اگر بپرسی مشکل چیست و من چرا اینقدر غمگینم، پاسخ میدهم که چون در این خانه گل و گیاهی نیست. هیچ سبز زندهای نیست.
احتمالاً میخندی و میگویی: «همین؟»
بله همین. این کاملترین جوابیست که میتوانم به چنین سوالی بدهم.
این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند.
یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد. یعنی آدمهای این خانه از هم خستهاند، از خودشان خستهاند. یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمیکنیم. یعنی همهچیز آنقدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است. هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقهی بلندی و هیچ برگ پهنی نمیتواند این فاصلهها را پر کند.
احتمالاً میخندی و میگویی: «همین؟»
بله همین. این کاملترین جوابیست که میتوانم به چنین سوالی بدهم.
این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند.
یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد. یعنی آدمهای این خانه از هم خستهاند، از خودشان خستهاند. یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمیکنیم. یعنی همهچیز آنقدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است. هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقهی بلندی و هیچ برگ پهنی نمیتواند این فاصلهها را پر کند.
15💔8
تازگی و به رغم پرحرفی ظاهریام، بیش از پیش کم حرف و بیش از پیش غیر اجتماعی شدهام.
به رغم این نیاز درونیام برای پرحرف بودن و حتی میل قابل قبولتر انتقال اطلاعات، نمیتوانم از لاک خودم بیرون بیایم.
به رغم این نیاز درونیام برای پرحرف بودن و حتی میل قابل قبولتر انتقال اطلاعات، نمیتوانم از لاک خودم بیرون بیایم.
2💔5
أمّا القلوبُ المنکسرة، العباسُ کفیلها.
و اما قلبهای شکسته؛ عباس، ضامن و سرپرست آنهاست.
و اما قلبهای شکسته؛ عباس، ضامن و سرپرست آنهاست.
❤9
-میدونی، من فکر میکردم تا بیست و سه سالگی باید کسی برای خودم شده باشم.
+تنها کسی که تا بیست و سه سالگی باید شده باشی، خودته.
📽 reality bites
+تنها کسی که تا بیست و سه سالگی باید شده باشی، خودته.
📽 reality bites
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمــدی
قصّــه ببـافی
که
موجّــه بـروی؟!
در
نـزن
رفتهام از خویش ؛
کسی
منـزل
نیست …
قصّــه ببـافی
که
موجّــه بـروی؟!
در
نـزن
رفتهام از خویش ؛
کسی
منـزل
نیست …
سابق، دور خودم دیواری مستحکم کشیده بودم و پشت سنگهای سردش مخفی شده بودم. کسی را به دنیای خودم راه نمیدادم و به تنهاییام عادت کرده بودم اما، افسوس که با وعدههای او و با دستهای خودم برای رسیدن به او، دیوارهای دورم را خراب کردم.
حالا، تنها و زخمی در میان آوارها نشستهام، احساس غربت و ناامنی تمام وجودم را فراگرفته و این، سرنوشت غمانگیز تمام کسانی است که به تنهاییشان خیانت میکنند.
حالا، تنها و زخمی در میان آوارها نشستهام، احساس غربت و ناامنی تمام وجودم را فراگرفته و این، سرنوشت غمانگیز تمام کسانی است که به تنهاییشان خیانت میکنند.
💔3
بد ترین نوع از تنبلی، تنبلی در اندیشیدن است. در جدی نگرفتن حقیقتی که آن را میفهمیم، اما با تنبلی ضایعش میکنیم. میوهی نهایی این تضییع عقاید، دلمردگی و بیحوصلگیست.
دقیقاً همینجاست که قدم گذاشتن در جادهی همیشه باز توبه هم، برایت ناممکن میشود.
دقیقاً همینجاست که قدم گذاشتن در جادهی همیشه باز توبه هم، برایت ناممکن میشود.
استاد محمد شجاعی
انسان خیلی چیزها را فراموش میکند یا لااقل با آن کنار میآید. ولیکن چیزهایی هست که هیچوقت نمیتوان آن را فراموش کرد؛ مانند حرفهای ناحقی که میشنوی.
متهم شدن به چیزهایی که حقات نیست و از شدت ناراحتی و تعجب، حتی توانی هم برای دفاع از خودت نداری!
متهم شدن به چیزهایی که حقات نیست و از شدت ناراحتی و تعجب، حتی توانی هم برای دفاع از خودت نداری!
💔3
فی تِلك اللحظة
کان بإمکان أی کلمة مِنك
أن تَخمَد کل هذا الخراب الذی یداخلی
لکنك اخترت الصمت.
در آن لحظه، فقط یك کلمه از تو برای تمام کردن آشوب درونم کافی بود، اما تو سکوت را انتخاب کردی.
کان بإمکان أی کلمة مِنك
أن تَخمَد کل هذا الخراب الذی یداخلی
لکنك اخترت الصمت.
در آن لحظه، فقط یك کلمه از تو برای تمام کردن آشوب درونم کافی بود، اما تو سکوت را انتخاب کردی.
