@selseleyemoyedost
"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !!
"ﺯﻥ" ﺭﺍ ﺑﻪ وﻓﺎﯾﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺟﻤﺎﻟﺶ" !!
"ﺩﻭﺳﺖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻣﺤﺒﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﮐﻼﻣﺶ" !!
"ﻋﺎﺷﻖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺻﺒﺮﺵ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ" !!
"ﻣﺎﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺑﺮﮐﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ" !!
"ﺧﺎﻧﻪ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺑﺰﺭﮔﻴﺶ" !!
"ﺩﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﭘﺎﮐﯿﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺻﺎﺣﺒﺶ" !!
"فرزند" را به "ايمانش" بنگر ؛ نه به "وفاداريش" !!
"پدر" و "مادر" را فقط ؛ بنگر !! هر چه بيشتر ؛ بهتر !!
"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !!
"ﺯﻥ" ﺭﺍ ﺑﻪ وﻓﺎﯾﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺟﻤﺎﻟﺶ" !!
"ﺩﻭﺳﺖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻣﺤﺒﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﮐﻼﻣﺶ" !!
"ﻋﺎﺷﻖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺻﺒﺮﺵ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ" !!
"ﻣﺎﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺑﺮﮐﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ" !!
"ﺧﺎﻧﻪ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺑﺰﺭﮔﻴﺶ" !!
"ﺩﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﭘﺎﮐﯿﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺻﺎﺣﺒﺶ" !!
"فرزند" را به "ايمانش" بنگر ؛ نه به "وفاداريش" !!
"پدر" و "مادر" را فقط ؛ بنگر !! هر چه بيشتر ؛ بهتر !!
@selseleyemoyedost
تو
برای من
همیشه
دست نیافتنی بودی؛
حتی
وقتی کنارم بودی!
من
تو را
با علم به این موضوع دوست داشتم!
#کریستین_بوبن
تو
برای من
همیشه
دست نیافتنی بودی؛
حتی
وقتی کنارم بودی!
من
تو را
با علم به این موضوع دوست داشتم!
#کریستین_بوبن
@selseleyemoyedost
در ايام نوجوانى برادرعزيزم على كه بسيار انسان وارسته و پاكى است هميشه تاكيد مى كرد جايى كه نآن و نمك خوردى حرمت نگه دار و چشمانت را به روى أعضاء آن خانواده ببند حكايت زير را امروز خواندم و ياد آن روزها افتادم
پيرمردى که شغلش دامداری بود، نقل مي كرد
گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه و چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید، چون آسیبی به گوسفندان نمی رساند و به خاطر ترحم به این حیوان و بچههایش، او را بیرون نکردیم، ولی کاملا او را زیر نظر داشتم.
این ماده گرگ به شکار می رفت و هر بار مرغی، خرگوشی، برهای شکار می کرد و برای مصرف خود و بچههایش می آورد.
اما با اینکه رفت آمد او از آغل گوسفندان بود، هرگز متعرض گوسفندان ما نمیشد.
ما دقیقا آمار گوسفندان و بره های آنها را داشتیم و کاملا" مواظب بودیم.
بچهها تقریبا بزرگ شده بودند.
یکبار و در غیاب ماده گرگ که برای شکار رفته بود، بچههای او یکی از برهها را کشتند!
ما صبرکردیم، ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ وقتی ماده گرگ برگشت و این منظره را دید، به بچههایش حملهور شد؛ آنها را گاز می گرفت و میزد و بچهها سر و صدا می کردند و جیغ می کشیدند و پس از آن نیز همان روز آنها را برداشت و از آغل ما رفت.
روز بعد، با کمال تعجب دیدیم، گرگ، یک بره ای شکار کرده و آن را نکشته و زنده آن را از دیوار آغل گوسفندان انداخت رفت.
این یک گرگ است و با سه خصلت شناخته می شود:
درندگی
وحشیبودن
و
حیوانیت.
