ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıllı
4.69K subscribers
22 photos
29 videos
300 links
Download Telegram
.

این روزها
دلم یک میز می‌خواهد
و یک فنجان شعر
و یک هم‌درد
که بفهمد من را
که گذر زمان را به یغما ببرد
که در حضورش چایم سرد شود،،،


👤علیرضا_بهجتی |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
🥰31
آفتابِ دیگری در آسمانِ لحظه
خواهم کاشت!
لحظه ها را در دو دستم
جای خواهم داد...
سوی خورشیدی دگر
پرواز خواهم کرد


👤خسرو_گلسرخی |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


هیچ اتفاقی قرار نیست بیافتد
امّا،
آدمی است دیگر،
همیشه
منتظر می‌ماند!


اورهان_ولی |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
1🥰1
.
نباید کسی بفهمد
دل و دستِ این خسته‌ی خراب
از خوابِ زندگی می‌لرزد.
باید تظاهر کنم حالم خوب است
راحت‌ام، راضی‌ام، رها
راهی نیست. مجبورم!
باید به اعتمادِ آسوده‌ی سایه
به آفتاب برگردم.!

#سید_علی_صالحی

@SheereSepiid
🥰2👀1
نرسیده به درخت
کوچه‌باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازهٔ پرهای صداقت آبی است
می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می‌آرد
پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می‌گیرد
در صمیمیت سیّال فضا خش خشی می‌شنوی
کودکی می‌بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی؛
خانه دوست کجاست؟


👤سهراب_سپهری |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
4👏2

چون قایق شکسته ز طوفانم
ساحل مرا به خویش نمی‌خواند
امواج می خروشند
امواج سهمگین
آیا
کدام موج
اینک مرا چو طعمه به گرداب می‌دهد ؟
گرداب می‌ربایدم از اوج موجها
در کام خود گرفته مرا تاب می دهد
فریاد می کشم
آیا کدام دست
برپای این نهنگ گران بند می زند ؟
ساحل مرا به وحشت گرداب دیده است
لبخند می‌زند


👤حمید_مصدق |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
👍4

«تولد من تویی
و پیش از تو
به یاد نمی آورم
که وجود داشتم....»


✍🏻 نزار _قبانی |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
2


کنار باور سبز صنوبرها
میان شمعدانی ها و شبدر‌ها

جهان در لحظه‌ای زیباست
اگر این ظلمت و زنگار
که می بندد ره دیدار
بگذارد !
تمام روشنائی نامه‌ی باران
مدیح رستگاری هاست

اگر این دیو و این دیوار
بگذارد ...

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی

@SheereSepiid
3
‌‌◍⃟❤️

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن درآورم

چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ سخن درآورم

نعره نیستند
تا ز نای جان برآورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان

مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنه‌ شناسنامه‌هایشان
درد می‌کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه‌های ساده‌ سرودنم درد می‌کند
انحنای روح من، شانه‌های خسته‌ غرور من

تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم شکسته است
کتف گریه‌های بی‌بهانه‌ام
بازوان حس شاعرانه‌ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

#قیصر_امین‌پور

@SheereSepiid
@SheereSepiid
3😢3
‌‌◍⃟❤️

هرچه را که می خواهی
از دست بده،
اما قلبی را که برای
خوشحالی تو
تلاش زیادی می کند
از دست نده
زیرا قلب هایی هستند
که هرگز نمی توان
آنها را جبران کرد...!!


غسان‌_كنفانی |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔗🌵

گفته بودی
هر وقت که شعر می نویسی
دوستم بدار
نمی دانم
از این همه شعر نوشتن است
که دیوانه وار دوستت دارم
یا از این همه دوست داشتن
که دیوانه وار شعر می نویسم


واهه_ آرمن |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
2👏2
🔗🌵
اگر در مقابل زیباییت
ساکت ایستادم،
چون سکوت در حریم زیبایی،
زیباست...
واژه‌های ما دربارهٔ عشق،
عشقمان را می‌کشد
و کلمات آنگاه که به زبان
آورده می‌شوند میمیرند.
برای من و تو همین کفایت می‌کند
که تو برای همیشه
رازی باقی بمانی که
درونم را تکه‌تکه میکنی
امّا بر زبانم جاری نمی‌شوی...!!

#نزار_قبانی

@SheereSepiid
3👏1👀1

برای من
باز بگذار
درهای شهری را
که در آن
زندگی می‌کنی

آن چیزها که
برای تو خواهم گفت
تنها با سخن گفتن از آنها
به اتمام نمی‌رسند

سال هاست
از زندگی من
لحظه‌هایی را دزدیده‌ای
که تمام این لحظه‌ها
با نام تو یکی شده‌اند

#ازدمیر_آصف 
#شعر_جهان

@SheereSepiid
3👏2
اگر عشق
آخرین عبادت ما نیست
پس آمده ایم اینجا
برای کدام درد بی شفا
شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟

• سید علی صالحی |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıllı
3👏1
‌‌◍⃟❤️

تو را بانو نامیده‌ام
بسیارند از تو بلندتر، بلندتر
بسیارند از تو زلال‌تر، زلال‌تر

اما بانو تویی

از خیابان که می‌گذری
نگاه کسی را به دنبال نمی‌کشانی
کسی تاج بلورینت را نمی‌بیند
کسی بر فرش سرخ ِ زیر پایت
نگاهی نمی‌افکند.
و زمانی که پدیدار می‌شوی
تمامی رودخانه‌ها به نغمه در‌می‌آیند
در تن من
زنگ‌ها آسمان را می‌لرزانند
تنها تو و من
تنها تو و من، عشق ِمن
به آن گوش می‌سپریم.


پابلو نرودا |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
3👍1
همه‌ی راه‌ها به تو ختم می‌شوند.
‏حتی آن‌ها که ‏برای از یاد بردنت ‏طی کرده‌ام...

- محمود درویش |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
4
‌‌◍⃟❤️

دوستت داشتم
با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیده‌ام
و تو را همیشه نمی‌بینم،
دوستت داشتم چون برایت نوشتم
و برایت خواندم
و بخاطرت خندیدم
و بخاطر تو تغییر کردم
و تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی...


محمود_درویش |
ıllıllı شِعِـر ِنـو ıllıll
3👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM