شعر پارسی
54.9K subscribers
761 photos
81 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
تو نه چنانی که منم
من نه چنانم که تویی

تو نه بر آنی که منم
من نه بر آنم که تویی

مولانا /
شـــعر پارسی
20
ما دل سپرده‌ایم به گریه برای هم
باران به جای من، من و باران به جای هم

ابری گریست در من و در وی گریستم
تا دم زنیم، دم‌زدنی در هوای هم

ما تاب خورده‌ایم که ما قد کشیده‌ایم
گهواره‌های چابک‌مان دست‌های هم

باری به پایبندی هم پیر می‌شویم
تا پیر می‌شوند درختان به پای هم

غم نیست نیستن که همه در تداوُمیم
چون ابتدای یک دگر از انتهای هم

تنها صداست آنچه در این راه، ماندنی است*
خوش باد زنده ماندن‌مان در صدای هم

حسین منزوی / شـــعر پارسی

*تنها صداست که می‌ماند «فروغ فرخزاد»
12
مثل بارانِ بهاری که نمی‌گوید کِی
بی‌خبر در بزن و سرزده از راه برس…

حسین منزوی /
شـــعر پارسی
16🔥2
وَ خیلی نزدیکی
سایه‌ات، سایه‌ات
همه جا هست
کنارِ موسیقی وُ باران وُ
جاده وُ نور وُ کلمه

بیژن الهی /
شـــعر پارسی
11
حرف وفا به دیده و صد راز در نگاه
شیرین بُوَد ز راه نظر گفت‌و‌گوی عشق

فریدون مشیری /
شـــعر پارسی
6
گویند سرانجام ندارید شما
مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

مولانا /
شـــعر پارسی
25
از ذوقِ بغل‌گیریِ آن قامتِ رعنا
هر مو به تنم چون مژه آغوش برآورد

فیاض لاهیجی /
شـــعر پارسی
14
دلم
آنجاست که
آن دلبرِ عیار آنجاست ...

سعدی /
شـــعر پارسی
12🔥1
من آن روزی که چون شبنم عزیز این چمن بودم
تو ای باد سحرگاهی کجا در بوستان بودی؟

کنون خار سر دیوار دامن می‌کشد از تو
خوشا روزی که صائب شبنم این بوستان بودی

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
8😭2
ترک ما کردی
برو هم‌صحبت اغیار باش

یار ما چون نیستی
با هر که خواهی یار باش ...!

وحشی بافقی /
شـــعر پارسی
12🔥4👌4
هميشه در يک عمرِ كوتاه
چيزی برای غمگين‌بودن هست
مثل اين ماه
كه می‌خواهد سرش را بكوبد به پنجره

غمگين اما در كمال ادب
لب‌هايم را
مثل كفش‌هايم
جفت می‌كنم
و تو را
با همان شدّت كه يک درختِ بريده سقوط می‌كند
می‌بوسم.

حسين صفا /
شـــعر پارسی
9🕊1
مست و خرامان می‌رود در دل، خیال یار من

مولانا /
شـــعر پارسی
12
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روح‌بخش جهان است نام آزادی

به پیش اهل جهان محترم بُوَد آن‌کس
که داشت از دل و جان، احترام آزادی

چگونه پای گذاری به صِرف دعوت شی
خبه مسلکی که ندارد مرام آزادی

هزار بار بُوَد به ز صبح استبداد
برای دسته پابسته شام آزادی

به روزگار، قیامت به پا شود آن روز
کنند رنج‌بران چون قیام آزادی

اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز
کِشم ز مرتجعین انتقام آزادی

ز بند بندگی خواجه کی شوی آزاد
چو «فرخی» نشوی گر غلام آزادی

فرخی یزدی /
شـــعر پارسی
14🔥1
حسرت ما را به عمر رفته، چون برگِ خزان
می‌توان دانست از دستی که بر هم سوده‌ایم

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
11😭2
از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم
از چشم‌هایمان
و همه چیزِ این خاک را کاویده‌ایم

ــ ما به همراهِ آب و باد و خاک و آتش
به این سیاره تبعید شده‌ایم
و این‌جا
زیباترین جا
برای تنهایی‌ست...

شهرام شیدایی /
شـــعر پارسی
11
نه داد عادلان ماند نه ظلم ظالمان ماند
نه جور جابران ماند نه مخدوم و خدم بینی

سنایی /
شـــعر پارسی
10👍3
هاشور نزن قوس دو ابروی کمان را
در گور نلرزان جسد "فرشچیان" را‌

یا پیش من خسته نیا یا که به غمزه
جادو کن و با سحر نگهدار زمان را

تنها نه من از داغ غمت سوخته بودم
آتش زده ای قلب همه پیر و جوان را

بیچاره موذن که تو را دید به مسجد
کافر شد و از نیمه رها کرد اذان را

چشمان تو تلفیق غزل بود و حماسه
کشتند من و حافظ و مهدی اخوان را

گفتیم و نفهمید و  شرر ریخت نگاهم
هیهات اگر چشم کشد بار زبان را

رفتی و غمی نیست خدا کاسب پیری ست
می داند و ارزان ندهد جنس گران را

احمد جم /
شـــعر پارسی
11👏1
بوسه‌ات
چه متن مفصلی بود ...

بیژن الهی /
شـــعر پارسی
12👍1🔥1
جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا
نماند در این خانهٔ استخوانی

پروین اعتصامی /
شـــعر پارسی
13
چنان ز عکسِ رخِ دوست دیده پرگل شد
که شاخِ هر مژه آرامگاهِ بلبل شد

کلیم همدانی /
شـــعر پارسی
🔥102
من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم
ور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش

مولانا /
شـــعر پارسی
17