شعر و غزل
2.09K subscribers
704 photos
12 videos
2 files
75 links
برای ارتباط با مدیر کانال ب آیدی زیر مراجعه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.





ایدی ادمین👇.

@Aminoptical1923
Download Telegram
🍁@shear

پاییز می‌رسد كه مرا مبتلا كند
با رنگ‌های تازه مرا آشنا كند

پاييز می‌رسد كه همانند سال پيش
خود را دوباره در دل قاليچه، جا كند

او مي‌رسد كه از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را بر ملا كند

او قول داده است كه امسال از سفر
اندوه‌های تازه بيارد ـ خدا كند ـ

او مي‌رسد كه باز پریشان كند مرا
او قول داده است به قولش وفا كند

پاييز عاشق است و راهی نمانده است
جز اين كه روز و شب بنشيند دعا كند ـ

شايد اثر كند و خداوند فصل‌ها
يك فصل را به خاطر او جا به جا كند

تقويم خواست از تو بگيرد بهار را
تقدير خواست راه شما را جدا كند

خش خش ... صدای پای خزان است، يك نفر
در را به روی حضرت پاييز وا كند


#علیرضا_بدیع
🍁@shear

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست، که این رسم دلبری ست...

هر کس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری ست

مِهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابر همگان، نابرابری ست...

دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست
ای آفتاب، هر چه کنی ذره پروری ست

ساحل، جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست...


#فاضل_نظری
﷽
صبح امیدمن اے شمس جهانتاب حسین
وسلام لڪ منّے ولِاَصحاب حسین
همه ے داروندارم شده بین الحرمین
به ابے انت وامے لَکَ ارباب حسین

#عالیه_رجبی
بتو از دور سلام ....♥️

سلااااام✌️☺️صبحتون حسینی❤️


@shear
💜@shear

ای لبت از هر چه سیب سرخ، شیرین بیشتر
کی به پایت می‌شود افتاد.. از این بیشتر؟

ترس دارم بی قراران تو مجنون تر شوند
روبری خانه‌ات بگذار پرچین بیشتر

ماه سیری چند! هر شب با وجودت ای پری!
موج دریا می‌رود بالا و پایین بیشتر

هر زمان که خنده‌های بی مثالت کم شوند
شهر پیدا می‌کند شب گرد غمگین بیشتر

آن بهاری که نسیمت را ندارد بهتر است
هر شب عیدش ببارد برف سنگین بیشتر

خواب دیدم نیستی، تعبیر آمد می‌رسی
هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر!

#امیرعلی_سلیمانی
صبح علی الطلوع سلامٌ علے الحسین
بالدمِ والدُموع سلامٌ علے الحسین

این عین عاشقے ست که هر روز میشود
با نامتان شروع سلامٌ علے الحسین

#السلام‌علیک‌یااباعبدﷲ‌الحسین

سلاااام✌️صبحتون حسینی
@shear
🍂@shear

صبحی که نبینم رخ دلدار نه صبح است
پیشش چو نباشم به شب تار نه صبح است

خورشید چه باشد چه نباشد به چه سودم
چشمش ندهد دستِ دلم کار نه صبح است

از هرچه صدا گوش بگیرم که مهم نیست
نامم چو نگوید به لبش یار نه صبح است


#صبحتون_پر_از_عشق🦋
@shear
❄️@shear

چه بگویم سحرت خیر !
تو خودت صبح جهانی !❤️

#شهریار
🍂@shear

شبیه عطر تن او که بر لباسش هست
خودش كه نيست ولى دائما هراسش هست

خودش که نیست ببیند به هر چه می نگرم
به روی‌ مردمک چشمم انعکاسش هست

نمی توانم از این عشق مرده دل بکنم
هنوز توى سرم عطر مست ياسش هست

هنوز می پرم از جا به زنگ هر تلفن
هنوز دلهره ى آخرين تماسش هست

دلم برای که تنگی ؟ به این که دل تنگم
تو فكر مى كنى اصلا كسى حواسش هست ؟

#سیدتقی_سیدی
سرم بازار مسگرهاست دلم در چنگ بربرهاست
چنان با خود گلاویزم درونم جنگ زرگرهاست

