میخوام عذرخواهی کنم از تمام زنهایی که بهشون گفتم زیبا، قبل از این که باهوش یا شجاع خطابشون کنم. متأسفم از این که طوری رفتار کردم که انگار اون چه که باهاش به دنیا اومدید مهمترین چیزی هست که شما میتونید بهش افتخار کنید.
از حالا به بعد این قبیل جملهها رو میگم "تو قوی هستی یا تو خارقالعاده هستی." نه به این دلیل که زیبا نیستی بلکه به این دلیل که تو خیلی بیشتر از "فقط زیبا" هستی.
🎬 Milk and honey
از حالا به بعد این قبیل جملهها رو میگم "تو قوی هستی یا تو خارقالعاده هستی." نه به این دلیل که زیبا نیستی بلکه به این دلیل که تو خیلی بیشتر از "فقط زیبا" هستی.
🎬 Milk and honey
تنهایی؛
خواب سنگینی در تاریکی بود و او آفتاب نزدیک ظهر. تند و داغ میتابید. نه میتوانستم نگاهش کنم، نه دلم میآمد پرده را بکشم.
پشت به آفتاب نشسته بودم و گرم بودم. گاهی سر میچرخاندم و نگاهش میکردم، اما نور تیزش آزارم میداد و زود برمیگشتم. حالا غروب شده و دیگر خواب مرا نمیبرد.
خواب سنگینی در تاریکی بود و او آفتاب نزدیک ظهر. تند و داغ میتابید. نه میتوانستم نگاهش کنم، نه دلم میآمد پرده را بکشم.
پشت به آفتاب نشسته بودم و گرم بودم. گاهی سر میچرخاندم و نگاهش میکردم، اما نور تیزش آزارم میداد و زود برمیگشتم. حالا غروب شده و دیگر خواب مرا نمیبرد.
❤6
هربار که ترانهای برایت سرودم قوم من بر من تاختند که چرا برای میهن، شعری نمیسرایی؟ و آیا زن، چیزی به جز وطن است؟!
❤12
ما میخواهیم دوست داشته شویم. اگر نه، مورد تحسین قرار بگیریم. اگر نه، از ما بترسند، اگر نه، مورد نفرت و تحقیر واقع شویم. ما به هر قیمتی میخواهیم حسی را در دیگران برانگیزیم. روح ما از تهی بودن گریزان است و به هر بهایی طالب ارتباط با دیگران
❤8
آخر واقعا چطور میشود آدم خوشحال باشد از این که ساعت ۶:۳۰ با زنگ ساعت بیدار بشود، از تخت بیاید بیرون، لباس بپوشد، زورکی چیزی بخورد، مسواک بزند، شانه کند، و بعد از یک نبرد طولانی با ترافیک، برسد جایی که در واقع زور میزند برای کس دیگری کلی پول دربیاورد و درنهایت هم ازش میخواهند بابت این فرصتی که در اختیارش گذاشته شده، قدردان باشد؟
• هزار پیشه
• هزار پیشه
🍓6
طبیعت انسان اینطور ایجاب میکند که بعد از شکست، یعنی هرگونه ناملایمتی، محتاطتر و کمخطاتر عمل کند. اما من خطرپذیرتر و بیپرواتر از قبل، به مسیر خود ادامه میدهم و این، نوعی کدورت و کینه از خویشتن به دل گرفتن است
💔10
یکی از شبهایی که خوابت نمیبرد، درست وقتی که دستش را از روی تنت برمیداری و خودت را از آغوشش جدا میکنی تا بتوانی از این پهلو به آن پهلو شوی، در ظلمات و تاریکی، میان گرمای شهوتانگیز اتاق، میشود لحظهای به من -هم- فکر کنی یا خیانت در مرامت نیست؟
💔20
آگاه باش فرزندم!
کسی که به عیبهای خویش توجه کند، دیگر به عیب بقیه مردم مشغول نمیشود. کسی که لباس تقوا را کنار بگذارد، دیگر با هیچ لباسی نمیتواند عیوب خود را بپوشاند. کسی که به تقسیم خدائی راضی شد، دیگر غم از دست رفتهها را نخورد. کسی که شمشیر ستم برکشید، خون خود نیز بدان خواهد ریخت. کسی که برای برادرش چاهی حفر کند، خود نیز در آن خواهد افتاد. کسی که اسرار دیگران را فاش سازد، اسرار خانه خودش نیز فاش خواهد شد. کسی که خطای خود را از نادیده بگیرد، خطای دیگران را بزرگ خواهد شمرد. کسی که در کارها بیش از اندازه تلاش کند، خود را به هلاکت میاندازد. کسی که بیپروا خود را به گرداب امور اندازد، غرق میشود.
• حسین از زبان حسین.
کسی که به عیبهای خویش توجه کند، دیگر به عیب بقیه مردم مشغول نمیشود. کسی که لباس تقوا را کنار بگذارد، دیگر با هیچ لباسی نمیتواند عیوب خود را بپوشاند. کسی که به تقسیم خدائی راضی شد، دیگر غم از دست رفتهها را نخورد. کسی که شمشیر ستم برکشید، خون خود نیز بدان خواهد ریخت. کسی که برای برادرش چاهی حفر کند، خود نیز در آن خواهد افتاد. کسی که اسرار دیگران را فاش سازد، اسرار خانه خودش نیز فاش خواهد شد. کسی که خطای خود را از نادیده بگیرد، خطای دیگران را بزرگ خواهد شمرد. کسی که در کارها بیش از اندازه تلاش کند، خود را به هلاکت میاندازد. کسی که بیپروا خود را به گرداب امور اندازد، غرق میشود.
• حسین از زبان حسین.
❤14
رنج عجیبی این روزها مرا در آغوش گرفته است؛ اینکه نمیتوانم از هیچ چیزی به معنای واقعی لذت ببرم.
💔10
عزیزِ من؛
کاش در میانهٔ مکالماتت، وقت قول و قرار گذاشتنت، مهمانی رفتنت، مهمان دعوت کردنت، وقتی که میخواهی از سرمای هوای دیشب بگویی، از معطلی امروز در بانک بگویی، از فیلمی که هفتهٔ گذشته در سینما دیدهای بگویی، از قدم زدن طولانی امروز عصر بگویی، از واژهٔ "ما" استفاده کنی. و کسی نپرسد "ما" یعنی که؟ همه بدانند مدنظر از "ما" تو و من است. این "ما" گفتنت خستگی از تنم که هیچ، از روحم در میکند.
کاش در میانهٔ مکالماتت، وقت قول و قرار گذاشتنت، مهمانی رفتنت، مهمان دعوت کردنت، وقتی که میخواهی از سرمای هوای دیشب بگویی، از معطلی امروز در بانک بگویی، از فیلمی که هفتهٔ گذشته در سینما دیدهای بگویی، از قدم زدن طولانی امروز عصر بگویی، از واژهٔ "ما" استفاده کنی. و کسی نپرسد "ما" یعنی که؟ همه بدانند مدنظر از "ما" تو و من است. این "ما" گفتنت خستگی از تنم که هیچ، از روحم در میکند.
❤12
نامهای که برایم نوشتهای چنان آتشی در دلم افروخته است که از روزهای سرد پاییز باکی ندارم.
لبانم را چنان زیبا وصف کردهای که در آینه به خود نگریستم تا ببینم لبانم همانقدر زیبایند که تو میگویی؟ میدانم که اغراق میکنی.
اگر من آن زنی هستم که در نامه و شعرت از شیفتگی و عشقت به او سخن راندهای، چرا تنهایم گذاشتی دلبندم؟ چرا تنهایم؟
• نامه از پیرایه به ناظم حکمت؛ برگردانِ یاسمن پوری.
لبانم را چنان زیبا وصف کردهای که در آینه به خود نگریستم تا ببینم لبانم همانقدر زیبایند که تو میگویی؟ میدانم که اغراق میکنی.
اگر من آن زنی هستم که در نامه و شعرت از شیفتگی و عشقت به او سخن راندهای، چرا تنهایم گذاشتی دلبندم؟ چرا تنهایم؟
• نامه از پیرایه به ناظم حکمت؛ برگردانِ یاسمن پوری.
💔8
عذر میخوام ولی من اونقدر توی ذهنم مشغول نبرد و با خودم هستم که دیگه توانی برای جنگیدن با شما ندارم.
تمام انرژی و توانم صرف کشمکشهای درونی و ذهنی میشه؛ اگه قرار باشه اون بیرون توام برای من یه جنگ و نبرد جدید باشی، شرمنده؛ من اهلش نیستم.
تمام انرژی و توانم صرف کشمکشهای درونی و ذهنی میشه؛ اگه قرار باشه اون بیرون توام برای من یه جنگ و نبرد جدید باشی، شرمنده؛ من اهلش نیستم.
💔10