Forwarded from مهتاب قربانی
https://t.me/MAHTABghorbani/1225?single
یازده برنامه نوشتم و ضبط کردیم، چهار نفر بودیم، هر کدام در یک گوشهی دنیا، با کمترین امکانات و بدون پول. از آن یازده برنامه تنها چهار برنامه باقی ماند و بقیه از آرشیو کانال حذف شده است، لابد توسط سپاه و بعد از دستگیری زم. نمیدانم چه شد که زم در دام آن مامور اطلاعات افتاد و آن اشتباه فاحش را مرتکب شد، نمیدانم چه شد که راهش به عراق افتاد، اما میدانم که دلش برای ایران میتپید و حقش اعدام نبود. حق هیچکس اعدام نیست. داریم به ماه بهمن میرسیم و چهل و دو سال است که اعدام و جنایت ادامه دارد، چهل و دو سال است که مبارزه میکنیم، کشته میشویم و هنوز امید به آزادی داریم...
من از کجای شعر، تو را در بیاورم؟
از صندلی که بی تو نشستهست در اتاق؟
از پنجره که بسته شده رو به آفتاب؟
یا از درختِ خشک شده در میان باغ؟
من از کجای شعر تو را در بیاورم؟
یخچالِ خالی از همهچی غیرِ الکلِ...؟
از کوچههای جنزدهی مشهد و کرج؟
تهرانِ تا همیشهی تاریخ، غلغله؟!
.
لپتاپِ هنگکردهی یک عمر روی میز؟
از لا به لای بیکسیِ چند تا کتاب؟
میدانِ مه گرفتهی آزادی و سکوت؟
از آخرین شلوغیِ میدانِ انقلاب؟
زندانِ بیاجازه به هر چیز، غیر رنج؟
افزایشِ جهانی و پیوستهی دما؟!
از روزنامههای سمج روی پیشخوان؟
از عشقبازی من و تو توی سینما؟
برنامههای تلویزیون موقع ناهار؟
از کودکیِ گم شدهام لای ابرها؟
از گریههای مادر و بابا کنار در؟
از صحنهی دویدن تو لای قبرها؟
از شعرهای حافظ و سعدی و مولوی؟
از حرفهای غمزدهی شمس یا فروغ؟
از دستبندِ سبزِ بدونِ امیدِ من؟
یا دوربینِ زل زده به چهرهی دروغ؟!
.
سجّادهای که پهن شده داخل اتاق؟
از خواندن و نوشتن و هی انتظار و شک؟
از کیفهای پُر شده با درد و مدرسه؟
از مشقهای خط زده با مزّهی کتک؟
از کافههای قهوه و سیگار و بستنی؟
از شعرهای خوانده شده در فضای باز؟
از خوابگاه و مزّهی تکرارِ تخممرغ؟
از بازداشتگاه، پس از چند اعتراض؟
از مسجدِ محلّه، صدای اذان، غروب؟
از متروی شلوغتر از خاطرات ما؟
لبخندهای آخرِ مادربزرگ که...؟
از ترسهای بسته به راهِ نجاتِ ما؟
آه ای وطن! که گم شدهای در تمامِ من!
آه ای وطن! شکستهترین شکلِ باورم!
من از کجای شعر، تو را در بیاورم؟
من از کجای شعر، تو را در بیاورم؟...
.
شعری از مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
یازده برنامه نوشتم و ضبط کردیم، چهار نفر بودیم، هر کدام در یک گوشهی دنیا، با کمترین امکانات و بدون پول. از آن یازده برنامه تنها چهار برنامه باقی ماند و بقیه از آرشیو کانال حذف شده است، لابد توسط سپاه و بعد از دستگیری زم. نمیدانم چه شد که زم در دام آن مامور اطلاعات افتاد و آن اشتباه فاحش را مرتکب شد، نمیدانم چه شد که راهش به عراق افتاد، اما میدانم که دلش برای ایران میتپید و حقش اعدام نبود. حق هیچکس اعدام نیست. داریم به ماه بهمن میرسیم و چهل و دو سال است که اعدام و جنایت ادامه دارد، چهل و دو سال است که مبارزه میکنیم، کشته میشویم و هنوز امید به آزادی داریم...
من از کجای شعر، تو را در بیاورم؟
از صندلی که بی تو نشستهست در اتاق؟
از پنجره که بسته شده رو به آفتاب؟
یا از درختِ خشک شده در میان باغ؟
من از کجای شعر تو را در بیاورم؟
یخچالِ خالی از همهچی غیرِ الکلِ...؟
از کوچههای جنزدهی مشهد و کرج؟
تهرانِ تا همیشهی تاریخ، غلغله؟!
