@selseleyemoyedost
ﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻏﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻧﻤﻰ ﺑﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻏﻤﻬﺎ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﭼﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺯﯾﺮ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ …
ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ؛
ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ؛
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ …
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﮕﺮﻣﯽ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻨﺎﺭ
ﺗﻮﺳﺖ !
ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺑﺎﺩ ﺳﺎﯾﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﻋﻠﺘﻨﺪ ﻧﻪ ﺷﺮﯾﮏ،
ﻭ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺷﺮﯾﮑﻨﺪ ﻧﻪ ﻋﻠﺖ …
ﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻏﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻧﻤﻰ ﺑﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻏﻤﻬﺎ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﭼﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺯﯾﺮ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ …
ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ؛
ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ؛
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ …
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﮕﺮﻣﯽ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻨﺎﺭ
ﺗﻮﺳﺖ !
ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺑﺎﺩ ﺳﺎﯾﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﻋﻠﺘﻨﺪ ﻧﻪ ﺷﺮﯾﮏ،
ﻭ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺷﺮﯾﮑﻨﺪ ﻧﻪ ﻋﻠﺖ …
@selseleyemoyedost
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلنداي سعادت برساند.
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ي آب است ولي تشنه بماند !
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خويش به مقصد برساند !!
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حيف است چنين جانوري زنده بماند!!!
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلنداي سعادت برساند.
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ي آب است ولي تشنه بماند !
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خويش به مقصد برساند !!
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حيف است چنين جانوري زنده بماند!!!
@selseleyemoyedost
پای تورنجه گشت وبا دردبساخت
مسکین دل رنجور من ازدردگداخت
گویاکه ز روزگار دردی دارد
این دردکه درپای توخودرا انداخت
پای تورنجه گشت وبا دردبساخت
مسکین دل رنجور من ازدردگداخت
گویاکه ز روزگار دردی دارد
این دردکه درپای توخودرا انداخت
👍1
@selseleyemoyedost
زن ها
گاهي
عاشقانه هايشان را
دم مي كنند
و مي شود
همان چاي خوشرنگ
با عطر هل و دارچين
كه كنارِ حبه قندي از عشق
چقدر مي چسبد
گاهي
دلدادگي هايشان را
هر شب
همراه با عطر مريم
در خانه مي پاشند
و هر صبح
با تك بوسه اي
دلت را نشانه مي روند
زن ها
گاهي
دوستت دارم هايشان را
زير باران
با تو
بي چتر
قدم مي زنند
و گاهي
ناگهان
سكوت مي كنند
و تو بايد آنقدر مرد باشي
كه سكوت را در عمق چشمانشان
معنا كني
زن ها
گاهي
عاشقانه هايشان را
دم مي كنند
و مي شود
همان چاي خوشرنگ
با عطر هل و دارچين
كه كنارِ حبه قندي از عشق
چقدر مي چسبد
گاهي
دلدادگي هايشان را
هر شب
همراه با عطر مريم
در خانه مي پاشند
و هر صبح
با تك بوسه اي
دلت را نشانه مي روند
زن ها
گاهي
دوستت دارم هايشان را
زير باران
با تو
بي چتر
قدم مي زنند
و گاهي
ناگهان
سكوت مي كنند
و تو بايد آنقدر مرد باشي
كه سكوت را در عمق چشمانشان
معنا كني
@selseleyemoyedost
گیسوانی که شاعر را زد بر زمین
اکنون دیگر پوشیده اند این هم از این
میخواهم بدانم زین پس این شاعر از چه سخن میگوید
باز هم میگوید خواهرم حجابت را رعایت کن،همین؟؟؟
#مرجان_مرادی
گیسوانی که شاعر را زد بر زمین
اکنون دیگر پوشیده اند این هم از این
میخواهم بدانم زین پس این شاعر از چه سخن میگوید
باز هم میگوید خواهرم حجابت را رعایت کن،همین؟؟؟
#مرجان_مرادی
@selseleyemoyedost
برای دعا کردن
به خدای درون خویش روی آورید و یاد مهربانی ، عشق و صفا
زیبایی و قدرت بیکران او را در خاطر زنده سازید.
به این موضوع ایمان داشته باشید که آفریدگار شما را دوست دارد
و مراقب و حامی شماست.
اگر به همین ترتیب دست به دعا بردارید ،
ترس و اضطراب ، از دل و جان تان بیرون می رود
و جای آن را آرامشی روح نواز و دل نشین خواهد گرفت.
