🍁@shear
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست، که این رسم دلبری ست...
هر کس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری ست
مِهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابر همگان، نابرابری ست...
دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست
ای آفتاب، هر چه کنی ذره پروری ست
ساحل، جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست...
#فاضل_نظری
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست، که این رسم دلبری ست...
هر کس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری ست
مِهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابر همگان، نابرابری ست...
دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست
ای آفتاب، هر چه کنی ذره پروری ست
ساحل، جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست...
#فاضل_نظری
﷽
صبح امیدمن اے شمس جهانتاب حسین
وسلام لڪ منّے ولِاَصحاب حسین
همه ے داروندارم شده بین الحرمین
به ابے انت وامے لَکَ ارباب حسین
#عالیه_رجبی
بتو از دور سلام ....♥️
سلااااام✌️☺️صبحتون حسینی❤️
@shear
صبح امیدمن اے شمس جهانتاب حسین
وسلام لڪ منّے ولِاَصحاب حسین
همه ے داروندارم شده بین الحرمین
به ابے انت وامے لَکَ ارباب حسین
#عالیه_رجبی
بتو از دور سلام ....♥️
سلااااام✌️☺️صبحتون حسینی❤️
@shear
💜@shear
ای لبت از هر چه سیب سرخ، شیرین بیشتر
کی به پایت میشود افتاد.. از این بیشتر؟
ترس دارم بی قراران تو مجنون تر شوند
روبری خانهات بگذار پرچین بیشتر
ماه سیری چند! هر شب با وجودت ای پری!
موج دریا میرود بالا و پایین بیشتر
هر زمان که خندههای بی مثالت کم شوند
شهر پیدا میکند شب گرد غمگین بیشتر
آن بهاری که نسیمت را ندارد بهتر است
هر شب عیدش ببارد برف سنگین بیشتر
خواب دیدم نیستی، تعبیر آمد میرسی
هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر!
#امیرعلی_سلیمانی
ای لبت از هر چه سیب سرخ، شیرین بیشتر
کی به پایت میشود افتاد.. از این بیشتر؟
ترس دارم بی قراران تو مجنون تر شوند
روبری خانهات بگذار پرچین بیشتر
ماه سیری چند! هر شب با وجودت ای پری!
موج دریا میرود بالا و پایین بیشتر
هر زمان که خندههای بی مثالت کم شوند
شهر پیدا میکند شب گرد غمگین بیشتر
آن بهاری که نسیمت را ندارد بهتر است
هر شب عیدش ببارد برف سنگین بیشتر
خواب دیدم نیستی، تعبیر آمد میرسی
هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر!
#امیرعلی_سلیمانی
صبح علی الطلوع سلامٌ علے الحسین
بالدمِ والدُموع سلامٌ علے الحسین
این عین عاشقے ست که هر روز میشود
با نامتان شروع سلامٌ علے الحسین
#السلامعلیکیااباعبدﷲالحسین
سلاااام✌️صبحتون حسینی
@shear
بالدمِ والدُموع سلامٌ علے الحسین
این عین عاشقے ست که هر روز میشود
با نامتان شروع سلامٌ علے الحسین
#السلامعلیکیااباعبدﷲالحسین
سلاااام✌️صبحتون حسینی
@shear
🍂@shear
صبحی که نبینم رخ دلدار نه صبح است
پیشش چو نباشم به شب تار نه صبح است
خورشید چه باشد چه نباشد به چه سودم
چشمش ندهد دستِ دلم کار نه صبح است
از هرچه صدا گوش بگیرم که مهم نیست
نامم چو نگوید به لبش یار نه صبح است