.
لپتاپِ هنگکردهی یک عمر روی میز؟
از لا به لای بیکسیِ چند تا کتاب؟
میدانِ مه گرفتهی آزادی و سکوت؟
از آخرین شلوغیِ میدانِ انقلاب؟
زندانِ بیاجازه به هر چیز، غیر رنج؟
افزایشِ جهانی و پیوستهی دما؟!
از روزنامههای سمج روی پیشخوان؟
از عشقبازی من و تو توی سینما؟
برنامههای تلویزیون موقع ناهار؟
از کودکیِ گم شدهام لای ابرها؟
از گریههای مادر و بابا کنار در؟
از صحنهی دویدن تو لای قبرها؟
از شعرهای حافظ و سعدی و مولوی؟
از حرفهای غمزدهی شمس یا فروغ؟
از دستبندِ سبزِ بدونِ امیدِ من؟
یا دوربینِ زل زده به چهرهی دروغ؟!
.
سجّادهای که پهن شده داخل اتاق؟
از خواندن و نوشتن و هی انتظار و شک؟
از کیفهای پُر شده با درد و مدرسه؟
از مشقهای خط زده با مزّهی کتک؟
از کافههای قهوه و سیگار و بستنی؟
از شعرهای خوانده شده در فضای باز؟
از خوابگاه و مزّهی تکرارِ تخممرغ؟
از بازداشتگاه، پس از چند اعتراض؟
از مسجدِ محلّه، صدای اذان، غروب؟
از متروی شلوغتر از خاطرات ما؟
لبخندهای آخرِ مادربزرگ که...؟
از ترسهای بسته به راهِ نجاتِ ما؟
آه ای وطن! که گم شدهای در تمامِ من!
آه ای وطن! شکستهترین شکلِ باورم!
من از کجای شعر، تو را در بیاورم؟
من از کجای شعر، تو را در بیاورم؟...
.
شعری از مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
👍1
Forwarded from Public Exit
❈ جریانهای اصلی کتاب جنس دوم اثر مهم سیمون دوبووار (bit.ly/2M8IPOA)
🏷 پروفسور سَلی جِی. شولتز: استاد فلسفهی دانشگاه ویلانووا - برگردان: سیده سارا حسینی
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 پروفسور سَلی جِی. شولتز: استاد فلسفهی دانشگاه ویلانووا - برگردان: سیده سارا حسینی
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
جریانهای اصلی کتاب جنس دوم اثر مهم سیمون دوبووار
سیمون دوبووار یکی از روشنفکران پیشتاز قرن بیستم و بیشک مهمترین فمینیست آن قرن بوده است. کتاب او، جنس دوم، نظریهی سیاسی و اگزیستانسیالیستی را به شکلی بنیادین به چالش کشید. اما ماندگارترین تأثیر وی بر فهم زنان از خودشان، روابطشان، جایگاهشان در جامعه و برساخت…
lezate_kashf.pdf
1.2 MB
✅لذت کشف چگونه متعالی شدن
🔰نویسنده: جویس مایر
🔰مترجم: آتوسا نجف لوی
🔰حوزه: روانشناسی انگیزشی.
@ShafiAzad
🔰نویسنده: جویس مایر
🔰مترجم: آتوسا نجف لوی
🔰حوزه: روانشناسی انگیزشی.
@ShafiAzad
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Como si fuera esta noche
آنچنان که گویی
La ultima vez
فردایی نيست
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Como si fuera esta noche
آنچنان که گویی
La ultima vez
فردایی نيست
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Quiero tenerte muy cerca
میخواهم بسيار نزدیک تو باشم
Mirarme en tus ojos
تا خودم را در چشمانت ببينم
Verte junto a mi
تا تو را در كنارم ببينم
Piensa que tal ves matana
تصور كن كه ممكن است فردا
Yo ya estare lejos
من بسيار دور خواهم بود
Muy lejos de ti
خيلی دور از تو
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Como si fuera esta noche
آنچنانکه گویی
La ultima vez
فردایی نيست
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
.
پانوشت: Andrea Bocelli - Besame Mucho -
@ShafiAzad
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Como si fuera esta noche
آنچنان که گویی
La ultima vez
فردایی نيست
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Como si fuera esta noche
آنچنان که گویی
La ultima vez
فردایی نيست
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Quiero tenerte muy cerca
میخواهم بسيار نزدیک تو باشم
Mirarme en tus ojos
تا خودم را در چشمانت ببينم
Verte junto a mi
تا تو را در كنارم ببينم
Piensa que tal ves matana
تصور كن كه ممكن است فردا
Yo ya estare lejos
من بسيار دور خواهم بود
Muy lejos de ti
خيلی دور از تو
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Como si fuera esta noche
آنچنانکه گویی
La ultima vez
فردایی نيست
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Besame, besame mucho
مرا ببوس، مرا بسيار ببوس
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
Que tengo miedo a perderte
زيرا ترسم از اين است كه ترا گم كنم
Perderte despues
از دوباره گم كردن تو میترسم
.