من علامات النضج أن الكلمات الجميلة؛
لم تعد تؤثر بك أو تبهرك أو تشعرك بالحب؛
فقط وحدها المواقف والأفعال هي من تقوم بذلك.
از نشانههای پختگی این است که کلمات زیبا تو را تحت تأثیر قرار نمیدهد یا شیفته نمیسازد و احساس عاشقی به تو دست نخواهد داد.
تنها عملکرد است که در تو همچین احساسی به وجود خواهد آورد.
• جبران خلیل جبران
لم تعد تؤثر بك أو تبهرك أو تشعرك بالحب؛
فقط وحدها المواقف والأفعال هي من تقوم بذلك.
از نشانههای پختگی این است که کلمات زیبا تو را تحت تأثیر قرار نمیدهد یا شیفته نمیسازد و احساس عاشقی به تو دست نخواهد داد.
تنها عملکرد است که در تو همچین احساسی به وجود خواهد آورد.
• جبران خلیل جبران
❤3
حداقل اتفاقی بیا!
شبیه همان اولین دیدار که مرا به خنده زیبای تو دعوت کرد.
یا همان بوسهای که از تو بر گونهام به جا ماند، همانقدر شیرین، خواستنی و خوشایند. و دور، خیلی دور.
شبیه همان اولین دیدار که مرا به خنده زیبای تو دعوت کرد.
یا همان بوسهای که از تو بر گونهام به جا ماند، همانقدر شیرین، خواستنی و خوشایند. و دور، خیلی دور.
❤1
دوست دارم با تو باشم.
چون هیچوقت از با تو بودن خسته نمیشوم.
حتی وقتی با هم حرف نمیزنیم،
حتی وقتی نوازشم نمیکنی،
حتی وقتی در یک اتاق نیستیم باز هم خسته نمیشوم.
هرگز دلزده و دلسرد نمیشوم. فکر میکنم به این خاطر است که به تو اعتماد دارم. به افکارت اعتماد دارم، میتوانی بفهمی چه میگویم؟
همهی آنچه که در تو میبینم و هر آنچه نمیبینم را دوست دارم.
با این همه، ضعفهایت را میدانم اما احساس میکنم همین نقاط ضعف تو و نقاط قوت من هستند که باهم سازگارند.
ترسهای مشترک نداریم. حتی پلیدیهای ما بهم میآید.
چون هیچوقت از با تو بودن خسته نمیشوم.
حتی وقتی با هم حرف نمیزنیم،
حتی وقتی نوازشم نمیکنی،
حتی وقتی در یک اتاق نیستیم باز هم خسته نمیشوم.
هرگز دلزده و دلسرد نمیشوم. فکر میکنم به این خاطر است که به تو اعتماد دارم. به افکارت اعتماد دارم، میتوانی بفهمی چه میگویم؟
همهی آنچه که در تو میبینم و هر آنچه نمیبینم را دوست دارم.
با این همه، ضعفهایت را میدانم اما احساس میکنم همین نقاط ضعف تو و نقاط قوت من هستند که باهم سازگارند.
ترسهای مشترک نداریم. حتی پلیدیهای ما بهم میآید.
❤5
فَقَدْ هَرَبْتُ إلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیکَ مُسْتَکیناً لَکَ مُتَضرِّعاً إلَیْکَ راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابى.
همانا به سوی تو گریختم
و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم و به خیری که نزد توست، ایمان دارم.
• امام علی علیهالسلام
همانا به سوی تو گریختم
و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم و به خیری که نزد توست، ایمان دارم.
• امام علی علیهالسلام
2❤8
میدانم که این افکار زیانبخش است زیرا که نشانهی بدبینی است.
اما حق و عدالت این سوال را ایجاب میکند که چرا همای خوشبختی و سعادت بر سر گروهی از مردم در آن هنگام که در شکم مادرند سایه میافکند و چرا گروهی دیگر در یتیمخانه و دارالمساکین چشم به این جهان میگشایند؟
📚 مردم فقیر.
اما حق و عدالت این سوال را ایجاب میکند که چرا همای خوشبختی و سعادت بر سر گروهی از مردم در آن هنگام که در شکم مادرند سایه میافکند و چرا گروهی دیگر در یتیمخانه و دارالمساکین چشم به این جهان میگشایند؟
📚 مردم فقیر.
این روزها حجمی از نمیدانم چه چیزی چنان تمام مرا پر کرده است.
که آنقدر خالیام، تمام چیزها در من گم میشوند و آنقدر پرم، که دیگر هیچجای کوچکی هم حتی برای خاطر و خاطرهای جدید، در من باقی نمانده است.
که آنقدر خالیام، تمام چیزها در من گم میشوند و آنقدر پرم، که دیگر هیچجای کوچکی هم حتی برای خاطر و خاطرهای جدید، در من باقی نمانده است.
2💔3
فرد کمالگرا میداند که ناتوانی، عدم کفایت و ناشایستگی وجود دارد؛ اما اینها نباید در او باشد.
• آدام فیلیپس
• آدام فیلیپس