#صبحتون_پر_از_عشق🦋
@shear
صبحی که نبینم رخ دلدار نه صبح است
پیشش چو نباشم به شب تار نه صبح است
خورشید چه باشد چه نباشد به چه سودم
چشمش ندهد دستِ دلم کار نه صبح است
از هرچه صدا گوش بگیرم که مهم نیست
نامم چو نگوید به لبش یار نه صبح است
#صبحتون_پر_از_عشق🦋
@shear
🍂@shear
شبیه عطر تن او که بر لباسش هست
خودش كه نيست ولى دائما هراسش هست
خودش که نیست ببیند به هر چه می نگرم
به روی مردمک چشمم انعکاسش هست
نمی توانم از این عشق مرده دل بکنم
هنوز توى سرم عطر مست ياسش هست
هنوز می پرم از جا به زنگ هر تلفن
هنوز دلهره ى آخرين تماسش هست
دلم برای که تنگی ؟ به این که دل تنگم
تو فكر مى كنى اصلا كسى حواسش هست ؟
#سیدتقی_سیدی
شبیه عطر تن او که بر لباسش هست
خودش كه نيست ولى دائما هراسش هست
خودش که نیست ببیند به هر چه می نگرم
به روی مردمک چشمم انعکاسش هست
نمی توانم از این عشق مرده دل بکنم
هنوز توى سرم عطر مست ياسش هست
هنوز می پرم از جا به زنگ هر تلفن
هنوز دلهره ى آخرين تماسش هست
دلم برای که تنگی ؟ به این که دل تنگم
تو فكر مى كنى اصلا كسى حواسش هست ؟
#سیدتقی_سیدی
سرم بازار مسگرهاست دلم در چنگ بربرهاست
چنان با خود گلاویزم درونم جنگ زرگرهاست
نه میلی به سخن دارم نه مشتاقم به خاموشی
که روحِ جان پریشانم بلاتکلیفِ باورهاست
تظاهر میکنم خوبم ولی از روی ناچاری
که جانم تنگهای زخمی به غمگینیِ بندرهاست
جنون در کاسهی مغزم چو سیر و سرکه میجوشد
و من بیزارم از قلبم که گورستانِ دخترهاست
اجنه دائما در من نشست هفتگی دارند
که در من کودکی قلدر هواخواه قلندرهاست
جهنم درّهای در من همیشه گرم خودسوزیست
خودم هیزم خودم آتش خودم داغ صنوبرهاست
وبالم شد پر و بالم زمانی که قفس مُد شد
شنیدم از قفسسازی: قفس مرگِ کبوترهاست
به چاه افتادن یوسف به من این نکته را آموخت
که یوسف هم اگر باشی حسابت با برادرهاست
امیدم به نگاهی نیست دلم را دلبخواهی نیست
در این بازارِ رسوایی که دل کالای دلبرهاست
کتابِ سرگذشتِ من، کتابت شد به پشتِ من
و این به لطفِ یاران و به لطفِ تیغِ خنجرهاست
#بهروز_باغبان
@shear
چنان با خود گلاویزم درونم جنگ زرگرهاست
نه میلی به سخن دارم نه مشتاقم به خاموشی
که روحِ جان پریشانم بلاتکلیفِ باورهاست
تظاهر میکنم خوبم ولی از روی ناچاری
که جانم تنگهای زخمی به غمگینیِ بندرهاست
جنون در کاسهی مغزم چو سیر و سرکه میجوشد
و من بیزارم از قلبم که گورستانِ دخترهاست
اجنه دائما در من نشست هفتگی دارند
که در من کودکی قلدر هواخواه قلندرهاست
جهنم درّهای در من همیشه گرم خودسوزیست
خودم هیزم خودم آتش خودم داغ صنوبرهاست
وبالم شد پر و بالم زمانی که قفس مُد شد
شنیدم از قفسسازی: قفس مرگِ کبوترهاست
به چاه افتادن یوسف به من این نکته را آموخت
که یوسف هم اگر باشی حسابت با برادرهاست
امیدم به نگاهی نیست دلم را دلبخواهی نیست
در این بازارِ رسوایی که دل کالای دلبرهاست
کتابِ سرگذشتِ من، کتابت شد به پشتِ من
و این به لطفِ یاران و به لطفِ تیغِ خنجرهاست
#بهروز_باغبان
@shear
از تو عاشقتر خودم را خواندهام؟ شرمندهام
کوه کندی حضرت فرهاد؟ من جان کندهام
اینکه آبادان نمِ باران بگیرد تیر ماه!
