Forwarded from محمّدِامین
آنقدر توقعش را از خودش بالا برده بودند که حتی خود واقعیش به چشمش چیز دهن پرکنی نمیآمد. واقعا خاص بود ولی این کم نظیر بودن خویش را نمیدید و دائم احساس کم فروغی میکرد. دلش میخواست همه چیز از اول بنا شود؛ افکار، توقعات، دیدگاهها و هر چیز دیگر. که شاید این از نو ساختن بتواند به خود واقعیاش نزدیکتر باشد.
1 12
نمیدانم در اضطرابم ذوب شوم یا در غمم افسرده. انگار در جهنم سینهام برف میبارد.
1 25
در هر سیستمی که تعداد "نه"ها بیشتر از "بله"ها باشد، خشم، عصبانیت، لجبازی و بدخلقی تقویت میشود. خواه این سیستم یک خانواده باشد یا یک جامعه.
1 33
او نگفت دوستم دارد
اما با بدنی پر از زخم به نجاتم آمد در حالیکه من در دریاچهی نمک غرق میشدم.
اما با بدنی پر از زخم به نجاتم آمد در حالیکه من در دریاچهی نمک غرق میشدم.
دوست ندارم با افرادی که همواره مرا در حالت دفاع قرار میدهند، معاشرت کنم . دفاع از عقاید، دفاع از اندیشهها، دفاع از خودم و دفاع از حقوق و آرزوهایم.
2 46
Saved Messages pinned «دوست ندارم با افرادی که همواره مرا در حالت دفاع قرار میدهند، معاشرت کنم . دفاع از عقاید، دفاع از اندیشهها، دفاع از خودم و دفاع از حقوق و آرزوهایم.»
هیچکس به اندازه او رنج نمیکشید و هیچکس به اندازه او از زیباییهای کوچک لذت نمیبرد. او آمیزهای غریب از درد و شادکامی بود و همواره لبخند اشکآلودی بر روح خود داشت.
1 23
چهطور میشود از آدمی که دارد میگریزد، گریخت، یا چهطور میشود کسی را ترک کرد که از قبل تو را ترک کرده است. اگر یک نفر سر جایش بایستد شاید جدایی میسر شود، اما وقتی دو نفر در خلاف جهت هم فرار میکنند لاجرم، دوباره در نقطهای به یکدیگر خواهند رسید!
1 18
اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان. دندانها را به هم بفشار و سرت را به خداوند بسپار و پاها را در زمين استوار كن و دورترين كرانههاى ميدان نبرد را زير نظر گير و صحنه هاى وحشتخيز را ناديده بگير و بدان كه پيروزى وعدهٔ خداوند سبحان است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام
1 42
حواستون باشه از کجا اخبار رو دنبال میکنید.
در انتشار اخبار وسواس داشته باشید و تا مطمئن نشدید برای کسی نفرستید. وضعیت طوری نیست که مردم توان تحمل استرس اضافه یا اخبار غیرواقعی رو داشته باشند. بعضیها واقعا شرف ندارند و اخباری رو با عنوان رسمی اعلام میکنند که صحت نداره و صرفا یه صدایی بین اصواتی که هست. لزومی نداره کانال آشپزی یا پیج آموزش یوگا در مورد این مسئله "نظر" بدن! سکوت کنید و در صورت نیاز عمل کنید. والسلام.
در انتشار اخبار وسواس داشته باشید و تا مطمئن نشدید برای کسی نفرستید. وضعیت طوری نیست که مردم توان تحمل استرس اضافه یا اخبار غیرواقعی رو داشته باشند. بعضیها واقعا شرف ندارند و اخباری رو با عنوان رسمی اعلام میکنند که صحت نداره و صرفا یه صدایی بین اصواتی که هست. لزومی نداره کانال آشپزی یا پیج آموزش یوگا در مورد این مسئله "نظر" بدن! سکوت کنید و در صورت نیاز عمل کنید. والسلام.
در این چند روز در کانالهای خبری تلگرام دو مشکل عمده رو متوجه شدم. اول این که برخی کانالها بیشتر برای پخش اخبار فیک یا جنگ روانی فعالیت میکنن تا اطلاعرسانی صحیح و بیغرض. دوم این که بعضی خبرگزاریها اخبار رو بیطرفانه اعلام نمیکنند و با طرفداری از جبهههای خاص (موافق یا مخالف یک کشور) تیتر میزنند. برای مشکل اول، پیشنهاد میکنم که از کانالهایی که تیک آبی ندارند یا ممبر و ویوی کمی دارند دوری کنید. این کانالها معمولاً اخبار غیرمعتبر دارند.
