@selseleyemoyedost
#فال_حافظ
ز کوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي
از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
چو گل گر خرده اي داري خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سوداي زراندوزي
ز جام گل دگر بلبل چنان مست مي لعل است
که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزي
به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشاني
به گلزار آي کز بلبل غزل گفتن بياموزي
چو امکان خلود اي دل در اين فيروزه ايوان نيست
مجال عيش فرصت دان به فيروزي و بهروزي
طريق کام بخشي چيست ترک کام خود کردن
کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي
سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي
که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
ندانم نوحه قمري به طرف جويباران چيست
مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي
مي اي دارم چو جان صافي و صوفي مي کند عيبش
خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزي
جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اي شمع
که حکم آسمان اين است اگر سازي و گر سوزي
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بيا ساقي که جاهل را هنيتر مي رسد روزي
مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزي
نه حافظ مي کند تنها دعاي خواجه تورانشاه
ز مدح آصفي خواهد جهان عيدي و نوروزي
جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده
جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزي
#فال_حافظ
ز کوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي
از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
چو گل گر خرده اي داري خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سوداي زراندوزي
ز جام گل دگر بلبل چنان مست مي لعل است
که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزي
به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشاني
به گلزار آي کز بلبل غزل گفتن بياموزي
چو امکان خلود اي دل در اين فيروزه ايوان نيست
مجال عيش فرصت دان به فيروزي و بهروزي
طريق کام بخشي چيست ترک کام خود کردن
کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي
سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي
که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
ندانم نوحه قمري به طرف جويباران چيست
مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي
مي اي دارم چو جان صافي و صوفي مي کند عيبش
خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزي
جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اي شمع
که حکم آسمان اين است اگر سازي و گر سوزي
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بيا ساقي که جاهل را هنيتر مي رسد روزي
مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزي
نه حافظ مي کند تنها دعاي خواجه تورانشاه
ز مدح آصفي خواهد جهان عيدي و نوروزي
جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده
جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزي
@selseleyemoyedost
#نكته
مرزهای جنسیتی سنتی را در هم بشکنید
و مزه ی لذتش را بچشید.
اگر مرد هستید
شبی برای خانواده تان شام بپزید
و اگر زن هستید،
بعدظهر شنبه ای را صرف
تعمیر لوازم خانه کنید.
با نادیده گرفتن جنسیت
می توانید در شغل،خانه و اجتماع،
فرصت ها و علایقی تازه بیابید.
#نكته
مرزهای جنسیتی سنتی را در هم بشکنید
و مزه ی لذتش را بچشید.
اگر مرد هستید
شبی برای خانواده تان شام بپزید
و اگر زن هستید،
بعدظهر شنبه ای را صرف
تعمیر لوازم خانه کنید.
با نادیده گرفتن جنسیت
می توانید در شغل،خانه و اجتماع،
فرصت ها و علایقی تازه بیابید.
@selseleyemoyedost
می خواهم قولی بدهم:
قول می دهم،
لامسه ای در کار نباشد
دلم می خواهد;
ارتفاع شانه هایت
به شانه ی دلتنگی م برسد.
می خواهم قولی بدهم:
قول می دهم،
لامسه ای در کار نباشد
دلم می خواهد;
ارتفاع شانه هایت
به شانه ی دلتنگی م برسد.
Forwarded from Mehrbanoo
Ghazal Biaeed Biaeed-(SONG95.I
Shahram Nazeri
@selseleyemoyedost
بسيار دلتنگم
من نشاني از تو ندارم
اما نشانيم را براي تو مينويسم
در عصر هاي انتظار به حوالي بي كسي ام قدم بگذار
خيابان غربت را پــيدا كن
و وارد كوچه هاي تنهايــي شو
سپس در كلـبه را باز كن
مرا خواهي ديد
با بغضي كويري
كه غرق اشك
پشت ديوار ها نشسته ام
بسيار دلتنگم
من نشاني از تو ندارم
اما نشانيم را براي تو مينويسم
در عصر هاي انتظار به حوالي بي كسي ام قدم بگذار
خيابان غربت را پــيدا كن
و وارد كوچه هاي تنهايــي شو
سپس در كلـبه را باز كن
مرا خواهي ديد
با بغضي كويري
كه غرق اشك
پشت ديوار ها نشسته ام
@selseleyemoyedost
#نكته
این جهان فنجانی
زندگی چون چایی
عشق چون حبه قند
که اگر حل نشود در دل چایی
زندگی تلخ شود
و اگر لعل لبت بر لب فنجان برسد
لب تو زهر شود
وان زمان است که فنجان از دست رها،
همه زندگی را می ریزی ...
و اگر حل شود اندر دل چایی
زندگی شیرین است
و اگر لعل لبت بر لب فنجان برسد
لب تو قند شود ...
وان زمان است که فنجان در دست،
همه زندگی را می نوشی..
#نكته
این جهان فنجانی
زندگی چون چایی
عشق چون حبه قند
که اگر حل نشود در دل چایی
زندگی تلخ شود
و اگر لعل لبت بر لب فنجان برسد
لب تو زهر شود
وان زمان است که فنجان از دست رها،
همه زندگی را می ریزی ...
و اگر حل شود اندر دل چایی
زندگی شیرین است
و اگر لعل لبت بر لب فنجان برسد
لب تو قند شود ...
وان زمان است که فنجان در دست،
همه زندگی را می نوشی..
@selseleyemoyedost
#شعر
من مثل یک آدمک برفی گرما زده ام
الکی چشم خودم را به تماشا زده ام
مرگ با ماندنِ من ـ بی تو ـ چه فرقی دارد ؟
که پس از رفتن تو یکسره در جا زده ام
روی دیوارِ پر از پنجره ی خانه ی تو
پیچکی خشکم و انگار به حاشا زده ام
پشت سد ماندم و گندیدم و دریا را باش
قطره قطره به خودم وصله ی بی جا زده ام
شهرِ روی گسل زلزله ها خواهد مرد
مثل تهرانِ پس از زلزله ها ـ جا زده ام
خودکشی مرگ قشنگی ست ـ اگر دل ندهم
فقط انگار به اقبال خودم پا زده ام
عاقبت آب شدن ـ قصه ی تقدیر من است
که همان آدمک برفی گرما زده ام
#شعر
من مثل یک آدمک برفی گرما زده ام
الکی چشم خودم را به تماشا زده ام
مرگ با ماندنِ من ـ بی تو ـ چه فرقی دارد ؟
که پس از رفتن تو یکسره در جا زده ام
روی دیوارِ پر از پنجره ی خانه ی تو
پیچکی خشکم و انگار به حاشا زده ام
پشت سد ماندم و گندیدم و دریا را باش
قطره قطره به خودم وصله ی بی جا زده ام
شهرِ روی گسل زلزله ها خواهد مرد
مثل تهرانِ پس از زلزله ها ـ جا زده ام
خودکشی مرگ قشنگی ست ـ اگر دل ندهم
فقط انگار به اقبال خودم پا زده ام
عاقبت آب شدن ـ قصه ی تقدیر من است
که همان آدمک برفی گرما زده ام
@selseleyemoyedost
"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !!
"ﺯﻥ" ﺭﺍ ﺑﻪ وﻓﺎﯾﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺟﻤﺎﻟﺶ" !!
"ﺩﻭﺳﺖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻣﺤﺒﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﮐﻼﻣﺶ" !!
"ﻋﺎﺷﻖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺻﺒﺮﺵ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ" !!
"ﻣﺎﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺑﺮﮐﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ" !!
"ﺧﺎﻧﻪ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺑﺰﺭﮔﻴﺶ" !!
"ﺩﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﭘﺎﮐﯿﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺻﺎﺣﺒﺶ" !!
"فرزند" را به "ايمانش" بنگر ؛ نه به "وفاداريش" !!
"پدر" و "مادر" را فقط ؛ بنگر !! هر چه بيشتر ؛ بهتر !!
"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !!
"ﺯﻥ" ﺭﺍ ﺑﻪ وﻓﺎﯾﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺟﻤﺎﻟﺶ" !!
"ﺩﻭﺳﺖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻣﺤﺒﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﮐﻼﻣﺶ" !!
"ﻋﺎﺷﻖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺻﺒﺮﺵ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ" !!
"ﻣﺎﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺑﺮﮐﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ" !!
"ﺧﺎﻧﻪ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺑﺰﺭﮔﻴﺶ" !!
"ﺩﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﭘﺎﮐﯿﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺻﺎﺣﺒﺶ" !!
"فرزند" را به "ايمانش" بنگر ؛ نه به "وفاداريش" !!
"پدر" و "مادر" را فقط ؛ بنگر !! هر چه بيشتر ؛ بهتر !!