@selseleyemoyedost
#شعر
عاشقم
اهل همین کوچه بن بست
کناری
که توازپنجره اش
پای به قلب من دیوانه
نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره بازکجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغازکجا؟
توبه لبخند ونگاهی
من دلداده به آهی
بنشستیم.
تودرقلب و
من خسته به چاهی
گنه ازکیست؟
ازآن پنجره باز؟
ازآن لحظه آغاز؟
ازآن چشم گنه کار؟
ازآن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و
لحظه چشمت
همه بردوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تورادرآغوش بگیرم
#شعر
عاشقم
اهل همین کوچه بن بست
کناری
که توازپنجره اش
پای به قلب من دیوانه
نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره بازکجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغازکجا؟
توبه لبخند ونگاهی
من دلداده به آهی
بنشستیم.
تودرقلب و
من خسته به چاهی
گنه ازکیست؟
ازآن پنجره باز؟
ازآن لحظه آغاز؟
ازآن چشم گنه کار؟
ازآن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و
لحظه چشمت
همه بردوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تورادرآغوش بگیرم
@selseleyemoyedost
#نكته
#گاندی قشنگ میگه :::
اگر جرات زدن حرف حق را نداری لااقل برای کسانی که حرف نا حق میزنند دست نزن.
کاری که خیلی از ما ها رعایت نمیکنیم...!!!!
#ناپلئون میگوید:
دنیا پر از تباهی است،
نه به خاطر وجود آدمهای بد،
بلکه به خاطر سکوت آدمهای خوب.
وقتی برنامه های شعبده بازی رو نگاه میکنم متوجه نکته خوبی میشم:
مردم برای کسی دست میزنن که گیجشون میکنه،
نه آگاهشون!!!...
#نكته
#گاندی قشنگ میگه :::
اگر جرات زدن حرف حق را نداری لااقل برای کسانی که حرف نا حق میزنند دست نزن.
کاری که خیلی از ما ها رعایت نمیکنیم...!!!!
#ناپلئون میگوید:
دنیا پر از تباهی است،
نه به خاطر وجود آدمهای بد،
بلکه به خاطر سکوت آدمهای خوب.
وقتی برنامه های شعبده بازی رو نگاه میکنم متوجه نکته خوبی میشم:
مردم برای کسی دست میزنن که گیجشون میکنه،
نه آگاهشون!!!...
@selseleyemoyedost
#نكته
اگر به من بگويند
زيباترين واژه ای که يادگرفتی چيست؟
" ميگويم پذيرش است "
#پذيرش يعنی:
پذيرفتن شرايط با تمام سختیهاش....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اینکه مشکلات هست و بايد به مسير ادامه داد....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه گاهی من هم اشتباه ميکنم.... پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه من کامل نيستم...
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه هيچ کس مسئول زندگی من نيست....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه انتظار از ديگران نداشتن....
داشتن پذيرش توی زندگی يعنی پايان دادن به تمام دعواها اختلاف ها و جدل ها....
#پذيرش
یعنی ترجیح اراده ی باشکوه خدا،
به اراده ی خودم
#نكته
اگر به من بگويند
زيباترين واژه ای که يادگرفتی چيست؟
" ميگويم پذيرش است "
#پذيرش يعنی:
پذيرفتن شرايط با تمام سختیهاش....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اینکه مشکلات هست و بايد به مسير ادامه داد....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه گاهی من هم اشتباه ميکنم.... پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه من کامل نيستم...
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه هيچ کس مسئول زندگی من نيست....
پذيرش يعنی:
پذيرفتن اينکه انتظار از ديگران نداشتن....
داشتن پذيرش توی زندگی يعنی پايان دادن به تمام دعواها اختلاف ها و جدل ها....
#پذيرش
یعنی ترجیح اراده ی باشکوه خدا،
به اراده ی خودم
❤1👍1
@selseleyemoyedost
#ترجمه_موزيك
می خواهم با پدرم حرف بزنم
می خواهم گذر زمان را
برای یک لحظه فراموش کنم
یک آرامش بعد از یک دوران سخت
و به جایی بروم که قلبم مرا می برد
می خواهم رد پایم را
در مسیر زندگیم بیابم
و ارزش گذشته ام را
در باغ پنهانیم نگه دارم
می خواهم از اقیانوس عبور کنم، از کنار پرنده ساحلی بگذرم
و به همه آن چیزی که دیدم فکر کنم و به سمت ناشناخته ها بروم
می خواهم ماه را از قلاب بردارم، می خوام زمین را نیز نجات بدهم
اما قبل از همه اینها می خواهم با پدرم حرف بزنم
می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم یک قایق انتخاب کنم
نه خیلی بزرگ، نه خیلی زیبا
و آن را پر از عکسها
و عطرهای سفرهایم بکنم
می خواهم لحظه ای درنگ کنم و بنشینم
و در عمق حافظه ام
صدای کسانی را بیابم که به من چیز آموختند
و ممنوعیتی برای فکر کردن به آنها وجود ندارد
می خواهم رنگ تابلوهایی را پیدا کنم که در قلبم دارم
رنگ این دکور زیبا و ناب، جایی که در آن شما را میبینم و به قلبم اطمینان می بخشد
می خواهم ماه را از قلاب بردارم، می خواهم زمین را نیز نجات دهم
اما قبل از همه اینها، می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم گذر زمان را
برای یک لحظه فراموش کنم
یک آرامش بعد از یک دوران سخت
و به جایی بروم که قلبم مرا می برد
می خواهم رد پایم را
در مسیر زندگیم بیابم
و ارزش گذشته ام را
در باغ پنهانیم نگه دارم
می خواهم با تو بروم
می خواهم با تو رویا پردازی کنم
همیشه به دنبال دست نیافتنی ها بوده ام
همیشه آرزوی نا ممکن ها را داشته ام
می خواهم ماه را از قلاب بردارم و چرا که زمین را نجات ندهم!
