@selseleyemoyedost
چارلى چاپلين :
پس از عمری فقر، به ثروت وشهرت رسیدم.
و آموختم كه،
با پول میتوان ساعت خريد، ولى زمان نه.
ميتوان مقام خريد،
ولى احترام نه.
ميتوان كتاب خريد،
ولى دانش نه.
ميتوان دارو خريد،
ولى سلامتى نه.
میتوان رختخواب خرید،
ولی خواب راحت نه ...
ارزش آدمها به دارایی نیست،
به معرفت است
چارلى چاپلين :
پس از عمری فقر، به ثروت وشهرت رسیدم.
و آموختم كه،
با پول میتوان ساعت خريد، ولى زمان نه.
ميتوان مقام خريد،
ولى احترام نه.
ميتوان كتاب خريد،
ولى دانش نه.
ميتوان دارو خريد،
ولى سلامتى نه.
میتوان رختخواب خرید،
ولی خواب راحت نه ...
ارزش آدمها به دارایی نیست،
به معرفت است
@selseleyemoyedost
میگویند : مرغیست به نام « آمـیــن » !
مرغی آسمانی ؛
در بلندترین نقطهٔ آسمان ،
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَـرَد !
و سخن می گوید !
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است !
هر چیز را که می شنود ،
دوبـاره ،
بنام فرد ِ گوینده ،
آنرا تکرار می کند ! و آمین می گوید !
این است که همهٔ آیین ها می گویند ؛
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند ؛
تنها صداست که می ماند ! ...
این است که می گویند ؛
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر ؛
دیگرانی را نفرین کنیم ؛
روزی خود ِ ما !
دچار آن خواهیم بود !
مرغ آمین ؛
هر آنچه که بگوئـیـــم را ،
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند !
و به خداوند اعلام می کند !
آنگاه در انتهای جمله ؛
آمـیــــــــن می گـــویـــد !!!
پس همیشه برای همه خیر و خوبی بخواهیم...
میگویند : مرغیست به نام « آمـیــن » !
مرغی آسمانی ؛
در بلندترین نقطهٔ آسمان ،
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَـرَد !
و سخن می گوید !
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است !
هر چیز را که می شنود ،
دوبـاره ،
بنام فرد ِ گوینده ،
آنرا تکرار می کند ! و آمین می گوید !
این است که همهٔ آیین ها می گویند ؛
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند ؛
تنها صداست که می ماند ! ...
این است که می گویند ؛
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر ؛
دیگرانی را نفرین کنیم ؛
روزی خود ِ ما !
دچار آن خواهیم بود !
مرغ آمین ؛
هر آنچه که بگوئـیـــم را ،
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند !
و به خداوند اعلام می کند !
آنگاه در انتهای جمله ؛
آمـیــــــــن می گـــویـــد !!!
پس همیشه برای همه خیر و خوبی بخواهیم...
@selseleyemoyedost
قاضی: اسم؟
برشت: شما خودتون می دونین
قاضی: میدونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه میکنین.
دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم. برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده اید؟
برشت : بله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن.(خنده حضار در دادگاه)
قاضی: شما دادگاه رو مسخره میکنید؟
برشت: نه این طور نیست.
قاضی: پس چرا میگویید با یک زن ازدواج کردهاید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کردهام!
قاضی: کسی را دیدهاید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بله!
قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من. او با یک مرد ازدواج کرده است !
قطعه ای از کتاب محاکمه
اثر #برتولت_برشت
قاضی: اسم؟
برشت: شما خودتون می دونین
قاضی: میدونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه میکنین.
دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم. برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده اید؟
برشت : بله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن.(خنده حضار در دادگاه)
قاضی: شما دادگاه رو مسخره میکنید؟
برشت: نه این طور نیست.
قاضی: پس چرا میگویید با یک زن ازدواج کردهاید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کردهام!
قاضی: کسی را دیدهاید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بله!
قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من. او با یک مرد ازدواج کرده است !
قطعه ای از کتاب محاکمه
اثر #برتولت_برشت
@selseleyemoyedost
بهروز وثوقی
حرف قشنگی میزنه:
اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی،دیگه من،من نیستم!!! من همینم که میبینی!!!
مغازه که نیست دکور بچینم برات!!!