در نهایت، میتونید اخبار رو در این کانالها مقایسه کنید و به نتیجهای منطقی برسید.
رسانه رسمی ارتش
اخبار رهبر انقلاب
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری خبرفوری
خبرگزاری فارس
(آپدیت خواهد شد)
در نهایت، میتونید اخبار رو در این کانالها مقایسه کنید و به نتیجهای منطقی برسید.
رسانه رسمی ارتش
اخبار رهبر انقلاب
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری خبرفوری
خبرگزاری فارس
(آپدیت خواهد شد)
1 23
مراقب خودتون باشید. انشالله پیروز از میدون برمیگردیم 🤍 🤍 🤍
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3 49
آدم گاهی دلش میخواهد بنشیند و با کسی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دورهاش میکند. اما کو تا یکی اینطور و آنهمه اخت پیدا شود؟ خواهید گفت پیدا میشوند. بله، میدانم. من هم داشتم، یکی دوتا. آنقدر با هم اخت بودیم که اگر یکی نمیآمد، سروقت به پاتوقمان نمیرسید، دلشوره میگرفتیم. اما بعد یکی شوهر میکند، یکی سفر میرود، یکی از مذهب میگریزد، یکی هم غیبش میزند، خودکشی میکند. دست آخر وقتی خوب زیر و بالای کار را ببینی متوجه میشوی که آدمها بیشترشان نمیتوانند تا آخر خط تاب بیاورند.
2 31
به خودم قول داده بودم از این روزها با جزئیات بنویسم، چرا که تاریخ خاورمیانه، لا به لای سطرهای تاریخ تمدن غرب! دیر یا زود گم خواهد شد. اما حالا بیش از دو جمله نمیتوانم حرفی بزنم. از تک تک دوستانم میپرسم "هنوز خوبی؟" و بعد از دیدن "هنوز خوبیم" ها به کنار پنجره میروم. چشم انتظار پروانهها. پروانهای با بالهای آبی، همان قرار همیشگیمان.
شب میشود. نیمهی شب. هیاهو به اوج میرسد. به ماه نگاه میکنم و دلم تنگ میشود. تنگتر. در خواب و بیدار میبینمات، به من و سینهات اشاره کردی و گفتی "به من تکیه کن، من برای تو اینجا هستم. بغلم کن و سعی کن دستهایت را به من فشار بدهی. من را حس کن. من به خاطر تو اینجا هستم و اینجا سرزمین ماست. مویه کن، عیبی ندارد." صدایت میآمد و اشکهایم سرازیر میشد. صدایی که دلتنگاش بودم. صدایی که مرا مسخ میکرد و به زندگی، وصل. زیر لب زمزمه میکردم "مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر و دیگر رهایم نکن." سوزش گلویم بار دیگر مرا از آغوشات گرفت. جای خالیات توی ذوق میزد. رد اشکها نشان میداد اینجا بودی. همینجا کنار خودم. و من تنها نبودم. و ما تنها نیستیم
شب میشود. نیمهی شب. هیاهو به اوج میرسد. به ماه نگاه میکنم و دلم تنگ میشود. تنگتر. در خواب و بیدار میبینمات، به من و سینهات اشاره کردی و گفتی "به من تکیه کن، من برای تو اینجا هستم. بغلم کن و سعی کن دستهایت را به من فشار بدهی. من را حس کن. من به خاطر تو اینجا هستم و اینجا سرزمین ماست. مویه کن، عیبی ندارد." صدایت میآمد و اشکهایم سرازیر میشد. صدایی که دلتنگاش بودم. صدایی که مرا مسخ میکرد و به زندگی، وصل. زیر لب زمزمه میکردم "مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر و دیگر رهایم نکن." سوزش گلویم بار دیگر مرا از آغوشات گرفت. جای خالیات توی ذوق میزد. رد اشکها نشان میداد اینجا بودی. همینجا کنار خودم. و من تنها نبودم. و ما تنها نیستیم
2 22
حضورش در اندازهای نبود که بتواند تمام جاهای خالی را پر کند. اما نبودنش خلأ معرکهای بود.
1 34