Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
تصویری بسیار دردناک و در عین حال ساده، میخکوبم کرد. مادربزرگم را دیدم که مرده است. در سپیده‌دم مرده بود، یکی از همین صبح‌ها. و من هرگز نگفته بودم که دوستش دارم. هرگز.
27
می‌گردی. بین فلسفه، لا به لای ادبیات، درون سینما و میان موسیقی. بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد، ادیبی تو را نوشته باشد، فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقی‌دانی تو را نواخته باشد. آدمی، تشنه‌ی جرعه‌ای درک شدن است. می‌خواهد خودش را بخواند و ببند و بشنود.
36
شب‌ها که تنها می‌شد و نقاب قوی‌ بودن را کنار میگذاشت، آهسته خودش را به آغوش میکشید و زمزمه می‌کرد عیبی ندارد عزیزم، همه‌ چیز تقصیر تو نیست!
28
در میان مردهای جهان، مردی را شناختم که وقتی به اون پناه بردم، درونم "زن" را بیدار کرد.
19
من دوام آورده‌ام، باز هم می‌آورم. اما در نهایت، می‌خواستم معنی زندگی چیزی بیش از دوام آوردن باشد.
21
می‌خواهم یاد بگیرم چطور با مردم حرف بزنم بدون‌ این که بعدش آرزو کنم تک‌تک کلماتی را که گفته‌ام پس بگیرم. دلم می‌خواد وقتی با کسی هستم آن لحظه را خوب احساس کنم. می‌خواهم مهارت زندگی کردن داشته باشم. می‌خواهم به نظر برسد بدون زحمت زندگی می‌کنم؛ ولی تا اینجا، کاری کرده‌ام که هر جنبه‌ای از زندگی خیلی سخت‌تر از آن پیش رویم ظاهر شود که بتوانم ازش عبور کنم
26
و در انتها همانند همیشه به تو فکر کردم، هم‌چون پرنده‌ای که پیش از خواب آواز کوتاهی می‌خواند تنها برای آن‌که امروز را زندگی کرده باشد.
15
غم، ناشی از هوش است.
هر چه که بیش‌تر برخی چیزها را درک کنی، بیش‌تر آرزو می‌کنی که هرگز آن‌ها را نفهمیده بودی!
22
اینکه اکنون چیزی را زندگی می‌کنی که بعدها برایت خاطره می‌شود و می‌دانی قرار است از دستش بدهی. با ترس خاطره شدنش قلبت می‌لرزد و می‌گویی ای کاش هیچوقت انقدر خوشحالم نبودم.‌ ‌ ‌‌‌ ‌

#برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌
13
شاعر می‌گه که "بهرحال این اوضاعی‌ست که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می‌سوزیم و می‌سازیم. قسمت‌مان بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز " :))))‌ ‌ ‌‌‌ ‌

#برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌
10
هیچ عزیزی فراموش نمیشود. گرچه از غیبت و نبودش هزار سال بگذرد …‌ ‌ ‌‌‌ ‌

#برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌
12
باید باور کنم که ضروری نبودم! دوست داشتم ضروری باشم، دلم می‌خواست برای چیزی یا کسی ضروری باشم اما نبودم …‌ ‌ ‌‌‌ ‌

#برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌
16
دوستت دارم و دانم که تويی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم


عماد خراسانی‌ ‌ ‌‌‌ ‌

#برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌
14
کسی که دوستش داشتم روزی جعبه‌ای پر از تاریکی به من داد. سال‌ها طول کشید تا بفهمم آن هم یک هدیه بود.
24
می‌ترسم. می‌ترسم از آن روز که تو را بیش از توانت دوست بدارم!
25
215
آن‌ها که به جزئیات کوچکی در مورد من که خودم متوجه‌شان نیستم، توجه دارند، قلب مرا لمس می‌کنند.

جبران خلیل جبران
218
من بااستعداد بودم، یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشنوم، یا یک چیز دیگر. ولی دست‌هایم چه کار کرده‌اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همینطور ذهنم را …
123