من نه "آرزوی" کسی هستم و نه "آویزون"
ما اگر ظاهرمون به قشنگی خیلیا نیست،پیش خودمون خوشحالیم که باطنمون از خیلیا قشنگتره...
صادقانه بد باش!!!
""""اما"""
با دروغ و ظاهر ادای خوبا رو درنیار...
بهروز وثوقی
حرف قشنگی میزنه:
اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی،دیگه من،من نیستم!!! من همینم که میبینی!!!
مغازه که نیست دکور بچینم برات!!!
من نه "آرزوی" کسی هستم و نه "آویزون"
ما اگر ظاهرمون به قشنگی خیلیا نیست،پیش خودمون خوشحالیم که باطنمون از خیلیا قشنگتره...
صادقانه بد باش!!!
""""اما"""
با دروغ و ظاهر ادای خوبا رو درنیار...
@selseleyemoyedost
سهراب سپهری:
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا ،
به خدایی که خودم میدانم ،
نه خدایی که برایم از خشم ،
نه خدایی که برایم از قهر،
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم میدانم ،
به خدایی که دلش پروانه است ،
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد ،
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
سهراب سپهری:
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا ،
به خدایی که خودم میدانم ،
نه خدایی که برایم از خشم ،
نه خدایی که برایم از قهر،
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم میدانم ،
به خدایی که دلش پروانه است ،
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد ،
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
@selseleyemoyedost
نردبان این جهان ما و منی ست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
مولانا
نردبان این جهان ما و منی ست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
مولانا
👍1
@selseleyemoyedost
«ﺁﻭﺍﺯ ﻗﻮ»
ﻗﻮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺗﮏ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺒﻞ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨگ ها ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻏﺎﺯﯾﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﮒ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ!
ﻗﻮﻫﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧمی کنند
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻣﺮﮒ،
ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺟﻔﺘﮕﯿﺮﯼ، درﮔﻮﺷه اﯼ ﺩﻧﺞ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ
ﻭ ﺁﻭﺍﺯﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺧﺘﺘﺎﻣﯿﻪ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ،ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ می خوانند
و ﺑﺎ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺟﺎﻧشان ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪهند.
ﺍﯾﻦ “ﺁﻭﺍﺯ ﻗﻮ” ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ ﺍﺳت
شنیدم چو قویی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل میسراید
که خود در میان غزلها بمیرد
تو دریای من بودی آعوش وا کن
که مبخواهد این قوی تنها بمیرد ...
«ﺁﻭﺍﺯ ﻗﻮ»
ﻗﻮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺗﮏ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺒﻞ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨگ ها ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻏﺎﺯﯾﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﮒ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ!
ﻗﻮﻫﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧمی کنند
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻣﺮﮒ،
ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺟﻔﺘﮕﯿﺮﯼ، درﮔﻮﺷه اﯼ ﺩﻧﺞ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ
ﻭ ﺁﻭﺍﺯﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺧﺘﺘﺎﻣﯿﻪ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ،ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ می خوانند
و ﺑﺎ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺟﺎﻧشان ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪهند.
ﺍﯾﻦ “ﺁﻭﺍﺯ ﻗﻮ” ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ ﺍﺳت
شنیدم چو قویی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل میسراید
که خود در میان غزلها بمیرد
تو دریای من بودی آعوش وا کن
که مبخواهد این قوی تنها بمیرد ...
@selseleyemoyedost
آیا کلبه شما هم در حال سوختن است؟ - تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد..
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک میشد از خواب برخاست،کشتی میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟
آنها در جواب گفتند: ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!!!
آسان میتوان دلسرد شد هنگامی که بنظر میرسد کارها به خوبی پیش نمیروند، اما نباید امید را از دست داد زیرا خدا در کار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.
دفعه آینده که کلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید که شاید علامتی باشد برای : فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چیزهای منفی که ما بخود میگوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،
می گویی«این غیر ممکن است»، خداوند پاسخ می دهد «همه چیز ممکن است »،
می گویی «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
می گویی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
می گویی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من کافی است»،
می گویی «من نمیتوانم مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،
می گویی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر کاری را با من میتوانی به انجام برسانی»،
می گویی«آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد « این ارزش پیدا خواهد کرد»،
می گویی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»،
می گویی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
می گویی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،
می گویی «من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»،
می گویی «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
می گویی «من احساس تنهایی میکنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»،
به دیگران نیز بگویید، شاید یکی هم اکنون احساس میکند که کلبه اش در حال سوختن است.