نه میلی به سخن دارم نه مشتاقم به خاموشی
که روحِ جان پریشانم بلاتکلیفِ باورهاست

تظاهر می‌کنم خوبم ولی از روی ناچاری
که جانم تنگه‌ای زخمی به غمگینیِ بندرهاست

جنون در کاسه‌ی مغزم چو سیر و سرکه می‌جوشد
و من بیزارم از قلبم که گورستانِ دخترهاست

اجنه دائما در من نشست هفتگی دارند
که در من کودکی قلدر هواخواه قلندرهاست

جهنم درّه‌ای در من همیشه گرم خودسوزیست
خودم هیزم خودم آتش خودم داغ صنوبرهاست

وبالم شد پر و بالم زمانی که قفس مُد شد
شنیدم از قفس‌سازی: قفس مرگِ کبوترهاست

به چاه افتادن یوسف به من این نکته را آموخت
که یوسف هم اگر باشی حسابت با برادرهاست

امیدم به نگاهی نیست دلم را دلبخواهی نیست
در این بازارِ رسوایی که دل کالای دلبرهاست

کتابِ سرگذشتِ من، کتابت شد به پشتِ من
و این به لطفِ یاران و به لطفِ تیغِ خنجرهاست

#بهروز_باغبان
@shear
از تو عاشق‌تر خودم را خوانده‌ام؟ شرمنده‌ام
کوه کندی‌ حضرت فرهاد؟ من جان کنده‌ام

اینکه آبادان نمِ باران بگیرد تیر ماه!
بیش از این است احتمالش تا بگیرد خنده‌ام

من کماکان مانده‌ام پای تو؟یا تو یا خودت؟
پیرم اما باز مثل بچه‌ها یک دنده‌ام

از سرِ تفریح هم شد باز می‌گردی به من
تو همان تهران نشینِ خسته حالی... من دِه ام

گفته بودی: بگذر از من گر خدا را بنده‌ای
پیش از این‌ها فکر می‌کردم خدا را بنده‌ام...

#امیرحسین_ثابتی
@shear
🎭@shear

نه نگاه هیز دارم نه جسارت جوانی
که لبی بخواهم از تو به زبان بی‌زبانی

نه جسارتی که یک روز بپرسم از تو نامی
نه شجاعتی که یک شب بدهم به تو نشانی

عطش زمینی‌ام را تب بوسه چینی‌ام را
به چه حیله‌ای بگویم به دو چشم آسمانی

به تبسمی لبم را به تو دادم و ندیدی
چه کنم؟ نگفته بودم سخنی به این عیانی

به سرم زده برایت غزلی بگویم اما
دو دلم که می‌گذاری به حساب مهربانی

#غلامرضا_طریقی
☘@shear

اول صبح لبت هست؛ عسل یعنی چه؟
تنِ من پیشِ تو فهمید بغل یعنی چه!

از دلِ گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟

می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علتِ زلزله هایی و گسل یعنی چه؟

می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه

وقتی از گرمیِ آغوشِ تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه

من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه

شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!


#آرش_دارایی
☃️@shear

چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم
در قالب هر آرزویی دوستت دارم

دیگر گواه عاشقی‌، این اشک‌ها هم نیست
با این‌همه بی‌آبرویی دوستت دارم

آن چشم‌های تو همیشه راست می‌گویند
دیگر نمی‌خواهد بگویی دوستت دارم

دیوار هم عاشق شده، آهسته آهسته
ای قابِ عکس روبرویی، دوستت دارم

می‌خواستم از تو بگویم، بغض‌ امّا بغض ... !
این‌بار هم بی‌گفتگویی دوستت دارم

دستت برایم رو شد ای دل! خوب می‌دانم
این روزها دلتنگِ اویی، دوستت دارم


#سید_مهدی_طباطبایی