⭕️ سلسله موی دوست ⭕️
12.2K subscribers
58.8K photos
40.9K videos
92 files
306 links
@MOSAFER_007 ☎️


مجله گوناگون

هر کس باید روزانه
یک #موسیقی خوب بشنود
یک #شعر خوب بخواند
به یک اثر #هنری خوب نگاه کند
و در صورت امکان
چند کلمه #حرف_منطقی بزند
#گوته

لینک اولین پست
https://t.me/Selseleye/1
Download Telegram
@selseleyemoyedost


خلاصه زندگي
در شش بطري!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@selseleyemoyedost

#مولانا

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا
از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی
آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را
از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا
گر چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او
گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا
گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن
گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی
این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب‌ها
چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان
کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا
بانک شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اش
چون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش ندا
گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعا
گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود من درروم بهر لقا
گر رانده آن منظرم بستست از او چشم ترم
من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مرا
جنت مرا بی‌روی او هم دوزخست و هم عدو
من سوختم زین رنگ و بو کو فر انوار بقا
گفتند باری کم گری تا کم نگردد مبصری
که چشم نابینا شود چون بگذرد از حد بکا
گفت ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت
هر جزو من چشمی شود کی غم خورم من از عمی
ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را
اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود
یار یکی انبان خون یار یکی شمس ضیا
چون هر کسی درخورد خود یاری گزید از نیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر لا
روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
پس بایزیدش گفت چه پیشه گزیدی ای دغا
گفتا که من خربنده‌ام پس بایزیدش گفت رو
یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا

👇👇👇👇
@selseleyemoyedost


مرداب زندگی
همه را غرق کرده است

ای عشق
همّتی كن و
دست مرا بگیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@selseleyemoyedost

#نكته

منتظر نباش زندگی به تو معنا بده
بلند شو و زندگی را
معنا کن......

از قوی ترین بهونت قوی تر باش
برای اینکه تکیه گاه کسی باشی
برای اینکه با قدرت از جات بلند بشی

برای اینکه به هدفت برسی
برای اینکه دست کسی را بگیری

فردای تو نهفته در امروز تو است
پس امروز رو خوب بساز تا
فردایی عالی داشته باشی.

به امید فردایی بهتر...
@selseleyemoyedost


حتی اگر نباشی
می آفرینمت...
چونانکه التهاب بیابان
سراب را ...

#قیصر_امین_پور
@selseleyemoyedost

#نكته

ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺍین ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ یکدیگر تغییر ﮐﻨﻨﺪ؛

ﮐﻤﺎﻝ یابند ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﺮﺩﻥ یکدیگر،،
ﻫﻤﺪیگر ﺭﺍ ﮊﺭﻓﺎ ﻭ ﻏﻨﺎ ﺑﺨﺸﻨﺪ..

ﻣﺠﻤﻮع یک و یک ؛
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ،،
ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﯽ ﮐﺮﺍﻧﮕﯽ ﺑﺎﺷﺪ..

ﺍﻣﺎ؛

ﺍﻏﻠﺐ یک ﻃﺮﻑ، ﻃﺮﻑ ﺩیگر ﺭﺍ ﭘﺎیین
ﻣﯽ ﮐﺸﺪ،،
یکی ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭼﻮﻥ یک ﺑﺎﻟﻮﻥ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺩیگرﯼ ﻓﻘﻂ ﻭﺯﻥ ﺧﺎﻟﺺ ﺍﺳﺖ!!

ﭘﺲ همیشه ﺍین ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﻢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ؛
ﭼﮕﻮﻧﻪﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ، ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ، ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻭ ﺻﻌﻮﺩ
ﺑﻮﺩﻧﺪ ؛ ﭼﻮﻥ ﺩﻭ ﺑﺎﻟﻮﻥ...

ﭘﻠﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ
ﺭیچاﺭﺩ ﺑﺎﺥ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@selseleyemoyedost

#نكته

هميشه يادمان باشد که نگفته ها را ميتوان گفت
ولی گفته ها را نميتوان پس گرفت ...
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ،
شکست با کوزه است ...
دلها خیلی زود از حرفها می شکنند !
مراقب گفتارمان باشيم...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@selseleyemoyedost


سال جديد ميلادي
مبارك
اميد، سال صلح حقيقي باشد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@selseleyemoyedost


چه قدر من دیدنَت را دوست دارم؛
در خواب
در غروب
در همیشه ی هرجا

هرجا که بتوان تو را دید،
صــدا کرد
و اَز انعکاس نامَت کِیف کرد!

چه قدر من خواب دیدنِ تو را دوست دارم...؟؟؟؟
@selseleyemoyedost


داشتم خانه را مرتب می‌کردم
که حس کردم
باید همه چیز را در این جهان رها کنم
و به تو بگویم
که دوستت دارم
👍1
@selseleyemoyedost

#مولانا

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم

ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم

ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم

دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم

گر بندم این بصر را ور بگسلم نظر را
از دل نه‌ای گسسته از تو کجا گریزم