Flow of Life
@music_lights -Living Room
"در امتداد حیات " ...
اثری آرامش بخش و رویایی
از "لیوینگ روم" در سبک محبوب لوفای
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر بستگى دارد.
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد؛ بلكه همينكه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد، خدمت بزرگى كردهايد...
#آلفرد_آدلر
#با_هم_بشنویم
#زن_زندگی_آزادی 🕊
🌺@SELMULY چکامـه
اثری آرامش بخش و رویایی
از "لیوینگ روم" در سبک محبوب لوفای
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر بستگى دارد.
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد؛ بلكه همينكه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد، خدمت بزرگى كردهايد...
#آلفرد_آدلر
#با_هم_بشنویم
#زن_زندگی_آزادی 🕊
🌺@SELMULY چکامـه
❤1
امی با اندوه گفت: «کاش به من محبت پیدا میکردند. همیشه با من سرد بودند.»
جورج پاسخ داد: «طفلک من، به تو هم اگر دویستهزار لیره داشتی محبت پیدا میکردند. اینها را اینجور بار آوردهاند. جامعهٔ ما جامعهٔ پولوپله است. ما در میان صرافان و کلهگندههای بازار شهر زندگی میکنیم که لعنت بر همهشان باد و هرکس که با آدم حرف میزند صدای جرینگجرینگ لیرههای جیبش را درمیآورد.»
✍#ویلیام_تکری
📕#بازار_خودفروشی
🌺@SELMULY چکامـه
جورج پاسخ داد: «طفلک من، به تو هم اگر دویستهزار لیره داشتی محبت پیدا میکردند. اینها را اینجور بار آوردهاند. جامعهٔ ما جامعهٔ پولوپله است. ما در میان صرافان و کلهگندههای بازار شهر زندگی میکنیم که لعنت بر همهشان باد و هرکس که با آدم حرف میزند صدای جرینگجرینگ لیرههای جیبش را درمیآورد.»
✍#ویلیام_تکری
📕#بازار_خودفروشی
🌺@SELMULY چکامـه
👍2❤1💔1
•
وقتی مشروطه شد، به خیال آن افتادیم که همهی مشکل ما حل شد، چون که تمام مشکل را در تغییر قدرت میدیدیم و هیچکس ما را نگفت که باید خود را نیز تغییر دهیم، همهی خیالمان این بود که قدرت را کوتاه کنیم، قدرت شاه را و هیچ به اندیشهی قامتِ خود نبودیم که آن را هم بالا ببریم..."
"سیدحسن_تقیزاده" (1348_1257)
از رهبران انقلاب جنبش مشروطه در ایران
🌺@SELMULY چکامـه
وقتی مشروطه شد، به خیال آن افتادیم که همهی مشکل ما حل شد، چون که تمام مشکل را در تغییر قدرت میدیدیم و هیچکس ما را نگفت که باید خود را نیز تغییر دهیم، همهی خیالمان این بود که قدرت را کوتاه کنیم، قدرت شاه را و هیچ به اندیشهی قامتِ خود نبودیم که آن را هم بالا ببریم..."
"سیدحسن_تقیزاده" (1348_1257)
از رهبران انقلاب جنبش مشروطه در ایران
🌺@SELMULY چکامـه
👍9❤1
ایران من | سوگند | نوروز برای ایران
"ایرانِ من"
#سوگند
#ایران
اندوهگین نباش سرزمین من!
در شکافِ زخمهای تو
بذر گل کاشتهام،
تو روزی، سراسر گلستان خواهی شد...
#علیرضا_روشن
🌺@SELMULY چکامـه
#سوگند
#ایران
اندوهگین نباش سرزمین من!
در شکافِ زخمهای تو
بذر گل کاشتهام،
تو روزی، سراسر گلستان خواهی شد...
#علیرضا_روشن
🌺@SELMULY چکامـه
💔2❤1👍1
•
#توهم میتواند هزاران سال حکومت کند، بر کل ملتها یوغ آهنین خود را تحمیل کند، نجیبترین انگیزههای بشریت را خفه کند و حتی با کمک بردگان و فریبخوردگان خود، کسانی را که قادر به فریب دادنشان نیست، در زنجیر بکشد. توهم دشمنی است که خردمندترین انسانهای همه دورانها با آن مبارزه نابرابر کردهاند؛ و تنها آنچه از آن پس گرفتهاند، میراث بشریت شده است.
آرتور شوپنهاور
زادروز ۲۲ فوریه ۱۷۸۸
کتاب: جهان به مثابه اراده و تصور
🌺@SELMULY چکامـه
#توهم میتواند هزاران سال حکومت کند، بر کل ملتها یوغ آهنین خود را تحمیل کند، نجیبترین انگیزههای بشریت را خفه کند و حتی با کمک بردگان و فریبخوردگان خود، کسانی را که قادر به فریب دادنشان نیست، در زنجیر بکشد. توهم دشمنی است که خردمندترین انسانهای همه دورانها با آن مبارزه نابرابر کردهاند؛ و تنها آنچه از آن پس گرفتهاند، میراث بشریت شده است.
آرتور شوپنهاور
زادروز ۲۲ فوریه ۱۷۸۸
کتاب: جهان به مثابه اراده و تصور
🌺@SELMULY چکامـه
👍3❤1
Forwarded from اتچ بات
🕊️
ما وقتی جوان هستیم سن و سال برایمان مفهومی ندارد
من هرگز در مورد آن دو بار فکر نکردم
تا وقتی که یک روز این پیر مرد موجودیت پیدا کرد
و این چیزی است که او به من گفت
و این چیزی است که او به من گفت
من میدانم جوانی چیست
ولی تو، تو نمیدانی پیری چیست
یک روز تو نیز همین را خواهی گفت
زمان آنرا همراه خود میبرد
پس داستان گفته شده
من سوالات زیادی را از افراد خردمندی که آنها را دیدم پرسیده ام
ولی نتوانستم تمام پاسخ ها را پیدا کنم
و هیچکس دیگری نیز تا کنون نیافته
روزهایی خاطره انگیز بر جای خواهد ماند
آکنده از اشک ها و لبخندها
بعد از تابستان، زمستان
می آید و بدین ترتیب سال ها سپری میشوند.
پس دوست من
بیا تا با هم موسیقی را بیافرینیم
من قدیمی مینوازم و تو برایم جدید بخوان
با گذشت زمان وقتی ایام شباب تو بسر رسید
فردی وجود خواهد داشت که وقتش را با تو سهیم کند
من میدانم جوانی چیست
ولی تو، تو نمیدانی پیری چیست
پس دوست من
بیا تا با هم موسیقی را بیافرینیم
من قدیمی مینوازم و تو برایم جدید بخوان
با گذشت زمان وقتی ایام شباب تو بسر رسید
فردی وجود خواهد داشت که وقتش را با تو سهیم کند
فردی وجود خواهد داشت که وقتش را با تو سهیم کند
آهنگ زیبای "" من میدانم جوانی چیست "" اثر اورسون ولز....
🌺@SELMULY چکامـه
ما وقتی جوان هستیم سن و سال برایمان مفهومی ندارد
من هرگز در مورد آن دو بار فکر نکردم
تا وقتی که یک روز این پیر مرد موجودیت پیدا کرد
و این چیزی است که او به من گفت
و این چیزی است که او به من گفت
من میدانم جوانی چیست
ولی تو، تو نمیدانی پیری چیست
یک روز تو نیز همین را خواهی گفت
زمان آنرا همراه خود میبرد
پس داستان گفته شده
من سوالات زیادی را از افراد خردمندی که آنها را دیدم پرسیده ام
ولی نتوانستم تمام پاسخ ها را پیدا کنم
و هیچکس دیگری نیز تا کنون نیافته
روزهایی خاطره انگیز بر جای خواهد ماند
آکنده از اشک ها و لبخندها
بعد از تابستان، زمستان
می آید و بدین ترتیب سال ها سپری میشوند.
پس دوست من
بیا تا با هم موسیقی را بیافرینیم
من قدیمی مینوازم و تو برایم جدید بخوان
با گذشت زمان وقتی ایام شباب تو بسر رسید
فردی وجود خواهد داشت که وقتش را با تو سهیم کند
من میدانم جوانی چیست
ولی تو، تو نمیدانی پیری چیست
پس دوست من
بیا تا با هم موسیقی را بیافرینیم
من قدیمی مینوازم و تو برایم جدید بخوان
با گذشت زمان وقتی ایام شباب تو بسر رسید
فردی وجود خواهد داشت که وقتش را با تو سهیم کند
فردی وجود خواهد داشت که وقتش را با تو سهیم کند
آهنگ زیبای "" من میدانم جوانی چیست "" اثر اورسون ولز....
🌺@SELMULY چکامـه
Telegram
attach 📎
❤2
Forwarded from عکس نگار
⚔🛡
بیشتر ملتها تاریخشان را نه آنگونه که بوده، بلکه آنگونه که دوست دارند بوده باشد به یاد میآورند. در این فرآیند، انقلاب از یک رویداد پر از خطا، ترس و تناقض، به اسطورهی ملی تبدیل میشود: داستانی قهرمانانه که شکستها، تردیدها و خشونتهایش به حاشیه رانده میشود.
فیلسوف آلمانی والتر بنیامین (Walter Benjamin) میگفت تاریخ رسمی همیشه تاریخ پیروزمندان است. یعنی روایت مسلط، آن چیزی نیست که واقعاً رخ داده، بلکه آن چیزی است که قدرت تصمیم گرفته به یاد بماند.
نقاشیهای تاریخی قرن نوزدهم دقیقاً در همین نقطه وارد عمل میشوند. قهرمانها را در نور طلایی نشان میدهند، شکستها را حذف میکنند، و لحظهای از آشوب را به تصویری ابدی از افتخار بدل میسازند.
در نتیجه، نسلهای بعدی نه با واقعیت انقلاب، بلکه با تصویر آرمانی آن بزرگ میشوند. اما مشکل از همینجا آغاز میشود.
وقتی اسطوره جای تجربهی واقعی را میگیرد، جامعه دیگر نمیتواند از گذشته یاد بگیرد؛ چون گذشته نه یک درس، بلکه یک افسانهی مقدس شده است.
® Storming Of the Bastille, 1789, Jean Pierre Houël
«یورش به باستیل، ۱۷۸۹، اثر ژان-پیر اوئل»
🌺@SELMULY چکامـه
بیشتر ملتها تاریخشان را نه آنگونه که بوده، بلکه آنگونه که دوست دارند بوده باشد به یاد میآورند. در این فرآیند، انقلاب از یک رویداد پر از خطا، ترس و تناقض، به اسطورهی ملی تبدیل میشود: داستانی قهرمانانه که شکستها، تردیدها و خشونتهایش به حاشیه رانده میشود.
فیلسوف آلمانی والتر بنیامین (Walter Benjamin) میگفت تاریخ رسمی همیشه تاریخ پیروزمندان است. یعنی روایت مسلط، آن چیزی نیست که واقعاً رخ داده، بلکه آن چیزی است که قدرت تصمیم گرفته به یاد بماند.
نقاشیهای تاریخی قرن نوزدهم دقیقاً در همین نقطه وارد عمل میشوند. قهرمانها را در نور طلایی نشان میدهند، شکستها را حذف میکنند، و لحظهای از آشوب را به تصویری ابدی از افتخار بدل میسازند.
در نتیجه، نسلهای بعدی نه با واقعیت انقلاب، بلکه با تصویر آرمانی آن بزرگ میشوند. اما مشکل از همینجا آغاز میشود.
وقتی اسطوره جای تجربهی واقعی را میگیرد، جامعه دیگر نمیتواند از گذشته یاد بگیرد؛ چون گذشته نه یک درس، بلکه یک افسانهی مقدس شده است.
® Storming Of the Bastille, 1789, Jean Pierre Houël
«یورش به باستیل، ۱۷۸۹، اثر ژان-پیر اوئل»
🌺@SELMULY چکامـه
❤3
✨💫
نومید نشوی از دراز شدن ظلمت، که چون تاریکی دراز آید، بعد از آن روشنایی دراز آید.
#مقالات_شمس
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه
نومید نشوی از دراز شدن ظلمت، که چون تاریکی دراز آید، بعد از آن روشنایی دراز آید.
#مقالات_شمس
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه
❤5🕊1💯1
The Last Night Of Winter
Sam Esfahani -@music-lights
"آخرین شب زمستان " ...
گریه نکن خواهرم. در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت..
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی..؟
✍ #سیمین_دانشور
#سووشون
#با_هم_بشنویم
#زن_زندگی_آزادی 🕊
🌺@SELMULY چکامـه
گریه نکن خواهرم. در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت..
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی..؟
✍ #سیمین_دانشور
#سووشون
#با_هم_بشنویم
#زن_زندگی_آزادی 🕊
🌺@SELMULY چکامـه
❤6
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿💔🌟🖤🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿💔🌟🖤🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔅
دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شب تنگ
دیرگاهیست که در خانه همسایه من خوانده خروس
وین شب تلخ عبوس
میفشارد به دلم پای درنگ
دیرگاهیست که من در دل این شام سیاه
پشت این پنجره بیدار و خموش
ماندهام چشم به راه
همه چشم و همه گوش
مست آن بانگ دلاویز که میآید نرم
محو آن اختر شب تاب که میسوزد گرم
مات این پرده شبگیر که میبازد رنگ
آری این
پنجره بگشای که صبح
میدرخشد پس این پرده تار
میرسد از دل خونین سحر بانگ خروس
وز رخ آینهام میسترد زنگ فسوس
بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار
خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ
#هوشنگ_ابتهاج
🌹سلام و درود دوستان
🌹صبحتون بخیر
🌹امروزتون پراز خبرهای خوب
🌺@SELMULY چکامـه
دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شب تنگ
دیرگاهیست که در خانه همسایه من خوانده خروس
وین شب تلخ عبوس
میفشارد به دلم پای درنگ
دیرگاهیست که من در دل این شام سیاه
پشت این پنجره بیدار و خموش
ماندهام چشم به راه
همه چشم و همه گوش
مست آن بانگ دلاویز که میآید نرم
محو آن اختر شب تاب که میسوزد گرم
مات این پرده شبگیر که میبازد رنگ
آری این
پنجره بگشای که صبح
میدرخشد پس این پرده تار
میرسد از دل خونین سحر بانگ خروس
وز رخ آینهام میسترد زنگ فسوس
بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار
خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ
#هوشنگ_ابتهاج
🌹سلام و درود دوستان
🌹صبحتون بخیر
🌹امروزتون پراز خبرهای خوب
🌺@SELMULY چکامـه
❤5👍1
Winter Story
@delshodeegan.Eric Chiryoku
موسیقی Winter Story اثر
اریک چایریوکو
لبخند خورشید
هر روز تکثیر میشود تا
انجماد زمین را آب کند
در پسِ سختترین زمستان هم
بهاری زیبا رخ مینماید ...
این راز هستی و رمز زندگی ست ...
#فریده_یوسفی
🌺@SELMULY چکامـه
اریک چایریوکو
لبخند خورشید
هر روز تکثیر میشود تا
انجماد زمین را آب کند
در پسِ سختترین زمستان هم
بهاری زیبا رخ مینماید ...
این راز هستی و رمز زندگی ست ...
#فریده_یوسفی
🌺@SELMULY چکامـه
❤2
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
علامه طباطبایی:
بعضی از مصائب را نباید تحمل کرد، و صبر در برابر آنها جائز نیست، بلکه واجب است آدمی در برابرش تا بتواند مقاومت کند، مثل ظلمهایی که به عِرض و ناموس آدمی و یا جان آدمی متوجه میشود.
آن مصائبی که قرآن مردم را به صبر در برابرش خوانده، مصائبی است که خود انسان در آن اختیاری ندارد، نظیر مصائب عمومی عالمی از قبیل مرگ و میرها و بیماریها.
و اما مصائبی که اختیار انسانها در آن مدخلیت دارد، از قبیل ظلمهایی که به نحوی با اختیار سر و کار دارد، در صورتی که به عِرض و ناموس و جان آدمی متوجه شود، باید به مقدار توانایی در دفع آن کوشید.
#تفکر
🌺@SELMULY چکامـه
🍁🍀
🎋
علامه طباطبایی:
بعضی از مصائب را نباید تحمل کرد، و صبر در برابر آنها جائز نیست، بلکه واجب است آدمی در برابرش تا بتواند مقاومت کند، مثل ظلمهایی که به عِرض و ناموس آدمی و یا جان آدمی متوجه میشود.
آن مصائبی که قرآن مردم را به صبر در برابرش خوانده، مصائبی است که خود انسان در آن اختیاری ندارد، نظیر مصائب عمومی عالمی از قبیل مرگ و میرها و بیماریها.
و اما مصائبی که اختیار انسانها در آن مدخلیت دارد، از قبیل ظلمهایی که به نحوی با اختیار سر و کار دارد، در صورتی که به عِرض و ناموس و جان آدمی متوجه شود، باید به مقدار توانایی در دفع آن کوشید.
#تفکر
🌺@SELMULY چکامـه
👍7❤1
۴اسفند #درگذشت
علی باباچاهی (۲۰ آبان ۱۳۲۱ – ۴ اسفند ۱۴۰۴) شاعر، نویسنده، محقق و منتقد ایرانی بود.
علی باباچاهی متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر است. وی دوره دبستان و دبیرستان را در بوشهر گذراند. در دوره اول متوسطه، به شعر و ادبیات علاقهمند شد. در مسابقه ادبی دانشآموزی دبیرستانهای بوشهر و سپس شیراز رتبه اول را به دست آورد. در این دوره شعرهایش در مجلات تهران، با نام مستعار «ع. فریاد» چاپ میشد. اما وقتی یکی از شعرهای این شاعر در مجله امید ایران به عنوان «بهترین شعر هفته» به چاپ رسید، شعرهایش را به امضای خودش در مجلات چاپ کرد.
وی پس از اتمام دوره دبیرستان در بوشهر، حدود سال ۴۰–۳۹ به دانشکده ادبیات شیراز راه یافت. او در این سالها به اتفاق چند تن از دانشجویان، جلساتی ادبی در دانشکده ادبیات شیراز برگزار کرد.
باباچاهی حدود سال ۱۳۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد که بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۲ به اجبار بازنشسته شد. باباچاهی در طول مدت تدریس خود در بوشهر علاوه بر چاپ شعر در مجله پایتخت، از فعالیت مطبوعاتی نیز غافل نبود.
🌺@SELMULY چکامـه
علی باباچاهی (۲۰ آبان ۱۳۲۱ – ۴ اسفند ۱۴۰۴) شاعر، نویسنده، محقق و منتقد ایرانی بود.
علی باباچاهی متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر است. وی دوره دبستان و دبیرستان را در بوشهر گذراند. در دوره اول متوسطه، به شعر و ادبیات علاقهمند شد. در مسابقه ادبی دانشآموزی دبیرستانهای بوشهر و سپس شیراز رتبه اول را به دست آورد. در این دوره شعرهایش در مجلات تهران، با نام مستعار «ع. فریاد» چاپ میشد. اما وقتی یکی از شعرهای این شاعر در مجله امید ایران به عنوان «بهترین شعر هفته» به چاپ رسید، شعرهایش را به امضای خودش در مجلات چاپ کرد.
وی پس از اتمام دوره دبیرستان در بوشهر، حدود سال ۴۰–۳۹ به دانشکده ادبیات شیراز راه یافت. او در این سالها به اتفاق چند تن از دانشجویان، جلساتی ادبی در دانشکده ادبیات شیراز برگزار کرد.
باباچاهی حدود سال ۱۳۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد که بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۲ به اجبار بازنشسته شد. باباچاهی در طول مدت تدریس خود در بوشهر علاوه بر چاپ شعر در مجله پایتخت، از فعالیت مطبوعاتی نیز غافل نبود.
🌺@SELMULY چکامـه
❤2
کانال ادبیات و هنر چکامه
۴اسفند #درگذشت علی باباچاهی (۲۰ آبان ۱۳۲۱ – ۴ اسفند ۱۴۰۴) شاعر، نویسنده، محقق و منتقد ایرانی بود. علی باباچاهی متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر است. وی دوره دبستان و دبیرستان را در بوشهر گذراند. در دوره اول متوسطه، به شعر و ادبیات علاقهمند شد. در…
برای علی باباچاهی
یاعلی... چرا مُردی، کارت داشتیم!
او که برای ما و در دورانِ ما به گل سرخ وظیفه میداد، تا ناموسِ کلمه، صاحبِ حضور شود: مرحبا علی! چه در قید و چه در عین... سر آوردهی واژهها بودی. آنقدر در عینِ و قیدِ حیات عاشقانه، عمیق زیست که خندیدن برایش آسان مینمود: رازی که علیهِ افسردگی به کرانهی کلمات میرسد، به شعر میرسد و به شعر ناب میرسد. او آمدهی عصر سوگ بود.
پرده به پردهی هر زمان، او جایی ایستاده بود که زمان، مردم، و تاریخ به ملتقایِ قیامِ مستمر میرسند و همواره میشوند.
و او آنقدر علی باباچاهی بود که " علی باباچاهی" شد. پیرسالِ جوانجو. تنها بیهودگی هراسانش میکرد. گندمگونِ دانایی، خودش دست خودش را گرفت تا به این مقام بیملال رسید. سخت است از شهرستان بیایی و گرگهای پیدا و ناپیدا پاره پارهات نکنند. چنین شاعرانی، حتی یکی تا پیراهن از خود ندارد که گرگ زدهگان را شادمان کند. و سختتر اینکه عمری با گرگ نرد ببازی و خود گرگ نشوی! لغزان بر لبهی تیغ خلاقیت ایستادن، هزینهها باید مهیا کرد. علی نیازی به امر اثبات نداشت تا آنجا که این فعل فراری به شاعر ما محتاج افتاد.
مبارزهی بی امانِ یک شاعر از حاشیه آمده بسیار دشوارتر از رسیدن به عظمتِ "امضا" است. هشتاد و سه سال صاحبِ سایه بود. هشتاد و سه سالِ پرثمر، نوش جانت علیِ جنوبی همیشه مضطربِ ما. بعد از طی مراحل اداری، انجا زیرِ درخت توبا چشم به راهِ توست. همان عزیزِ ما هوشنگ چالنگی، سفارش کن حوریانِ زرینهی مرمر پوش را بیدلیل رد نکن تا من بیایم. آدرسِ بامداد یادتان نرود. آنجا از بگیر و ببند و گشت و لباس شخصیها خبری نیست.
یاعلی... چرا ندارد! همه میمیرند: در عیش ماندن و با عشق رفتن. این تازه آغازِ رازِ "آزادی بیان" است.!
#سیدعلی_صالحی
🌺@SELMULY چکامـه
یاعلی... چرا مُردی، کارت داشتیم!
او که برای ما و در دورانِ ما به گل سرخ وظیفه میداد، تا ناموسِ کلمه، صاحبِ حضور شود: مرحبا علی! چه در قید و چه در عین... سر آوردهی واژهها بودی. آنقدر در عینِ و قیدِ حیات عاشقانه، عمیق زیست که خندیدن برایش آسان مینمود: رازی که علیهِ افسردگی به کرانهی کلمات میرسد، به شعر میرسد و به شعر ناب میرسد. او آمدهی عصر سوگ بود.
پرده به پردهی هر زمان، او جایی ایستاده بود که زمان، مردم، و تاریخ به ملتقایِ قیامِ مستمر میرسند و همواره میشوند.
و او آنقدر علی باباچاهی بود که " علی باباچاهی" شد. پیرسالِ جوانجو. تنها بیهودگی هراسانش میکرد. گندمگونِ دانایی، خودش دست خودش را گرفت تا به این مقام بیملال رسید. سخت است از شهرستان بیایی و گرگهای پیدا و ناپیدا پاره پارهات نکنند. چنین شاعرانی، حتی یکی تا پیراهن از خود ندارد که گرگ زدهگان را شادمان کند. و سختتر اینکه عمری با گرگ نرد ببازی و خود گرگ نشوی! لغزان بر لبهی تیغ خلاقیت ایستادن، هزینهها باید مهیا کرد. علی نیازی به امر اثبات نداشت تا آنجا که این فعل فراری به شاعر ما محتاج افتاد.
مبارزهی بی امانِ یک شاعر از حاشیه آمده بسیار دشوارتر از رسیدن به عظمتِ "امضا" است. هشتاد و سه سال صاحبِ سایه بود. هشتاد و سه سالِ پرثمر، نوش جانت علیِ جنوبی همیشه مضطربِ ما. بعد از طی مراحل اداری، انجا زیرِ درخت توبا چشم به راهِ توست. همان عزیزِ ما هوشنگ چالنگی، سفارش کن حوریانِ زرینهی مرمر پوش را بیدلیل رد نکن تا من بیایم. آدرسِ بامداد یادتان نرود. آنجا از بگیر و ببند و گشت و لباس شخصیها خبری نیست.
یاعلی... چرا ندارد! همه میمیرند: در عیش ماندن و با عشق رفتن. این تازه آغازِ رازِ "آزادی بیان" است.!
#سیدعلی_صالحی
🌺@SELMULY چکامـه
❤2
🌹
«یارم گُل سرخ و غمگسارم گُل سرخ
پاییز و زمستان و بهارم گُل سرخ
از بس دیدم نشانِ خون بر دیوار
صبح و شب و روز و روزگارم گُلِ سرخ»
– علی باباچاهی
(۲۱ دیماه ۱۳۲۱ – ۴ اسفندماه ۱۴۰۴)
یادش جاودان...
🌺@SELMULY چکامـه
«یارم گُل سرخ و غمگسارم گُل سرخ
پاییز و زمستان و بهارم گُل سرخ
از بس دیدم نشانِ خون بر دیوار
صبح و شب و روز و روزگارم گُلِ سرخ»
– علی باباچاهی
(۲۱ دیماه ۱۳۲۱ – ۴ اسفندماه ۱۴۰۴)
یادش جاودان...
🌺@SELMULY چکامـه
❤2😭1