@selseleyemoyedost
استکان شکسته
چای را
در خود نگه نمی دارد.
درخت تبر خورده
میوه نمی دهد.
صندلی فرسوده
تکیه گاه خسته ای نمی شود.
تار سیم بریده
گوشه ای را
به خاطر نمی آورد.
من اما
همچنان
سرشار شعرهای عاشقانه ام
برای تو.
استکان شکسته
چای را
در خود نگه نمی دارد.
درخت تبر خورده
میوه نمی دهد.
صندلی فرسوده
تکیه گاه خسته ای نمی شود.
تار سیم بریده
گوشه ای را
به خاطر نمی آورد.
من اما
همچنان
سرشار شعرهای عاشقانه ام
برای تو.
@selseleyemoyedost
من اینجا بس دلم تنگ است
وهر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم ....
بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین!
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم.....
مهدی اخوان ثالث
من اینجا بس دلم تنگ است
وهر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم ....
بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین!
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم.....
مهدی اخوان ثالث
@selseleyemoyedost
ای باد سحر
به کوی آن سلسله موی
احوالِ دلم بگوی
اگر یابی روی
ور زانکه ترا ز دل
نباشد دلجوی
زنهار،مرا ندیدهای
هیچ مگوی
ای باد سحر
به کوی آن سلسله موی
احوالِ دلم بگوی
اگر یابی روی
ور زانکه ترا ز دل
نباشد دلجوی
زنهار،مرا ندیدهای
هیچ مگوی
@selseleyemoyedost
شاعرشده ام غرق غزل های غم انگیز
حالامنم وزردی وبی برگی وپاییز
حالامنم وحسرت آغوش محالت
حالامنم ویک دل ازغم شده لبریز
شاعرشده ام غرق غزل های غم انگیز
حالامنم وزردی وبی برگی وپاییز
حالامنم وحسرت آغوش محالت
حالامنم ویک دل ازغم شده لبریز
@selseleyemoyedost
می دانید، چرا خوشبخت بودن مشکل است؟!
چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سرباز می زنیم !
چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که خوشبختی مان در دستان خودمان است !
کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست بلکه چگونگی پاسخ شما مهم است؛
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد...!
به امید آنڪه فردایی شاد شاد داشته باشین سرشار از حس خوشبختــــــــــي.
درهوای سرد زمستان دلتان گرم.
می دانید، چرا خوشبخت بودن مشکل است؟!
چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سرباز می زنیم !
چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که خوشبختی مان در دستان خودمان است !
کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست بلکه چگونگی پاسخ شما مهم است؛
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد...!
به امید آنڪه فردایی شاد شاد داشته باشین سرشار از حس خوشبختــــــــــي.
درهوای سرد زمستان دلتان گرم.
@selseleyemoyedost
دست میکشم
به موهایم
بلند تر شده اند
زنان
وقتی از پیر شدن می ترسند
موهایشان را
بلند می کنند
و اهمیت می دهند
به آنچه که عمر
با خط بریل
زیر چشمهایشان می نویسد
اهمیت ی ندارد دیگر
اینکه زیر پایم
چقدر سست است
زیر پای زندگیمان
سست تر
من یک کوه یخی بزرگم
که دیگر مهم نیست
به کدام کشتی باری
برخورد میکنم
جهان من روزی
بند
شکستن یک قوری چینی بود
دلم برای اهمیت های کوچکم تنگ است
و دیگر
حتی مهم نیست
دوستم داری
یا نه
آدم روزی به جایی می رسد
که می تواند
از خودش هم
بکند
مثل کندن پوست از کف دستش
و کشیدن ناخنها.....
زن جای لکه های بی ربط روغن را
روی اجاق گاز
از بر است.
و لکه های دستمالهای آشپزخانه را اما
این لکه ی بغض
کجای روح من است؟
امشب نمی دانم
چه مرگم است
چیزی توی دلم هست
میشویم نمی رود
میسابم
عمیقتر می شود
دست میکشم به موهایم
بلند تر شده اند
دست میکشم به رویاهایم
کوتاهتر
دست
به دستم
سردتر.
دست میکشم
به موهایم
بلند تر شده اند
زنان
وقتی از پیر شدن می ترسند
موهایشان را
بلند می کنند
و اهمیت می دهند
به آنچه که عمر
با خط بریل
زیر چشمهایشان می نویسد
اهمیت ی ندارد دیگر
اینکه زیر پایم
چقدر سست است
زیر پای زندگیمان
سست تر
من یک کوه یخی بزرگم
که دیگر مهم نیست
به کدام کشتی باری
برخورد میکنم
جهان من روزی
بند
شکستن یک قوری چینی بود
دلم برای اهمیت های کوچکم تنگ است
و دیگر
حتی مهم نیست
دوستم داری
یا نه
آدم روزی به جایی می رسد
که می تواند
از خودش هم
بکند
مثل کندن پوست از کف دستش
و کشیدن ناخنها.....
زن جای لکه های بی ربط روغن را
روی اجاق گاز
از بر است.
و لکه های دستمالهای آشپزخانه را اما
این لکه ی بغض
کجای روح من است؟
امشب نمی دانم
چه مرگم است
چیزی توی دلم هست
میشویم نمی رود
میسابم
عمیقتر می شود
دست میکشم به موهایم
بلند تر شده اند
دست میکشم به رویاهایم
کوتاهتر
دست
به دستم
سردتر.
@selseleyemoyedost
مادرم، پیامبری بود،
با زنبیلی پر از معجزه
یادم نمی رود ...
در اولین سوز زمستانی
النگویش را
به بخاری تبدیل کرد ... !
مادرم، پیامبری بود،
با زنبیلی پر از معجزه
یادم نمی رود ...
در اولین سوز زمستانی
النگویش را
به بخاری تبدیل کرد ... !
@selseleyemoyedost
آهنگ زمانه بارش باران بود
رقصیدن شب ز خواهش باران بود
در پرده آخری که غوغا می شد
تا وقت سحر نمایش باران بود
بی تابی گریه بود و صبری دیگر
در پهنه اختیار و جبری دیگر
وقتی نرسد به انتها این قصه
هر روز خدا و نبش قبری دیگر
آهنگ زمانه بارش باران بود
رقصیدن شب ز خواهش باران بود
در پرده آخری که غوغا می شد
تا وقت سحر نمایش باران بود
بی تابی گریه بود و صبری دیگر
در پهنه اختیار و جبری دیگر
وقتی نرسد به انتها این قصه
هر روز خدا و نبش قبری دیگر
@selseleyemoyedost
#نكته
روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
#نكته
روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
@selseleyemoyedost
وقتي کسي تورا مي رنجاند
ناراحت نشو
چون اين قانون طبيعت است
درختي که شيرين ترين ميوه ها را دارد
بيشترين سنگها را ميخورد
وقتي کسي تورا مي رنجاند
ناراحت نشو
چون اين قانون طبيعت است
درختي که شيرين ترين ميوه ها را دارد
بيشترين سنگها را ميخورد