@selseleyemoyedost
#نكته
تازگيها در برابر بي مهري آدمها هيچ نميگويم
سكوت و سكوت و سكوت ،،،،،
انگار كه لال شده باشم،شايد هم كور و كر
ديگر نه انرژي توضيح دادن دارم ونه حتي
حوصله اش را
ميداني؟
دير دريافتم كه مسئول طرز تفكر آدمها من نيستم
بگذار هرچه كه خواست بگويد
چه اهميتي دارد؟
من در لاك خود راحت ترم،
آنجا ميشود آرام و بي صدا وبي دغدغه زنگي كرد .
#نكته
تازگيها در برابر بي مهري آدمها هيچ نميگويم
سكوت و سكوت و سكوت ،،،،،
انگار كه لال شده باشم،شايد هم كور و كر
ديگر نه انرژي توضيح دادن دارم ونه حتي
حوصله اش را
ميداني؟
دير دريافتم كه مسئول طرز تفكر آدمها من نيستم
بگذار هرچه كه خواست بگويد
چه اهميتي دارد؟
من در لاك خود راحت ترم،
آنجا ميشود آرام و بي صدا وبي دغدغه زنگي كرد .
@selseleyemoyedost
#مولانا
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیرِ آن درختی رو که او گلهای تَر دارد
در این بازارِ عطاران مَرو هر سو چو بیکاران
به دُکان کسی بنشین که در دکان شِکَر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رَهزَنَد هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بَر دَر نِشانَد او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد مَیاور کاسه و مَنشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
#مولانا
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیرِ آن درختی رو که او گلهای تَر دارد
در این بازارِ عطاران مَرو هر سو چو بیکاران
به دُکان کسی بنشین که در دکان شِکَر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رَهزَنَد هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بَر دَر نِشانَد او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد مَیاور کاسه و مَنشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
@selseleyemoyedost
My wishes for you, Great start for Jan, Love for Feb
Peace for March, No worries for April, Fun for May, Joy for June to
Nov, Happiness for Dec, Have a lucky and wonderful New Year 2016
آرزوی من برای تو، آغازی باشکوه در ژانویه، عشق در فوریه، صلح و آرامش در مارس
نداشتن نگرانی و دغدغه در آوریل،خوشبختی در می،شادی در ژوئن و نوامبر و
خوشبختی در دسامبر میباشد،سالی پر از شانس و موفقیت برای تو آرزومندم.
My wishes for you, Great start for Jan, Love for Feb
Peace for March, No worries for April, Fun for May, Joy for June to
Nov, Happiness for Dec, Have a lucky and wonderful New Year 2016
آرزوی من برای تو، آغازی باشکوه در ژانویه، عشق در فوریه، صلح و آرامش در مارس
نداشتن نگرانی و دغدغه در آوریل،خوشبختی در می،شادی در ژوئن و نوامبر و
خوشبختی در دسامبر میباشد،سالی پر از شانس و موفقیت برای تو آرزومندم.
@selseleyemoyedost
#شعر
مو پریشان کردی و زان عطرگیسو تاب نیست
رخ بپوشان نازنین، اینجا مگر مهتاب نیست؟
لامروت بس که گیسو می دهی بر هرنسیم
تازه گیها بوی خوش درشهرما نایاب نیست
کن قبول این قلب پرآشوبه از خود رانده را
جای نیلوفرکه میدانی به جزمرداب نیست
آنقدربا هرنگاهت لرزه می افتد به جان
ترس ازپسلرزه هایش را به چشمم خواب نیست
اندکی با من مدارا، این همه افسون چرا
عاشق آزاری عزیزم شد قدیمی، باب نیست
بیستون کندن که سهل است ، میکنم البرز را
تا بدانی عشق فرهاد آنقدرها ناب نیست
#شعر
مو پریشان کردی و زان عطرگیسو تاب نیست
رخ بپوشان نازنین، اینجا مگر مهتاب نیست؟
لامروت بس که گیسو می دهی بر هرنسیم
تازه گیها بوی خوش درشهرما نایاب نیست
کن قبول این قلب پرآشوبه از خود رانده را
جای نیلوفرکه میدانی به جزمرداب نیست
آنقدربا هرنگاهت لرزه می افتد به جان
ترس ازپسلرزه هایش را به چشمم خواب نیست
اندکی با من مدارا، این همه افسون چرا
عاشق آزاری عزیزم شد قدیمی، باب نیست
بیستون کندن که سهل است ، میکنم البرز را
تا بدانی عشق فرهاد آنقدرها ناب نیست
@selseleyemoyedost
#نكته
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ
ﺍﺯ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻭ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ، ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ .
"ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ".....
ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !
#نكته
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ
ﺍﺯ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻭ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ، ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ .
"ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ".....
ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !
@selseleyemoyedost
روزی لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛
از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی ؟
سرباز دستپاچه جواب داد :
قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم !
لویی ، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست ؟
افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده
من هم به همان روال کار را ادامه دادم !
مادر لویی او را صدا زد و گفت :
من علت را میدانم ،
زمانی که تو ۳ سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود . . . !
و از آن روز ۴۱ سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند !
فلسفه ی عمل تمام شده ، ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد !
روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم ، بی آنکه بدانیم چرا ؟
آیا شما هم این نیمکت را در روان خود ، خانواده خود و جامعه مشاهده میکنید ؟
روزی لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛
از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی ؟
سرباز دستپاچه جواب داد :
قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم !
لویی ، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست ؟
افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده
من هم به همان روال کار را ادامه دادم !
مادر لویی او را صدا زد و گفت :
من علت را میدانم ،
زمانی که تو ۳ سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود . . . !
و از آن روز ۴۱ سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند !
فلسفه ی عمل تمام شده ، ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد !
روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم ، بی آنکه بدانیم چرا ؟
آیا شما هم این نیمکت را در روان خود ، خانواده خود و جامعه مشاهده میکنید ؟
@selseleyemoyedost
من آمده ام ،
بدرقه ات ، " کاش بمانی "
این زمزمه ام بود ...
......... ولی زیر زبانی .
آن لحظه نشد ،
دست تو را سخت بگیرم ...
باچشم بگویم ، " نرو " ،
.............. از دل تو بخوانی
لعنت به من و ...
این همه مغرورشدن ها ...
یا مرگ به این عشق ،
.......... به این عشق نهانی ...!!!
امروز که باید ،
... به کنارت بنشینم .
صدحیف ............
...... که در دست گرفتی چمدانی .!!!
من آمده ام ،
بدرقه ات ، " کاش بمانی "
این زمزمه ام بود ...
......... ولی زیر زبانی .
آن لحظه نشد ،
دست تو را سخت بگیرم ...
باچشم بگویم ، " نرو " ،
.............. از دل تو بخوانی
لعنت به من و ...
این همه مغرورشدن ها ...
یا مرگ به این عشق ،
.......... به این عشق نهانی ...!!!
امروز که باید ،
... به کنارت بنشینم .
صدحیف ............
...... که در دست گرفتی چمدانی .!!!