@selseleyemoyedost
یک مغازه شوهر فروشی در نیویورک باز شده که خانمها میتوانند به آنجا رفته و برای خود شوهری تهیه کنند
در تابلوی راهنمای مقابل درب ورودی از جمله مطالب ذیل نوشته شده
شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از این محل دیدن کنید
اینجا شش طبقه است و ارزش محصولات هر طبقه بالایی بیشتر از طبقه پائینی است
شما میتوانید فقط یک محصول از یکی از طبقات انتخاب کنید و یا به طبقه بالایی بروید
شما نمیتوانید به طبقات پایینی برگردید ولی میتوانید از هر طبقه که خواستید از فروشگاه خارج شوید
خانمی را که تازه وارد فرشگاه شده در نظر گرفته و با او همراه میشویم .
او به طبقه اول میرود
که در تابلو ورودی آنجا نوشته:این مردان دارای شغل ثابت هستند.
مردان بنظرش جالب میایند ولی تصمیم میگیرد.
طبقه بالا را هم ببیند
اینجا نوشته این مردان دارای شغل ثابت هستند و بچهها را دوست دارند.
با خودش میگه خیلی خوبه ولی من بیشتر میخوام و به
طبقه سوم میره
اینجا نوشته شده این مردان شغل ثابت دارند و بچهها را دوست دارند و بسیار خوش قیافه هستند
نگاهی به مردان میندازه میگه وای خدای من ولی احساس میکنه که باید بره
طبقه چهارم که آنجا نوشته:
این مردان شغل ثابت دارند بسیار خوش تیپ و قیافه هستند عاشق بچهها هستند و به کار های خانه علاقمندندخانم اینجا رو هم میبینه و میگه واااای خدای من کمک کن
دیگه نمیتونم خودمو نگهدارم ولی ناخود آگاه میره
طبقه پنجم که اینجا نوشته:
این مردان شغل ثابت دارند عاشق بچهها هستند فوق آلعاده خوش بر و رو هستند شدیداً به کارهای خانه علاقمندند و مردانی رُمانتیک میباشند
دیگه آنچنان وسوسه شده که نمیتونه صرف نظر کنه ولی باز ناخود آگاه میره
طبقه ششم که اینجا روی یک تابلوی دیجیتال نوشته
شما بازدید کننده شماره ۳۱۴۵۶۰۱۲از این طبقه هستید اینجا هیچ مردی وجود ندارد این طبقه فقط برای این است که ثابت کنیم که
زنها را به هیچ وجه نمیتوان راضی نمود.
از بازدیدتان از فروشگاه شوهر سپاسگزاریم
یک مغازه شوهر فروشی در نیویورک باز شده که خانمها میتوانند به آنجا رفته و برای خود شوهری تهیه کنند
در تابلوی راهنمای مقابل درب ورودی از جمله مطالب ذیل نوشته شده
شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از این محل دیدن کنید
اینجا شش طبقه است و ارزش محصولات هر طبقه بالایی بیشتر از طبقه پائینی است
شما میتوانید فقط یک محصول از یکی از طبقات انتخاب کنید و یا به طبقه بالایی بروید
شما نمیتوانید به طبقات پایینی برگردید ولی میتوانید از هر طبقه که خواستید از فروشگاه خارج شوید
خانمی را که تازه وارد فرشگاه شده در نظر گرفته و با او همراه میشویم .
او به طبقه اول میرود
که در تابلو ورودی آنجا نوشته:این مردان دارای شغل ثابت هستند.
مردان بنظرش جالب میایند ولی تصمیم میگیرد.
طبقه بالا را هم ببیند
اینجا نوشته این مردان دارای شغل ثابت هستند و بچهها را دوست دارند.
با خودش میگه خیلی خوبه ولی من بیشتر میخوام و به
طبقه سوم میره
اینجا نوشته شده این مردان شغل ثابت دارند و بچهها را دوست دارند و بسیار خوش قیافه هستند
نگاهی به مردان میندازه میگه وای خدای من ولی احساس میکنه که باید بره
طبقه چهارم که آنجا نوشته:
این مردان شغل ثابت دارند بسیار خوش تیپ و قیافه هستند عاشق بچهها هستند و به کار های خانه علاقمندندخانم اینجا رو هم میبینه و میگه واااای خدای من کمک کن
دیگه نمیتونم خودمو نگهدارم ولی ناخود آگاه میره
طبقه پنجم که اینجا نوشته:
این مردان شغل ثابت دارند عاشق بچهها هستند فوق آلعاده خوش بر و رو هستند شدیداً به کارهای خانه علاقمندند و مردانی رُمانتیک میباشند
دیگه آنچنان وسوسه شده که نمیتونه صرف نظر کنه ولی باز ناخود آگاه میره
طبقه ششم که اینجا روی یک تابلوی دیجیتال نوشته
شما بازدید کننده شماره ۳۱۴۵۶۰۱۲از این طبقه هستید اینجا هیچ مردی وجود ندارد این طبقه فقط برای این است که ثابت کنیم که
زنها را به هیچ وجه نمیتوان راضی نمود.
از بازدیدتان از فروشگاه شوهر سپاسگزاریم
@selseleyemoyedost
آرام و روان و نرم و سنجیده رود
ما ناله کنان و یار نشنیده رود
یک عمرگذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود
آرام و روان و نرم و سنجیده رود
ما ناله کنان و یار نشنیده رود
یک عمرگذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود
@selseleyemoyedost
به سلامتی اونی که وقتی ازمدرسه می اومدم خونه،میگفت ازصبح تا حالا برات ۱۰۰۰ تا صلوات فرستادم تا امتحان تو ۲۰ بشی
#مادر
به سلامتی اونی که وقتی ازمدرسه می اومدم خونه،میگفت ازصبح تا حالا برات ۱۰۰۰ تا صلوات فرستادم تا امتحان تو ۲۰ بشی
#مادر
@selseleyemoyedost
هزاران راز اندر سینه پژمرد
دریغا و دریغا , محرمی نیست
خمار آلودم اما ساغری نه
سرا پا ریشم اما مرهمی نیست
گنه ناکرده باد افره کشیدن
خدا داند که این درد کمی نیست
بمیر ای خشک لب در تشنه کامی
که این ابر سترون را نمی نیست
نصیحت نا پذیر و حرف نشنو
دلی دارم که بی محنت دمی نیست
خوشا بیدردی و شوریده رنگی
که گویا خوشتر از آن عالمی نیست
#مهدی_اخوان_ثالث
هزاران راز اندر سینه پژمرد
دریغا و دریغا , محرمی نیست
خمار آلودم اما ساغری نه
سرا پا ریشم اما مرهمی نیست
گنه ناکرده باد افره کشیدن
خدا داند که این درد کمی نیست
بمیر ای خشک لب در تشنه کامی
که این ابر سترون را نمی نیست
نصیحت نا پذیر و حرف نشنو
دلی دارم که بی محنت دمی نیست
خوشا بیدردی و شوریده رنگی
که گویا خوشتر از آن عالمی نیست
#مهدی_اخوان_ثالث
👍1
@selseleyemoyedost
نه شالي
نه كلاهي
نه چتري...
راست مى گويند آدمى كه براى هميشه مى رود
هيچ چيزش را جا نمى گذارد
نه شالى، نه كلاهى،نه چترى
بگو چگونه تحمل كند
اين خانه
زمستانى را
كه از چمدان تو جا مانده است.
#ليلا_كردبچه
نه شالي
نه كلاهي
نه چتري...
راست مى گويند آدمى كه براى هميشه مى رود
هيچ چيزش را جا نمى گذارد
نه شالى، نه كلاهى،نه چترى
بگو چگونه تحمل كند
اين خانه
زمستانى را
كه از چمدان تو جا مانده است.
#ليلا_كردبچه
@selseleyemoyedost
"ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ"
ﺍﺯ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻭﻣﺤﺒﺖ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺁﺩﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ بهشت می رفت...
فرشته ای ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮﯾﻌﯽ ﺑﻪ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ.
ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﺩﻋﻮﺕﻧﺎﻣﻪ ﯾﺎ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮﺳﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ .ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪ .
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺑﺎﺧﺸﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﯾﻘﻪ ﭘﻄﺮﺱ ﻗﺪﯾﺲ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ.
ﭘﻄﺮﺱ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :
آﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ. ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ گﻮﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ...ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ دﻟﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ.
ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ..
ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪ .
ﺩﻭﺯﺥ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﻧﯿﺴﺖ !!!
ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﭘﺲﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺍﻭﯼ ﻗﺼﻪ ﺍﺵ ﺭﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ )): ﺑﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﺸﻘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ
ﺑﻨﺎ به ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ... ﺧﻮﺩ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪ...
(( ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﻠﯿﻮ))
"ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ"
ﺍﺯ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻭﻣﺤﺒﺖ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺁﺩﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ بهشت می رفت...
فرشته ای ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮﯾﻌﯽ ﺑﻪ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ.
ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﺩﻋﻮﺕﻧﺎﻣﻪ ﯾﺎ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮﺳﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ .ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪ .
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺑﺎﺧﺸﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﯾﻘﻪ ﭘﻄﺮﺱ ﻗﺪﯾﺲ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ.
ﭘﻄﺮﺱ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :
آﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ. ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ گﻮﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ...ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ دﻟﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ.
ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ..
ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪ .
ﺩﻭﺯﺥ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﻧﯿﺴﺖ !!!
ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﭘﺲﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺍﻭﯼ ﻗﺼﻪ ﺍﺵ ﺭﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ )): ﺑﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﺸﻘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ
ﺑﻨﺎ به ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ... ﺧﻮﺩ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪ...
(( ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﻠﯿﻮ))
👍1
@selseleyemoyedost
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست ،
شاید آن خنده که امروز دریغش کردم ،
آخرین فرصت خندیدن ماست ،
زندگی همهمه مبهمی از خاطره هاست
هرکجا خندیدیم ،
هرکجا خندانديم ،
زندگاني آنجاست ،
خنده کن بی پروا ،
خنده هایت زیباست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست ،
شاید آن خنده که امروز دریغش کردم ،
آخرین فرصت خندیدن ماست ،
زندگی همهمه مبهمی از خاطره هاست
هرکجا خندیدیم ،
هرکجا خندانديم ،
زندگاني آنجاست ،
خنده کن بی پروا ،
خنده هایت زیباست
@selseleyemoyedost
"تلاش
برای زنده کردن یک رابطه ازدست رفته مثل اینه که بخواهي چای سردشده رو
باآب جوش گرم کنی
نه رنگش مثل اولش ميشه
نه طعمش
"تلاش
برای زنده کردن یک رابطه ازدست رفته مثل اینه که بخواهي چای سردشده رو
باآب جوش گرم کنی
نه رنگش مثل اولش ميشه
نه طعمش
Forwarded from Deleted Account
Geryeh Nakon [Nex1Music.Com]
Aref [Nex1Music.Com]
@selseleyemoyedost
#شعر
به یقین فلسفه خلقت دنیا عشق است
آنچه نقش است دراین آینه تنها عشق است
اهرمن,سیب,هوس,وسوسه,غفلت...بس کن
علت معجزه ی آدم و حوا عشق است
بیدلی گفت به من حضرت دل آیینه است
آنچه نقش است دراین آینه,تنها عشق است
درشب قدرکه برتر زهزاران ماه است
حاجت آینه ازحضرت یکتا عشق است
آنچه لبخند نشانده است به لب ها مهراست
آنچه امید نهاده است به دل ها عشق است
«ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر»
بهترین زمزمه درگوش دل ما عشق است
قصه ی مولوی وشمس اگر شیرین است
علت آنست که معشوقه ی آنها عشق است
را زشوریدگی فایز و باباطاهر
علت بیدلی حافظ و نیما عشق است
نفس عشق شفابخش دل مجنون است
تسلیت گوی دل خسته ی لیلا عشق است
روح فرهاد گرفتار تب شیرین است
علت سوختن وامق و عذرا عشق است
به گل سرخ قسم, یوسف دل معصوم است
ای ندامت نفسان درد زلیخا عشق است
باز هم حادثه ی سیب که می افتد سرخ
جای شک نیست که تقدیر دل ما عشق است
#شعر
به یقین فلسفه خلقت دنیا عشق است
آنچه نقش است دراین آینه تنها عشق است
اهرمن,سیب,هوس,وسوسه,غفلت...بس کن
علت معجزه ی آدم و حوا عشق است
بیدلی گفت به من حضرت دل آیینه است
آنچه نقش است دراین آینه,تنها عشق است
درشب قدرکه برتر زهزاران ماه است
حاجت آینه ازحضرت یکتا عشق است
آنچه لبخند نشانده است به لب ها مهراست
آنچه امید نهاده است به دل ها عشق است
«ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر»
بهترین زمزمه درگوش دل ما عشق است
قصه ی مولوی وشمس اگر شیرین است
علت آنست که معشوقه ی آنها عشق است
را زشوریدگی فایز و باباطاهر
علت بیدلی حافظ و نیما عشق است
نفس عشق شفابخش دل مجنون است
تسلیت گوی دل خسته ی لیلا عشق است
روح فرهاد گرفتار تب شیرین است
علت سوختن وامق و عذرا عشق است
به گل سرخ قسم, یوسف دل معصوم است
ای ندامت نفسان درد زلیخا عشق است
باز هم حادثه ی سیب که می افتد سرخ
جای شک نیست که تقدیر دل ما عشق است
@selseleyemoyedost
گفت: می آیم...
سحر شد
و نیامد!
نیامد
و نخواهد آمد،
زیرا او هیچ پیمانی نبست که نشکست...
او هیچگاه نسوخته تا معنای سوختن را بداند.
او هیچوقت درد نکشیده تا بداند درد چیست.
او هرگز در انتظار نمانده تا از تلخی انتظار باخبر باشد...
گفت: می آیم...
سحر شد
و نیامد!
نیامد
و نخواهد آمد،
زیرا او هیچ پیمانی نبست که نشکست...
او هیچگاه نسوخته تا معنای سوختن را بداند.
او هیچوقت درد نکشیده تا بداند درد چیست.
او هرگز در انتظار نمانده تا از تلخی انتظار باخبر باشد...
@selseleyemoyedost
اینجا هیچ چیز واقعی نیست
نه رفتن تو
نه ماندن من
انگار
یکنفر دارد
ما را خواب میبیند
#هامون_هدایت
اینجا هیچ چیز واقعی نیست
نه رفتن تو
نه ماندن من
انگار
یکنفر دارد
ما را خواب میبیند
#هامون_هدایت
@selseleyemoyedost
طوقی
” دایـــــــی“
کاش پرنده بودمو از این شهر میرفتم ” دایــــی“
ولی افسوس که دل بی صاحب مونده ما
تو یکی از خونه خرابهای این شهر گیره
طوقی
” دایـــــــی“
کاش پرنده بودمو از این شهر میرفتم ” دایــــی“
ولی افسوس که دل بی صاحب مونده ما
تو یکی از خونه خرابهای این شهر گیره