اما قبل از همه اینها، می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم با پدرم حرف بزنم...
#ترجمه_موزيك
می خواهم با پدرم حرف بزنم
می خواهم گذر زمان را
برای یک لحظه فراموش کنم
یک آرامش بعد از یک دوران سخت
و به جایی بروم که قلبم مرا می برد
می خواهم رد پایم را
در مسیر زندگیم بیابم
و ارزش گذشته ام را
در باغ پنهانیم نگه دارم
می خواهم از اقیانوس عبور کنم، از کنار پرنده ساحلی بگذرم
و به همه آن چیزی که دیدم فکر کنم و به سمت ناشناخته ها بروم
می خواهم ماه را از قلاب بردارم، می خوام زمین را نیز نجات بدهم
اما قبل از همه اینها می خواهم با پدرم حرف بزنم
می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم یک قایق انتخاب کنم
نه خیلی بزرگ، نه خیلی زیبا
و آن را پر از عکسها
و عطرهای سفرهایم بکنم
می خواهم لحظه ای درنگ کنم و بنشینم
و در عمق حافظه ام
صدای کسانی را بیابم که به من چیز آموختند
و ممنوعیتی برای فکر کردن به آنها وجود ندارد
می خواهم رنگ تابلوهایی را پیدا کنم که در قلبم دارم
رنگ این دکور زیبا و ناب، جایی که در آن شما را میبینم و به قلبم اطمینان می بخشد
می خواهم ماه را از قلاب بردارم، می خواهم زمین را نیز نجات دهم
اما قبل از همه اینها، می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم گذر زمان را
برای یک لحظه فراموش کنم
یک آرامش بعد از یک دوران سخت
و به جایی بروم که قلبم مرا می برد
می خواهم رد پایم را
در مسیر زندگیم بیابم
و ارزش گذشته ام را
در باغ پنهانیم نگه دارم
می خواهم با تو بروم
می خواهم با تو رویا پردازی کنم
همیشه به دنبال دست نیافتنی ها بوده ام
همیشه آرزوی نا ممکن ها را داشته ام
می خواهم ماه را از قلاب بردارم و چرا که زمین را نجات ندهم!
اما قبل از همه اینها، می خواهم با پدرم حرف بزنم...
می خواهم با پدرم حرف بزنم...
@selseleyemoyedost
#نكته
خواستند یوسف را بکشند،
یوسف نمرد...
خواستند آثارش را از بین ببرند،
ارزشش بالاتر رفت...
خواستند او رابفروشند که برده شود،
پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود،
محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند،
اما به خاطر خدا ؛
حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،
به دنبال درهای بسته برو
چون خدای "تو"
و "یوسف" یکی ست.......
#نكته
خواستند یوسف را بکشند،
یوسف نمرد...
خواستند آثارش را از بین ببرند،
ارزشش بالاتر رفت...
خواستند او رابفروشند که برده شود،
پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود،
محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند،
اما به خاطر خدا ؛
حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،
به دنبال درهای بسته برو
چون خدای "تو"
و "یوسف" یکی ست.......
👍2
Forwarded from Deleted Account
WwW.CDmusic.iR
Fereydoun Asraei - WwW.CDmusic.iR
@selseleyemoyedost
وای از
بی حواسی اول صبح
تا بخواهد
شیرینی رویای دیشب
از سرت برودو
یادت بیافتد
مدتهاست
او رفته
و
تو تنهایی
میبینی
دوتا فنجان چای تلخ
مانده روی دستت ...
وای از
بی حواسی اول صبح
تا بخواهد
شیرینی رویای دیشب
از سرت برودو
یادت بیافتد
مدتهاست
او رفته
و
تو تنهایی
میبینی
دوتا فنجان چای تلخ
مانده روی دستت ...