه افسانهی شیرین تنها
وارث تیشهی عاشقکُش ِ فرهاد غمم
هرکه دید این تن ِ درماندهی قهراگین را
گفت تکمیلترین نطفهی اجداد غمم
چشم وا کردم و دیدم که به حق میگفتند
تا جداییست نصیب ارشد ِ اولاد غمم
زندگی بعد تو اما همهاش زندان نیست
روز آزاد خیالات و شب آزاد غمم!!
با مرور ِ تو و سرکردن ِ در خاطره ها
پیِ تسکین خود و کندن ِ بنیاد غمم
ساده انگارترینم بخدا چون هر بار
میکشم دست به دل موجب ایجاد غمم
هرچه در تور غزل ریختم از حسرت بود
که در این برکهی ماتم زده صیاد غمم
مهرداد عزیزیان
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
تا نفس هست نظر کردهی بیداد ِ غمم
دیدمت، با خود و بیشانهی من شادی شُکر
من که در شورترین نقطهی دل شاد غمم
مهر، بارانِ جدایی به جهان زد اما
سوختم در خودم انگار که مرداد غمم
خشت خشتم نگرانیست ملاتم اندوه
وای بر من منِ ویرانه که آباد غمم
نه به تشبیه نیاز است و نه تشخیص ببین
احتیاجی به سخن نیست که همزاد غمم
گویی از این همه افسانهی شیرین تنها
وارث تیشهی عاشقکُش ِ فرهاد غمم
هرکه دید این تن ِ درماندهی قهراگین را
گفت تکمیلترین نطفهی اجداد غمم
چشم وا کردم و دیدم که به حق میگفتند
تا جداییست نصیب ارشد ِ اولاد غمم
زندگی بعد تو اما همهاش زندان نیست
روز آزاد خیالات و شب آزاد غمم!!
با مرور ِ تو و سرکردن ِ در خاطره ها
پیِ تسکین خود و کندن ِ بنیاد غمم
ساده انگارترینم بخدا چون هر بار
میکشم دست به دل موجب ایجاد غمم
هرچه در تور غزل ریختم از حسرت بود
که در این برکهی ماتم زده صیاد غمم
مهرداد عزیزیان
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلشکسته تر
از آنم
که بخواهم تعبیر کنم!
زندانیم اما،
در پی آزادی
خنده،
حاضرم جهاد کنم.
#فڪری_احمدی_زاده
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
از آنم
که بخواهم تعبیر کنم!
زندانیم اما،
در پی آزادی
خنده،
حاضرم جهاد کنم.
#فڪری_احمدی_زاده
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
از درد، دلِ پیر و جوان سخت شکست
بغضِ نفسِ گریهی جان سخت شکست
در خاک نهان شد چو مهِ چهرهی تو
آیینهی احساسِ نهان سخت شکست
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
بغضِ نفسِ گریهی جان سخت شکست
در خاک نهان شد چو مهِ چهرهی تو
آیینهی احساسِ نهان سخت شکست
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
🍂 شعرِ بی جان
هم قافیه گریان شد
هم وزن پریشان شد
چَشمم پُرِ باران شد
زین ماتمِ بی پایان
از درد ردیفَم مُرد
از غُصّه غزل آزرد
دیوانِ دلم پژمرد
هر واژه شده نالان
مصرع ز نفَس اُفتاد
قالب به قفس افتاد
شاعر به هَرَس افتاد
این شعر ندارد جان!
فروغ فرشیدفر
پاییز ۱۴۰۱
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
هم قافیه گریان شد
هم وزن پریشان شد
چَشمم پُرِ باران شد
زین ماتمِ بی پایان
از درد ردیفَم مُرد
از غُصّه غزل آزرد
دیوانِ دلم پژمرد
هر واژه شده نالان
مصرع ز نفَس اُفتاد
قالب به قفس افتاد
شاعر به هَرَس افتاد
این شعر ندارد جان!