اما می فهمد، هرگاه داخل زندگی کسی شد، کسی به او پناه داد و احسان کرد، به او خیانت نکند و اگر ضرری به او زد جبران كند
در ايام نوجوانى برادرعزيزم على كه بسيار انسان وارسته و پاكى است هميشه تاكيد مى كرد جايى كه نآن و نمك خوردى حرمت نگه دار و چشمانت را به روى أعضاء آن خانواده ببند حكايت زير را امروز خواندم و ياد آن روزها افتادم
پيرمردى که شغلش دامداری بود، نقل مي كرد
گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه و چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید، چون آسیبی به گوسفندان نمی رساند و به خاطر ترحم به این حیوان و بچههایش، او را بیرون نکردیم، ولی کاملا او را زیر نظر داشتم.
این ماده گرگ به شکار می رفت و هر بار مرغی، خرگوشی، برهای شکار می کرد و برای مصرف خود و بچههایش می آورد.
اما با اینکه رفت آمد او از آغل گوسفندان بود، هرگز متعرض گوسفندان ما نمیشد.
ما دقیقا آمار گوسفندان و بره های آنها را داشتیم و کاملا" مواظب بودیم.
بچهها تقریبا بزرگ شده بودند.
یکبار و در غیاب ماده گرگ که برای شکار رفته بود، بچههای او یکی از برهها را کشتند!
ما صبرکردیم، ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ وقتی ماده گرگ برگشت و این منظره را دید، به بچههایش حملهور شد؛ آنها را گاز می گرفت و میزد و بچهها سر و صدا می کردند و جیغ می کشیدند و پس از آن نیز همان روز آنها را برداشت و از آغل ما رفت.
روز بعد، با کمال تعجب دیدیم، گرگ، یک بره ای شکار کرده و آن را نکشته و زنده آن را از دیوار آغل گوسفندان انداخت رفت.
این یک گرگ است و با سه خصلت شناخته می شود:
درندگی
وحشیبودن
و
حیوانیت.
اما می فهمد، هرگاه داخل زندگی کسی شد، کسی به او پناه داد و احسان کرد، به او خیانت نکند و اگر ضرری به او زد جبران كند
👍1
سلام همدلان جاني
با توجه به اينكه
كانال⭕️سلسله موي دوست⭕️
متاسفانه مورد كم لطفي و عناد
قرار گرفت و از دسرس خارج گرديد
با توجه به اينكه اين كانال به احترام
شما خوبان سعي در عدم تبليغ وتبادل
دارد، لذا خواهشمند است، به عنوان
عضوي ازين خانواده در تبليغ و نشر
اين كانال همت گمارده تا ان شاء الله
به ياري خداوندومحبت شما عزيزان
دوباره اعضاء قبلي و قديمي رو به
اين محفل دعوت نماييم
#سپاس_فراوان
🔴هر عضو = يك رسانه🔴
⭕️@selseleyemoyedost
🆔@MOSAFER_40
✅ لطفا اطلاع رساني كنيد
با توجه به اينكه
كانال⭕️سلسله موي دوست⭕️
متاسفانه مورد كم لطفي و عناد
قرار گرفت و از دسرس خارج گرديد
با توجه به اينكه اين كانال به احترام
شما خوبان سعي در عدم تبليغ وتبادل
دارد، لذا خواهشمند است، به عنوان
عضوي ازين خانواده در تبليغ و نشر
اين كانال همت گمارده تا ان شاء الله
به ياري خداوندومحبت شما عزيزان
دوباره اعضاء قبلي و قديمي رو به
اين محفل دعوت نماييم
#سپاس_فراوان
🔴هر عضو = يك رسانه🔴
⭕️@selseleyemoyedost
🆔@MOSAFER_40
✅ لطفا اطلاع رساني كنيد
⭕️سلسله موي دوست ⭕️
#شعر_داستان_دلنوشته
#موسيقي_عكس_كليپ
#مذهبي_حكمت_عرفان
#ديالوگ_عمومي...
