Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
و اگر بخواهی از من یک حرف به یادگار داشته باشی به تو خواهم گفت که همه برای یک زندگی خوب مبارزه می‌کنند. تو برای یک مرگ خوب برنامه‌ریزی کن.
37
من هرگز نمی‌توانم نوشتن و گریستن درباره‌ی دو چیز را متوقف کنم؛ «تو» و این «سرزمین».
36
می‌ تونید ازم تشکر کنید که مانع پاک شدن کانال شدم.
56
مشخص نیست تا کی می‌خواهم این روند را طی کنم؟ منظورم نوشتن است. به چه قصد و امید؟ اصلا چه حاصلی دارد؟کاش راهی می‌بود متوقفش می‌کردم، یا متوقف می‌شدم. کاش جایگزین بهتری میافتم برای نجات پبدا کردنم از این مهلکه.
22
گاهی آن‌قدر می‌ترسم که نیمه‌‌شب از خواب می‌پرم. می‌ترسم که دیگر هرگز بهتر نشوم. همیشه همین‌طور پیچیده باقی بمانم و اینجا پیر شوم. آن‌قدر سردم می‌شود که انگار از درون یخ زده‌ام. وحشتناک است. خیلی سردم می‌شود.
💔29
‏من پذیرفته‌م ولی باز هم هر دفعه به همون خاطر گریه می‌کنم.
39
اسلام نه آن چهره‌ی بزک شده‌ی اماراتی‌ست و نه آن چهره‌ی خشن داعش. حتی همین چهره‌ی رنگ و رو رفته‌ی جمهوری اسلامی هم نیست. اسلام؛ جایی میان تاریخ، در کنار گله‌ی گوسفندان، نظاره‌گر تاریخ است که تا کجا باد اغنای خدا بوزد و تا کجا انسان نفهمد که لفی خسر و ظلوما جهولاست؟
51
53
روزها، تمامی افکار و دغدغه‌هایم سر برمی‌آورند و در اوج ذهنم درهم می‌پیچند و بی‌امان بر یکدیگر می‌لولند؛ چنان ازدحامی برپا می‌شود که گویی هیچ روزنه‌ای برای سکوت باقی نمی‌ماند. امّا شب که فرا می‌رسد، خویشتن را تاب‌آورتر می‌یابم؛ انگار لایه‌ای از آشوب فرو می‌نشیند و رسوبی از آرامش در ژرفای وجودم ته‌نشین می‌شود.
شب، قلمرو بی‌قید رهایی است؛ نه تکلّف لبخندی بر چهره باید نشاند و نه الزام سلامی بر زبان راند. نه شادی به اغراق قد می‌کشد و نه اندوه مجالی برای طغیان می‌یابد. در تاریکی فراگیر شب، از هیاهوی تعهّدات روزانه می‌گریزم، سبک‌بار و بی‌حساب، چنان‌که گویی دیگر بدهکار زندگی نیستم و جهان نیز طلبی از من ندارد.
22
تو بعدها مرا به یاد خواهی آورد. مرا که اگر برای همه تبر بودم، برای تو شاخه‌ی نازک و تازه‌ی درختی جوان بودم.
30
اگر دیگر نبودم، پیدایم کن در بارانی که به هنگام نیمه‌شب خودش را به پنجره‌ی اتاقت می‌کوبد؛ مرا پیدا کن در هر موسیقی‌ای که می‌شنوی؛ در هر نوازشی که باد بر گونه‌هایت می‌نشاند. بدان اگر دیگر نبودم، در هر لحظه از زندگی‌ات دست بر چانه در حال تماشای تو هستم؛همان‌گونه که دوست داشتی.
💔21
17
16
15
16
15
15
13
14
14