Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
عزیز دور از نظر و زیبای من؛
من همیشه از فکر کردن به شما آرام می‌شوم. حتی زمانی که در طولانی‌ترین فاصلهٔ ممکن هستیم. حتی زمانی که در دلتنگ‌ترین حالت خود هستم و حتی زمانی که در دست‌ نیافتنی‌ترین وضعیت هستیم!
من با تمام مصائب داشته و نداشته‌ام، با تمام مسائل حل شده و حل نشده‌ام، از فکر کردن به شما آرام می‌شوم. مانند شنیدن صدای تلاوت قرآن که حتی اگر از جهنم هم بیاید، آرامش‌بخش است.
10
چروک برداشته‌ام از غم! انگار که سال‌‌ها و روزها و شب‌هاست که در آب‌های اندوه جهان شناورم.
💔10
Saved Messages
داستان دست‌ها.
داستان دست‌ها.
15
غمگینم.
نه آن‌طور که سوگوار چیزی باشم یا دلم برای چیزی تنگ شده باشد یا چیزی را بخواهم یا هیچ چیز دیگری! تنها به تمام معنی غمگین بودن غمگینم.
بی‌آنکه اصلا دلیلی برایش باشد یا چیزی، و گاهی همین بی‌دلیل بودن چیزها خودشان غمگین‌ترین چیزهای دنیا می‌شوند.
💔13
سرزمین من؛ دوست داشتن یا دوست داشته شدن؟ تو کدام یک را می‌خواهی؟ بیا صبور باشیم و هر دو را امتحان کنیم. تو دوست داشته شدن را، من دوست داشتن تو را
18
بی‌حوصلگی کلاف کاموای بزرگ سردرگمی‌ست که هرچه هم که آدم سررشته‌های آن را می‌کشد‌، باز هم از هم باز نمی‌شود و تنها گره به گره، آدم را بیش‌تر در خودش فرو می‌برد و به خودت که می‌آیی، مسخ شده در میانه‌ی کامواهای باز شده گیر افتاده‌ای و با خودت تکرار می‌کنی که کدام در مرا از این هزارتوی بی‌‌سر و ته بیرون می‌برد؟
💔12
10
بعضی روزها، بعضی لحظات و بعضی احساسات و بعضی افراد؛ ارزش زنده بودن، تجربه کردن و ضرر کردن را دارند. ارزش انتظار و تلاش را.
14
آدم گاهی با خودش فکر می‌کند که بالاخره کجای راه را اشتباه رفته است که به اینجا رسیده است؟ و هرچه بیشتر فکر می‌کند، کمتر جوابی برایش پیدا می‌کند، انگار که تمام راه‌ها و چیزها و حرف‌ها و آدم‌هایش درستِ درست بوده‌اند و در میانه‌ی تمام آن‌همه چیزهای درست، تنها خودش نادرست بوده است!
خوش‌نویسی که خطش را تمام کرده باشد و آن آخرِ آخر، اشتباهی دستش روی مرکب تازه کشیده شده باشد و تمام.
💔7
نگو که حاجت منی شدی به غیر روا.
💔13
‏یک چیزهایی هست که شما هیچ‌وقت نخواهید فهمید! چیزهای به ظاهر کم‌اهمیت مانند این‌که چه کسی، در کدام تاریخ، در تونلِ شماره چندِ کدام جاده با گوش دادن به چه موسیقی‌ای به یاد شما بوده است.
💔18
آن‌چه ناامیدم ‌کند بسیار است و آن‌چه که امیدوار، اندک.
12
از تمام چیزهایی که دیده‌ام، تو تنها چیزی هستی که می‌خواهم به دیدنش ادامه بدهم.
12
روحِ من تشنهٔ محبت است.
به من چیزی فراتر از دوستت دارم بگو. دوستت دارم برای من مانند میوهٔ بیرون زده از باغ است!
برای من، پوستت را بشکاف و مرا در میان استخوان‌هایت جای بده و به من، به خشم بگو تو این‌جا را غصب‌ کرده‌ای! و به من بگو که اشغال‌گر هستم. به من بگو و در چشم‌های من فریاد بکش که آن‌جا، فقط و فقط وطن من است، و مرا با خود ببر
17
می‌دانم که همه می‌روند‌ و می‌دانم که غمگین شدن چیزی را تغیر نمی‌دهد، اما نمی‌توانم از رفتن‌ها و مرگ‌‌ها غمگین نشوم. دانستن، الزامی برای توانستن نیست.
💔15
Saved Messages
در هم تنیده‌.
در هم تنیده‌.
16
وقتی که همه مرا به کوبیدن درهایی که می‌بستم می‌شناختند، من برای آرام بسته شدن در خانه‌ی تو، دستم را لای در گذاشتم.
💔18
تنها نشده‌ام، تنها مانده‌ام.
من هرگز کسی را آن‌گونه که تنها نباشم در کنارم نداشته‌ام و یک تنها، هرگز تنها نمی‌شود، تنها می‌ماند. تنهاتر و ترتر‌.
💔17
Saved Messages
داستان دست‌ها.
داستان دست‌ها.
18
صحبتی از تو به میان نیامد إلا آن‌که لبانم به تبسم گشوده شد. گویی تو همچون «عید» هستی و دیگران، باقی روزها.
12