Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
ابتدا گمان می‌کردم تو پنجره‌ای‌ هستی رو به دریا ، کمی که گذشت با خودم گفتم حتی شاید خود دریا هستی. مدت‌ها بعد ساختمان بلندی رو به پنجره‌ام ساخته شد و در انتها فهمیدم تو‌ تنها مالک آن ساختمان بودی!
💔5
احساس تنفر و انزجار دارم نسبت به کسانی که بعد از یک انتظار طولانی، ناامیدم می‌کنند. انگار تو را به سرزمین خودشان دعوت کرده و بعد در غربت رهایت کرده باشند
💔6
روزی می‌رسد که با همه ‌چیز کنار می‌آیی. با غم‌، با رنج‌، فقدان، معمولی بودن، ضعف‌ها و ناتوانی‌ها. گویی که یه شب از خواب که برخواستی خودت را همان‌طور که هست می‌پذیری، با تمام آن نقاط‌ ضعف و شاید قدرت.
از آن روز به بعد، همه چیز آسان‌تر است و زندگی قابل تحمل‌تر. کافی‌ست با خودت دمی بنشینی و صلح کنی
7
هر زمان مشاهده کردید کسی دست و پا می‌زند، زیاد به این چیز و آن چیز چنگ می‌زند، زیاد حرف می‌زند و سپس حرف‌هایش را پس می‌گیرد، یعنی مستاصل شده است. آدم مستاصل، نه تذکر می‌خواهد نه راهنمایی. طعنه و سرکوفت که هیچ! آدم مستاصل مراعات می‌خواهد. اگر گوشی برای شنیدن خواست دریغ نکنید، وگرنه همانی باشید که همیشه بودید. تغییر در رفتار با چنین شخصی، حس استیصال را بیشتر می‌کند چرا که با خودش گمان می‌کند با رفتارهایش دارد وجهه‌ی خودش را هم خراب می‌کند و دوستانش را از دست می‌دهد؛
7
فکر می‌کردم به همین سادگی‌‌هاست!
که روی ‌بچرخانم و از راهی که آمدم بازگردم. اما فهمیدم حتی ردپای خودم مرا به جایی که آغاز کردم، نمی‌رساند. فهمیدم جایی که آغاز کرده‌ام بعد از نخستین گام من، رسالتش به پایان رسیده و آناً فرو‌ریخته و من در میانه‌ی راه، گم‌ شده‌ام
2
نیست دو نفر مؤمن که بیش از سه روز از هم قهر باشند مگر اینکه من در روز سوم از هر دو نفر آن‌ها بیزارم، گفته شد "یا بن رسول الله این حال ستمگر است، ستمدیده چه گناهی دارد؟" فرمود "چرا ستمدیده به‌سوی ستمگر نمی‌رود که بگوید من ستمگر بودم تا آشتی کنند؟"

امام باقر علیه السلام فرمودند
5
به یادآر پیکر بی‌‌جان خود را در پیش زن و فرزندت، آن زمان که نه طبیبی بتواند برایت سودمند باشد و نه دوستی که بتواند به تو نفعی برساند.

‏امام هادی علیه السلام‏ فرمودند
💔7
برای آدم‌هایی مثل من، که متعلق به دوران دیگری هستیم زندگی بدون کتاب‌فروشی‌ها، کتابخانه‌ها و سینماها زندگی بی‌روحی است. اگر نام چنین چیزی پیشرفت است، امیدوارم باعث‌و‌بانی آن را به جایی تبعید کنند که خبری از نور خورشید نباشد
4
من هر روز، دعاگوی تقدیری هستم که مرا بر سر راه تو گذاشت. بدون تو بخشی از وجودم تا ابد کور می‌ماند
16
زمان همه چیز را از هم دور می‌کند، کلمه‌ها را، خاطرات را، خیال‌ها را، آدم‌ها را، انگار که آدم در آن زمان‌ها گم شده باشد و همه چیز به اندازه‌ی کافی از هم و از خود او هم آنقدر دور شده باشند، که حالا دیگر تنها رشته‌های ناپیدایی که آدم در آن‌ها گیر افتاده باقی مانده باشد، که همه چیز را در حوالی دور از آدم، در کنار هم نگه داشته باشند و آدم دیگر نه می‌تواند که به آن‌ها برسد و نه می‌تواند که از آن‌ها جدا بشود، رسیده و نرسیده و به اندازه‌ی ناکافی دور از همه چیز، برای فراموش شدن و برای به یاد نیاوردن.
و لابد زمان همیشه و همین‌طور به دور کردن چیزها از هم ادامه خواهد داد، کلمات را، خاطرات را، خیالات را، آدم‌ها را هم، و لابد تنها همین دوری را برای آدم باقی خواهد گذاشت
💔8
کمترین کفر این است که آدمی سخنی از برادرش بشنود و آن سخن را بر ذهنش ‌بسپارد که (زمانی) با آن سخن او را رسوا کند، همانا که چنین شخصی بهره‌ای برایش (در آخرت) نیست.

رسول‌الله فرمود
37
برای زندگی کردن زیادی لطیفی و برای مردن زیادی جان‌سخت. نه حوصلهٔ آدم‌ها را داری و نه تحمل انزوا را. نه مجال خوش‌بینی را و نه استعداد ناامیدی را. نیمی از تو همواره بر سر راه آسایشت قرار گرفته‌است
27
در مرحله‌ی خاصی از مواجهه با رنج، انسان تنهایی را بر می‌گزیند. چرا که متوجه می‌شود هر حضوری تنها رنجش را مضاعف می‌کند. درک پریشانی درونش برای ناظر بیرونی ناممکن است. سکوت را انتخاب می‌کند یا دیگر نقاب‌ها را؛ خشم، مسخرگی، بی تفاوتی و...

آلبر کامو
💔8
می‌دانی چه حسی دارم؟ انگار که از میان هزاران ستارهٔ آسمان یک ستارهٔ کوچک را گم کرده باشم و دلتنگی‌اش، تمام آسمانم را گرفته باشد.
17
هر روز در میان کسانی که از جنس تو‌ نیستند برای چیزی می‌جنگی که از جنس تو نیست. تا هر شب در تنهایی‌ ساکت و مأنوس‌ات، به تصور آرزوهایی بپردازی که از جنس‌ تواند، اما هرگز آن‌ تو نخواهند شد.
💔16
آدمی بیچاره و مجبور است. برای پذیرفتن چیزهای آزاردهنده‌ی بسیاری باید تلاش کند و این چیزها، هرگز تمامی ندارند.
💔28
اما دنیا، آنقدر چرخید و چرخید تا مرا در جایگاه تویی که نمی‌توانستی بگذارد. تنها به این خاطر که من بفهمم تو بیشتر از من رنج می‌کشیدی.
24
این‌ که دوستم داری، اوضاع را بهتـر می‌کند. مانند یک سنگر امن در میان میدان جنگ؛
126
Saved Messages pinned «این‌ که دوستم داری، اوضاع را بهتـر می‌کند. مانند یک سنگر امن در میان میدان جنگ؛»