آیا کلبه شما هم در حال سوختن است؟ - تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد..
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک میشد از خواب برخاست،کشتی میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟
آنها در جواب گفتند: ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!!!
آسان میتوان دلسرد شد هنگامی که بنظر میرسد کارها به خوبی پیش نمیروند، اما نباید امید را از دست داد زیرا خدا در کار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.
دفعه آینده که کلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید که شاید علامتی باشد برای : فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چیزهای منفی که ما بخود میگوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،
می گویی«این غیر ممکن است»، خداوند پاسخ می دهد «همه چیز ممکن است »،
می گویی «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
می گویی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
می گویی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من کافی است»،
می گویی «من نمیتوانم مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،
می گویی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر کاری را با من میتوانی به انجام برسانی»،
می گویی«آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد « این ارزش پیدا خواهد کرد»،
می گویی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»،
می گویی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
می گویی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،
می گویی «من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»،
می گویی «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
می گویی «من احساس تنهایی میکنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»،
به دیگران نیز بگویید، شاید یکی هم اکنون احساس میکند که کلبه اش در حال سوختن است.
@selseleyemoyedost
ما کاخ نداريم كه هي فخرفروشيم
اموال نداريم كه برفقربپوشيم
داريم گرانمايه ترين ثروت عالم
چنددوست كه آنرا به جهاني نفروشيم
ما کاخ نداريم كه هي فخرفروشيم
اموال نداريم كه برفقربپوشيم
داريم گرانمايه ترين ثروت عالم
چنددوست كه آنرا به جهاني نفروشيم
@selseleyemoyedost
"انسان
با یک کلمه سقوط میکند
و با یک کلمه به معراج میرود"
کلمه می تواند؛
تو را مشتاق کند مثل: "دوستت دارم"
تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"
تو را تلخ کند مثل: "خسته ام"
تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"
تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"
تو را سست کند مثل: "نمیتوانم"
تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"
تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"
کلمه میتواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم ،
ازهمین نقطه تغییر میکنم ،
ازهمین دم یک طرح نو میزنم ،
می توانم...
می خواهم...
می شود..
"انسان
با یک کلمه سقوط میکند
و با یک کلمه به معراج میرود"
کلمه می تواند؛
تو را مشتاق کند مثل: "دوستت دارم"
تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"
تو را تلخ کند مثل: "خسته ام"
تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"
تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"
تو را سست کند مثل: "نمیتوانم"
تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"
تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"
کلمه میتواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم ،
ازهمین نقطه تغییر میکنم ،
ازهمین دم یک طرح نو میزنم ،
می توانم...
می خواهم...
می شود..
@selseleyemoyedost
كشف تازه اي از تاريخ بشر اوليه !!!!!!
آدم و حوا ايراني بودند😳
ایرانی بودن آدم وحوا اثبات شد: روزی مریدی پرسید یا شیخ ،آیا در باب ملیت حضرت آدم و حوا ، تفحص گشته ؟؟
برخی آنان را انگلیسی و برخی فرانسوی میدانند ؟!!!!
شیخ گفت : وقتی که نه لباسی برای پوشیدن و نه خانه ای برای سُکنی داشته اند و تنها آذوقه آنان یک سیب بوده که خوردن آن هم "حرام" محسوب میشده و با این همه مصیبت باز هم فکر میکردند در " بهشت " ساکن هستند ، بطور قطع الیقین " ایرانی " بوده اند!
كشف تازه اي از تاريخ بشر اوليه !!!!!!
آدم و حوا ايراني بودند😳
ایرانی بودن آدم وحوا اثبات شد: روزی مریدی پرسید یا شیخ ،آیا در باب ملیت حضرت آدم و حوا ، تفحص گشته ؟؟
برخی آنان را انگلیسی و برخی فرانسوی میدانند ؟!!!!
شیخ گفت : وقتی که نه لباسی برای پوشیدن و نه خانه ای برای سُکنی داشته اند و تنها آذوقه آنان یک سیب بوده که خوردن آن هم "حرام" محسوب میشده و با این همه مصیبت باز هم فکر میکردند در " بهشت " ساکن هستند ، بطور قطع الیقین " ایرانی " بوده اند!