Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
چگونه یک قلب، یک قلب نه چندان سالم، می‌تواند این همه ناخشنودی و انباشتن دائمی این همه اشتیاق را تحمل کند؟
💔17
‏به موازات این‌که به این فکر می‌کنم که کم‌ دردترین راه خلاص کردن خودم از زندگی چی می‌تونه باشه، حواسم هست که به حد کافی آب بخورم تا پوستم چروک نشه.
یاد آقای بدیعی افتادم که همه‌ی همّ و غمّش شده بود این‌که یکی پیدا بشه که روش خاک بریزه، ولی در جواب تعارف کسی گفت «ممنون، من تخم‌مرغ نمی‌خورم. کلسترول دارم، برام خوب نیست.»
💔17
Forwarded from Saved Messages
کسی که تو را بشناسد، چگونه از تو دست خواهد کشید؟
و کسی که محکم‌ترین تکیه‌گاه جهان را تجربه کرده باشد، چگونه به تکیه‌گاه‌های پوشالی دیگر تن خواهد داد؟
23
مرا فدایی این عشق کن فدای غمت.
120
غمگین‌ام. برای تمام قلب‌هایی که روزی عزیزترین انسان‌ها در آن‌ها سکنا گزیده بودند اما اکنون همچون سرزمینی طوفان‌زده، جز ویرانی و بوی تعفن لاشه‌ی همان آدم‌ها چیزی باقی نمانده است.
💔32
برای من که صدای تپش‌های قلب کوچک و مهربان تو را، بارها و بارها و بارها، از نزدیک حس کرده و شنیده بودم، باور این‌که تو هم می‌توانی چنین بی‌رحم باشی، سخت و جانکاه بود.
💔25
مهم، بودن توست در این نابسامانی‌ها و شانه‌ای امن برای من، که خستگی‌هایم را حتی برای بازدمی فراموش کنم.
17
‏نمی‌‌دانستم چرا می‌‌خواهم بگریم، اما می‌‌دانستم که اگر کسی با من حرف بزند یا دقیق نگاهم کند، یک هفته‌ی تمام خواهم ‌گریست.
💔16
نفس کشیدن که سخت می‌شود، عطر جا مانده‌اش را بو می‌کِشم. مدام، مدام، مدام.
💔12
حوصله‌ام تمام شده است.
نمیخواهم برای اینکه شاد باشم یا شادمانه زندگی کنم، خودم را به در و دیوار بکوبم، یا با مزخرفات سرگرم شوم و شبانه روز امید واهی میل کنم.
من به زندگی باج نمی‌دهم!
حالا حوصله سر بر و مچاله هستم، خب هستم که هستم. همین است که هست، این زندگی من است و گاهی باید بد و پر از هیچ باشد. حتی شاید همیشه!
8
اینجا چنان ناامن و ناپایدار است که اگر تنها برای یک ساعت، از کسی جدا شوی ممکن است مجبور شوی در ابدیت به دنبال او بگردی!
💔24
ایستاد، و از خود پرسید ثمره‌ی دویدن‌های مداوم به دنبال خوشبختی چه‌چیز به جز خستگی، نفس‌ نفس زدن‌ها و بی‌خوابی بود ؟!
💔12
من بعد از تو با این مسئله که دیگر کسی را دوست نداشته باشم کنار آمده‌ام. تو بعد از من با این درد که دیگر کسی مثل من دوستت ندارد، چه میکنی؟
💔18
صبح چشم‌های دور از مَن‌ات بخیر.
💔19
موسی علیه‌السلام در مناجات با خدا عرض کرد خدای من، کدام آفریده‌ات را بیشتر دوست می‌داری؟
فرمود آن‌کس را که چون محبوبش را از او بگیرم، با من آشتی باشد.
23
‏و هر بار که شادی سراغم را گرفت، غمگین شدم که با تو تقسیم نمی‌کنم.
💔15
شخص يهتم لمكان الهمزة، و نقطة نهاية الجملة، والفاصلة بين الكلام، أتتوقع أن يفوت تفاصيل وجهة؟

چگونه از كسی كه به مكان همزه و نقطه آخر خط و فاصله بين كلمات اهميت ميدهد انتظار داری جزئيات صورتت را ناديده بگيرد؟
21
من آنقدر زیاد رویا بافته‌ام و کم‌تر زیسته‌ام، که گاهی سه ساله‌ام، اما روز بعد اگر خوابی که دیده‌ام محزون باشد ،سیصد ساله‌ام.
تو اینطور نیستی؟ در لحظاتی به نظرت نمی‌رسد که در آستانه‌ی آغاز زندگی هستی و زمانی دیگر سنگینی چندین هزار قرن را روی دوش خود حس نمی‌کنی؟
💔12
Forwarded from Saved Messages
اگر بپرسی مشکل چیست و من چرا این‌قدر غمگینم، پاسخ می‌دهم که چون در این خانه گل و گیاهی نیست!
هیچ سبز زنده‌ای نیست.
احتمالاً می‌خندی و می‌گویی: «همین؟»
بله همین.
این کامل‌ترین جوابی‌ست که می‌توانم به چنین سوالی بدهم!
این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند.
یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد.
یعنی آدم‌های این خانه از هم خسته‌اند، از خودشان خسته‌اند.
یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمی‌کنیم.
یعنی همه‌چیز آن‌قدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است!
هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقه‌ی بلندی و هیچ برگ پهنی نمی‌تواند این فاصله‌ها را پر کند.
💔16
برای بار هزارم ..
💔7
تو فکر کردی آدم از چه چیزهایی میمیرد؟ خیلی چیزها! خیلی چیزهای بیشتری از گرسنگی و خفگی و سکته و اینطور چیزها، مثل خستگی، مثل ناامیدی و مثل اندوه.
💔12