✅كانالي خاص = مخاطبي خاص
@selseleyemoyedost
#شعر_داستان_دلنوشته
#موسيقي_عكس_كليپ
#مذهبي_حكمت_عرفان
#ديالوگ_عمومي...
✅كانالي خاص = مخاطبي خاص
@selseleyemoyedost
@selseleyemoyedost
آدمهای زیبا و دوست داشتنی، بصورت تصادفی بوجود نمی آیند
.
زیباترین و دوست داشتنی ترین انسانهایی که می شناسیم، آنهایی هستند که با شکست آشنا شده اند.
آنهایی که رنج را تجربه کرده اند.
آنهایی که از دست دادن را تجربه کرده اند. آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار، دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کرده اند.
این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی می فهمند. آنرا به شکل متفاوتی تحسین می کنند. ونیز به شکل متفاوتی حس می کنند.
به همین دلیل، آرامتر می شوند.
آدمهای زیبا و دوست داشتنی، بصورت تصادفی بوجود نمی آیند
.
زیباترین و دوست داشتنی ترین انسانهایی که می شناسیم، آنهایی هستند که با شکست آشنا شده اند.
آنهایی که رنج را تجربه کرده اند.
آنهایی که از دست دادن را تجربه کرده اند. آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار، دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کرده اند.
این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی می فهمند. آنرا به شکل متفاوتی تحسین می کنند. ونیز به شکل متفاوتی حس می کنند.
به همین دلیل، آرامتر می شوند.
@selseleyemoyedost
شوخی نوبخت در کنفرانس خبری:
ایران درباره قطع رابطه با #عربستان هیچ نگرانی ندارد حتی اگر کشوربزرگ #جیبوتی درکنارش باشد
شوخی نوبخت در کنفرانس خبری:
ایران درباره قطع رابطه با #عربستان هیچ نگرانی ندارد حتی اگر کشوربزرگ #جیبوتی درکنارش باشد
@selseleyemoyedost
تو نبودی و به پاهای خدا افتادم
دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم
تو نبودی و تبِ فاصله ها پیرم کرد
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد
مثنوي كردمت و شكر به جا آوردم
توي هر بيت فقط اسم تورا آوردم
آرزو كردمت و بغض نوشتم حالا
پاي تو آب شده خشت به خشتم، حالا
قدِ یک خاطره گهگاه کنارم بِنِشین
نه عزیزم! خبری نیست، از آن دور ببین
گریه ی مرد غریب َست، ولی حادثه نیست
غرق رویای خودش بود، غریبانه گریست
تو نبودی و به پاهای خدا افتادم
دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم
تو نبودی و تبِ فاصله ها پیرم کرد
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد
مثنوي كردمت و شكر به جا آوردم
توي هر بيت فقط اسم تورا آوردم
آرزو كردمت و بغض نوشتم حالا
پاي تو آب شده خشت به خشتم، حالا
قدِ یک خاطره گهگاه کنارم بِنِشین
نه عزیزم! خبری نیست، از آن دور ببین
گریه ی مرد غریب َست، ولی حادثه نیست
غرق رویای خودش بود، غریبانه گریست
@selseleyemoyedost
مشک را گفتند:
ترا یک عیب هست،
با هر که نشینی
از بوی خوشت به او دهی
گفت:
زیرا که ننگرم با کی ام!
به آن بنگرم که من كي ام
مشک را گفتند:
ترا یک عیب هست،
با هر که نشینی
از بوی خوشت به او دهی
گفت:
زیرا که ننگرم با کی ام!
به آن بنگرم که من كي ام
@selseleyemoyedost
ﺑﯿﺎ و ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ی"ﻋﻠﯽ ﭼﭗ" ﺑﺰﻥ !
ﺗﻮﯼ ﮐﻮﭼﻪ ی"ﻋﻠﯽ ﭼﭗ"نفس بکش...
ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭ !
ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻥ !
عشق کن!
توی کوچه ی علی چپ سر ب هواشو!
آواز بخوان!
ازنوع کوچه بازاری اش!!
بگذار زندگی ات رنگی دیگربگیرد.
بی خیال بایدها و نبایدها...
قید و بندها....
قاب و قالب ها...
ﺑﯿﺎ و ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ی"ﻋﻠﯽ ﭼﭗ" ﺑﺰﻥ !
ﺗﻮﯼ ﮐﻮﭼﻪ ی"ﻋﻠﯽ ﭼﭗ"نفس بکش...
ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭ !
ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻥ !
عشق کن!
توی کوچه ی علی چپ سر ب هواشو!
آواز بخوان!
ازنوع کوچه بازاری اش!!
بگذار زندگی ات رنگی دیگربگیرد.
بی خیال بایدها و نبایدها...
قید و بندها....
قاب و قالب ها...
@selseleyemoyedost
این داستان واقعی است:
ارتش های آلمان ، بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم می جنگیدند.
شب کریسمس جنگ را تعطیل می کنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را داشت ،
شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک می کند.
صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر می شنوند و با پرچم های سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان می روند.
آن شب سربازان هر سه ارتش در کنار هم شام می خورند و کریسمس را جشن می گیرند
ولی هر ۳ فرمانده توافق می کنند:
که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند!
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمی رفت.
شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان می دادند!
چند ساعت که گذشت باز هم پرچم های سفید بالا رفت و پس از گفتگوی سه نماینده ارتش ها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.
آنها آنقدر با هم رفیق می شوند که با هم عکس می گیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر می دهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند!
کار به جایی می رسد که این سه 3 ارتش به هم پناه می دهند و
تنها چیزی که باعث می شود قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست!
این اتفاق تاریخی با نام Christmas Truce شناخته می شود.
سال ها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت 27 هزار دلار می خرد پل مک کارتنی هم در ویدیوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده و سال 2005 هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام کریسمس مبارک می سازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت و حتی در جشنواره فیلم فجر ایران به نمایش در آمد.
این داستان واقعی است:
ارتش های آلمان ، بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم می جنگیدند.
شب کریسمس جنگ را تعطیل می کنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را داشت ،
شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک می کند.
صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر می شنوند و با پرچم های سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان می روند.
آن شب سربازان هر سه ارتش در کنار هم شام می خورند و کریسمس را جشن می گیرند
ولی هر ۳ فرمانده توافق می کنند:
که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند!
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمی رفت.
شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان می دادند!
چند ساعت که گذشت باز هم پرچم های سفید بالا رفت و پس از گفتگوی سه نماینده ارتش ها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.
آنها آنقدر با هم رفیق می شوند که با هم عکس می گیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر می دهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند!
کار به جایی می رسد که این سه 3 ارتش به هم پناه می دهند و
تنها چیزی که باعث می شود قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست!
این اتفاق تاریخی با نام Christmas Truce شناخته می شود.
سال ها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت 27 هزار دلار می خرد پل مک کارتنی هم در ویدیوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده و سال 2005 هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام کریسمس مبارک می سازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت و حتی در جشنواره فیلم فجر ایران به نمایش در آمد.
Forwarded from كانال غير فعال شد
@SHARABAN_TAHOORA
با مردم آنگونه معاشرت کنید،که اگر مردید بر شما اشک ریزند،و اگر زنده ماندید،با اشتیاق سوی شما آیند.
نهج البلاغه.ترجمه حکمت ۱۰
با مردم آنگونه معاشرت کنید،که اگر مردید بر شما اشک ریزند،و اگر زنده ماندید،با اشتیاق سوی شما آیند.
نهج البلاغه.ترجمه حکمت ۱۰