فروغ فرشیدفر
پاییز ۱۴۰۱
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
تا نگاهِ دلِ دیوانِ غزل، یارِ من است
گفتن از موجِ جنونزای عطش، کارِ من است
در پیِ عاطفه رفتن، روشِ نای دل و
نبضِ قاموسِ نفَس، سخت خریدارِ من است
با دوبیتی و رباعی، سر و سرّی دارم
تکسپیدارِ صفا، بسترِ پندارِ من است
نابِ افراغ، نهفتهست، در اندیشهی جان
سادگیهای بیان نیز، در افکارِ من است
اخگرِ سرخِ صفا، بر تبِ جان، شعلهزن و
شور، در حسّ ترِ شعرِ شرربارِ من است
چون که سرکوب شود، شعرِ سرورِ گُلِ دل
نبضِ غم، در دلِ رویای دلافگارِ من است
بغضِ آلالهی دل، ژاله چکان از رگِ جان
هالهی حالِ سما، والهی تبدارِ من است
نرگسِ شوقِ شکوفا شده از جامِ وفا
پُربهانه، نگرانِ دلِ بیمارِ من است
بر لبِ چشمهی خشکیده و بیآبِ حیات
کارِ قلبِ تپشِ خاطره تیمارِ من است
هر زمان نبضِ نهان از تبِ پنهانش سوخت
گفت تنها عطشِ عاطفه غمخوارِ من است
بس که دریای جنون، شورِ تپشزا آموخت
شورشِ واژهی «احساس»، در اشعارِ من است
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
بیستم مهرماه، روز بزرگداشت حافظ، بر مدیر موسس سایت ادبی شعر ناب، استاد احمدیزاده و تمام نابیانِ فرخنده باد!
گفتن از موجِ جنونزای عطش، کارِ من است
در پیِ عاطفه رفتن، روشِ نای دل و
نبضِ قاموسِ نفَس، سخت خریدارِ من است
با دوبیتی و رباعی، سر و سرّی دارم
تکسپیدارِ صفا، بسترِ پندارِ من است
نابِ افراغ، نهفتهست، در اندیشهی جان
سادگیهای بیان نیز، در افکارِ من است
اخگرِ سرخِ صفا، بر تبِ جان، شعلهزن و
شور، در حسّ ترِ شعرِ شرربارِ من است
چون که سرکوب شود، شعرِ سرورِ گُلِ دل
نبضِ غم، در دلِ رویای دلافگارِ من است
بغضِ آلالهی دل، ژاله چکان از رگِ جان
هالهی حالِ سما، والهی تبدارِ من است
نرگسِ شوقِ شکوفا شده از جامِ وفا
پُربهانه، نگرانِ دلِ بیمارِ من است
بر لبِ چشمهی خشکیده و بیآبِ حیات
کارِ قلبِ تپشِ خاطره تیمارِ من است
هر زمان نبضِ نهان از تبِ پنهانش سوخت
گفت تنها عطشِ عاطفه غمخوارِ من است
بس که دریای جنون، شورِ تپشزا آموخت
شورشِ واژهی «احساس»، در اشعارِ من است
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
بیستم مهرماه، روز بزرگداشت حافظ، بر مدیر موسس سایت ادبی شعر ناب، استاد احمدیزاده و تمام نابیانِ فرخنده باد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکوت کن
ببگذار در و دیوار و سقف خانه
از نسیم نفس هایت اقاقی ببارد
همین امشب فرمان دادم
که فرش و بسترت به پرواز در آیند
مثل فرش سلیمان.بداهه
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
ببگذار در و دیوار و سقف خانه
از نسیم نفس هایت اقاقی ببارد
همین امشب فرمان دادم
که فرش و بسترت به پرواز در آیند
مثل فرش سلیمان.بداهه
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
تُنگ ماهی،
خون می بلعد
و...
ماهی جای آب، پرنده !
گربه جای پلنگ، در کمین مهتاب
آفتاب گویا به مرخصی رفته بی پایان
چشم آبی و سبز ها هیجان زده
از این همه غوغا<
اینجا هیچکس پشت چراغ قرمز نمی ایستد
نمی دانم چرا!؟ بداهه
**
من و صبح، تو و شب،
ميان گيسوي
سياهت خفته است
آزادی!بداهه
پ.ن
این روزها چقدر جای شرف خالی ست!
**
روی صحنه تئاتر
تنها نقش آزادی، بندگی بود
که به ما دادند. بداهه
پ.ن
مدال بر گردنش انداختند برده ای که آزادی را رهنمود بود.
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
خون می بلعد
و...
ماهی جای آب، پرنده !