ژوزف مورفی
برای دعا کردن
به خدای درون خویش روی آورید و یاد مهربانی ، عشق و صفا
زیبایی و قدرت بیکران او را در خاطر زنده سازید.
به این موضوع ایمان داشته باشید که آفریدگار شما را دوست دارد
و مراقب و حامی شماست.
اگر به همین ترتیب دست به دعا بردارید ،
ترس و اضطراب ، از دل و جان تان بیرون می رود
و جای آن را آرامشی روح نواز و دل نشین خواهد گرفت.
ژوزف مورفی
@selseleyemoyedost
هزار خواهش و آيا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چراى بى اما
هزار بود و نبود
هزار شايد و بايد
هزار باد و مباد
هزار كار نكرده
هزار كاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار بوك و مگر
هزار بار هميشه
هزار بار هنوز...
مگر تو اى همه هرگز
مگر تو اى همه هيچ
مگر تو
نقطه ى پايان بر اين
هزار خط ناتمام بگذارى
مگر تو اى دم آخر
در اين ميانه تو
سنگ تمام بگذارى
#قيصر_امين پور
هزار خواهش و آيا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چراى بى اما
هزار بود و نبود
هزار شايد و بايد
هزار باد و مباد
هزار كار نكرده
هزار كاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار بوك و مگر
هزار بار هميشه
هزار بار هنوز...
مگر تو اى همه هرگز
مگر تو اى همه هيچ
مگر تو
نقطه ى پايان بر اين
هزار خط ناتمام بگذارى
مگر تو اى دم آخر
در اين ميانه تو
سنگ تمام بگذارى
#قيصر_امين پور
@selseleyemoyedost
آزادی واژه " زیبایی" است
که حتی حاضر نیست،
حروفش به هم وابسته باشد
تنها راه رسیدن به "آزادی"
رهایی از وابسته بودن است
آزادی واژه " زیبایی" است
که حتی حاضر نیست،
حروفش به هم وابسته باشد
تنها راه رسیدن به "آزادی"
رهایی از وابسته بودن است
@selseleyemoyedost
آدم نمی داند در درون قلب دیگران چه می گذرد.
وقتی كسی می گوید «دوستت دارم!» مشخص نیست كه چرا و چگونه دوستت دارد .دلیل به وجود آمدن این حس كه او دوست داشتن فرض كرده ، كدام خصوصیت توست . و خود این حس در قلب او چقدر با چیزی كه تو «دوست داشتن» قلمداد می كنی متفاوت است.
یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله).. یك نقاشی ساده از دو تا بچه (یك دختر، یك پسر) كه داشتند با هم حرف می زدند توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم! دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فكر بالای كّله اش ، یك ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می كرد.
بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی كله ی او یك ماهی بود كه داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میكرد!
یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" ، به تته پته می افتادم كه حالا نوع دوست داشتنم را چطور توضیح بدهم تا اشتباه نشود! تا همین امروز هم فكر می كنم به هر كس گفته ام «دوستت دارم!» نفهمیده چطوری دوستش داشته ام ، واگر كسی جایی پیدا شده كه خیال کرده مرا دوست دارد در نهایت به شیوه ی خودش دوست داشته.
سمين بهبهانی
آدم نمی داند در درون قلب دیگران چه می گذرد.
وقتی كسی می گوید «دوستت دارم!» مشخص نیست كه چرا و چگونه دوستت دارد .دلیل به وجود آمدن این حس كه او دوست داشتن فرض كرده ، كدام خصوصیت توست . و خود این حس در قلب او چقدر با چیزی كه تو «دوست داشتن» قلمداد می كنی متفاوت است.
یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله).. یك نقاشی ساده از دو تا بچه (یك دختر، یك پسر) كه داشتند با هم حرف می زدند توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم! دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فكر بالای كّله اش ، یك ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می كرد.
بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی كله ی او یك ماهی بود كه داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میكرد!
یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" ، به تته پته می افتادم كه حالا نوع دوست داشتنم را چطور توضیح بدهم تا اشتباه نشود! تا همین امروز هم فكر می كنم به هر كس گفته ام «دوستت دارم!» نفهمیده چطوری دوستش داشته ام ، واگر كسی جایی پیدا شده كه خیال کرده مرا دوست دارد در نهایت به شیوه ی خودش دوست داشته.
سمين بهبهانی