پانوشت: Andrea Bocelli - Besame Mucho -
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
#ریچارد_داوکینز| چه تدبیر بینظیری خدا دارد که امور خلقت را طوری چیده که شما هر جا زاده شده باشی، دین محلی همانجا همواره تنها دین راستین است!
@PublicExit
@PublicExit
تنها خواهشی که دارم
ننگ بر من باد!
نفرین بر من باد!
اگر از شما چیزی بخواهم
تنها خواهشی که دارم این است که به روسپیان سیاسی نیز
قرص ضد حاملگی بدهید
تا نسل بیشرفان افزونی نیابد
واصف باختری
شاعر معاصر افغانستان
@ShafiAzad
ننگ بر من باد!
نفرین بر من باد!
اگر از شما چیزی بخواهم
تنها خواهشی که دارم این است که به روسپیان سیاسی نیز
قرص ضد حاملگی بدهید
تا نسل بیشرفان افزونی نیابد
واصف باختری
شاعر معاصر افغانستان
@ShafiAzad
Forwarded from کافه هنر
همراه با دکتر #هادی_صمدی
مدرس فلسفه هنر و زیباشناسی تکاملی
کانال تلگرامی «تکامل و فلسفه»🔻
@evophilosophy
مدرس فلسفه هنر و زیباشناسی تکاملی
کانال تلگرامی «تکامل و فلسفه»🔻
@evophilosophy
و ما
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد...
با عصیان بزرگى که درونمان هست
و تنها چیزى
که گرممان مىدارد،
آتش مقدس امیدواریست!
_ناظم حکمت
@ShafiAzad
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد...
با عصیان بزرگى که درونمان هست
و تنها چیزى
که گرممان مىدارد،
آتش مقدس امیدواریست!
_ناظم حکمت
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
❈ اگر بیخدایی یک دین نیست، پس چرا بیخداها با خداباوران بحث میکنند و میکوشند آنان را به جهانبینی خود بگروانند؟ (bit.ly/3rKAp0e)
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
اگر بیخدایی یک دین نیست، پس چرا بیخداها با خداباوران بحث میکنند و میکوشند آنان را به جهانبینی خود بگروانند؟
پاسخ آستین کلاین: عموماً تصور میشود باید بیخدایی "چیزی بیش از" صرف بیباوری به خدا باشد، چرا که بسیاری از بیخداها همواره درگیر بحث با خداباورها هستند: بالاخره اگر قرار نیست طرف مقابل را به فلسفه یا دین خود بگرواند، هدف از این بحثها چیست؟ پس این پرسش بجاست…
Forwarded from Toefl & Ietls Shortcut
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو پاسخی دندانشکن به یاوههای کسانی است که مدعی هستند دخالت نظامی ایران در سوریه برای مبارزه با داعش بوده است حال آنکه قاسم سلیمانی و نیروهای تحت امرش پیش از شکلگیری داعش برای جلوگیری از سقوط حکومت بشار اسد به دست مخالفانش به سوریه اعزام شده بودند.
در این ویدئو کوتاه فرمانده توپخانه سپاه محمود چهارباغی در سوریه صراحتاً اقرار میکند که: مقام معظم رهبری به سردار سلیمانی گفت برو بشار اسد را حفظ کن. مأموریت سردار سلیمانی این بود که در سوریه نگذارد دولت بشار اسد ساقط شود آن موقع هنوز داعش نبود، مخالفین بشار اسد بودند که قیام کرده بودند. داعش بعداً به وجود آمد.
@AtheistsChannel
در این ویدئو کوتاه فرمانده توپخانه سپاه محمود چهارباغی در سوریه صراحتاً اقرار میکند که: مقام معظم رهبری به سردار سلیمانی گفت برو بشار اسد را حفظ کن. مأموریت سردار سلیمانی این بود که در سوریه نگذارد دولت بشار اسد ساقط شود آن موقع هنوز داعش نبود، مخالفین بشار اسد بودند که قیام کرده بودند. داعش بعداً به وجود آمد.
@AtheistsChannel
Forwarded from اکس مسلم اسکاندیناوی (Milad Rasa)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه زنده نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی.