بیش از این است احتمالش تا بگیرد خندهام
من کماکان ماندهام پای تو؟یا تو یا خودت؟
پیرم اما باز مثل بچهها یک دندهام
از سرِ تفریح هم شد باز میگردی به من
تو همان تهران نشینِ خسته حالی... من دِه ام
گفته بودی: بگذر از من گر خدا را بندهای
پیش از اینها فکر میکردم خدا را بندهام...
#امیرحسین_ثابتی
@shear
کوه کندی حضرت فرهاد؟ من جان کندهام
اینکه آبادان نمِ باران بگیرد تیر ماه!
بیش از این است احتمالش تا بگیرد خندهام
من کماکان ماندهام پای تو؟یا تو یا خودت؟
پیرم اما باز مثل بچهها یک دندهام
از سرِ تفریح هم شد باز میگردی به من
تو همان تهران نشینِ خسته حالی... من دِه ام
گفته بودی: بگذر از من گر خدا را بندهای
پیش از اینها فکر میکردم خدا را بندهام...
#امیرحسین_ثابتی
@shear
🎭@shear
نه نگاه هیز دارم نه جسارت جوانی
که لبی بخواهم از تو به زبان بیزبانی
نه جسارتی که یک روز بپرسم از تو نامی
نه شجاعتی که یک شب بدهم به تو نشانی
عطش زمینیام را تب بوسه چینیام را
به چه حیلهای بگویم به دو چشم آسمانی
به تبسمی لبم را به تو دادم و ندیدی
چه کنم؟ نگفته بودم سخنی به این عیانی
به سرم زده برایت غزلی بگویم اما
دو دلم که میگذاری به حساب مهربانی
#غلامرضا_طریقی
نه نگاه هیز دارم نه جسارت جوانی
که لبی بخواهم از تو به زبان بیزبانی
نه جسارتی که یک روز بپرسم از تو نامی
نه شجاعتی که یک شب بدهم به تو نشانی
عطش زمینیام را تب بوسه چینیام را
به چه حیلهای بگویم به دو چشم آسمانی
به تبسمی لبم را به تو دادم و ندیدی
چه کنم؟ نگفته بودم سخنی به این عیانی
به سرم زده برایت غزلی بگویم اما
دو دلم که میگذاری به حساب مهربانی
#غلامرضا_طریقی
☘@shear
اول صبح لبت هست؛ عسل یعنی چه؟
تنِ من پیشِ تو فهمید بغل یعنی چه!
از دلِ گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟
می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علتِ زلزله هایی و گسل یعنی چه؟
می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه
وقتی از گرمیِ آغوشِ تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه
من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه
شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!
#آرش_دارایی
اول صبح لبت هست؛ عسل یعنی چه؟
تنِ من پیشِ تو فهمید بغل یعنی چه!
از دلِ گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟
می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علتِ زلزله هایی و گسل یعنی چه؟
می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه
وقتی از گرمیِ آغوشِ تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه
من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه
شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!
#آرش_دارایی
☃️@shear
چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم
در قالب هر آرزویی دوستت دارم
دیگر گواه عاشقی، این اشکها هم نیست
با اینهمه بیآبرویی دوستت دارم
آن چشمهای تو همیشه راست میگویند
دیگر نمیخواهد بگویی دوستت دارم
دیوار هم عاشق شده، آهسته آهسته
ای قابِ عکس روبرویی، دوستت دارم
میخواستم از تو بگویم، بغض امّا بغض ... !
اینبار هم بیگفتگویی دوستت دارم
دستت برایم رو شد ای دل! خوب میدانم
این روزها دلتنگِ اویی، دوستت دارم
#سید_مهدی_طباطبایی
چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم
در قالب هر آرزویی دوستت دارم
دیگر گواه عاشقی، این اشکها هم نیست
با اینهمه بیآبرویی دوستت دارم
آن چشمهای تو همیشه راست میگویند
دیگر نمیخواهد بگویی دوستت دارم
دیوار هم عاشق شده، آهسته آهسته
ای قابِ عکس روبرویی، دوستت دارم
میخواستم از تو بگویم، بغض امّا بغض ... !
اینبار هم بیگفتگویی دوستت دارم
دستت برایم رو شد ای دل! خوب میدانم
این روزها دلتنگِ اویی، دوستت دارم
#سید_مهدی_طباطبایی