Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
به یادآر پیکر بی‌‌جان خود را در پیش زن و فرزندت، آن زمان که نه طبیبی بتواند برایت سودمند باشد و نه دوستی که بتواند به تو نفعی برساند.

‏امام هادی علیه السلام‏ فرمودند
💔7
برای آدم‌هایی مثل من، که متعلق به دوران دیگری هستیم زندگی بدون کتاب‌فروشی‌ها، کتابخانه‌ها و سینماها زندگی بی‌روحی است. اگر نام چنین چیزی پیشرفت است، امیدوارم باعث‌و‌بانی آن را به جایی تبعید کنند که خبری از نور خورشید نباشد
4
من هر روز، دعاگوی تقدیری هستم که مرا بر سر راه تو گذاشت. بدون تو بخشی از وجودم تا ابد کور می‌ماند
16
زمان همه چیز را از هم دور می‌کند، کلمه‌ها را، خاطرات را، خیال‌ها را، آدم‌ها را، انگار که آدم در آن زمان‌ها گم شده باشد و همه چیز به اندازه‌ی کافی از هم و از خود او هم آنقدر دور شده باشند، که حالا دیگر تنها رشته‌های ناپیدایی که آدم در آن‌ها گیر افتاده باقی مانده باشد، که همه چیز را در حوالی دور از آدم، در کنار هم نگه داشته باشند و آدم دیگر نه می‌تواند که به آن‌ها برسد و نه می‌تواند که از آن‌ها جدا بشود، رسیده و نرسیده و به اندازه‌ی ناکافی دور از همه چیز، برای فراموش شدن و برای به یاد نیاوردن.
و لابد زمان همیشه و همین‌طور به دور کردن چیزها از هم ادامه خواهد داد، کلمات را، خاطرات را، خیالات را، آدم‌ها را هم، و لابد تنها همین دوری را برای آدم باقی خواهد گذاشت
💔8
کمترین کفر این است که آدمی سخنی از برادرش بشنود و آن سخن را بر ذهنش ‌بسپارد که (زمانی) با آن سخن او را رسوا کند، همانا که چنین شخصی بهره‌ای برایش (در آخرت) نیست.

رسول‌الله فرمود
37
برای زندگی کردن زیادی لطیفی و برای مردن زیادی جان‌سخت. نه حوصلهٔ آدم‌ها را داری و نه تحمل انزوا را. نه مجال خوش‌بینی را و نه استعداد ناامیدی را. نیمی از تو همواره بر سر راه آسایشت قرار گرفته‌است
27
در مرحله‌ی خاصی از مواجهه با رنج، انسان تنهایی را بر می‌گزیند. چرا که متوجه می‌شود هر حضوری تنها رنجش را مضاعف می‌کند. درک پریشانی درونش برای ناظر بیرونی ناممکن است. سکوت را انتخاب می‌کند یا دیگر نقاب‌ها را؛ خشم، مسخرگی، بی تفاوتی و...

آلبر کامو
💔8
می‌دانی چه حسی دارم؟ انگار که از میان هزاران ستارهٔ آسمان یک ستارهٔ کوچک را گم کرده باشم و دلتنگی‌اش، تمام آسمانم را گرفته باشد.
17
هر روز در میان کسانی که از جنس تو‌ نیستند برای چیزی می‌جنگی که از جنس تو نیست. تا هر شب در تنهایی‌ ساکت و مأنوس‌ات، به تصور آرزوهایی بپردازی که از جنس‌ تواند، اما هرگز آن‌ تو نخواهند شد.
💔16
آدمی بیچاره و مجبور است. برای پذیرفتن چیزهای آزاردهنده‌ی بسیاری باید تلاش کند و این چیزها، هرگز تمامی ندارند.
💔28
اما دنیا، آنقدر چرخید و چرخید تا مرا در جایگاه تویی که نمی‌توانستی بگذارد. تنها به این خاطر که من بفهمم تو بیشتر از من رنج می‌کشیدی.
24
این‌ که دوستم داری، اوضاع را بهتـر می‌کند. مانند یک سنگر امن در میان میدان جنگ؛
126
Saved Messages pinned «این‌ که دوستم داری، اوضاع را بهتـر می‌کند. مانند یک سنگر امن در میان میدان جنگ؛»
تمـــام آن شب‌هایی که برای تو گریه می‌کردم، این اشک نبود که از چشم‌های من می‌افتاد این تو بودی که از چشم‌هایم می‌افتادی.
31
من ‌آن‌قدر بزرگوار نبودم که از اهانت‌ها بگذرم. اما سرانجام فراموش می‌‌کردم و آن که گمان می‌برد از او بی‌زارم مبهوت می‌شد آن‌گاه که می‌دید لبخند زنان به او سلام می‌کنم عظمت روحم تحسین‌اش را برمی‌انگیخت و یا منش‌ام را خوار می‌شمرد غافل از این‌ که علت رفتارم ساده‌تر از این حرف ها بود. من حتی نام‌اش را فراموش کرده بودم.
217
Saved Messages pinned «من ‌آن‌قدر بزرگوار نبودم که از اهانت‌ها بگذرم. اما سرانجام فراموش می‌‌کردم و آن که گمان می‌برد از او بی‌زارم مبهوت می‌شد آن‌گاه که می‌دید لبخند زنان به او سلام می‌کنم عظمت روحم تحسین‌اش را برمی‌انگیخت و یا منش‌ام را خوار می‌شمرد غافل از این‌ که علت رفتارم…»
می‌خواهم با کسی بروم، که دوستش ‌‌دارم.نمی‌خواهم هزینه‌ی این همراه شدن، حساب و کتاب شود یا اینکه به خوبی و بدی‌اش فکر کنم. حتی نمی‌خواهم بدانم که آیا او هم، مرا دوست دارد یا نه! فقط می‌خواهم همراه کسی بروم، که دوستش دارم.
19
چه کسی همه‌ی این‌ها را به تو آموخت؟! بی‌درنگ پاسخ داد، "رنج"
16