گربه جای پلنگ، در کمین مهتاب
آفتاب گویا به مرخصی رفته بی پایان
چشم آبی و سبز ها هیجان زده
از این همه غوغا<
اینجا هیچکس پشت چراغ قرمز نمی ایستد
نمی دانم چرا!؟ بداهه
**
من و صبح، تو و شب،
ميان گيسوي
سياهت خفته است
آزادی!بداهه
پ.ن
این روزها چقدر جای شرف خالی ست!
**
روی صحنه تئاتر
تنها نقش آزادی، بندگی بود
که به ما دادند. بداهه
پ.ن
مدال بر گردنش انداختند برده ای که آزادی را رهنمود بود.
سيدحاج فكري احمدي زاده (ملحق)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
✍️ به کدامین گناه کشته شدند؟
بر بال و پرِ عروج، تا حق بودند
در حالِ نیاز و راز، با حق بودند
در زمزمهشان نوای توحیدی بود
آوای رسای مرغِ یاحق بودند
😔😔😔
آوازِ نوای شورِ یاحق بودند
پروازِ رهای شوقِ تا حق بودند
#زهرا_حکیمی_بافقی
(دلواژههای مناسبتی)
شاهچراغ تسلیت😔
بر بال و پرِ عروج، تا حق بودند
در حالِ نیاز و راز، با حق بودند
در زمزمهشان نوای توحیدی بود
آوای رسای مرغِ یاحق بودند
😔😔😔
آوازِ نوای شورِ یاحق بودند
پروازِ رهای شوقِ تا حق بودند
#زهرا_حکیمی_بافقی
(دلواژههای مناسبتی)
شاهچراغ تسلیت😔
ای خون شعرهای به حسرت دچار من
آوازهای زخمی و تلخ دو تار من
آب زلال چشمه¬ی آهو ندیده¬ام
آهوی دشت و دامنه¬ی کوهسار من
می¬جوشد از نگاه تو دریایی از غزل
شرح نگفته¬های دل بی¬قرار من
من وارث هزاره¬ی اندوه و ماتمم
جز درد نیست حاصلی از روزگار من
تا کی در یغ می¬کنی از گرمی نگاه
بر چشم¬های خسته و اندوه بار من
با عطر خنده¬ای چمنم را صفا ببخش
رنگی از آب و سبزه بزن بر بهار من
از شهر این غریبه¬ی بی¬آبرو نگو!
حرفی بزن به لهجه¬ی ایل و تبار من
دیگر قرار و حوصله از من رمیده است
دیگر مباد! آن که نمانی کنار من
امروز التماس نگاه مرا بفهم!
فردا چه سود گریه کنی بر مزار من
زنده یاد ( علی اصغر اقتداری)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
آوازهای زخمی و تلخ دو تار من
آب زلال چشمه¬ی آهو ندیده¬ام
آهوی دشت و دامنه¬ی کوهسار من
می¬جوشد از نگاه تو دریایی از غزل
شرح نگفته¬های دل بی¬قرار من
من وارث هزاره¬ی اندوه و ماتمم
جز درد نیست حاصلی از روزگار من
تا کی در یغ می¬کنی از گرمی نگاه
بر چشم¬های خسته و اندوه بار من
با عطر خنده¬ای چمنم را صفا ببخش
رنگی از آب و سبزه بزن بر بهار من
از شهر این غریبه¬ی بی¬آبرو نگو!
حرفی بزن به لهجه¬ی ایل و تبار من
دیگر قرار و حوصله از من رمیده است
دیگر مباد! آن که نمانی کنار من
امروز التماس نگاه مرا بفهم!
فردا چه سود گریه کنی بر مزار من
زنده یاد ( علی اصغر اقتداری)
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
بسم الله الرحمن الرحیم
در توتالیتر غوطه ور
عوعوی دموکراسی
نشانِ چهاردهم گاو
شریکان پاک ، رفیقان ناب
زیر ناوِ ناخدا ملحق
یادگاری !
سوراخ میپاشند پنهانی
#سید_هادی_محمدی
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
در توتالیتر غوطه ور
عوعوی دموکراسی
نشانِ چهاردهم گاو
شریکان پاک ، رفیقان ناب
زیر ناوِ ناخدا ملحق
یادگاری !
سوراخ میپاشند پنهانی
#سید_هادی_محمدی
سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom