اقتصاد به زبون آدمیزاد
669 subscribers
9 photos
6 videos
3 files
29 links
Ask the stupid question!

لینک گروه:
https://t.me/EcoDiscussionGroup
Download Telegram
"چقدر باید مغرضانه و یکطرفه به قضیه نگاه کرده باشید که بگویید لیبرال‌های تهران فقط می‌خواهند آزاد باشند و به مصاف نیروهای تاریکی رفته‌اند؟!"
اسکات هورتن، تام وودز شو
07:11
------------------------------------

وقتی اینقدر بری و بری و بری که برسی به ته دنیا اونجا چی می‌بینی؟ بشر قرن‌ها خودش رو با این سوال سرگرم کرده بود، ترسونده بود، برانگیخته بود، وسوسه کرده بود، جنگیده بود، زنده نگه داشته بود. تا این‌که مدرنیته این تئوری رو رواج داد که زمین اصلا تهی نداره! کرویه! اگه همینطور بری و بری و بری، دوباره برمی‌گردی سر جای اولت. دنیا لبه‌ای نداره که زیرش هیولاهای مهیب در آتش مذاب خوابیده باشن. زمین، این گهواره‌ی امن و آرام، هیچ‌جا "تموم" نمی‌شه. فقط می‌چرخه و تکرار می‌شه. دیوها هم مال قصه‌هان. دیو و فرشته نداریم. واقعیت "پیچیده‌"ست و آدم‌ها "خاکستری"اند. "آدم بدها" هم معلول شرایط اجتماعی بدن و با شرایط خوب هم درست می‌شن. و کم‌کم افسانه‌های کهن در مورد لبه‌ی جهان به فراموشی سپرده شد.

اما هنوز، گاه به گاه، جمعی، قبیله‌ای، قومی تصادفا به لبه می‌رسن، به پایین نگاه می‌کنن و هیولاهای اعماق رو به چشم می‌بینن...
و در شوک فرو میرن. عمیقا در شوک فرو میرن.
چون باور کرده بودن که شیاطین استعاره‌اند. که دیوها مال قصه‌هان، و شر رو باید "درمان" کرد.
چون به استواری عنصر ناپایدار تمدن ایمان داشتند.
و فکر می‌کردند در فاصله‌ی امنی از "تاریخ" قرار دارند.

و حالا بعد از از سر گذروندن وحشت وصف‌ناپذیر نگریستن به خلأ، و کشتی گرفتن با هیولاهای ترسناک واقعی، در حالی که دارن آش و لاش از لبه‌ی پرتگاه برمی‌گردن، باز ممکن است مثلا سروکله‌ی اسکات‌نامی پیدا شود که می‌گوید "هه یعنی می‌خواید بگید مسئله اینقدر حماسی و سرراسته؟!"

آره اسکات! دقیقا همینقدر سرراست!


https://youtu.be/TSmAAR9_508?si=MWXrMtQiohPL0iBh
💔63👍1
کانال یوتوبم بالاخره راه افتاد🥳 خوشحالم واقعا چون شروعش سخت بود...
موضوع محوریش فایننس هست. به اقتصاد هم اگه بپردازم عمدتا قراره از لنز فایننس باشه که انسجام موضوعی کانال حفظ بشه. فعلا که پلن اینه...
این یکی کانال مطالبش به انگلیسی هست. حالا ممکنه بعدا اگه زبونم درازتر شد یه دونه کانال به فارسی هم شروع کنم😂
بوس به روی ماه همگی... تشریف بیارید اونجا دور هم باشیم🥳❤️☺️🤍

اینم لینک ویدیوی اول:
https://www.youtube.com/watch?v=Tug2l72YosM
20👍1
‎اینم کاور برنامه جدید! ایشالا که نظرتونه😄
یه مقدار دارم بهتر می‌شم در طراحی کاور 😄

Title: You’re NOT Bad With Money. The Rules Are Against You.

Description:
You've always felt it...the nagging feeling that the game isn't set up fairly. They've called you a loser for struggling. A whiner for noticing. A conspiracy theorist for asking questions. In this video, I articulate that feeling with their own numbers, their own charts, and their own carefully boring language.
The Federal Reserve — yes, that little boring, nerdy-sounding entity — is pricing you out of your future, and then calling you paranoid and a crank for noticing it. Let's break down the mechanics.


Chapters:
0:00 Strategic Boredom
1:02 The Emperor Is Naked.
2:04 The Fed’s Giant Shopping Cart
3:47 Do They Make Money with Excel or What?!
4:26 What the Hell Is Money Anyways?!
6:43 The “Good” Kind of Inflation!
8:56 Homeownership Got Cancelled.
11:36 The Stock Game Is Rigged.
14:12 Your Startup Is Doomed.
15:22 The Fix
9
احتمالاً این بیت سعدی را شنیده‌اید که می‌گوید:

مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس

ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را


سعدی با همین یک مصرع، به یکی از ظریف‌ترین حقیقت‌های زندگی و اقتصاد اشاره می‌کند: ارزش یک چیز، فقط به خودِ آن چیز بستگی ندارد؛ بلکه به موقعیت، زمان و نیازِ کسی که آن را می‌خواهد هم وابسته است.

برای همین است که یک پیراهن ساده، درست چند ساعت قبل از یک مهمانی مهم، ممکن است برای صاحبش بسیار باارزش‌تر از همان پیراهن در روز بعد باشد.
در این حالت، نه جنس پارچه عوض شده، نه مقدار کارِ خیاط بیشتر شده، نه مواد اولیه فرق کرده؛ اما ارزش آن برای خریدار کاملاً تغییر کرده است. چون مسئله فقط «خود کالا» نیست، بلکه فایده‌ای است که آن کالا در آن لحظه برای فرد دارد.

این همان چیزی است که خیلی‌ها در تحلیل‌های قدیمی نادیده می‌گرفتند؛ اینکه ارزش کالا را نمی‌شود با یک فرمول ثابت، با شمردن میزان کار یا مواد اولیه، به‌دست آورد. چون انسان‌ها مثل ماشین تصمیم نمی‌گیرند.
هر کس بر اساس نیازهای خودش، شرایط خودش و زمانِ خودش قضاوت می‌کند. چیزی که برای من فوری و حیاتی است، ممکن است برای دیگری کاملاً عادی یا حتی بی‌اهمیت باشد.

به همین دلیل، قیمت واقعی در دلِ مبادله شکل می‌گیرد؛ جایی که خریدار و فروشنده، هر دو بر اساس ترجیح‌های خودشان وارد معامله می‌شوند. بازار، با همین برخوردِ آزادِ انتخاب‌ها، کم‌کم نشان می‌دهد که هر چیز برای مردم چقدر ارزش دارد.

اما وقتی قیمت از بالا و به‌صورت دستوری تعیین شود، مشکل شروع می‌شود.
چون هیچ مقام یا نهادی نمی‌تواند ترجیحات لحظه‌ای میلیون‌ها انسان را بداند؛ نمی‌داند چه کسی دقیقاً به چه چیزی نیاز دارد، چقدر نیاز دارد، و در همان لحظه حاضر است چه قیمتی بپردازد. نتیجه هم روشن است: قیمت‌های مصنوعی، سیگنال‌های اشتباه می‌فرستند و تعادل طبیعی بازار را به‌هم می‌زنند.

پس اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، ارزش کالا را نه کارِ گذشته به‌تنهایی تعیین می‌کند و نه مقدار مواد اولیه.

ارزش از نگاه انسان‌ها و از شدت نیازشان در همان لحظه ساخته می‌شود.

و دقیقاً به همین دلیل است که بازار، وقتی آزاد باشد، بهتر از هر دستور و برنامه‌ریزی از بالا می‌تواند نشان دهد هر چیز واقعاً چقدر می‌ارزد.
13👏4👍1🤔1
Forwarded from مهرپویا علا
خاطرات و خطرات
🌓به‌نام دوست🌍 خاطرات و خطرات https://t.me/khateraaat 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 جناب گاو https://t.me/jenabegav 💫💫💫💫💫💫💫💫 مهرپویا علا https://t.me/alamehrpouia 💫💫💫💫💫💫💫💫 مالکیت و بازار https://t.me/IIFOM_CO 💫💫💫💫💫💫💫💫 لیبرتی https://t.me/andishee_noo 💫💫💫💫💫💫💫💫 لیبرالیسم…
غیر از این موارد من هم چند تا کانال خوب که از خودشان محتوای نظری می‌نویسند، کم‌وبیش گرایش لیبرال دارند و دنبال‌کنندۀ زیادی ندارند معرفی کنم. ترتیب این فهرست اتفاقی است. بدیهیست که با هرچه در این کانال‌ها نوشته می‌شوند همراه نیستم. کانال‌های خوب دیگری هم حتماً هستند که ممکن است الان فراموش کرده باشم یا فعلاً نمی‌شناسم. پیشاپیش از ادمین این کانال‌ها پوزش می‌خواهم.


چراگاه:
https://t.me/Anarkhosia

اقتصاد به زبون آدمیزاد:
https://t.me/SeethroughEconomics

احسان عزیزی:
https://t.me/ehsaneazizi

اویس ارشادیان:
https://t.me/oveissershadian

لیبرتارین ایرانی:
https://t.me/iranian_libertarian

(بروزرسانی ۲۲/مرداد/۱۴۰۵): صاحب این کانال جوگیر شده و بیش از حد تحت تأثیر نوشته‌های لیبرتارین‌های آمریکایی قرار گرفته که در بهترین تعبیر چند تا آمریکاییِ مرفهِ از کار جهان بی‌خبرند! (احساس می‌کنم یک سنت ساده‌لوحی سیاسی در آمریکا وجود دارد که اختصاص به جریان خاصی هم ندارد.) من باز ترجیح می‌دهم سنت انشعاب‌زنی تشکیلاتی در ایران را تداوم ندهم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بروزرسانی (۱۵/آبان/۱۴۰۴):

بهلول:
https://t.me/AmirrezaAbdolii
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بروزرسانی (۲۷/آبان/۱۴۰۴):

مهران‌نوتز
https://t.me/Mehrannotes

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بروزرسانی (۲۲/مرداد/۱۴۰۵):

دست‌نوشته‌ها:
https://t.me/Manuscripts2024

پراکسیس:
https://t.me/Praxis1878

قجرنامه:
https://t.me/qajarnameh

محافظه‌کار جوان:
https://t.me/youngconservative

تردیدگاه:
https://t.me/tardidgaah

محمد اکبرزاده:
https://t.me/mahemay99

صد نوشتار:
https://t.me/SadNeveshtar
5👍2
خب یه ورژن زبون‌آدمیزادی هم از این قسمت داشته باشیم:

بحث تورم الان در آمریکا داغه چون خود تورم الان در آمریکا داغه. حتی طبق تعریف اشتباهی هم که از تورم دارن، باز هم «تورم» حدود دو درصد از نرخ تارگت‌شون (که تورم دو درصدی باشه) بالاتره.

اما با وجود این، فدرال رزرو در جلسه FOMC اخیرش، نرخ بهره رو افزایش نداد.
از طرف دیگه، از دسامبر پارسال تا الان دارن ترازنامه‌شون رو بزرگ می‌کنن. یعنی دارن پول جدید خلق می‌کنن.

خب پس یعنی نه حاضرن نرخ بهره رو ببرن بالا نه ترازنامه‌شون رو کوچیک ‌کنن.
و بعد کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، میگه مردم چقدر عجولن! ما که چوب جادو نداریم! داریم رو راه‌کار‌ها کار می‌کنیم!

دقیقا رو راه‌کار‌ها چیکار می‌کنید؟!😐
تو کتاب‌های آشپزی اصلی اقتصاد نوشته که وقتی تورم بالاست نرخ بهره رو می‌بری بالا و ترازنامه رو کوچک می‌کنی عرضه پول رو کاهش می‌دی. (نه اینکه من این مدل دستکاری اقتصاد رو قبول داشته باشم‌ها! اما مکانیزمش اینه بهرحال) این هم از راه‌کار! یعنی این که میگن برای فلان چیز چوب جادو وجود نداره از بس هیچ وقت هیچ جا چوب جادو وجود نداشته دیگه این تبدیل به ضرب‌المثل شده. ولی اتفاقا اینجا این ضرب‌المثل کار نمی‌کنه چون اینجا زارت چوب جادو وجود داره: نرخ بهره و ترازنامه!

پس چرا نمی‌کنن؟ چون از لحاظ سیاسی سخته. نرخ بهره که بالا بره، بهره‌ای که دولت آمریکا باید روی بدهی‌هاش پرداخت کنه منفجر می‌شه. و البته داستان‌های دیگه‌ای هم داره که در این مجال مختصر نگنجد!

اما خب نمی‌تونن بیان علنا اینو بگن که. برای همین، یه شوی خیلی مفصل و پیچیده اجرا می‌کنن که انگار آچار و پیچ‌گوشتی‌به دست وایسادن و فقط دارن یه کار تخصصی تکنیکال روتین انجام می‌دن. به اصطلاحاتی که استفاده می‌کنن دقت کنین: لوله‌کشی (plumbing) سیستم مالی! آره، ما این‌جا فقط یه مشت لوله‌کش هستیم یکم این پیچ‌ها رو شل و سفت می‌کنیم، کاری به کار سیاست نداریم! انگار یه لابراتوار هست که داره واکسن HIV رو کشف می‌کنه. ما هم داریم راه‌کار تورم رو کشف می‌کنیم!
ولی راه‌کار تورم خیلی وقته که کشف شده. و مخصوصا وقتی خودتون خالق تورم باشید خیلی معنی نداره بخواید راه‌کارش رو «کشف» کنید. همه این ژست‌ها و ادا اطوارها دقیقا برای سرپوش گذاشتن روی ماهیت عمیقا سیاسی نهاد فدرال رزروه.
8👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این یه تیکه از قسمت سوم Cakey Finance هست. این لینک رو پایین اگه بزنید روش، یهو با همین سر و ریخت ظاهر می‌شم حدود ربع ساعت براتون فک می‌زنم😂
https://www.youtube.com/watch?v=r4ANtA_vSIo
4😍3
دیشب با یکی از دوستان بحث مصدق بود. صحبت به اینجا رسید که اگر در آمریکا انتخابات برگزار شه و رئیس‌جمهور شکست رو نپذیره و حاضر نشه از قدرت کناره‌گیری کنه چه اتفاقی میفته؟ دوستم گفت به رغم اینکه خلاف قانون اساسیه اما همینطوری ارتش نمی‌ریزه بیرونش کنه. سازوکار قانونی داره. باید دیوان عالی رای صادر کنه و در نهایت اگر حکم قضایی فراهم شد، اقدام قهری هم صورت می‌گیره.
موضوع برام جالب شد و رفتم یه مقدار سرچ و مرچ کردم. نتیجه جالب بود:

از نظر قانون اساسی آمریکا انتقال قدرت یه فرایند اتوماتیکه. بعد از شکست در انتخابات، از یک تاریخ و ساعت مشخص به بعد، شما دیگه رئیس‌جمهور نیستی. رئیس‌جمهور سابقی! نتیجه انتخابات رو بپذیری، نپذیری، دودل باشی، قلبا راضی باشی، قلبا ناراضی باشی، احساس تقلب کنی (!)، احساس تقلب نکنی، دیگه شما توی کاخ سفید رئیس‌جمهوری نیستید که دچار تردیده، شما فقط یک trespasser هستی که دچار تردیده! trespass یعنی ورود غیرقانونی. یعنی من اگه بدون اجازه وارد ملک شخصی شما بشم یا به رغم اخطار شما خارج نشم trespass کردم. اگه رئیس‌جمهور سابق هم به طور فیزیکی از کاخ سفید خارج نشه trespass محسوب میشه. در چشم قانون، رئیس‌جمهور سابق که از کاخ سفید نمیره بیرون هیچ فرقی با جرج مکنزی مکانیک اهل اوهایو که به زور وارد کاخ سفید شده و خارج نمیشه نداره! حالا در عمل شاید رئیس‌جمهور رو در قیاس با جرج مکنزی از اوهایو با عزت و احترام بیشتری بیرون کنن. هر چی باشه چهار سال باهاش چشم تو چشم بودن دیگه! اما بیرون کردن در نهایت بیرون کردنه!

نیازی به تشریفات و سازوکار قانونی و رأی دیوان عالی هم نیست. طبق متمم بیستم قانون اساسی آمریکا، رئیس‌جمهور بازنده رأس ساعت 12 ظهر روز بیستم ژانویه، مثل طلسم سیندرلا، همه اختیارات قانونی اساسیش رو در کسری از ثانیه از دست میده. اگر در ساعت 12 و یک دقیقه‌ی بعد از ظهر، رئیس‌جمهور outgoing همچنان در کاخ سفید رؤیت شد و با زبون خوش هم حاضر به outgo کردن (!) نبود، پرسنل شریف و زحمت‌کش سیکرت سرویس و مارشال‌های فدرال زحمت می‌کشند و کاندیدای ناکام رو به بیرون از دفتر هدایت می‌کنند. اگر تن به هدایت نداد هم ناچار دمبش رو می‌گیرن و با کمال احترام و رودرواسی پرتش می‌کنن بیرون!

البته برای اینکه ساده‌سازی اتفاق نیفته باید تصریح کنم که انتقال صلح‌آمیز قدرت یه مسئله مهم و جدیه. اینطور نیست که چون در نگاه قانون انتقال قدرت اتوماتیکه، پس اهمیتی نداشته باشه که رئیس‌جمهور سابق به نتیجه انتخابات تمکین می‌کنه یا نه. تمکین نکردنش بسیار خطرناکه و می‌تونه بنیان‌های دموکراسی رو متزلزل کنه. دموکراسی بر یه مفهومی استواره به نام loser's consent یعنی رضایت بازنده. یعنی بازنده باید باختش رو بپذیره. اگر قرار باشه هر کس که باخت زیر میز بزنه، این بازی زیبا و تمدن‌ساز که اسمش رو گذاشتیم دموکراسی فرومی‌پاشه. بسیار اهمیت داره که رئیس سابق یک سازمان 6 تریلیون دلاری با رئیس فعلیش دست بده و همکاری کنه، وگرنه اصطکاک جدی در فرایند حکمرانی پیش میاد و حتی میتونه امنیت ملی رو به خطر بندازه. مسئله فقط این نیست که به طور فیزیکی از ساختمون اخراجش کنن. مسئله، فی‌المثل، همچنین اینه که رئیس‌جمهور فعلی به انبوهی اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، عملیات‌های محرمانه‌ی جاری، پروتکل‌های هسته‌ای و غیره دسترسی داره و باید تیم بعدی رو بریف کنه. بیرون کردنش که کاری نداره اما از همون بیرون هم می‌تونه طرفداراش رو به شورش تحریک کنه و فرایند دموکراتیک رو مختل کنه، و و و ...

ولی این‌ها موضوع این یادداشت نیست. موضوع اینه که اگه ول‌کن قدرت نبود چیکارش میکنن؟ جوابش هم اینه: میندازنش بیرون:)) هیچ تشریفاتی هم نداره. اصلا تا جایی که به قانون برمی‌گرده، دیگه اصولا قدرتی نداره که حالا بخواد ول‌کنش باشه یا نباشه!
@SeethroughEconomics
👍203👌3👎2
برنامه جدید آماده است. فردا آپلودش می‌کنم. موضوع خیلی جذابیه. ریسرچش خیلی کار برد. تقریبا یه مقاله کامل شده.
11👍3
بچه‌ها من فعلا دیگه اینجا یوتوبم رو پروموت نمی‌کنم. اگه کسی واقعا به این موضوعات علاقه‌منده لطفا سابسکرایب کنید و نوتیفیکیشن کانال رو روشن کنید که هر ویدیویی آپلود میشه بهتون خبر بده. اما دیگه لینک ویدیوها رو نمی‌تونم اینجا بذارم. کلیک‌های رندوم به شدت به کانال آسیب می‌زنن مخصوصا وقتی کانال جدیده.
ویدیوهایی که درست می‌کنم تحلیل‌های ماکروی فایننس هستند. زبانشون انگلیسیه. و فرمتشون long form هست. یعنی تحلیل‌های طولانی بالای ده دقیقه، نه کلیپ‌های کوتاه.
لینک کانال اگر بخواید سابسکرایب کنید:

https://www.youtube.com/channel/UC3gEFYNRfgRQG78CaJs8QFQ
13❤‍🔥1🙏1
اقتصاد به زبون آدمیزاد pinned «بچه‌ها من فعلا دیگه اینجا یوتوبم رو پروموت نمی‌کنم. اگه کسی واقعا به این موضوعات علاقه‌منده لطفا سابسکرایب کنید و نوتیفیکیشن کانال رو روشن کنید که هر ویدیویی آپلود میشه بهتون خبر بده. اما دیگه لینک ویدیوها رو نمی‌تونم اینجا بذارم. کلیک‌های رندوم به شدت به…»
فدرال رزرو نرخ بهره رو 25 صدم درصد یا همون basis points افزایش داد، اون هم به اتفاق آرا (unanimously). اتفاق مهمیه. اولین بار در سه سال اخیر هست که فد نرخ بهره رو افزایش میده. در خود این تصمیم به طور خاص سورپرایزی نبود و از قبل تقریبا مسجل بود که این کار رو انجام میدن مگه اینکه رسما میخواستن با آبرو و اعتبار فد بازی کنن. آخرین بار که من چک کردم یعنی همین امروز، پیش‌بینی بازار از احتمال افزایش به 93% درصد رسیده بود. خیلی احتمال بالایی محسوب میشه. تقریبا حکم قطعیت رو داره. تا حتی حدود سه هفته پیش هم این احتمال کمتر از 50% بود. حدود یک ماه پیش، بازار فقط 33% احتمال میداد فد نرخ بهره رو افزایش بده. اما در یک بازه‌ی کوتاه به سرعت جهش کرد. مخصوصا بعد از انتشار گزارش تورم مصرف‌کننده که چند روز پیش دراومد و بر این جهت‌گیری بازار صحه‌ گذاشت چون نشون میداد تورم در حال سرد شدن نیست. نتیجه اینکه بازار بالای 90% احتمال میداد افزایش صورت بگیره. و معمولا وقتی که بازار به این اندازه انتظار و آمادگی و به نحوی حتی پذیرش خودش رو برای افزایش نرخ بهره به نمایش میذاره، برای فد بسیار دشواره که بخواهد خلافش عمل کنه.
واکنش بازارهای مالی هم تقریبا خفیف بوده. طلا یه مقدار ریزشش شدیدتر بود، نسبت به سهام. داستان اینه که چون این اقدام، از قبل با یه درجه اطمینان بالا برای بازار قابل پیشبینی بود، قیمتها در تطابق با این واقعیت از قبل تعدیل شده بودند و برای همین شوک و پنیکی رخ نداد. و همون حرکت ملایم هم بیشتر به نظرم به خاطر این هست که خود افزایش نرخ به طور مشخص برای بازار قابل پیشبینی بود، اما استیتمنت رسمی فد و سخنرانی وارش و دات پلات از چیزی که تصور میشد hawkishتر بود، یعنی تهاجمی‌تر و ضدتورمی‌تر.
11
داده‌هایی که وزارت خزانه‌داری آمریکا دیروز چهارشنبه منتشر کرد نشون میده بدهی مستقیم دولت آمریکا به چین به پایین‌ترین میزانش از سال 2008 تا حالا رسیده. ساده‌تر بگیم، بخشی از دارایی‌های دولت چین اوراق قرضه‌ی آمریکاست. مثل این میمونه که دولت چین به آمریکا پول قرض داده باشه. حالا الان این اوراق قرضه‌ی آمریکایی که در تملک چین هست به کمترین سطحش از سال 2008 رسیده: ششصد و هجده میلیارد دلار. برای سال‌ها بالای یک تریلیون دلار بود.
این روند کاهشی مدت‌ها در جریان بوده و چین مدت‌هاست مشغول کم کردن اوراق قرضه‌ی آمریکا در میان دارایی‌هاشه، مخصوصا از زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد و آمریکا دارایی‌های روسیه رو فریز کرد و چین هم احساس خطر کرد و سعی کرد از دارایی‌های دلارمحور که به این اندازه توی چنگ آمریکاست فاصله بگیره.
حالا قصه‌ای که می‌خوام برای شما تعریف کنم این نیست. اتفاقا می‌خوام بگم این قصه، که احتمالا زیاد شنیدینش، زیادی ساده‌سازی‌شده ست. قصه اصلی اینه که چین مارمولک‌تر از این حرف‌هاست. آمریکا پول‌های روسیه رو فریز کرد، درست! چین احساس خطر کرد، درست! ولی این همه ماجرا نیست. چین به این سادگی نمیتونه ذخایر اوراق قرضه آمریکاییش رو زیاد کاهش بده. حالا این که چرا نمیتونه بحث مفصلیه. اینی که در آمار وزارت خزانه‌داری آمریکا مشاهده می‌کنید دارایی‌های مستقیم چین هستند، یعنی اوراق قرضه ای که به اسم خود چین خریداری و ثبت شده‌اند.
ولی برآورد میشه چین صدها میلیارد دلار اوراق قرضه رو هم به صورت غیرمستقیم خریده و نگهداری میکنه، از طریق شرکت‌هایی مثلا در لوگزامبورک و بلژیک و بریتانیا. اینطوری دیگه فریز کردنش به اون سادگی نیست. به نظرم، روایتی که در سال‌های اخیر غالب شده به این مضمون که چین داره بدهی آمریکا رو به شدت کاهش میده چندان دقیق نیست. برآیند کلیش احتمالا کاهش هست اما یقینا نه به اون شدت که از آمار رسمی خزانه‌داری برمیاد. روایت دقیق‌تر اینه که چین داره ترکیب و مرئیت (visibility) بدهی آمریکا که در اختیار داره رو تغییر میده و سعی میکنه پشت لایه‌های حقوقی اضافی مخفیش کنه. امیدوارم یه ویدیوی مفصل در موردش درست کنم و دقیق‌تر بررسیش کنم.
12👍3🤯2👎1