(نسخه کم حجم)
موضوع این هفته:
آیا اسلام قابل نو اندیشی است؟
با حضور:
مهدی خلجی
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
#ExMuslimStockholm
تماس با ما:👇
🆔@ExScandinavia
(نسخه کم حجم)
موضوع این هفته:
آیا اسلام قابل نو اندیشی است؟
با حضور:
مهدی خلجی
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
#ExMuslimStockholm
تماس با ما:👇
🆔@ExScandinavia
Forwarded from Public Exit
زوال جهان اسلام| حامد عبدالصمد- اسلامشناس مصری
انزوا و مشاهدهی طولانی سایه خود، تنها به ستایش از خود منجر نمیشود بلکه منجر به بیماری پارانویا هم میشود. هر نقدی که از برون به اسلام وارد میشود به عنوان اعلام جنگ برداشت میگردد؛ هر پرسش از درون خود اسلام به عنوان ارتداد و خیانت تعبیر میشود. هر چه یک جامعه بستهتر باشد، به همان اندازه نیز جهان خارج از خود را خصمانهتر ارزیابی میکند. مقررات اخلاقی سختتر میشود و فشار بر هواداران خود فزونی میگیرد تا بدینگونه وفاداری بیقید و شرط آنها تضمین شود. مقررات برای حجاب فیزیکی و فکری نوشته میشود و دانش دوستی پیش از آن که زاده شود در نطفه خفه میگردد. در جامعه، ترس از مرتدان و بیگانگان و دشمنی با آنها دامن زده میشود.
هر چه این جوامع بستهی اسلامی تأثیر جهان خارج را بیشتر بر خود احساس میکنند، به همان اندازه سختگیری نسبت به اعضای جامعهی خود و به ویژه کسانی که از صف خارج میشوند، بیشتر میگردد. جامعهی منزوی با همبستگی، مراقبت و خاموشی، خود را حفظ میکند و سرانجام با تجاوز فرهنگی به خویشتن گور خود را میکند. اعمال ننگین از سوی رؤسای این خانوادهی بزرگ پردهپوشی میشود و رعایا هم به نوبه خود این آسیبهای روانی را به تاریکخانههای قلب خود میرانند. هر کس این منطق را زیر پرسش ببرد، مرگ یا تبعید را به جان خریده است. در جهان اسلام، اغلب اصلاحگران دینی که برای دگرگونی تلاش کردهاند، جان خود را در این راه هزینه کردهاند، بسیاری از آنها نیز به غار بازگشتند و داوطلبانه خود را به زنجیر کشیدند و نگاههای خود را به سایهها دوختند.
@PublicExit
انزوا و مشاهدهی طولانی سایه خود، تنها به ستایش از خود منجر نمیشود بلکه منجر به بیماری پارانویا هم میشود. هر نقدی که از برون به اسلام وارد میشود به عنوان اعلام جنگ برداشت میگردد؛ هر پرسش از درون خود اسلام به عنوان ارتداد و خیانت تعبیر میشود. هر چه یک جامعه بستهتر باشد، به همان اندازه نیز جهان خارج از خود را خصمانهتر ارزیابی میکند. مقررات اخلاقی سختتر میشود و فشار بر هواداران خود فزونی میگیرد تا بدینگونه وفاداری بیقید و شرط آنها تضمین شود. مقررات برای حجاب فیزیکی و فکری نوشته میشود و دانش دوستی پیش از آن که زاده شود در نطفه خفه میگردد. در جامعه، ترس از مرتدان و بیگانگان و دشمنی با آنها دامن زده میشود.
هر چه این جوامع بستهی اسلامی تأثیر جهان خارج را بیشتر بر خود احساس میکنند، به همان اندازه سختگیری نسبت به اعضای جامعهی خود و به ویژه کسانی که از صف خارج میشوند، بیشتر میگردد. جامعهی منزوی با همبستگی، مراقبت و خاموشی، خود را حفظ میکند و سرانجام با تجاوز فرهنگی به خویشتن گور خود را میکند. اعمال ننگین از سوی رؤسای این خانوادهی بزرگ پردهپوشی میشود و رعایا هم به نوبه خود این آسیبهای روانی را به تاریکخانههای قلب خود میرانند. هر کس این منطق را زیر پرسش ببرد، مرگ یا تبعید را به جان خریده است. در جهان اسلام، اغلب اصلاحگران دینی که برای دگرگونی تلاش کردهاند، جان خود را در این راه هزینه کردهاند، بسیاری از آنها نیز به غار بازگشتند و داوطلبانه خود را به زنجیر کشیدند و نگاههای خود را به سایهها دوختند.
@PublicExit